صفحه 102 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۶:۴۳ ب.ظ
توسط noora
درود
يار اندر کس نمي بينم ياران را چه شد
دوستي کي اخر امد دوستاران را چه شد
ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۹:۰۴ ب.ظ
توسط Mamool
دردم نهفته به ز طبيبان مدعي
باشد كه از خزانه غيبم دوا كنند
ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۳۹ ب.ظ
توسط Ines
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۲۶ ق.ظ
توسط SAMAN
قاصد آورد خبری خوش ز آن بی خبر*****شاد گشت دل بی خبر ز خیر خبر
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۴۸ ق.ظ
توسط Leila
راهي بزن كه اهي بر ساز ان توان زد
شعري بخوان كه با ان رطل گران توان زد
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۷:۱۷ ق.ظ
توسط milad1378
در همه د ير مغان نيست چو من شيدايي************خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي

ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۰۰ ق.ظ
توسط Mamool
يار ما چون گرد آغاز سماع
قدسيان در عرش دست افشان كنند
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۰۶ ق.ظ
توسط freeman_16
دام بگزیدی ز حرص گندمی بر تو شد هر گندم او گزدمی (مولانا)
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۲۵ ب.ظ
توسط saeede
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نکني ناشادم
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط milad1378
مرا با دوست عهدي جاودانست************نخواهم بشكند تا روز محشر
((شعر سروده خودم))
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۹ ب.ظ
توسط Leila
روي رنگين را به هر كس مي نمايد همچو گل
ور بگويم باز پوشان باز پوشاند ز من
ارسال شده: چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۱۶ ب.ظ
توسط milad1378
نه هركه طرف كله كج نهاد و تند نشست**********كلاه داري و آيين سروري داند
