صفحه 103 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۶, ۲:۰۶ ب.ظ
توسط saeede
در دير محبت که ادب آينه دار است
خاموش به آن شعله که خاموش نباشد
ارسال شده: چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۶, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط milad1378
دوش مرغي به صبح مي ناليد************** عقل و صبرم ببرد و طاقت وهوش 8)
ارسال شده: پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۵۶ ق.ظ
توسط Leila
شعر خونبار من اي باد بدان يار رسان
كه ز مژگان سيه بر رگ جان زد نيشم
ارسال شده: پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۱۰ ق.ظ
توسط SAMAN
من از بیگانگان هرگز ننالم*******که با من هرچه کرد آن آشنا کرد
ارسال شده: پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۷:۰۶ ق.ظ
توسط milad1378
دردم از يار است و درمان نيز هم***************دل فداي او شد و جان نيز هم

ارسال شده: پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۳:۵۵ ب.ظ
توسط saeede
مستم ، ولي از روي او ، غرقم ولي از در جوي او
مر محتسب را و ترا هم چاشني آورده ام
ارسال شده: پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۴:۳۶ ب.ظ
توسط street
من تورو مي خوام تورو مي خوام
ستاره ورو مي خوام تورو مي خوام

ارسال شده: جمعه ۵ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۰۷ ق.ظ
توسط Leila
از شعرايي استفاده كنين كه داراي معنا و مفهوم باشه
محمل جانان ببوس انگه به زاري عرضه دار
كز فراقت سوختم اي مهربان فرياد رس
ارسال شده: یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۵۹ ب.ظ
توسط milad1378
سلامي چو بوي خوش آشنايي*********بر آن مردم ديده روشنايي

ارسال شده: یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۶, ۳:۱۷ ب.ظ
توسط saeede
ياد باد آنکه صبوحي زده در مجلس انس
جز من و ياد نبوديم و خدا با ما بود
ارسال شده: یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۳۵ ب.ظ
توسط Leila
دامن دوست بدست ار و ز دشمن بگسل
مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
ارسال شده: دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۲۱ ق.ظ
توسط milad1378
نا برده رنج گنج ميسر نمي شود************مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
