صفحه 106 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۳۷ ق.ظ
توسط saeede
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نکني ناشادم
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۶, ۲:۱۶ ب.ظ
توسط maziyarshaban
منم که شهره شهرم به عشق ورزيدن ------- منم که ديده نيالودم به بد ديدن
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۱۱ ب.ظ
توسط naatamam
نه هر که چهره برافروخت دلبري داند
نه هر که آينه سازد سکندري داند
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۰۱ ق.ظ
توسط sir.mohammad
دیدن روی تو ظلمست و ندیدن مشکلست************* چیدن این گل گناهست و نچیدن مشکلست
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۳۱ ق.ظ
توسط Seymon86
تو اندر وقت بخشيدن جهاني مختصر داري.......جهان از روي بخشيدن تو را هم مختصر دارد
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۴۳ ق.ظ
توسط naatamam
دهــان یــــار که درمــان درد حافـــــــــــظ داشــت
فــغــان که وقــت مـروت چــه تـنـگ حوصله بـــود
ارسال شده: جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۰۳ ق.ظ
توسط Leila
در بحر مائي و مني افتاده ام بيار
مي تا خلاص بخشم از مائي و مني
ارسال شده: جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۰۹ ق.ظ
توسط Red Bull
يه درخت خشك و بي بر ميون كوير داغ
توي ته موندهي ذهنش نقش پر رنگ يه باد
ارسال شده: جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۸۶, ۳:۴۶ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* در خرابات مغان نور خدا مي بينم * * * اين عجب بين که چه نوري ز کجا مي بينم *
ارسال شده: جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۱۳ ق.ظ
توسط naatamam
مرا مي بيني و هر دم زيادت ميکني دردم
ترا مي بينم و ميلم زيادت مي شود هر دم
ارسال شده: جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۳۵ ب.ظ
توسط vaispard
مي روم تا به سجود بت ديگر باشم -------------------- باز اگر سجده كنم پيش تو كافر باشم

(وحشي بافقي)
ارسال شده: جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۵۲ ب.ظ
توسط sir.mohammad
مو شکافی ها در آن اندام زیبا کرده ام*************** تا کمر را در میان زلف پیدا کرده ام