صفحه 110 از 448
ارسال شده: جمعه ۲ شهریور ۱۳۸۶, ۱۰:۳۵ ب.ظ
توسط vaispard
نقد ها را بود آيا كه عياري گيرند *********** تا همه صومعه داران پي كاري گيرند

(حافظ)
ارسال شده: شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۴ ب.ظ
توسط milad1378
دردم از يار است و درمان نيز هم---------دل فداي او شد و جان نيز هم

ارسال شده: شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۲ ب.ظ
توسط ghasedak66230
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
ارسال شده: شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶, ۶:۰۲ ب.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۳۱ ب.ظ
توسط ghasedak66230
دیدی ای دل که غم یار دگر بار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

ارسال شده: شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۱۲ ب.ظ
توسط Seymon86
ديو را بر در دل ديدم و زان ميترسم.........که زما بي خبر اين ملک مسخر گردد
ارسال شده: شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶, ۱۰:۰۲ ب.ظ
توسط vaispard
در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد ****** عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد ( حافظ)

ارسال شده: یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱۲:۴۲ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* دوستي با هر که کردم خصم مادرزاد شد *** آشيان هر جا نمودم لانه ي صياد شد *

ارسال شده: یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱۲:۳۶ ب.ظ
توسط ghasedak66230
دردی اگر داری و همدردی نداری
با چاه بگو، با چاه
(غم روی غم اندوختن دردیست جانکاه
این را بگفتند پیش ازین، اما نگفتند
گر همرهان در چاهت افکندند و رفتند آنگاه دردت را کجا فریاد کن، آآآآآآآآآآآآآه )
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۰۹ ب.ظ
توسط milad1378
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي********به پيام آشنايي بنوازد آشنا را

ارسال شده: یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۳۰ ب.ظ
توسط ghasedak66230
او سفر کرد و کس نمی داند، من در این خاکدان چرا ماندم
آتشی بعد کاروان ماند، من همان آتشم که جا ماندم
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۵۸ ب.ظ
توسط milad1378