صفحه 111 از 448

ارسال شده: یک‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۱۱ ب.ظ
توسط ghasedak66230
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد




[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: یک‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۱۷ ب.ظ
توسط vaispard
داني كه عود چنگ چه تقرير مي كنند ؟ ******* پنهان خوريد باده كه تعزير مي كنند. :razz: (حافظ)

ارسال شده: یک‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۵۵ ب.ظ
توسط Seymon86
داني ملخ چه گفت چو سرما و برف ديد ......... تا گرم جست و خيز شدم نوبت شتاست

ارسال شده: دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۵۸ ق.ظ
توسط milad1378
تا كي كشم جفاي تو اين نيز بگذرد************بسيار شد بلاي تو اين نيز بگذرد :sad: :lol: :K:L

ارسال شده: دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۸ ب.ظ
توسط naatamam
دل سرا پرده محبت اوست
ديده آينه دار طلعت اوست
(حافظ)

ارسال شده: دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
توسط milad1378
تا درخت دوستي برگي دهد********** حاليا رفتيم وتخمي كاشتيم :-D :D

ارسال شده: دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۱۵ ب.ظ
توسط limo_torosh
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد *******من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶, ۸:۳۸ ق.ظ
توسط Galadriel
در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم
حکم آنچه تو اندیشی، لطف آنچه تو فرمائی

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶, ۸:۴۸ ق.ظ
توسط milad1378
يكي ديوانه اي را گفت بشمار********براي من همه ديوانگان را :-D :grin: :::P

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶, ۸:۵۵ ق.ظ
توسط Galadriel
ای پادشه خوبان، داد از غم تنهائی
دل بی تو به جان آمد، وقتست که بازآئی

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۲۰ ق.ظ
توسط milad1378
يك شب آتش در نيستاني فتاد***********سوخت چون اشكي كه در جاني فتاد :lol: :AA:

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۲۴ ق.ظ
توسط Galadriel
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید، یکبار از این خانه بر این بام برآئید