صفحه 114 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۱ ب.ظ
توسط naatamam
از راه نظر مرغ دلم گشت هوا گير
اي ديده نگه کن که به دام که در افتاد
(حافظ)
ارسال شده: دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۳۸ ب.ظ
توسط ghasedak66230
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نيکي به جاي ياران فرصت شمار يارا

ارسال شده: سهشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۳۸ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
ارسال شده: سهشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۰۳ ق.ظ
توسط milad1378
در آرزوي وصل تو ديوانه شدم**********وز حسرت تو زخويش بيگانه شدم(خودم

)
ارسال شده: سهشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۶, ۵:۱۲ ب.ظ
توسط ghasedak66230
من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را...
ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۶, ۶:۵۰ ق.ظ
توسط milad1378
آنروز كه عشقت به دلم آتش زد***********كاشانه نهادم ،سوي ويرانه شدم(خودم

)
ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۳۱ ق.ظ
توسط ghasedak66230
من ترک عشق شاهد و ساغر نمي کنم
صد بار توبه کردم و ديگر نمي کنم...

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۴۰ ب.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۶, ۵:۱۶ ب.ظ
توسط ghasedak66230
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی...
ارسال شده: پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۲۳ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* يکي روبهي ديد بي دست و پاي *** فرو ماند در لطف و صنع خداي *
ارسال شده: پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶, ۱:۳۶ ق.ظ
توسط Masoud
يارب اين شهر چه شهريست كه صد يوسف دل
به كلافي بفروشيم و خريداري نيست
ارسال شده: پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶, ۷:۵۴ ق.ظ
توسط milad1378
تنت به ناز طبيبان نياز مند مباد*******وجود نازكت آزرده گزند مباد
