صفحه 139 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۱۰ ق.ظ
توسط Mahdi Mahdavi
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۵۳ ب.ظ
توسط golden_heart510
هر کجا هستم؛ باشم اسمان مال من است
zana 17 sanandaj
ارسال شده: سهشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶, ۲:۰۰ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
تشنه ام تشنه آني که مرا سير کند *** جرعه اي آب به کام من شبگير کند ( خودم )

ارسال شده: سهشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۱۹ ب.ظ
توسط Mahdi Mahdavi
در دم از یارست و درمان نیز هم********دل فدای او شد و جان نیز هم
ارسال شده: سهشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶, ۲:۴۳ ب.ظ
توسط SadafG
مرا اميد وصال تو زنده مي دارد
و گرنه هر دمم از هجر تست بيم هلاک

ارسال شده: سهشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۷ ب.ظ
توسط Mahdi Mahdavi
کشته غمزه خود را به زیارت در یاب
زانکه بیچاره همان دل نگرانست که بود
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶, ۴:۱۸ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
* ديده از ديدار خوبان بر گرفتن مشکل است *** هر که ما را اين نصيحت ميکند بي حاصل است *
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶, ۹:۵۴ ق.ظ
توسط mohayer
تو خود وصال دگر بودي اي نسيم وصال
خطا نگر که دل اميد در وفاي تو بست
حافظ عليه الرحمه
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶, ۸:۰۱ ب.ظ
توسط SadafG
توانگرا دل درويش خود بدست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۲۸ ب.ظ
توسط Mahdi Mahdavi
دارم امید بر این اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم باز آید
با یه مقدار تقلب با اجازه اعضا
ارسال شده: پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۴۲ ق.ظ
توسط mohayer
دوستت دارم و اميد که اين فن شريف
چون هنرهاي دگر موجب هرمان نشود
ارسال شده: پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۶, ۴:۱۲ ب.ظ
توسط SadafG
درين خيال بسر شد زمان عمر و هنوز
بلاي زلف سياهت بسر نمي آيد
