صفحه 140 از 448
ارسال شده: پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۶, ۴:۲۰ ب.ظ
توسط reza12593
بس كه بد مي گذرد زندگي اهل جهان
مردم از عمر چو سالي گذرد عيد كنند
ارسال شده: جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸۶, ۶:۵۹ ق.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۰۵ ق.ظ
توسط renaz
نردبان ناكسان گرديدن از ناپختگي است
دست بر بامند و با پا نردبان را بفكنند
از استاد رحيم معيني كرمانشاهي
ارسال شده: شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶, ۲:۱۳ ب.ظ
توسط milad1378
دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت*******يك موي ندانست ولي موي شكافت

ارسال شده: شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶, ۴:۵۵ ب.ظ
توسط SadafG
تا سحر چشم يار چه بازي کند که باز
بنياد بر کرشمه ي جادو نهاده ايم

ارسال شده: شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶, ۵:۳۵ ب.ظ
توسط renaz
مي خور كه شيخ و حافظ و مفتي و محتسب
چون نيك بنگري همه تزوير مي كنند

ارسال شده: شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۴۶ ب.ظ
توسط ae
دلم مي خواست دنيا رنگ ديگر بود
خدا با بنده هايش مهربانتر بود
ارسال شده: یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۶, ۳:۵۵ ب.ظ
توسط SadafG
در کعبه ي کوي تو هر آنکس که بيايد
از قبله ي ابروي تو در عين نماز است

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۵۹ ق.ظ
توسط mohayer
تويي قبله همه عالم ز قبله رو نگردانم
بدين قبله نماز آرم به هر وادي که من هستم
مولانا جلال
ارسال شده: دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۶, ۶:۰۵ ب.ظ
توسط milad1378
مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم**********هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم(حافظ)

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۶, ۶:۵۸ ب.ظ
توسط SadafG
من ديوانه چو زلف تو رها مي کردم
هيچ لايقترم از حلقه ي زنجير نبود

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۹:۱۳ ق.ظ
توسط mohayer
ديوانه منم به راي و تدبير
در گردن تو چراست زنجير
نظامي گنجوي