صفحه 141 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۹:۳۲ ق.ظ
توسط SadafG
رواست نرگس مست ارفکند سر در پيش
که شد ز شيوه ي آن چشم پر عتاب خجل

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۴۴ ق.ظ
توسط mohayer
لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ
عشقبازان چنين مستحق هجرانند
خواجه شمس الدين محمد
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۲:۰۸ ب.ظ
توسط M.Schumacher
در وفاي عشق تو مشهور خوبانم چو شمع ... شب نشين كوي سربازان و رندانم چو شمع
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۶:۱۸ ب.ظ
توسط SadafG
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گيران را ز آسايش طمع بايد بريد

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۳۸ ب.ظ
توسط SAMAN
در من بی جان طلب عشق مکن ****که لبریز, کاسه ام بود, بشکستی!
ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۷:۵۷ ق.ظ
توسط mohayer
يار آن حريف نيست که از در درآيدم
عشق آن حديث نيست که از دل برون شود
ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۸:۵۹ ق.ظ
توسط SadafG
دلي که با سر زلفين او قراري داد
گمان مبر که بدان دل قرار باز آيد

ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۲۱ ق.ظ
توسط mohayer
دلت اين گونه بيقرار چراست؟
همدمت نالههاي زار چراست؟
جامي
ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۵۵ ب.ظ
توسط SadafG
تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسين منست

ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱:۴۴ ب.ظ
توسط mohayer
تو وزيري و منت مدحت گوي
دست من بيعطا روا بيني؟
انوري
ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۰۲ ب.ظ
توسط naatamam
يارب اين نوگل خندان که سپردي يه منش
مي سپارم به تو از چشم حسود چمنش
(حافظ)
ارسال شده: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۸۶, ۷:۵۵ ق.ظ
توسط milad1378