صفحه 144 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۴۵ ق.ظ
توسط mohayer
شرابم داد و گفتا نوش و خاموش
کزين خوشتر نخوردستي شرابي
عطار
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶, ۲:۳۷ ب.ظ
توسط saeede
ياد باد آنکه رخت شمع طرب مي افروخت
وين دل سوخته پروانه ناپروا بود
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶, ۲:۴۸ ب.ظ
توسط mohayer
دست ازتو مينشويم و از غم تمام خلق
دست از من شکستهي بيتاب شسته اند
امير خسرو دهلوي
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶, ۶:۳۳ ب.ظ
توسط SadafG
دريغ قافله ي عمر کانچنان رفتند
که گردشان بهواي ديار ما نرسيد!

ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۸:۳۹ ق.ظ
توسط mohayer
ديدي که چه غافل گذرد قافله عمر
بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت !
شهريار
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۸:۵۳ ق.ظ
توسط saeede
تو وقف خراباتي، دخلت مِي و خرجت مِي
زين وقف به هوشياران، بسپار يکي دانه
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۹:۱۴ ق.ظ
توسط mohayer
هر شب به سير کويش از کوچهي خرابات
نعره زنان برآيم يعني که مست اويم
خاقاني
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۱:۲۳ ب.ظ
توسط milad1378
مهتاب به نور دامن شب بشكافت*******مي نوش دمي بهتر از اين نتوان يافت(خيام)

ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۱:۵۰ ب.ظ
توسط saeede
تير تو ساخت، مردم چشم مرا نشان
تا بنگرم به چشم تو پنهان ز مردمان
(بيرم خان)
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۲:۰۵ ب.ظ
توسط mohayer
نگهبانان ز ما دارند پنهان داغها بر جان
که ممکن نيست خوبان را شد از لطف نهان مانع
(محتشم کاشاني)
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۴:۲۱ ب.ظ
توسط ae
عمري است كز فراق سراپا در آتشم
بيمار و رنج ديده و تبدار و تشنه كام
گفتم كه عقل نام نيالايدم به ننگ
اكنون اسير عشقم و ننگ آيدم ز نام
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۵:۵۶ ب.ظ
توسط SadafG
مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد
قضاي آسمانست اين و ديگرگون نخواهد شد
