صفحه 145 از 448
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۹:۴۴ ب.ظ
توسط ae
رد اين دود جوشان فواره وار
نخندد شكوفه
نبالد درخت
نرويد بنفشه
نتابد بهار
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶, ۹:۱۸ ق.ظ
توسط mohayer
« ری را»...صدا می آید امشب
از پشت « کاچ» که بند آب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می کشاند.
گویا کسی است که می خواند...
"نيما"
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶, ۴:۵۳ ب.ظ
توسط saeede
در روز حَشر ساية کوه گناه من
گرديد از آفتاب قيامت پناه من
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶, ۵:۰۴ ب.ظ
توسط ae
نگاهش در جهان راز در پرواز و دستش
چهره پرداز جهاني راز
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶, ۵:۲۵ ب.ظ
توسط SadafG
ز تاب آتش سوداي عشقش
بسان ديگ دائم ميزنم جوش!

ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶, ۶:۱۱ ب.ظ
توسط renaz
شاعري روي زمين
سيب سرخي را ديد
زير لب فاتحه اي خواند و گذشت!
از مرحوم سيد حسن حسيني
ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۱۰ ب.ظ
توسط ae
تار و پودم ذره ذره مهر بود
هر كجا مهر است پيدا كن مرا
ارسال شده: پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶, ۱:۲۴ ق.ظ
توسط Mahdi Mahdavi
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش ***حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
ارسال شده: پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶, ۸:۲۵ ق.ظ
توسط نازنين64
هرکسي کو دور ماند از اصل خويش
بازجويد روزگار وصل خويش
ارسال شده: پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶, ۸:۳۷ ق.ظ
توسط saeede
شنيده ام سخني خوش كه پير كنعان گفت
فراق يار نه آن مي كند كه بتوان گفت
ارسال شده: پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶, ۹:۳۶ ق.ظ
توسط mohayer
تو چه داني که چها کرد فراقت با من؟
داند اين آنکه ازين غم بود او را قدري
فخر الدين عراقي
ارسال شده: پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۴۵ ق.ظ
توسط SadafG
يک دل بنما که در ره او
بر چهره نه خال حيرت آمد
