صفحه 149 از 448

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۹:۵۴ ق.ظ
توسط mohayer
يارب چه با دلها کند محجوب خورشيدي که او

در پيکر کوه اضطراب از ذره‌اي نور افکند

محتشم

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۱۰:۱۷ ق.ظ
توسط najva
  در مـذهـب ما بـــاده حــلال است و لیـــکن



بی روی تو ای سرو گل اندام ، حرام است  

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۷ ق.ظ
توسط mohayer
تا بود بر ديگران وصلت حلال
بر من اسايش حرامست، اي صنم

اوحدي

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۱:۲۰ ب.ظ
توسط naatamam
من درد محبت را هرگز به تو نسپردم
این عقده دیرین را میدانی و میدانم

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۱:۲۵ ب.ظ
توسط mohayer
من از مستي نميدانم حديث خويشتن گفتن
تو در باب من مسکين که هشياري، چه ميگويي؟

اوحدي

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۲:۲۸ ب.ظ
توسط najva
  یاربّ آن نوگل خندان که سپردی به منش



می سپارم به تو از دست حسود چمنش  

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۷:۰۲ ب.ظ
توسط SadafG
شهپر شاه هوا ، اوج گرفت
زاغ را ديده بر او مانده شگفت :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۸:۱۲ ب.ظ
توسط ae
تا چند اسير رنگ و بو خواهي شد ... چند از پي هر زشت و نكو خواهي شد
گر چشمه زمزمي و گر آب حيات ... آخر بدل خاك فرو خواهي شد .

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۹:۰۱ ب.ظ
توسط najva
 در مـجلــس مــا عطـــر میــامیـــز که مــا را



هر دم ز سر زلف تو خوشبوی مشام است
 

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۹:۳۵ ب.ظ
توسط ae
تن محنت كشي ديرم خدايا ... دل حسرت كشي ديرم خدايا
ز شوق مسكن و داد غريبي ... به سينه آتشي ديرم خدايا

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶, ۹:۴۶ ب.ظ
توسط SadafG
از چاشني قند مگو ، هيچ وز شکر
ز آنرو که مرا بر لب شيرين تو کامست :razz:

ارسال شده: چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۸۶, ۸:۰۱ ق.ظ
توسط milad1378
تركيب پياله اي كه در هم پيوست********بشكستن آن روا نمي دارد مست(خيام) :P