صفحه 156 از 448

ارسال شده: جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶, ۱۲:۵۱ ق.ظ
توسط yekta nazarpour
مرا هم جان تويي هم زندگاني
گر آخر کس نمي داند تو داني

ارسال شده: جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶, ۲:۰۰ ق.ظ
توسط SAMAN
یک دم به سر آسای ای آشفته دل
که فردا آتشین دی داری ز پیش



دی( مقصود زمستان است)

ارسال شده: جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶, ۸:۱۳ ق.ظ
توسط ae
شکفتي همچو گل در بازوانم
درخشيدي چو مي در جام جانم
به بال نغمه آن چشم وحشي
کشاندي تا بهشت جاودانم

ارسال شده: جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶, ۷:۵۷ ب.ظ
توسط naatamam
ما آزمــوده ايم دريـــن شهر بخت خويش
بيرون کشيد بايد ازين ورطه رخت خويش

ارسال شده: شنبه ۱ دی ۱۳۸۶, ۱:۵۶ ب.ظ
توسط SadafG
شکرانه کز عشق مستم ، ميخانه را مي پرستم
آموخت درس الستم ، استاد دانشور من :razz:

ارسال شده: شنبه ۱ دی ۱۳۸۶, ۶:۵۳ ب.ظ
توسط ae
نتوان دل شاد را بغم فرسودن ... وقت خوش خود بسنگ محنت سودن
کس غيب چه داند که چه خواهد بودن ... مي بايد و معشوق و به کام آسودن

ارسال شده: شنبه ۱ دی ۱۳۸۶, ۷:۱۹ ب.ظ
توسط najva
 نور چو فـــوّاره زند ، بوسه بر این باره زنــد



رشک سلیمان نگر و غیرت جمشید ، مرا
 

ارسال شده: شنبه ۱ دی ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ب.ظ
توسط SAMAN
ای که رفتنت نه امروز بود

کاش نمی آمد صبح و امروزت بود!




در غم از دست دادن فرزند دلبند دایی ام , در شب نحس یلدا در اثر سانحه رانندگی :sad:

ارسال شده: جمعه ۷ دی ۱۳۸۶, ۱۲:۴۷ ق.ظ
توسط ae
دلم تنگ است
دلم مي سوزد از باغي که مي سوزد
نه ديداري
نه بيداري
نه دستي از سر ياري
مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري .

ارسال شده: شنبه ۸ دی ۱۳۸۶, ۱:۵۶ ب.ظ
توسط ae
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد .

ارسال شده: شنبه ۸ دی ۱۳۸۶, ۶:۵۹ ب.ظ
توسط stj
دوران جهان بي مي و ساقي هيچ است
بي زمزمه ي ساز عراقي هيچ است.

ارسال شده: شنبه ۸ دی ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
توسط stj
ترکيب طبايع چو به کام تو دمي است رو شاد بزي اگر چه بر تو ستمي است
با اهل خرد باش که اصل تن تو گردي و نسيمي و غباري و دمي است.