صفحه 161 از 448
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۸:۴۲ ب.ظ
توسط SAGVEN
تیر مژگانت, بر دل مجنون زخم زد
تا کی هجومت بر کاخ دل بینم
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۰:۴۷ ق.ظ
توسط mohayer
مي کهنه را کشان کن به صبوح گلستان کن
که به جوش اندرآمد فلک از عقار مستان
مولانا جلال الدین محمد
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۳۷ ق.ظ
توسط SadafG
نصيب ماست بهشت اي خداشناس برو
که مستحق کرامت گناه کارانند

ارسال شده: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۲:۳۷ ب.ظ
توسط saeede
در اين دنياي بي حاصل چرا مغرور مي گردي
سليمان گر شوي آخر خوراک مور مي گردي
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۰۵ ب.ظ
توسط ae
یک عرش از این عرش فراتر سازم
یک عالم و یک آدم دیگر سازم
گر دست ازل باز یه دستم افتد
از دانش ابلیس پیمبر سازم
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۵۳ ب.ظ
توسط M.Schumacher
مرا در منزل جانان چه جاي عيش چون هر دم
جرس فرياد ميدارد كه بربنديد محملها
____________________
بيهوده متاز كه مقصد خاك است...
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۰۱ ق.ظ
توسط ae
ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید ، نا امیدیم هنوز
دیدی که چه کرد دست شب با من و تو؟
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱:۱۱ ق.ظ
توسط SAGVEN
زمانه آرمت چون نعل در زیر پای --- کوبمت چون آهن تفته در آهنگری
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱:۲۴ ق.ظ
توسط anti_israel
یا رب این شمع دلفروز ز کاشانه کیست **** جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۰۱ ب.ظ
توسط mohayer
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱:۲۲ ب.ظ
توسط saeede
نماز نيست مرا بي حضور دلبر خويش
بهانه سجده کنم، بر زمين زنم سر خويش
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱:۵۹ ب.ظ
توسط mohayer
شرم آرد جان و دل تا سجده آرد هوشیار
پيش چشم مست مخمور خوش جانان ما
مولانا