صفحه 164 از 448

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۲:۰۲ ب.ظ
توسط SadafG
در عاشقي گريز نباشد ز ساز و سوز
استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۳:۰۰ ب.ظ
توسط naatamam
مـرا مي بـيـنـي و هـر دم زيادت مي کني دردم
تـرا مي بـيـنـم و مـيـلم زيـادت مي شود هر دم
(حـــافـــظ)

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۳:۱۹ ب.ظ
توسط machkol
ما که همش توی کار مولوی هستیم.اما واسه خاطر شما یکی از حافظ میام:
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۳:۴۰ ب.ظ
توسط saeede
من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از او همه ناز

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۱۰ ب.ظ
توسط SadafG
زهي خجسته زماني که يار باز آيد
بکام غمزدگان غمگسار باز آيد :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۵:۳۷ ب.ظ
توسط machkol
باز هم از همان شعر(عجب شعر دیوانه کننده ایه!!)
زلف راحلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم


طره یعنی چی؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۱۴ ب.ظ
توسط arshiya_vilson
شريعتي: دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين ?

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۱۶ ب.ظ
توسط arshiya_vilson
انجماد قلبها را از خشکسالي چشمها مي توان فهميد، چشمي که گريستن نمي تواند ، زيستن نمي داند

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۱۷ ب.ظ
توسط arshiya_vilson
در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است...
شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است...
( دکتر شريعتي )

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۱۸ ب.ظ
توسط arshiya_vilson
مواظب خودت باش! يکي از بهترين ها مي گويد: اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد، بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۲۰ ب.ظ
توسط arshiya_vilson
ديروز که فرياد زدي دوستت دارم ******* گفتم بلندتر نمي شنوم****** امروز که دره گوشم گفتي ديگه دوستت ندارم ******* گفتم آرام بگو بقيه مي شنوند

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۲۱ ب.ظ
توسط arshiya_vilson
روبه رويم همه ابهام و اميدي نگران آنها که به جرم وفا سنگ به اين دل زدند براي اين دل نيازي به سنگ نيست اين شقايق با نگاهي سرد پرپر مي شود