صفحه 170 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۲۰ ب.ظ
توسط renger
یه روز برای دیدنت می رم پیش ستاره ها
برای بودن پیش تو می رم پیش خدا و ماه
ارسال شده: چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶, ۴:۰۲ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام دوستان
طبق قوانين اين تاپيك هر كابر در هر روز تنها يك شعر مي تواند بنويسد. لطفا دوستان رعايت كنند.
با تشكر
هركس به طريقي دل ما مي شكند
بيگانه جدا دوست جدا مي شكند
بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست
از دوست بپرسيد چرا مي شكند
ارسال شده: پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۱۴ ق.ظ
توسط essi10
در دکان همه باده فروشان تخته است
آن که باز است همیشه در میخانهی تو ست
ارسال شده: جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۳۸ ق.ظ
توسط naatamam
تويي آن ج.هر پاکيزخ که در عالم قدس
ذکر خير تو بود حـــاصل تـسبيح مـلــک
(حـــافـــظ)
ارسال شده: جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۴۸ ق.ظ
توسط renger
مزن اي عدو بتيرم , که بدين قدر نميرم
خبرش بگو که جانت بدهم بمژدگاني
ارسال شده: شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۱۱ ق.ظ
توسط essi10
renger عزيزم دقت كن
تو بايد با حرف (ك ) شعر را شروع مي كردي
naatamam جان براي نوشتن دقت كن و اگر اشتباه كردي در بالاي پستت سمت راست گزينه اي به نام ويرايش وجود دارد
از آن استفاده كن.
و ادامه ي مشاعره با حرف (ك)
کرده ام عهد که کاری نگزینم جز عشق
بی تامل زده ام دست به کاری که مپرس
ارسال شده: شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۵۴ ق.ظ
توسط SadafG
يار من باش که زيب فلک و زينت دهر
از مه روي تو و اشک چو پروين منست

ارسال شده: شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۰۴ ق.ظ
توسط mohayer
ساقي بيا که يار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتيان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وين پير سالخورده جواني ز سر گرفت
حافظ...
ارسال شده: شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۳ ب.ظ
توسط renger
تو بکش که تا نيفتد دگرم به شب گذاري
چو به زندگان نبخشي تو گناه زندگاني
ارسال شده: یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶, ۷:۰۵ ق.ظ
توسط essi10
یک نفس هوشیار بودن عمر ضایع کردن است
گر نداری باده باید خویش را دیوانه ساخت
ارسال شده: یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۱۴ ق.ظ
توسط mohayer
تو عمر خواه و صبوري که چرخ شعبده باز
هزار بازي از اين طرفهتر برانگيزد
لسان الغيب...
ارسال شده: یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶, ۱:۴۷ ب.ظ
توسط saeede
دو روزه باقی عمرم فدای جان تو باد
اگر بکاهی و در عمر خود بیفزایی