صفحه 172 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۲۸ ق.ظ
توسط mohayer
با من صنما دل يک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۵۲ ق.ظ
توسط renger
اسي جان فکر کنم بايد با ن شروع ميکردي.
غم اگربه کوه گويم , بگريزد و بريزد
که دگر بدين گراني , نتوان کشيد باري
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶, ۱۱:۰۷ ق.ظ
توسط saeede
ياد باد آنکه رخت شمع طرب مي افروخت
وين دل سوخته پروانه ناپروا بود
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶, ۱:۱۲ ب.ظ
توسط renger
دستم نداد قوت رفتن به پيش يار
چندي بپاي رفتم و چندي به سر شدم
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶, ۱:۳۱ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام دوستان
قوانين در پست اول ويرايش شده است لطفا دوستان آن را مطالعه كنند.
renger عزيز, همانطور كه در قوانين مي خوانيد اگر كاربري پست اشتباه ارسال كرد شما با آخرين پست درست شعر خود را ارسال كنيد پست اشتباه در اولين فرصت پاك خواهد شد. دوست خوبمان اسي اشتباه نكرده اند ايشان با
mohayer, در يك زمان پست ارسال كرده بودند. كه شما بايستي با انتهاي اولين شعر، شعر خود را مطرح مي كرديد.
با تشكر
من بي مي ناب زيستن نتوانم
بي باده كشيد بار تن نتوانم
خيام
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶, ۵:۴۱ ب.ظ
توسط milad1378
ما آزموده ايم در اين شهر بخت خويش*******بيرون كشيد بايد از اين ورطه رخت خويش(حافظ)

ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۳۱ ب.ظ
توسط Mamool
شبانگاهان چو مخمورشبانه*****گرفتم باده با چنگ و چغانه
نگار مي فروشم عشوه اي داد***که ايمن گشتم از مکر زمانه
ارسال شده: پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶, ۱:۲۵ ق.ظ
توسط jupiter_2xl
هر دم از اين باغ بري ميرسد
تازه تر از تازه تري ميرسد
ارسال شده: پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶, ۱۲:۲۰ ب.ظ
توسط mohayer
در همه دير مغان نيست چو من شيدايي
خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي
حافظ
ارسال شده: پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶, ۴:۴۹ ب.ظ
توسط Mamool
يارم چو الست بدست گيرد****بازار بتان شکست گيرد
ارسال شده: جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶, ۶:۵۳ ق.ظ
توسط essi10
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم
ارسال شده: جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۰۹ ق.ظ
توسط ae
من عشق حماسه آفرين مي خواهم
منصورم و شور آتشين مي خواهم .