صفحه 173 از 448
ارسال شده: شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶, ۶:۳۶ ق.ظ
توسط essi10
مران ز خود مرا که بیمار گشته ام
به لحظه ی بیکسی بیا و دوایم باش
ارسال شده: شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶, ۶:۵۰ ق.ظ
توسط ae
شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
شد با شب و گريه روبرو عاشق او
پايان حکايتم شنيدن دارد
من عاشق او بودم و او عاشق او ...
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۵۲ ق.ظ
توسط essi10
وعده قتلم به فردا آن پری پیکر دهد
باز می ترسم که فردا وعده ی دیگر دهد
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶, ۹:۳۱ ق.ظ
توسط saeede
دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۵ ب.ظ
توسط naatamam
يكچند به كودكي به استاد شديم
يكچند ز استادي خود شاد شديم
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶, ۶:۳۰ ب.ظ
توسط Mamool
من مست و تو ديوانه مارا که برد خانه****صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پيمانه
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶, ۱:۵۵ ب.ظ
توسط saeede
همچو صبحم يکنفس با قيست بي ديدار تو
چهره بنما دلبرا تا جان بر افشانم چو شمع
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۳۷ ب.ظ
توسط mohayer
عنان ربود ز من توسن طرب، ساقي
مگر زبون شود اين بدلگام، باده بيار
فخر الدين عراقي
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶, ۴:۵۳ ب.ظ
توسط SadafG
روان گوشه گيران را جبينش طرفه گلزاريست
که بر طرف سمن زارش همي گردد چمان ابرو
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۱۴ ب.ظ
توسط vaispard
واستان اين جان عاريت زمن **** تا كه برگيرم از اين عالم دمن

"خودم"
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶, ۱۰:۴۲ ب.ظ
توسط naatamam
نخست از فكر خويشم در تـحـيـر
چه چيز است آنكه گويندش تفكر
(شيخ محمود شبستري)
ارسال شده: سهشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶, ۴:۱۰ ق.ظ
توسط essi10
رنج محرومی ما از دل آسوده ماست
گمرهی زاده ی اندیشه ی فرسوده ی ماست