صفحه 179 از 448
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷, ۹:۴۹ ب.ظ
توسط mfd69
در نيابد حال پخته هيچ خام****پس سخن كوتاه بايد والسلام
(بشنو از ني,مثنوي معنوي)
ارسال شده: پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۵ ب.ظ
توسط حسن2568
بشنواز ني چون حكايت ميكند ازجدائيها شكايت ميكند (مولانا)
نشنو ازني.ني نواي بينواست بشنوازدل .دل هواي كبرياست(امام خميني)
ارسال شده: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۱۷ ق.ظ
توسط mfd69
داداش ميم بده!

ارسال شده: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱:۰۷ ب.ظ
توسط naatamam
در اين ره اوليا باز از پس و پيش
نشاني داده اند از منزل خويش
ارسال شده: یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱:۰۲ ب.ظ
توسط naatamam
کجايند مشاعره کنندگان گرامي

ارسال شده: یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۸:۲۹ ب.ظ
توسط vaispard
شب تار ما با تو با شد سحر ***** سحر شام گردد ز هجر رخت( خودم)

ارسال شده: دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱:۲۱ ق.ظ
توسط aminphysics
دوستان کاری بی معنا رو شروع کردین؟؟؟شعر زبانی قوی برای بیان تفسیر واقعی و حقیقی جهان از نگاه معناگرایانه است و بعد شما به حکم بازی درآوردید؟؟؟؟بیاید یه کار دیگه بکنیم شعرهای کوتاه شعرا رو بنویسیم و معنی های که در اونها کشف میکنیم رو برای هم بنویسیم من خودم شروع میکنم البته ببخشید از کسی که این بخش رو با هدفی متفاوت شروع کرده و بقیه دوستان:
سهراب سپهری: واژه باید خود باد واژه باید خود باران باشد
اشاره به این معنی که ما تمام جهان را در ذهن خود نامگذاری میکنیم و بعد با این اسامی وتفاسیر ذهنی خود با جهان برخورد کرده در جهت توجیه تمام عملکرد های آن از نگاه خود هستیم در اینجا شاعر ما را دعوت به سکوت ذهن در اسامی میکنه ما متوجه میشیم خود ا هم بی نام هستیم و عمل ما نام ما رو میسازه
خوشحال میشم بقیه دوستان هم نظر بدن با آرزوی سلامتی همه دوستان
ارسال شده: دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۵:۰۴ ب.ظ
توسط naatamam
نه دوست گرامي
اينجا صفحه مشاعره است و شما مي تواني بري يک تايپيک جديد براي منظور خودت را ه بيندازي
دز ضمن اینجا فقط شعر مینویسیم و همین نوشته ها نیز خلاف مقررات است
.......
ارسال شده: چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۴:۲۸ ب.ظ
توسط hashemi
aminphysics,
لطفا قوانین بخش رو رعایت کنین و نظر شخصی خود رو اینجوری وارد این قسمت نکنین.
اگر به اون موضوع علاقه دارین, یک تاپیک جدید ایجاد نمایید.
با تشکر
ارسال شده: چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۶:۴۶ ب.ظ
توسط mfd69
vaispard نوشته شده:شب تار ما با تو با شد سحر ***** سحر شام گردد ز هجر رخت( خودم)

ت:
تواناست آخر خداوند روز******كه روزي رساند,تو چندين مسوز
(سعدي,بوستان)
ارسال شده: پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱۲:۴۱ ق.ظ
توسط naatamam
زهي اول كه عينِ آخر آمد
زهي باطن كه عينِ ظاهر آمد
(کلشن راز - شيخ محمود شبستري)
ارسال شده: یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۲۳ ب.ظ
توسط vaispard
دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند ****** گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند( حافظ)
