صفحه 180 از 448
ارسال شده: یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۰۰ ق.ظ
توسط Solver
سلام.
--------
داني كه به هنگام سحر خروس سحري،
چرا همي كند نوحه گري؟
يعني آن كه
شبي ديگر از عمر رفت و تو بي خبري !
-------------------------------------------

به آخرين حرف فارسي ختمش دادم ---- » " ي "
ارسال شده: یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۴:۲۷ ب.ظ
توسط naatamam
يكي بين و يكي گوي و يكي دان
بدين ختم آمد اصل و فرع ايمان
ارسال شده: یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱۰:۱۲ ب.ظ
توسط vesta200
در آن نفس که بميرم درآرزوي تو باشم بدان اميد دهم جان که خاک کوي تو باشم

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱:۳۷ ب.ظ
توسط milad1378
ماچون ز سري پاي كشيديم كشيديم*********اميد زهر كس كه بريديم بريديم

ارسال شده: دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷, ۷:۵۴ ب.ظ
توسط fereshteh blue
سلام
خيلي جالب بود
ميان عاشق ومعشوق هيچ حائل نيست
تو خود حجاب خودي از ميان برخيز
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۰۶ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
ز من نگارم، خبر ندارد ****** به حال زارم، نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود ****** دل من از من خبر ندارد

ارسال شده: سهشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۴۲ ق.ظ
توسط fereshteh blue
دوش ديدم که ملائک در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند
ارسال شده: سهشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۵۲ ب.ظ
توسط milad1378
درد ما را نيست درمان الغياث************هجر ما را نيست پايان الغياث

ارسال شده: سهشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷, ۲:۴۴ ب.ظ
توسط amvaj
ثالها دل طلب جام جم از ما میکرد وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد !
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۰۰ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۵۱ ق.ظ
توسط fereshteh blue
من ترک عشق شاهد وساغر نمي کنم
صد بار توبه کردم و ديگر نمي کنم
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۰۵ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم ****** محتسب داند که من اين کارها کمتر کنم