صفحه 189 از 448

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۷ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
دست از طلب ندارم تا کام دل برآيد * * * * يا جان رسد به جانان يا جان ز تن درآيد :razz:

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷, ۶:۰۷ ب.ظ
توسط fereshteh blue
دوش ديدم که ملائک در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند

ارسال شده: جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷, ۹:۲۴ ق.ظ
توسط mahbodghaffari
دل من در هوای روی فرخ............... شود آشفته همچون موی فرخ

ارسال شده: جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۱۴ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
خرم آن روز کزين منزل ويران بروم * * * * راحت جان طلبم وز پي جانان بروم :razz:

ارسال شده: شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۵۴ ق.ظ
توسط AHMN
مي صوفي افکن کجا مي فروشند که در تابم ازدست زهد ريايي
دل خسته من گرش همتي هست نخواهد ز سنگين دلان موميايي

ارسال شده: شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷, ۸:۱۵ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
يار من چون بخرامد به تماشاي چمن * * * * برسانش زمن اي پيک صبا پيغامي

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷, ۱۲:۴۷ ق.ظ
توسط Saeed.Sh
يا رب به خدايي خداييت********وان گه به کمال پادشاهيت :D

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷, ۷:۲۴ ق.ظ
توسط dr_mehdi57
تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او * * * * زان سفر دراز خود عزم وطن نمي کند

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۱۹ ق.ظ
توسط AHMN
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد که شبي باهم از آن کوچه گذشتيم *** پرگشوديم و در آن خلوت دل خواسته گشتيم

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷, ۸:۱۱ ب.ظ
توسط fereshteh blue
مردم ديده ي ما جز به رخت ناظر نيست
دل سرگشته ما غير تو را ذاکر نيست

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷, ۹:۳۳ ب.ظ
توسط SadafG
ترا که حسن خدا داده هست و حجله ي بخت
چه حاجت است که مشاطه ات بيارايد :razz:

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۴۳ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
در نظربازي ما بي خبران حيرانند * * * * من چنينم که نمودن دگر ايشان دانند :razz: