صفحه 3 از 5
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۸, ۱:۳۸ ب.ظ
توسط naghme
تاثیر بر وسواس فكری
[External Link Removed for Guests]
امام صادق (ع):
شیطان به وسیله وسواس نمی تواند به ضرر بنده خدا كاری كند، مگر آن كه بنده از یاد خدا اعراض كرده باشد. (1)
" وسواس (Obsession)" از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است كه بین مردم از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است (2). وسواس را امروزه در دو عنوان كلی "وسواس فكری" (مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناك مثل آتش سوزی و مرگ و ...) و "وسواس عملی"(مانند شست و شوی دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفل ها، مرتب و منظم كردن، احتكار و جمع آوری و ...) طبقه بندی می كنند. (3)
موضوع این مطلب "وسواس فكری" است كه می تواند مشكلات متعدد و مسایل آزاردهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممكن است تصاویری ذهنی به شكل صحنه های وحشتناك و ناراحت كننده بسیاری داشته باشد كه هر چه بیمار سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمی تواند از آنها خلاص شود. این وسوسه فكری از موضوعات بسیار كلی مانند سؤال ذهنی درباره اینكه: چه كسی خدا را آفریده؟ هدف از زندگی چیست؟ و ... گرفته تا افكار گناه آلوده جنسی و ترس های مرضی و .. متفاوت است و تقریبا همه این افكار بیمار را در وضعیت وحشتناكی قرار می دهند.
اما درست بر خلاف آنچه كه در مورد شخصیت هایی مثل "جان بانی یان" (خطیب و مؤلف انگلیسی در قرن هفدهم) كه به شدت از افكار وسواسی در ارتباط با خدا و مذهب رنج می برد، دیده شده، به نظر می رسد مذهب و شكوهمندترین جلوه آن یعنی "نماز" می توانند در زدودن وسواس فكری نقش بسیار مهمی بازی كنند.
گواه این موضوع نیز یادآوری این مساله است كه در منابع اسلامی وسواس پدیده شناخته شده ای است و از آن به عنوان "وسوسه ای از سوی شیطان" اشاره می شود؛ به عنوان مثال در كتاب اصول كافی (باب عقل و جهل) آمده است: "در نزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است كه شیطان را اطاعت می كند؟"
در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روش های متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد كرده اند كه از آن جمله بهره از ادعیه و اذكار خاصی از جمله (لا اله الا ا…) و (لا حول و لا قوه الا باا …) می باشد كه در حقیقت ما حصل همه آن روش ها را می توان در "ذكر خدا" خلاصه كرد.
در منابع علمی جدید، برای متوقف كردن افكار وسواسی ، علاوه بر درمان های دارویی و حتی قبل از آن، از روش های خاصی استفاده می شود كه مهم ترین آنها روش "توقیف فكر" نام داد و بدین ترتیب است كه از بیمار خواسته می شود كه به طور عمد افكار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار كننده، فریاد می زند: ایست!؟! به نظر می رسد این عمل جریان فكر وسواسی را متوقف می كند. (4)
با این وصف برخی از اذكار و توجهات حین نماز، نه تنها با این قبیل روش ها قابل مقایسه است، بلكه بسیار موثرتر به نظر می رسد.
استفاده زبان و ذهن از ذكر "غیر المغضوب علیهم و لا الضالین" كه جدایی راه مؤمن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد، دست كم ده بار، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مباركه "ناس" بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه "من شر الوسواس الخناس، الذی یوسوس فی صدور الناس" به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افكار وسواسی مطرح هستند.
همان طور كه اشاره شد ائمه معصوم (ع) كه پزشكان حقیقی بشرند، برای دوری از وسواس "ذكر خدا" را پیشنهاد كرده اند و این فرمان الهی است كه:
(اقم الصلوه لذكری) "برای ذكر من نماز را به پا دارید".
پی نوشت :
(1) بحار الانوار. جلد 69، صفحه 124، حدیث 2
(2) ترجمه سیناپس كاپلان ـ سادوك ـ جلد 2ـ ص 519
(3) همان منبع ص 521
(4) روانپزشكی لینفوردریس ـ ص 302
منبع: tebyan.net
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۸, ۳:۰۰ ب.ظ
توسط naghme
تأثیر [COLOR=#548dd4]نماز بر وسواس عملی در مطلب بالا از تأثیر نماز بر وسواس فكری سخن گفتیم . در این مطلب به
وسواس عملی می پردازیم كه نمونه های آشنای زیادی از آن را می توان در جامعه اطراف پیدا كرد. از جمله این نمونه ها می توان به ا
فرادی اشاره كرد كه گرایش به انجام مكرر فعالیت هایی معین مثل شستشو و نظافت دارند و حتی پس از بارها شستشو و آب كشیدن همچنان نسبت به پاك شدن شیء مورد نظافت شك دارند!
یا كسانی كه هیچ وقت از موثر بودن استحمام یا صحت غسل هایشان مطمئن نیستند و یا خانم هایی كه به شكل مبالغه آمیز آرایش می كنند یا لباسی را بارها می پوشند و در می آورند. اما سرانجام
باز هم نسبت به زیبا شدن خود شك دارند! یا افرادی كه میل نامعقول و اجباری نسبت به شمارش یا جمع آوری اشیاء یا مرتب و منظم بودن افراطی و غیر متتظره دارند یا كسانی كه در مورد این كه آیا فلان كار را انجام داده اند(مثلاً كلید برق را خاموش كرده اند؟ یا شیر آب و گاز را بسته اند؟)
دائماً دو دل هستند و ... .
با این كه نقل سرگذشت های بامزه این قبیل افراد، نمونه های برجسته ای از ادبیات طنز دنیا را به خود اختصاص می دهد و یا حتی عده ای از شخصیت های علمی جهان را مبتلا به این بیماری دانسته اند، اما روشن است كه زندگی این قبیل افراد برای خود و اطرافیانشان تا چه حد غیر قابل تحمل و ناراحت كننده می شود. بدین ترتیب لزوم توجه خاص به منظور رفع این عارضه و مقابله با آن از مباحث ویژه روانشناسی و روانپزشكی امروز به شمار می آید.
به خصوص كه وسواس(فكری و عملی) در ارتباط نزدیك با بیماری های دیگر روانی نیز می باشد؛ به عنوان مثال معلوم شده كه یك پنجم از موارد حالت های وسواسی نشانه های افسردگی و یك هشتم، نشانه های اضطرابی دارند.(1)
علیرغم این كه اسلام، آیین نظم و ترتیب و مسلك پاكیزگی و طهارت است، اما آنجا كه كار به افراط و مبالغه می كشد و پدیده ای از "عدل" دور می گردد، اسلام (به خصوص تشیع) آن پدیده را مذموم تلقی می نماید و برای نزدیك نمودن آن به تعادل راه حل عملی پیشنهاد می كند. از جمله این افراط ها "وسواس" است(2) كه گفتیم به عنوان وسوسه ای از سوی شیطان در تعالیم اسلامی نام برده می شود و بخش قابل توجهی از تعالیم اسلامی و به خصوص نمود برجسته آن یعنی
"نماز" به زدودن وسواس از زندگی انسان ها اختصاص دارد.
چنانچه مروری بر آداب طهارت در رساله های فقهی علمای شیعه داشته باشیم، متوجه می شویم كه بسیاری از دستورات، توجه به شك های وسواس آمیز در مورد طهارت جسم یا لباس را باطل اعلام كرده اند، مثلاً اگر شخصی شك كند كه وضویش باطل شده یا نشده است، باید بنا را بر باطل نشدن آن بگذارد، یا آن كه اگر شك كند لباسش نجس یا پاك است، ( در صورتی که قبلا لباس پاک بوده است ) بنا را بر پاك بودن لباس می گذارد.
این دستورات در آداب نماز نیز به همین گونه است، به عنوان مثال از جمله شكیاتی كه هرگز نباید بدان اعتنا نمود، شك فرد كثیر الشك (كسی كه زیاد شك می كند) است، یا این كه در بسیاری از سایر شكیات نماز(مثلاً شك بین 3 و 4 ركعت) باید برای پرهیز از وسواس، بنا را به طرف اکثر گذاشت و به آن عمل نمود.
بدین ترتیب آموزش های نماز، بسی قدرتمندتر از روش های معمول در علم غرب(مثل روش حساسیت زدایی تدریجی) در زدودن وسواس عمل می کنند، چرا كه انسان نمازگزاری كه در شبانه روز بارها به تعالیم ضد وسواس توأم با نماز گردن می نهد، در زندگی روزمره خود، قطعاً دور از وسواس خواهد زیست.
نویسنده : دكتر مجید ملك محمدی
پی نوشت :
(1) روانپزشكی لیتفورد ـ رئیس ( ترجمه زیر نظر عظیم وهابزاده ) صفحه 297
(2) در حاشیه شاید جالب باشد به یاد آوریم بسیاری از خوارج ملعون نهروان دچار وسواس های فكری و عملی شدید در مسائل اسلامی بوده اند .
منبع: tebyan.net
وسواس.
ارسال شده: دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸, ۸:۵۹ ب.ظ
توسط pary2
سلام.
من دختری 26 ساله هستم که از سن دوازده سالگی دچار بیماری وسواس فکری شد.
اوایل فقط ترس از بیماری بود ولی به مرور انواع فکرهای مزاحم و نفس گیر و کرخت کننده و وحشتناک.
چون خیلی کوچک بودم و در خانواده ما بیماری روانی ننگ محسوب میشد با شدت درون خودم مبارزه میکردم و به کسی نمیگفتم.
با اینکه دو برابر دیگران در درس انرزی مصرف میکردم اما پیش میرفتم.
تا اینکه بعد از گرفتن دیپلم بطور ناگهانی دچار حمله های بد وحشت زدگی در شب شدم.
و فجوم افکار وسواسی شدید که قدرت زندگی کردن رو از من سلب کرد.ثدرت درس خواندن رو.
تصمیم گرفتم به روانشناس مراجعه کنم چون دیگه راهی نبود.
دو هفته بعد از مراجعه به روانشناس و مصرف قرصهای کلوپامین بطرز عجیبی حالم رو به بهبودی رفت.طوری که در عرض یکسال تقریبا 85 درصد از بیماری من خوب شده بود.
و مشکل باقیمانده یک حمله ی پاتیک بود که سرجاش بود.
این حمله موقع سوار شدن در ماشین شخصی به من دست میداد.اتوبوس و .. نه
حالتی داشتم که شما در هنگام سوار شدن در یک قطار سریع السیر شهر بازی به شما دست میده.
و سریع از راننده میخواستم من رو پیاده کنه.
این فوبیا باعث میشد همیشه در صف اتوبوس باشم و یا راههای طولانی رو پیاده برم و اگر دوستانم جایی میخواستن برن که نیاز به سوار شدن ماشین بود.نمیتونستم برم.
کمکم با اینکه وسواسم خوب شده بود تا حد زیادی اما انگیزه رو از دست دادم.
و از دانشگاه انصرراف دادم.
و عملا تبدیل به کسی شدم که خانه نشین هست.
سه سال در خانه ماندم و تقریبا جایی نمیرفتم.وضعیت وسواسم خوب بود اما حمله های پانیک سرجاشون بود.
الان مدت کمی هست که دوباره احساس میکنم حالتهای وسواسی به سراغم میاد.
من خیلی دچار افسردگی شدم و نسبت به همه چیز و همه کس بیعلاقه هستم.
هیچ پیشرفتی تو زندگیم از این بیماری بدست نیومد و دوستانم رو که میبینم دچار یاس میشم پس با همشون قطع رابطه کردم.
این که نتونستم درسم رو ادامه بدم تاثیر وحشتناکی در روحیه من گزاشته.
جالب اینکه همیشه آدمهای بدی هم سر راهم قرار میگیرن.
چند وقت پیش با پسری آشنا شدم که بنظر به من علاقه داشت.
کمی رمحیه بدست آوردم چون از اون آدم خوشم اومده بود
یکبار در حین صحبت به اون گفتم که من بیماری وسواس دارم.
وحشتناک بود.
اون با اینکه تحصیلکرده و روشن فکر بود خیلی صریح به من گفت که من با یک آدم مریض فکری حتی نمیتونم صحبت کنم و به من بدترین و دردناکترین ضربه رو زد.
من گفتم که من کاملا نرمال هستم و تنها بعضی مواقع اظطراب دارم یا افکار مزاحم که هرگز در فهم و شعورم تاقیری نیمزاره.
اما اون گفت که از من ترسیده و ارتباطش رو قطع کرد.
من بینهایت دل شکسته شدم و از آدمها فراری شدم.احساس میکنم موجودات مرد بسیار ظاهر بین. دروغگو و پست هستن.و فرگز رفیق واقهی نیستند.
الان در افسردگی شدید بسر میبرم بطوریکه هیچ کاری نمیتونم بکنم.
واقعا من چرا این همه مشکل دارم.
احساس میکنم هر چه سریعتر دلم میخواد از این دنیا برم.
هیچ امیدی برای موندن ندارم
لطفا کمکم کنید.
Re: وسواس.
ارسال شده: سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۸, ۱۰:۳۱ ب.ظ
توسط noora
سلام pary2 عزیز
با توجه به اینکه رشتم روان شناسی ، می تونم یکی از استادان خوبم را بهتون معرفی کنم که در زمینه بالینی تخصص دارن .چون من فکر می کنم روان درمانی بهتر از دارو درمانی باشه ، باز بستگی به نظر روان شناسی که انتخاب می کنید داره . تلفن کلینیک ایشون را براتون pm می دم .
امیدوارم تونسته باشم کمکی کنم و مطمئن باش که اگر بخوای می تونی به خودت کمک کنی و با توکل به خدا مسیر درست را انتخاب کنی و به یاد داشته باش که خداوند در همه حال ناظر بندگان خود است و آنها را فراموش نمی کند . 
Re: وسواس.
ارسال شده: شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۸, ۷:۲۳ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
برای درمان شما پیام خصوصی فرستاده شد
اول روان درمانی توسط روانشناسان مجرب را توصیه میکنم و اگر جوا نگرفتید - دارو درمانی و توصیه به رفتن به پیش روانپزشک
البته بالاترین جواب در زمانی است که از روانشناس و روانپزشک همزمان استفاده کنید
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸, ۱۱:۳۹ ب.ظ
توسط persikla
سلام و خسته نباشید از پیدا کردن اینجا خیلی خوشحال شدم و خواستم ببینم کسی متخصص عالی برای درمان وسواس میشناسه چون مادر من الان نزدیک 6 ماهه به این عارضه دچاره و متاسفانه قرصهایی رو هم که دکترش داده موثر نیستند در ساعت مشخصی از روز به کارهایی شروع میکنه که کاملا غیر ارادی است خواهش میکنم به من پاسخ بدید واقعا درمانده شدیم و دوست داریم این مشکل که البته غیر قابل علاج هم مطمئنا نیست حل بشه ممنون
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸, ۸:۵۰ ب.ظ
توسط naeemeh123
ممنون می شم که اگر یه دکتر حرفه ای و خوب در این مورد سراغ دارید آدرسشو برای من هم بفرستید . تشکر.
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸, ۴:۲۳ ب.ظ
توسط mahshid-banoo
درود
دوستان عزیز به طور کلی معمولا کلینیک های مشاوره ای که در دانشگاه ها وجود داره هم خوبه و هم قیمت مناسبی داره به نسبت جاهای دیگه. مثل کلینیک روانشاسی و مشاوره دانشگاه امیرکبیر، شهید بهشتی و...
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۹, ۲:۵۶ ب.ظ
توسط noora
سالمخوری[COLOR=#7030a0]( nervosa)
سالم خوری عصبی (روانی) (orthorexia nervosa) برای برخی از متخصصان اختلال تغذیه تازگی دارد زیرا شباهتی با اختلالات تغذیه «سنتی» ندارد. تعریفی برای سالمخوری عصبی و چهار توصیه برای غلبه بر این اختلال تغذیه در زیر آورده شده است.
سالمخوری عصبی (روانی) چیست؟ دکتر استفن براتمن، نویسنده کتاب «غذای سالم»، کسانی که مبتلا به سالمخوری عصبی هستند را چنین توصیف میکند: این افراد آنچنان در سالمبودن غذایی که میخورند حساسیت به خرج میدهند که این سالمخوری در آنها به شکل وسواس در میآید.
من این وضعیت را سالم خوری عصبی مینامم، یعنی «محدودشدن به استفاده از غذاهای سالم.»
کسانی که دچار سالمخوری عصبی هستند به خوردن غذاهای درست و سالم وسواس پیدا میکنند و این وسواس در روابط، فعالیتها و حتی سلامت جسمی آنها اختلال ایجاد میکند. *راهبردهایی برای غلبه بر سالمخوری عصبی روانی: (چند روش برای غلبه بر سالمخوری عصبی وجود دارد که در زیر به چهار مورد از آنها اشاره میکنیم. )
1- با فردی که به او اعتماد دارید مشکل خود را میان بگذارید. غلبه بر هر نوع اختلال تغذیه، اعتیاد یا وسواس، نیازمند پشتیبانی و حمایت از سوی مشاوران، راهنمایان، دوستان خوب یا افراد خانواده است. سالمخوری عصبی را یک بیماری «جدّی» مانند افسردگی یا بیماری قلبی در نظر بگیرید و تقاضای کمک کنید.
2- از فرد مورد اعتماد خود بخواهید که در طول دورهای که سعی در غلبه بر این اختلال تغذیه دارید، شما را مسئول و پاسخگو بداند. به چه نوع حمایتی نیاز دارید؟ چه گامها یا راهبردهایی به شما در غلبه بر این وسواس مصرف غذاهای سالم کمک خواهد کرد؟ اگر کمک گرفتن از یک متخصص اختلال تغذیه لازم است از فرد مورد اعتماد خود بخواهید که در این زمینه کمکتان کند. اگر در صدد گنجاندن مقدار معقولی غذای «ناسالم» در رژیم غذایی خود هستید، غذاهایی که میخورید را به فرد مورد اعتمادتان گزارش دهید.
3- به یاد داشته باشید که خوردن مقداری «غذای ناسالم» به سلامت کلّی شما آسیبی نمیرساند. افرادی که دچار سالمخوری عصبی هستند ممکن است از مصرف غذاهایی که به نظرشان «ناسالم» میآید به خاطر ترس از اضافه وزن، از دست دادن پیشرفتی که به دست آوردهاند، یا احساس غیرطبیعی و آلوده بودن، پرهیز کنند. برای غلبه بر این اختلال تغذیه، به یاد داشته باشید که خوردن مقداری غذای ناسالم به سلامت شما آسیب نمیرساند و یا به صورت عادت به خوردن غذاهای بد و ناسالم در نمیآید. همه چیز در حدّ اعتدال برای سلامت جسمی، روانی و هیجانی خوب است.
4- آخرین توصیه برای غلبه بر سالمخوری عصبی، مستلزم یافتن راهی سالم برای برقراری ارتباطی قوی بین بدن و ذهن است. خوردن غذاهای سالم یکی از راههای مواظبت از خود، پرورش یافتن و حتی عشق به خود است. امّا اگر از حدّ بگذرد- مثل سالم خوری عصبی و وسواس مصرف غذاهای سالم- جنبه مخربی پیدا میکند.
برای غلبه بر این اختلال تغذیه، راههای دیگری برای پرورش و مواظبت از خود بیابید. سعی کنید ارتباط بین بدن و ذهن خود را از طریق یوگا، مدیتیشن، نوشتن خاطرات روزانه و یا هنردرمانی تقویت کنید. و یا به سراغ چیزهای تازه، مثل آموختن یک زبان دیگر، ثبتنام در کلاس ورزش، بافتنی یا جمعآوری بریده جراید بروید. سالمخوری عصبی نیز مثل سایر اختلالات تغذیه قابل درمان است. به زمان، تمرکز و تلاش و غالباً حمایت خارجی ،نیاز دارد. منبع: ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان یار "Coping With a Health Food Obsession", Laura Pawlik-Kienlen, Oct. 9, 2009
[External Link Removed for Guests]
بیماری وسواس و راه های درمان آن
ارسال شده: سهشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۷:۲۵ ب.ظ
توسط ganjineh
بیماری وسواس و راه های درمان آن
از بیماریهای روانی که اندیشه جامعه امروزی ما را سخت درگیر خود کرده است، بیماری روانی وسواس می باشد.
امروزه،افراد زیادی با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند و نه تنها با خود، بلکهبا اطرافیان خود نیز درگیریهایی پیدا کردهاند. شخص وسواس، همیشه خود رااز دیگران برتر، بهتر و پاکیزهتر میبیند و همین، موجب دلگیری و رنجشاطرافیان میشود. وسواس انواع گوناگونی دارد: وسواس فکری، اخلاقی و عملی وباید بدانیم، همان طور که شستشوهای بیش از اندازه، پیامدهای تلخ و ناگواریرا به دنبال دارد، وسواس فکری هم با پریشان فکری ها و ناآرامیهایی کهزائیده پندارهای غلط شخص بد فکر میباشد، در نشست و برخاستها و روابطاجتماعی، موجب اختلافهای دامنه داری میشود که همه را در آتش سوزان خودمیسوزاند و خاکستر میکند.
عوامل و ریشههای بیماری وسواس، عبارتند از :
1. اختلالات روانی
متاسفانه، وجود یک سلسله آشفتگیهای روانی باعث میشود که شخص دچار شک شود وپیوسته جان و روح خود را، در معرض نا آرامی و نگرانی قرار دهد که ما دررویارویی با این افراد،به روشنی، این نگرانی را در چشمان و رفتارشانمیبینیم!
2. نداشتن شناخت و آگاهی
نا آگاهی در زمینه احکام دینی وعبادتها موجب بروز این بیماری میشود، حال آنکه دین اسلام سفارش کرده استکه از به رنج انداختن خود بپرهیزیم.
3. وسوسههای شیطانی
بزرگترینریشه وسواس ، همین تلقینهای شیطانی است.خداوند ، در کتاب آسمانی خویشمیفرماید: بگو از شر شیطان وسوسه گر به خداوند آدمیان پناه میبرم!
ازاین رو،جلوگیری از نفوذ شیطان در کارهای روزمره و به ویژه در هنگام عبادت(نماز، روزه، اعمال حج و…) که حساسترین لحظه حضور شیطان برای جداییانداختن میان عابد و معبود میباشد، بسیار ضروری است.و در این صورت استکه، شیطان به ناتوانی خود پی می برد.
4. عامل وراثت
همانطور کهفرزندان ویژگیهای ظاهری مانند: قد و شکل و… را از راه ژنتیک دریافت میکنند، از نظر روانی نیز، از پدر و مادر ارث می برند که با روشهای درستتربیتی و چیرگی بر اراده میتوان، تا اندازه زیادی، به برطرف ساختن اینکمبود پرداخت.
5. بحرانهای دوران نوجوانی
در این دوران نیز،به دلیلدگرگونیهای بسیار، برای نوجوان دغدغه ها و آشفتگیهای روحی و روانی زیادیوجود دارد که به طور طبیعی، بر فکر و روان او تاثیر میگذارد و به شکلبیماری وسواس نمود مییابد.
6. روشهای تربیتی نامطلوب
بیشتروقتها، پدر و مادر در تربیت فرزندان خود دچار زیادهروی و یا کوتاهیمیشوند. بی توجهی در دوران کودکی، وجود ضربهها و استرسهای روحی ناشی ازدرگیریهای خانوادگی وجدایی پدر و مادر باعث میشود که فرزندان در دوراننوجوانی و جوانی برای ابراز شخصیت و جلب توجه، به این شکل خود را مطرحکنند!
پیامدهای بیماری وسواس در میان زیانهای ناشی از این بیماری، میتوان به زیانهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی اشاره کرد.
الف: زیانهای فردی
1. خارج شدن از محور طاعت و خلوص نیت، به خاطر از دست دادن حالت بندگی.
2. به هدر دادن وقت پر ارزشی که میتواند در راستای کارهای بهتر و مفیدتری استفاده شود.
3.بی محتوا شدن عبادت و از دست رفتن هدف اصلی عبادت که فروتنی در برابرپروردگار می باشد، چنان که گاهی توجه بیش از اندازه، به تلفظ و قرائت درنماز، از حضور قلب و رکن اصلی نماز میکاهد.
4. بدعتگذاری در دین؛ شخص وسواس ، به دلیل نداشتن تمرکز فکری، چیز تازهای را اضافه یا کم میکند.
امامباقر(علیه السلام) در این باره می فرمایند:«کل بدعة ضلالة، وکل ضلالةسبیلها الی النار؛ هر بدعتی، گونهای گمراهی خواهد بود و هر گمراهی هم،راهی به سوی آتش جهنم خواهد بود».
5. آخرین ضرر فردی این بیماری، گاهی، باطل شدن عبادت می باشد.
ب: زیانهای اجتماعی
1. گوشه گیری و انزوا طلبی، به خاطر ارتباط نداشتن با دیگران و بدبینی و بد گمانی نسبت به افراد.
2. آزار اطرافیان، به دلیل وقت گذرانی بیهوده و در نتیجه، معطل کردن دیگران.
امامصادق(علیه السلام) میفرماید: روز قیامت، آنگاه که کسانی که بندگان خدا رابه زحمت انداختهاند ، فرا خوانده میشوند، گروهی حرکت می کنند که در چهرهآنان گوشتی وجود ندارد، آن وقت گفته میشود: هؤلاء الذین آذوا المؤمنین؛اینها افرادی هستند که در دنیا موحبات آزار اهل ایمان را فراهم کردهاند.
3.زمینه گناه سازی: بدین معنی که شخص وسواس، به دلیل بد گمانی و حساسیتهاینابجای سایرین ، گاهی خیلی راحت،به آنها تهمت میزند و دروغ میگوید، درحالی که خداوند در کتاب آسمانی خویش میفرماید: یا ایها الّذین آمنوااجتنبوا کثیرا مّن الظن انّ بعض الظن اثم؛ ای اهل ایمان، از بسیاری گمانبردنها خودداری کنید؛ زیرا برخی از گمان بردنها، گناه می باشد.(سورهحجرات،ایه 12)
4. بد جلوه دادن چهره دین
5. ایجاد اختلافات خانوادگی
راههای درمان بیماری وسواس
همان گونه که برای بیماریهای دیگر راه چاره و درمان وجود دارد ، معالجه بیماری وسواس نیز دو مرحله دارد:
1. مطالعه و بررسی در دستورات دین
2. به کار بردن شیوههای درمان وسواس.
الف: مطالعه در احکام و برنامههای دینی
1. در مورد پاکی
آنچهدر مورد «طهارت و نجاست» باید بدانیم ، این است که بیشتر فقیهان ، چیزهاینجس را در 11 مورد دانسته و غیر از این، همه چیز پاک است، مگر این که بهنجس بودن آن یقین شود که در سه حالت ، میتوان اطمینان پیدا کرد که چیزینجس است:1. خود انسان یقین پیدا کند،2. کسی که چیزی را در اختیار دارد،مانند همسر و کارمند بگویند، این جسم نجس است،3. دو مرد عادل گواهی بدهندکه آن چیز نجس است.
2. در مورد وضو و غسل
به همان اندازه که وضو وغسل را باید با دقت انجام دهیم ، همانطور هم باید از ریختن آب زیادخودداری کنیم و همچنین؛ اگر چنانچه آبی در اختیار نبود، میتوان از خاک بهجای آب استفاده کرد و تیمم کرده قرآن میفرماید: فلم تجدوا ماء ، فتیممواصعیدا طیبا؛ اگر آبی نیافتید ، که با آن وضو بگیرید یا غسل کنید، پس تیممکنید.(سوره مائده،ایه 6)
3. در مورد نماز خواندن
وسواس و دقت بیش ازاندازه در نماز ، گاهی موجب باطل شدن نماز میشود. در عین حال، به منظورجلوگیری از شک زیاد،رفتن به نماز جماعت در مساجد روش پسندیدهای است؛ زیرااز جمله مواردی که میتوان به شک بی اعتنا بود، شک امام و مأموم میباشد.به این ترتیب شکهای بعد از سلام، بعد از وقت، کثیر الشک و شک در نمازهایمستحبی موجب باطل شدن نماز نمیشود.
4. در مورد روزه
با توجه بهایه: فمن کان منکم مریضاً أو علی سفر فعدّة من ایام اخر و علی الّذینیطیقونه فدیة طعام مسکین…؛ در روز گرفتن برای افراد بیمار، مسافر، مردانپیرو زنان باردار و شیرده و غیره ارفاق در نظر گرفته شده است و نیازی بهمشقت انداختن خود نمیباشد.(سوره بقره،ایه 184)
در ادامه همین بحث ، در مورد جهاد برای افراد ناتوان نیز معافیت قرار داده شده و دین ما هرگز ما را به سختی نینداخته است.
ب: راههای درمان وسواس
1. توجه به عاقبت وسواس؛2. مراجعه به پزشک و یا مشاورین اجتماعی؛ 3. برنامه غذایی مناسب.
الف: در این مورد، خوردن «انار» و نیز تصفیه خون از وسواس جلوگیری میکند.
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «هر کس انار بخورد، قلب اونورانی می گردد و وسوسه، تا چهل روز از او برطرف میشود».
ب: آب نیسان رومی که مدت آن از 23 فروردین تا 30 روز بعد میباشد.
با توجه به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) داروی همه دردها ، همین آب نیسان معرفی شده است.
4. مسواک زدن و استفاده از «سدر» و خضاب؛5. عبادت و توسل؛6. تلقین به نفس؛7. توجه به موازین اسلامی و شرعی.
تفاوت و سواس و احتیاط
دراین بخش، لازم به یادآوری است که بگوئیم: میان وسواس و احتیاط کاریتفاوتهایی وجود دارد. چنانچه در احادیث ، احتیاط، راه نجات معرفی شده استو عملی پسندیده می باشد.
مرحوم «محمد حسن نجفی» صاحب کتاب ارزشمند «جواهر الکلام» مینویسند: اگر احتیاط سبب وسواس شود ، ممنوع و حرام است.
درپایان امید آن داریم که خداوند ما را از وسوسه های شیطانی دور بدارد.و دراین راستا ، به این نکته توجه میکنیم که: ان الظّن لا یغنی من الحق شیئ.(سوره یونس،ایه 36)
ظن و گمان انسان را بحق نمی رساند و آنچه موجب اعتبار است ، علم و یقین میباشد.
پایگاه راسخون
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰, ۲:۵۵ ب.ظ
توسط pary2
با سلام به دوستان
دو سال پیش در مورد وسواس فکریم توضیح داده بودم و کمک خواسته بودم متاسفانه الان و این روزها هم شدیدا به کمک همنوعان خوبم نیاز دارم.
دو سال پیش دوباره علایم وسواس در من عود کردو من به روانپزشک مراجعه کردم و قرص کلومیپرامین با دوز 25 دادند کخ دلهره و اضطرابم از بین رفت و رو به بهبودی رفتماون روزها من در جایی مشغول بکار بودم و بخاطر این موضوع در حالیکه احساس بهبودب مبکردم دوره درمانم رو کامل نکردم و رها کردم.از یکسال پیش باز وسواس فکریم بتدریج برگشت مجبور شدم پیش روانپزشکم برگردم ایشون من رو دو بار ویزیت کردند و بار اول قرص کلومیپرامین با دوز 100!تجویز کردند.دو ماه بعد دوباره مراجعه کردم در حالیکه اصلا احساس بهبودینداشتم و باز ایشون برای من کلومپرامین 150 تجویز کردن و یک عدد قرص فلوکستین 20 الان یک هفته هست که این داروها رو مصرف میکنم اما متاسفانه اصلا بهبود پیدا نکردم و همیشه اضطراب و وسواس دارم.از زمانی که قرص فلوکستین رو مصرف کردم دچار لرزش شدید یدن شدم.لرزش شدید دستها و واقعا اذیت میشم.به دکترم گفتم گفت فعلا درمان رو ادامه بده..اما راستش
من بسیار مضطرب و نگرانم من اطلاعات زیادی در مورد بیماریم جمع کردم و همین باعث ترس فراوان من شده چون در جاهایی خوندم که 30-40%بیماران وسواسی به درمان مقاوم هستند و بهبو پیدا نمیکنند..فکر میکنم من هم به درمان مقاوم شدم.چون قرصهایی که میخورم با دوز بسیار بالا جوابگو نیستند.و کاملا ناامید میشم.در جایی هم خوندم که نهایتا برای بیمار از شک الکتریکی استفاده میشه که من شدیدا از این نوع درمان وحشت دارم و هرگز حاضر نیستم شوک بزنم.خیلی نامید شدم و بنظرم درمان دور هست.
مشکل ازدواج هم دارم به این صورت که مطمئن هستم در آینده با این سابقه بیماری که دارم نمیتونم فرزند سالمی داشته باشم و شاید بهتر باشه هرگر ازدواج نکنم..شرایط بغرنجی دارم از دوستان محترم و احتمالا پزشکان مربوطه تقاضا دارم نگرانیهای من رو جواب بدید.
بیصبرانه منظرم و ممنون
Re: *** وسواس ****
ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰, ۱۰:۳۶ ب.ظ
توسط noktehdaan
pary2 نوشته شده:با سلام به دوستان
دو سال پیش در مورد وسواس فکریم توضیح داده بودم و کمک خواسته بودم متاسفانه الان و این روزها هم شدیدا به کمک همنوعان خوبم نیاز دارم.
دو سال پیش دوباره علایم وسواس در من عود کردو من به روانپزشک مراجعه کردم و قرص کلومیپرامین با دوز 25 دادند کخ دلهره و اضطرابم از بین رفت و رو به بهبودی رفتماون روزها من در جایی مشغول بکار بودم و بخاطر این موضوع در حالیکه احساس بهبودب مبکردم دوره درمانم رو کامل نکردم و رها کردم.از یکسال پیش باز وسواس فکریم بتدریج برگشت مجبور شدم پیش روانپزشکم برگردم ایشون من رو دو بار ویزیت کردند و بار اول قرص کلومیپرامین با دوز 100!تجویز کردند.دو ماه بعد دوباره مراجعه کردم در حالیکه اصلا احساس بهبودینداشتم و باز ایشون برای من کلومپرامین 150 تجویز کردن و یک عدد قرص فلوکستین 20 الان یک هفته هست که این داروها رو مصرف میکنم اما متاسفانه اصلا بهبود پیدا نکردم و همیشه اضطراب و وسواس دارم.از زمانی که قرص فلوکستین رو مصرف کردم دچار لرزش شدید یدن شدم.لرزش شدید دستها و واقعا اذیت میشم.به دکترم گفتم گفت فعلا درمان رو ادامه بده..اما راستش
من بسیار مضطرب و نگرانم من اطلاعات زیادی در مورد بیماریم جمع کردم و همین باعث ترس فراوان من شده چون در جاهایی خوندم که 30-40%بیماران وسواسی به درمان مقاوم هستند و بهبو پیدا نمیکنند..فکر میکنم من هم به درمان مقاوم شدم.چون قرصهایی که میخورم با دوز بسیار بالا جوابگو نیستند.و کاملا ناامید میشم.در جایی هم خوندم که نهایتا برای بیمار از شک الکتریکی استفاده میشه که من شدیدا از این نوع درمان وحشت دارم و هرگز حاضر نیستم شوک بزنم.خیلی نامید شدم و بنظرم درمان دور هست.
مشکل ازدواج هم دارم به این صورت که مطمئن هستم در آینده با این سابقه بیماری که دارم نمیتونم فرزند سالمی داشته باشم و شاید بهتر باشه هرگر ازدواج نکنم..شرایط بغرنجی دارم از دوستان محترم و احتمالا پزشکان مربوطه تقاضا دارم نگرانیهای من رو جواب بدید.
بیصبرانه منظرم و ممنون
سلام دوست من.
امیدوارم حالتون خوب باشه.
پست قدیمی شما رو هم خوندم، درمان موردی رو که اشاره کردید خیلی راحته!!! تقریبا با 8 الی 12 جلسه قابل حله!
شما اصولا می بایستی درمان رو به شکل همزمان با یک روانشناس بالینی هم ادامه میدادید. درمان روانی وسواس مشخص هست و اگر به وسیله یک متخصص که به شکل حرفه ای در این زمینه آموزش دیده باشه انجام بگیره به احتمال زیاد درمان جواب خواهد داد. اگر در شهر خاصی بخواهید متخصص برای این امر معرفی کنم لطفا در پیام خصوصی اعلام کنید.
شاد باشید.
