صفحه 3 از 8

ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶, ۹:۳۲ ق.ظ
توسط moh-597
عمليات حضرت مهدي (عج)

بمناسبت سالروز

گلوله‌ها هم چنان بدون وقفه صفيرکشان از بالاي سرمان مي‌گذشتند و سکوت سنگين نيمه شب را درهم مي‌شکستند و هر چند دقيقه يک بار خمپاره مزدوران زوزه کشان بر در و ديوار نيمه مخروبه شهر فرود مي‌آمد و خانه اي ديگر را به آتش مي‌کشيد و... روزها هم عده اي از برادران تا نزديکي مزدوران بعثي مي‌رفتند و به آنها ضرباتي مي‌زند و بر مي‌گشتند و عده اي ديگر از برادران براي کندن کانال به طرف ديگر از رودخانه مي‌رفتند. چند روز و شب به همين منوال گذشت تا اين که روز 24 اسفند 59 (دو روز قبل از عمليات) فرا رسيد. در آن روز براي کندن سنگر بهداري و انبار مهمات به کانال اصلي رفتيم. حدود 10 نفر بوديم که از سمت چپ جبهه بايستي خودمان را پشت سر عراقي‌ها مي‌رسانديم.

برنامه را هماهنگ کرده و با احتياط شروع به پيشروي کرديم زير لب زمزمه مي‌کرديم: خدايا بارالها تو خود، حافظمان باش. جلو و جلوتر رفتيم، هر آن به دشمن نزديک تر مي‌شديم، نفس‌ها را در سينه حبس کرده و آن قدر جلو رفتيم تا اين که توپ و تانک‌هاي دشمن را در جلوي رويمان حس کرديم، تمام نفرات عراقي‌ها را هم زير نظر گرفتيم و با اين که درست در چند قدمي آنها بوديم اصلاً متوجه ما نبودند، ما را نمي ديدند. به مصداق آيه صم بکم عمي فهم لايرجعون مزدوران آن چنان در خواب غفلت بودند و هيچ چيز را نمي ديدند، در همين حال بود که به ياد خوابي که برادر فرمانده عمليات ديده بود افتادم که مي‌گفت: در خواب ديدم امام خميني اسلحه تيربار ژ-3اي به دست گرفته و به طرف عراقي‌ها مي‌دويد. آن قدر به آنان نزديک شد که همه تعجب کرديم، به امام گفتم دراز بکشيد، دراز بکشيد، کفار بعثي شما را مي‌بينند، اما امام هم چنان آرام آرام به طرف جلو گام بر مي‌داشتند و مي‌گفتند اينان هيچ چيز را نمي فهمند، نمي بينند و نمي شنوند و راستي آن چنان کر و کور بودند که ما را در 50 متري پشت سرشان در يک کانال که حتماً مي‌بايستي سينه خيز مي‌رفتيم نشسته و سنگر مي‌کنديم نمي ديدند.
طرح عمليات
عمليات آن روز که به عمليات حضرت مهدي(عج) نامگذاري شده بود از سه طرف بايستي انجام مي‌گرفت و در آن عمليات 150 نفر شرکت داشتند که 60 نفر عمليات اصلي را و بقيه پشتيباني و نيمه عملياتي و ايذائي را به عهده داشتند.
روز قبل از عمليات
من در يک گروه 30 نفري بودم، گروه ما، حمله سمت چپ را به عهده داشت و فرمانده اين گروه برادر شهيد ديده ور بود روز دوشنبه 25 اسفند 59 هنگامي که آفتاب جهان تاب مي‌رفت تا روشني اش را در افق دور دست به غروب بسپارد در يک جمع 30 نفري که همه ياوران خميني بوديم برادر شهيد ديده ور نقشه حمله را تشريح کرد.
خورشيد رنگ سرخ خود را به سياهي شب سپرد، اذان مغرب گفته شد و نماز مغرب و عشاء را به جماعت خوانديم و براي پيروزي اسلام و مسلمين دعا کرديم. بعد از نماز طبق روال هميشگي برارد شهيد ديده ور نهج البلاغه را آورده، خطبه‌هاي 65 و 124 را براي ما قرائت کرده و توضيح داد.
سحرگاهان، ساعت 5/3 همه بيدار شديم غشل شهادت کرديم و نماز شب به جا آورديم. اين آئين محمدي را چنان با شوق و هيجان مي‌خوانديم که روح از جسممان خارج شده و با عشقي پاک به درگاه خدايمان راز و نياز مي‌کرديم، اذان صبح گفته شد، همگي نماز صبح را به جماعت خوانده و از خداي متعال طلب مغفرت کرديم، خدايا اگر روزي ما نتوانستيم بر فرامين تو گردن نهيم اينک که در راه تو به جهاد ايستاده ايم ما را عفو کن، خدايا...
ساعت 45/5 دقيقه، همه با تجهيزات کامل آماده حرکت شديم، کوله پشتي بر پشت، خشاب‌ها حايل بر فانسخه و تفنگ‌ها بر دوش، ساعت شش با نام ا... حرکت کرديم، ساعت 7 بود که به دهکده اي در مسير رسيديم، بعد از چند دقيقه استراحت به داخل کانال رفته و از آنجا به طرف مزدوران عراقي حرکت کرديم، تا جايي که امکان داشت دولا، دولا راه مي‌رفتيم و بقيه راه را حالت سينه خيز طي کرديم تا اين که به نزديکي‌هاي مزدوران رسيديم که ناگاه مزدوران بعثي موضع ما را تشخيص داده و کانال را به رگبار بي امان انواع سلاح‌هاي روسي و آمريکايي گرفتند، موضع ما را تشخيص داده بودند و دائم با سلاح‌هاي مرگ بار ما را نشانه مي‌رفتند. در آن کانال چهار تن از برادران مان شهادت را در آغوش گرفتند.
در حدود 150 متري آنان بوديم که دستور حمله داده شد.... ا... اکبر، ا... اکبر ا... ديگر خود را نمي شناختيم و به فرموده حضرت علي(ع) کاسه سر خود را خدا سپرده و جلو مي‌رفتيم. خدايا، برادرانمان در کنارمان هدف قرار مي‌گرفتند و به لقاءا... مي‌پيوستند و ما با جريان خود هر کدام شان رسالت سنگين تري بر دوشمان نهاده مي‌شد.
اکنون به پشت کانال اولي عراقي‌ها رسيده بوديم، شدت آتش از دو طرف به اوج خود رسيده بود که ناگهان فرمانده مان با آتش دشمن به شهادت رسيد. اما با ديدن اين صحنه‌ها نه تنها روحيه خود را از دست نداديم بلکه پرشورتر از پيش براي نابودي کفار و الحاد به پيش مي‌رفتيم مزدوران عراقي که از سلحشوري برادران رزمنده به تنگ آمده بودند با ديدن لشکر اسلام پا به فرار گذاشتند. اما ديگر دير شده بود چون در لحظاتي فرار مي‌کردند که ما در دو يا سه متري آنان بوديم و آنها را يکي پس از ديگري به جهنم مي‌فرستاديم و هم چنان پيش مي‌رفتيم و کفار بعثي و تجهيزات شان را به اسارت و غنيمت مي‌گرفتيم و آنها با آخرين توان شان در آخرين سنگر يعني در کانال‌هاي رديف آخر رگبار مسلسل و سلاح ديگرشان لحظه اي قطع نمي کردند. ولي ما سربازان اسلام با نيروي ا... مصمم تر براي نابودي کفر پيش مي‌رفتيم و در آن هنگام که حدود 800 الي 900 متر در کانال‌هاي کنده شده مزدوران پيشروي کرده بوديم پيروزي اسلام بر کفر را به همديگر تبريک مي‌گفتيم هم چنان به پيشروي ادامه مي‌داديم که ناگهان گلوله خمپاره اي در دو متري، پشت سرمان با صداي مهيبي منفجر شد، چند لحظه هيچ نفهميدم و وقتي چشمانم را باز کردم، گوش هايم سنگين شده بود، در پاهايم گرمي خاصي را احساس مي‌کردم و خون چنان با فشار فوران مي‌زد که در عرض چند لحظه تمام لباسم غرق در خون شد. با تکبيرهاي بلند دو باند از کوله پشتي ام بيرون آورده و زخم را محکم بستم، بعد تجهيزات را از خود جدا کردم و حدود چند متر سينه خيز به عقب خزيدم، سرم گيج مي‌رفت، حالت تهوع بهم دست داده بود، چشمانم سياهي مي‌رفت و ديگر هيچ نفهميدم بعد از لحظاتي که در حال به هوش آمدن بودم، در آن حالت اغما اسبان سفيد و سواران سفيدپوشي را ديدم که در دستان پرچم سبز لا اله الا ا... بود و از بالاي سرم مي‌گذشتند و به طرف دشمن هجوم مي‌بردند، صحنه چند لحظه اي ادامه داشت و بعد سواران ناپديد شدند و برادران را ديدم که با شهامت و شجاعت هم چنان به پيش مي‌رفتند و من با تکبيرهاي پي در پي از امدادگران کمک مي‌طلبيدم، اما چون جلوتر از بقيه بودم دير رسيدند.
برادر امدادگر مرا روي دوش خود گذاشت و چند متري به عقب برد، در اين حين به ياد سه برادر ديگرم افتادم و داد کشيدم مرا زمين بگذار، مرا زمين بگذار و سراغ برادران ديگر برو، با اصرار زياد مرا زمين گذاشت و باز بيهوش شدم و در لحظاتي که داشتم به خودم مي‌آمدم مجدداً همان صحنه‌ها بود، همان اسبان سفيد و سوارکاران سفيدپوش و علي سبز لا اله الا ا...
مدتي بعد برادر ديگري مرا بلند کرد و به عقب صحنه برگشتيم، در طول زماني که مرا به کانال‌هاي اول منتقل مي‌کردند چندين بار بيهوش شدم و هر بار همان صحنه‌ها برايم تکرار مي‌شد. اسبان سفيد، سواران سفيدپوش و علم سبز لا اله الا ا... – اسبان سفيد، سواران سفيدپوش و علم سبز لا اله الا ا...


منبع: بانک جامع - مجله پيام انقلاب شماره 42

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۲۰ ق.ظ
توسط moh-597
عمیلات های آفندی تپه چشمه و کانال هندلی

عمليات آفندي تپه‌چشمه نگاهي به اهداف و نتايج
15 فروردين ماه سالروز عمليات آفندي تپه‌چشمه است كه در سال 1360 توسط نيروي زميني ارتش انجام شد. همزمان با انجام عمليات كانال هندلي در جنوب‌غربي رودخانه كرخه توسط نيروهاي ايراني، يك گردان از لشكر 21 حمزه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه‌ غرب اين رودخانه جهت توسعه سرپل غرب كرخه وارد عمل شد و سربازان ايراني پس از يك روز نبرد سنگين توانستند اهداف تعيين شده را تصرف نموده و دشمن را به عقب برانند.

انجام اين عمليات كه توسعه قابل ملاحظه‌اي به سرپل غرب رودخانه داد اقدام بسيار مناسبي بود تا نيروي بيشتري در منطقه سرپل تجمع نمايند.
در عمليات آفندي تپه‌چشمه، نيروهاي ايراني بخشي از تپه مشرف به دشت جنوبي را در منطقه غرب رودخانه كرخه به نام تپه‌چشمه تصرف كرده و قسمتي از جاده پل كرخه به عين خوش را در كنترل خود قرار دادند.
در اين عمليات بيش از 100 نفر از عراقي‌ها كشته و زخمي شدند و تعداد 7 نفر نيز به اسارت در آمدند. همچنين انهدام 20 دستگاه تانك و 5 دستگاه نفربر و انهدام گردان يكم پياده مكانيزه تيپ 24 به ميزان 30 درصد از ضايعات وارد شده به عراقي‌ها بود

با پايان يافتن سال 1359 نيروهاي جمهوري اسلامي ايران آماده شدند تا با فراهم آوردن زمينه مناسب، عراق را هر چه سريعتر از خاك جمهوري اسلامي بيرون كنند.

بر اين اساس، از اواسط فروردين ماه تا اواخر ارديبهشت 1360 چند سري عمليات آفندي به صورت انجام شناسايي با رزم صورت پذيرفت. عمده‌ترين اين اقدامات در غرب رودخانه كرخه به منظورهاي زير توسط لشكر 21 حمزه ارتش انجام گرديد:

توسعه منطقه سرپل ذهاب رودخانه كرخه، كاهش اثرات آتش توپخانه دشمن روي شهر شوش، تسهيل عمليات آفندي آينده، انهدام نيروهاي دشمن، افزايش روحيه نيروهاي خودي، كسب اطلاعات از عراق و كسب موقعيت برتر از نظر استقرار در زمين.

لشكر 21 حمزه با قرارگاه تيپ يكم خود در سحرگاه پانزدهم فروردين ماه سال 1360 در منطقه جنوب غربي پل كرخه عمليات كانال هندلي را آغاز نمود تا بتواند كانال هندلي را در اين منطقه تصرف نمايد.

در عمليات آفندي كانال هندلي تلفات و ضايعات فراواني به دشمن وارد گرديد. در اين عمليات يكصدنفر كشته و زخمي و 57 اسير تلفات نيروهاي عراقي بود.

همچنين 5 دستگاه تانك و 5 دستگاه نفربر دشمن به همراه تعدادي سلاح سبك و تجهيزات عراقي‌ها منهدم گرديد و يا به غنيمت گرفته شد ولي كانال تصرفي، تثبيت نگرديد.

كانال هندلي يك خاكريز به شكل هندل بود كه قبل از انقلاب تهيه شده بود. مقداري از آب رودخانه كرخه به وسيله‌ پمپاژ به داخل اين كانال ريخته مي‌شد تا به مصرف زمينهاي كشاورزي اطراف برسد.



منبع: خبرگزاری ایسنا

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶, ۹:۲۴ ق.ظ
توسط moh-597
عمليات‌ کربلاي ( 8 ) در شرق‌ بصره‌ -


عمليات‌ كربلاي ۸ در تاريخ ۱۸/۱/۱۳۶۶ با رمز مبارك يا صاحب‌ الزمان‌ (عج‌) و با هدف‌ انهدام‌ نيروهاي‌ دشمن‌ و تحكيم‌ مواضع‌ بدست‌ آمده‌ در عمليات‌ كربلاي ۵ به‌ مدت‌ پنج‌ روز در منطقه‌ عملياتي شرق‌ بصره‌ توسط رزمندگان‌ اسلام‌ در نيروي‌ زميني سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي بوقوع‌ پيوست‌ و طي آن ۶۰ دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و دهها دستگاه‌ خودرو از تجهيزات‌ دشمن‌ منهدم‌ شد .

علاوه‌ بر آن‌ تيپهاي ‌۶۸ و ۶۵ نيروي‌ مخصوص‌ و تيپهاي‌ ۱۰۶ و ۴۱۶ و ۲۹ و ۱۱۷ و ۷۳ از لشكر ۲۷ ، ۵ مكانيزه ۴۴۸ ، ۴۵ ، ۱۰۴ ، و ۴۲۱ و ۲ كماندويي ستاد كل ۴۴۸ ،و تيپهاي۲ و ۵ از گارد ۶ رياست‌ جمهوري ، ۴۲زرهي ، ۲ پياده گردان‌ كماندويي از لشكر محمد القاسم‌ ،يك‌ گردان‌ تانك‌ ، تيپ ۲۶ زرهي، گردانهاي‌۳،۱و ۴ از تيپ ۴۱۷ نيز منهدم‌ شدند . تعداد به‌ هلاكت‌ رسيدگان‌ طي عمليات‌ مذكور ۵۰۰۰ نفر و تعداد اسراء ۲۰۰ نفر و غنايم‌، دهها دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و تعداد زيادي‌ انواع‌ خودرو از دشمن‌ گزارش‌ شده‌است‌.
سپاه‌ ابتدا در نظر داشت‌ طي چند عمليات‌ محدود، به‌ صورت‌ تدريجي خطوط منطقه‌ متصرفه‌ را با رسيدن‌ به‌ كانال‌ زوجي اصلاح‌ و تكميل‌ نمايد، ليكن‌ با توجه‌ به‌ موانعي كه‌ وجود داشت‌، عمليات‌ كربلاي‌8 طرحريزي‌ او در دو محور طراحي شد تا توسط دو قرارگاه‌ اجرا گردد :محور اول‌ :آبگرفتگي شمال‌ بوبيان‌ با فرماندهي و هدايت‌ قرارگاه‌ قدس‌ .محور دوم‌ : حد فاصل‌ كانال‌ ماهي تا جاده‌ شلمچه‌) غرب‌ كانال‌ ماهي (با فرماندهي و هدايت‌ قرارگاه‌ كربلا.

 [External Link Removed for Guests] 

در تدبير عملياتي ،با توجه‌ به‌ حساسيت‌ شمال‌ آبگرفتگي بوبيان‌ براي‌ دشمن‌ و اهميت‌ عبور از كانال‌ ماهي در غرب‌ كانال‌ زوجي ،چنين‌ پيش‌ بيني مي شد كه‌ در صورت‌ تلاش‌ در اين‌ محور ،علاوه‌ بر فريب‌ دشمن‌ نسبت‌ به‌ سمت‌ اصلي تك‌ ، آتش‌ دشمن‌ نيز تجزيه‌ مي شود .به‌ اين‌ ترتيب‌ مرحله‌ اول‌ عمليات‌ در محور غرب‌ كانال‌ ماهي همزمان‌ با محور شمال‌ آبگرفتگي بوبيان‌ در ساعت‌ 2/15 بامداد روز 66/1/18 توسط لشكرهاي‌33 المهدي‌25 ،كربلا 19 ،فجر ،10سيدالشهدا و 31 عاشورا كه‌ به‌ ترتيب‌ از چپ‌ به‌ راست‌ ماموريت‌ تصرف‌ و تامين‌ هدف‌ را به‌ عهده‌ داشتند ، آغاز شد و در اين‌ مرحله‌شب‌ و روز اول‌ عمليات‌ هدف‌ به‌ نحو ناقصي تصرف‌ شد.

در مرحله‌ دوم‌ نيز لشكر 33 هر چند در تصرف‌ هدف‌ و در كار مهندسي ايجاد خاكريز دو جداره‌ در سمت‌ راست‌ سيلبند شاهد موفق‌ بود ،ليكن‌ دشمن‌ دو بار از سمت‌ چب‌ به‌ نيروهاي‌ اين‌ لشكر پاتك‌ كرد كه‌ بار دوم‌ در ساعت‌10 الي 11 صبح‌ با آتش‌ شديد توپخانه‌ و هليكوپتر و بمباران‌ هواپيما همراه‌ بود .كثرت‌ نيروهاي‌ پياده‌ پاتك‌ كننده‌ و كم‌ بودن‌نفرات‌ خودي‌ و نرسيدن‌ مهمات‌ كافي ،نيروهاي‌ خودي‌ را ناچار به‌ عقب‌ نشيني كرد و براثر فشار شديد دشمن‌ تعدادي‌ مجروح‌ در منطقه‌ بجا ماند .به‌ اين‌ ترتيب‌ در اين‌ مرحله‌ هم‌ مسيله‌ جناح‌ چپ‌ عمليات‌ حل‌ نشد .

در مرحله‌ سوم‌ ،جناح‌ راست‌ وضع‌ مناسبي يافت‌ ولي اوضاع‌ جناح‌ چپ‌ به‌ رغم‌ موفقيتهاي‌ به‌ دست‌ آمده‌ كاملا بهبود نيافت‌ و به‌ خاطراستفاده‌ از آتش‌ هماهنگ‌ تانك‌ و تيربار و خمپاره‌ انداز مستقر در خط ، پاتكهاي‌ دشمن‌ را با شكست‌ مواجه‌ ساختند ،ولي سرانجام‌ نيروهاي‌ لشكر 33 به‌ لحاظ از دست‌ دادن‌ توان‌ ،درمواضع‌ مناسبتري‌ مستقر شدند.

بطور كلي فشار عراق‌ براي‌ باز پس‌ گ‌يري‌ منطقه‌ اي‌ در حدود يك‌ كيلومتر مربع‌ با توان‌ بالا در نوع‌ خود كم‌ نظير بود عكس‌ العمل‌ دشمن‌ بدون‌ احتساب‌ و پيش‌ بيني تلفات‌ زياد و پذيرش‌ آن‌ به‌عنوان‌ بهاي‌ باز پس‌ گ‌يري‌ منطقه‌ نمي توانست‌ باشد .دشمن‌ با درك‌ مشي جديد نطامي جمهوري‌ اسلامي مبني بر پيشروي‌ در شرق‌ بصره‌ و انهدام‌ متوالي قواي‌ عراق‌ ،بر آن‌ شد كه‌ با اقدامي اساسي و با قوت‌ ، طراحان‌ و مسيولين‌ جنگ‌ جمهوري‌ اسلامي را نسبت‌ به‌ ادامه‌پيشروي‌ در منطقه‌ شرق‌ بصره‌ مايوس‌ كند .علاوه‌ بر اين‌ همزماني عمليات‌ كربلاي‌8 با سالگرد تاسيس‌ حزب‌ بعث‌ و نيز نقش‌ تبليغي اين‌ عمليات‌ در اعلام‌ تصميم‌ بر تداوم‌ عمليات‌ در منطقه‌ و همزماني آن‌ با تغيير وتحولات‌ سياسي مبني بر حذف‌ صدام‌ ،قابل‌ ذكر است‌ .

از يك‌ سو شرايط سياسي و نظامي جنگ‌ پس‌ از عمليات‌ كربلاي ‌5 و از سوي‌ ديگر اهميت‌ زمين‌ منطقه‌ شرق‌ بصره‌، موجب‌ گرديد تا عمليات‌ كربلاي‌8كه‌ با هدف‌ محدود نظامي صورت‌ گرفت‌ ،بازتاب‌ و انعكاس‌ نسبتا گسترده‌ اي‌ داشته‌ باشد .در مورد اين‌عمليات‌ خبرگزاري‌ فرانسه‌ به‌ نقل‌ از ناظران‌ در تهران‌ چنين‌ گزارش‌ داده‌ :اهداف‌ عمليات‌ جديد كربلاي‌8ايران‌ كه‌ صرفا نظامي است‌ ، محدود به‌ نظر مي رسد .ايران‌ بدون‌ ترديد اين‌ بخش‌ جنوبي را براي‌ حمله‌ انتخاب‌ كرد تا مانع‌ از تحكيم‌ خطوط دشمن‌ در آنجا شود .در واقع‌ گزارش‌ خبرگزاري‌ فرانسه‌ معطوف‌ به‌ اين‌ مطلب‌ بود كه‌ اين‌ عمليات‌ در تداوم‌ سلسه‌ تلاشهاي‌ ايران‌ در اين‌ منطقه‌ و برنامه‌ ريزي‌ براي‌ انجام‌ عمليات‌ به‌ سمت‌ بصره‌ ،معنا و مفهوم‌ دارد.

تلاقي زمان‌ عمليات‌ كربلاي‌8 با برگزاري‌ مراسم‌ چهل‌ و هشتمين‌ سالگرد تشكيل‌ حزب‌ بعث‌ ،موجب‌گ‌رديد كه‌ عراق‌ بلافاصله‌ به‌ منظور تحت‌ الشعاع‌ قرار دادن‌ بازتاب‌ اين‌ عمليات‌ ،به‌ تاسيسات‌ نفتي جزيره‌ سيري‌ كه‌ يكي از مبادي‌ صادرات‌ نفت‌ ايران‌ بود ،حمله‌ كرده‌ خسارات‌ قابل‌ ملاحظه‌ اي‌ را به‌ آن‌ وارد آورد ،به‌ گونه‌ اي‌ كه‌ تا ساعتها بهره‌ برداري‌ از اسكله‌ مذكور امكان‌ پذير نبود .به‌ هر حال‌ پيروزي‌ عمليات‌ كربلاي‌8 همانند پيروزيهاي‌ ديگر ايران‌ در ابتدا از سوي‌ عراق‌ و كليه‌ حاميانش‌ مورد تكذيب‌ قرار گرفت‌ ،چنانكه‌ راديو اسراييل‌ به‌ نقل‌ از كارشناسان‌ نظامي گفت :به‌ احتمال‌ قوي‌ نيروهاي‌ ايراني در عمليات‌ موسوم‌ به‌ كربلاي‌8 در جبهه‌ بصره‌ موفق‌ به‌ پيشروي‌نشده‌ اند و نبرد به‌ صورت‌ ساكن‌ ادامه‌ دارد .اما با گذشت‌ زمان‌ و عينيت‌ پيروزي‌ ايران‌ ،عراق‌ سرانجام‌ زبان‌ به‌ اعتراف‌ گشود و متعاقب‌ آن‌ خبرگزاريها چنين‌ گزارش‌ دادند :عراق‌ ديروز اعتراف‌ كرد كه‌ مناطقي را در جريان‌ حمله‌ جديد ايران‌ در شرق‌ بصره‌ از دست‌ داده‌ است‌ .اعتراف‌ عراق‌ به‌ از دست‌ دادن‌ زمينهايي در نز ديكي بصره‌ ، در اطلاعيه‌ نظامي اين‌ كشور منعكس‌ شده‌ است‌ .همچنين‌ دعوت‌ ايران‌ از خبرنگاران‌ خارجي براي‌ باز ديد از منطقه‌ آزاد شده‌ در عمليات‌ نيز به‌ منزله‌ پيروزي‌ جديد ايران‌ مورد تاكيد قرار گ‌رفت‌ .بدين‌ ترتيب‌ ، در آستانه‌ سال ‌66 ضمن‌ آنكه‌ موفقيت‌ حاصله‌ از عمليات‌ كربلاي‌8 در منطقه‌ شرق‌ بصره‌ ،از سوي‌ رسانه‌ هاي‌ خارجي مورد تاييد قرار گرفت‌ ،به‌ عنوان‌ ضعف‌ و ناتواني روحي روز افزون‌ عراق‌ نيز ارزيابي شد.


منبع مرکز پژوهشهاي صدا وسيما به آدرس:

[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۱۳ ق.ظ
توسط moh-597
مروري بر ويژگي‌هاي عمليات فتح‌المبين و مشكلات دشمن

اشاره: جنگ ايران و عراق از نظر روند تحولات و وقايع مهمي كه در دوره زماني مشخص بروز يافته به چند مقطع تقسيم مي‌شود. مقطع نخست، دوره زمينه سازي عراق براي جنگ است؛ مقطع دوم دوره پيشروي هاي عراق در خاك ايران و سپس زمين‌گير شدن آن است كه حدود يك سال از جنگ را شامل مي‌شود؛ مقطع سوم دوره آزادسازي نام گرفته كه در آن نيروهاي انقلابي و مردمي با همكاري ارتش چند عمليات بزرگ و موفق را طرح‌ريزي و اجرا كردند كه در نتيجه آنها، ارتش عراق به عقب رانده شد و زمين‌هاي اشغالي از تصرف دشمن بيرون آمد. اين مقطع نيز يك سال طول كشيد و يكي از درخشان‌ترين مقاطع جنگ محسوب مي‌شود.

در اين مقطع نوعي اجماع ملي بين طبقات و اقشار جامعه، جريان‌ها و نخبگان سياسي ونظامي براي بيرون كردن دشمن و آزادسازي مناطق اشغالي به وجود آمد؛ و تمام توان كشور براي رسيدن به هدف مزبور بسيج شد. يكي از درخشان‌ترين عملياتهاي انجام شده در مقطع آزادسازي،نبرد فتح‌المبين است كه از آغاز تا پايان يك هفته به طول انجاميد همراه با دستاوردها و نتايج فراوان و چشمگير، كه موقعيت برتر سياسي را نيز براي جمهوري اسلامي در پي داشت.
به گزارش سرويس فرهنگ وحماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،مقاله حاضر به بيان بخشي از ويژگي‌هاي اين عمليات و مشكلات دشمن در آن مي‌پردازد.

در آستانه عمليات:

در آستانه عمليات فتح‌المبين، روند تحولات سياسي كشور رو به بهبود نهاد و كاملا با اوضاع عمليات ثامن‌الائمه (ع) تفاوت داشت؛ منافقين در اثر ضربات پي در پي، بدنه و بخشي از كادر مركزي خود را از دست داده و ساير گروه‌هاي ضدانقلاب نيز كه تلاش همه جانبه‌اي را براي در دست گرفتن قدرت آغاز كرده بودند، عملا از پاي درآمدند. روند تحولات نظامي نيز با توجه به وضعيت رو به اضمحلال دشمن پس از عمليات طريق‌القدس و شكست در تنگه چزابه، به سود ايران تغيير كرده بود. عراقي‌ها با نگراني از روند موجود، پيشنهاد مخفيانه‌اي براي پايان جنگ ارائه كردند.

تقاضاي برقراري صلح (!) كه رژيم بعث از مدت‌ها قبل براي نجات خود ابراز كرده بود، با شروع عمليات فتح‌المبين و بروز آثار پيروزي رزمندگان، مجددا مطرح شد، متعاقب آن، براي نجات صدام و توقف جنگ، تلاش‌هاي وسيعي از سوي كميته منتخب كنفرانس كشورهاي غيرمتعهد، كميته حسن نيت كنفرانس اسلامي، كميته كنفرانس اسلامي جهان اسلام و نيز تني چند از شخصيت‌هاي سياسي – مذهبي جهان اسلام صورت گرفت.

نكته‌هايي درباره عمليات:

طراحي عمليات فتح‌المبين از جمله ابتكارات و نوآوري‌هاي رزمندگان در اين مقطع محسوب مي‌شود. در طراحي اين عمليات، عوامل متعددي دخالت داشتند. چگونگي آرايش و گسترش دشمن در منطقه عمده‌ترين شاخص تعيين كننده بود. ارتش عراق به هنگام ورود به خاك ايران به دليل دست نيافتن به اهداف از پيش تعيين شده، به اجبار خطوط پدافندي نامناسبي داشت،طوري كه خطوط ياد شده ضمن جناح دادن به نيروهاي اسلام عقبه يگانها را نيز در دسترس رزمندگان قرار مي‌داد. بر اين اساس طراحان عمليات ضمن بهره‌گيري از نقاط ضعف دشمن، عمده فلشهاي اصلي عمليات را بر جناح‌هاي خطوط دشمن ترسيم كردند و دستيابي به عقبه آنان را به عنوان هدف برگزيدند. توجه به اين امر موجب شد تا در نخستين مراحل عمليات به دليل سقوط تعدادي از عقبه يگانها، جبهه دشمن متزلزل شود و در نتيجه، رزمندگان اسلام با سرعت بيشتر به اهداف خود دست يابند.

اجراي پي در پي مراحل عمليات از ديگر ويژگي‌هاي اين عمليات بود؛ هرگونه تاخير در اجراي مرحله دوم مي‌توانست علاوه بر از دست دادن نتايج و دستاوردهاي مرحله اول، عمليات را ناكام بگذارد، اما اجراي مرحله دوم عمليات و تصرف تنگه رقابيه، منجر به تزلزل و فروپاشي نيروهاي دشمن و در نتيجه، فرار آنها به علت ترس از اسارت و انهدام شد.

مهندسي:

واحدهاي مهندسي جهادسازندگي، ارتش و سپاه به طور ادغامي وارد عمل شدند و جهاد سازندگي در اين راستا از كارآيي بالايي برخوردار بود. فعاليتهاي مهندسي در امر راه‌سازي، احداث خاكريز و مواضع پيش از عمليات آغاز شد و نقش بسزايي در پيشبرد اهداف رزمندگان ايفا كرد.


براي نمونه، كار سخت و دشوار واحدهاي مهندسي در محور ميشداغ كه به رغم كمبودهاي زياد، با تلاش شبانه‌روزي به مدت يك ماه صورت گرفت، به شكافته شدن تنگه ذليجان و احداث جاده براي عبور رزمندگان در اين منطقه منجر شد.

سازمان رزم سپاه:

سپاه پاسداران كه مسوؤليت فرماندهي و هدايت بسيج را نيز بر عهده داشت، به مرور زمان و متناسب با نيازهاي جبهه، سازمان خود را از نظر كمي و كيفي گسترش داد. سيستم اداره جنگ مردمي در عملياتهاي ثامن‌الائمه و طريق‌القدس به صورت ابتدايي شكل گرفت و در عمليات فتح‌المبين، با تغييرات عمده‌اي گسترش يافت. در اين عمليات سپاه به طور چشم‌گيري سازمان خود را گسترش داد به گونه‌اي كه 12 تيپ را آماده و به ميدان وارد كرد در حالي كه در عمليات طريق‌القدس تنها چهار تيپ وارد عمل شده بودند. همچنين در اين عمليات سپاه، براي نخستين بار، فرماندهي مشترك از بالاترين رده فرماندهي تا پايين‌ترين واحدهاي رزمي به كار گرفته شد. ادغام نيروها از رزمندگان تا رده فرماندهان و تشكيل قرارگاه‌هاي مشترك در وضع مطلوبي به اجرا درآمد. كامل كردن نقاط قوت و ضعف نيروها از سوي يكديگر نكته مهم در اين ادغام بود.

حضور مردم:

همچنين، در اين عمليات، مردم به طور بي‌سابقه و گسترده‌اي حضور يافتند و معنويت عميقي بر جبهه‌ها حاكم بود. حضور غيرقابل انتظار نيروهاي بسيجي را بايد يكي از دلايل گسترش كيفي و كمي نيروهاي رزم سپاه در اين عمليات دانست.

بيمارستان صحرايي:

در اين عمليات، براي نخستين بار در جريان جنگ تحميلي، بيمارستان صحرايي مجهز به اطاق عمل در اين عمليات به كار گرفته شد و بدين ترتيب با اقدامات و پيگيري‌هاي اوليه در اين بيمارستانها مجروحان زيادي از خطر مرگ نجات يافتند.

مشكلات دشمن:

نيروهاي دشمن پس از يك سال و اندي استقرار در مواضع دفاعي، در برابر تحقق «استراتژي بزرگ نظامي جمهوري اسلامي» كه در مناطق مختلف به مرحله اجرا گذارده مي‌شد، «سازمان و كنترل فرماندهي» خود را از دست دادند، در نتيجه، علي‌رغم داشتن نيرو، تجهيزات و امكانات مناسب در مناطق مختلف عملياتي، به علت استيصال روحي قادر به بهره‌گيري از استعداد موجود خود نبودند. در اين ميان، ضعف روحي و درماندگي نيروهاي دشمن به گونه‌اي افزايش يافته بود كه آنها حتي در مواقع پاتك، بلافاصله پس از مواجهه با عكس‌العمل رزمندگان اسلام، به فرار و عقب‌نشيني و يا تسليم مبادرت مي‌كردند.

از مشكلات ديگر دشمن در اين مرحله از جنگ، نداشتن نيروي احتياط بود. دشمن به خاطر انتخاب اهداف وسيع و نيز تعيين ماموريت براي كليه يگان‌هاي خود، پس از ناكامي و شكست، مي‌بايست تمامي توان و استعداد خود را در مواضع پدافندي به صورت ناكافي گسترش دهد. اين امر، موجب گرديد كه دشمن، فاقد نيروي احتياط كارآمده بوده و در مواقع ضروري عكس‌العمل مناسبي را در برابر حملات رزمندگان اسلام از خود بروز ندهد.

سازمان رزم دشمن، متعاقب سلسله عمليات رزمندگان اسلام، از هم گسيخت، تا آنجا كه در عمليات ثامن‌الائمه، لشكر 3 زرهي و يگان‌هاي تحت امر آن، كه پس از اشغال خرمشهر و محاصره آبادان، در منطقه استقرار داشتند، در معرض تهاجم و انهدام قرار گرفتند. در عمليات طريق‌القدس، باقي مانده لشكر 9 زرهي از بين رفت و همچنين، تيپ 26 زرهي وچندين يگان ديگر، منهدم شدند. در عمليات فتح‌المبين، علاوه بر لشكرهاي 10 زرهي و 1 مكانيزه، نيروهاي موجود در منطقه، به همراه ساير نيروهايي كه دشمن از ساير مناطق جمع كرده و به منطقه اعزام نموده بود، منهدم شدند. در مجموع، تا قبل از عمليات بيت‌المقدس، انهدام وسيعي از نيروها و تجهيزات دشمن صورت گرفت و تعداد بسياري از نيروهايش اسير شدند و امكانات زيادي به غنيمت گرفته شد.

در سندي كه در اين عمليات از دشمن به دست آمده درباره شيوه رزم نيروهاي خودي به نكات مهمي اشاره شده است. در قسمتي از اين سند، كه به لشكر 5 مكانيزه مربوط است و امضاي سرتيپ ماهر عبدالرشيد در زير آن مي‌باشد. آمده است:

«روش جنگ دشمن (ايراني) در آخرين نبردش در منطقه استحفاظي سپاه 4 (شوش و دزفول) ويژگي‌هاي زير را داشت:

1-نيروهاي پياده دشمن (ايراني)، چه از نظر اعتماد و چه از نظر كثرت نيروها ركن اساسي عمليات بودند و دشمن پس از اطمينان از پيروزي محدود، نيروي زرهي خود را وارد عمل كرد.

2-دشمن با نيروي اصلي خود به دو جناح نيروهاي ما هجوم آورد و جبهه را با نيروي كمتري تامين كرد.

3-دشمن در حملات خود، به هجوم شبانه و نخستين ساعت‌هاي شب تكيه داشت.

4-هدف دشمن در عمليات هجومي، رسيدن به قرارگاه يگانها و ستادها و مواضع توپخانه بود تا بدين ترتيب، تشكيلات فرماندهي و مراكز پشتيباني آتش را فلج كند.

5-دشمن همچون گذشته با اجراي آتش تهيه، به حمله اقدام نمي‌كند، بلكه از آتش سنگين توپخانه و موثر خود در عمليات استفاده مي‌كند.

6-نيرو‌هاي هوايي و هوانيروز دشمن هنوز موفق نشده‌اند به برتري هوايي نسبت به نيروهاي خودي دست يابند، اما در اين عمليات، فعاليت بيشتري از خود نشان داده‌اند.


منبع : سايت جامع دفاع مقدس

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۰۶ ق.ظ
توسط moh-597
عمليات‌ والفجر 1؛ نخستين‌ تجربه‌ سپاه‌ پس‌ از سازماندهي‌

سه‌ ماه‌ پس‌ از انجام‌ ناموفق‌ عمليات‌ والفجر مقدماتي، عمليات‌ «والفجر ۱» در منطقه‌ شمال‌ غربي‌ «فكه» تا بلندي‌هاي‌ «حمرين» طرح‌ريزي‌ شد، و در ساعت‌ ۲۲ و ۱۰ دقيقه‌ ۲۰ فروردين‌ با رمز «ياالله‌ يا الله‌ يا الله» حمله‌ يگان‌هاي‌ سپاه‌ و ارتش‌ به‌ فرماندهي‌ سرهنگ‌ «علي‌ صيادشيرازي»- ( فرمانده‌ وقت‌ نيروي‌ زميني‌ ارتش- آغاز شد. از زمان‌ عمليات‌ «ثامن‌الائمه۷») كه‌ به‌ شكست‌ محاصره‌ آبادان‌ انجاميد، تا آغاز عمليات‌ «والفجر ۱ » همواره‌ براي‌ درهم‌ كوفتن‌ خط‌ دشمن‌ براي‌ غافلگيري‌ و گرفتن‌ فرصت‌ عكس‌العمل‌ آنها از تاريكي‌ شب‌ و ساعات‌ استراحت‌ نيروهاي‌ آنان‌ بهره‌ گرفته‌ مي‌شد، اما در اين‌ عمليات‌ روش‌ «هجوم‌ در پوشش‌ آتش‌ تهيه» براي‌ درهم‌ كوبيدن‌ دشمن‌ برگزيده‌ شد.

بر اين‌ اساس‌ عمليات‌ با اجراي‌ آتش‌ انبوه‌ توپخانه‌ شروع‌ شد. ۶۰ هزار گلوله‌ توپ‌ بر مواضع‌ عراق‌ فرو ريخت، و اين‌ تا آن‌ زمان‌ بي‌سابقه‌ بود. البته‌ دشمن‌ نيز با ۱۰۰ هزار گلوله‌ به‌ استقبال‌ توپهاي‌ ايراني‌ آمد. موقعيت‌ منطقه‌ عملياتي‌ والفجر بيشتر تپه‌ ماهور (تپه‌هاي‌ كوتاه) كه‌ كوهستاني‌ بوده‌ و بلندي‌هاي‌ مهم‌ آن‌ از ۱۸۰ متر تجاوز نمي‌كند، و در منطقه‌ جنوب‌ شرقي‌ كوه‌هاي‌ حمرين‌ قرار دارد.
قرارگاه ۹‌ «خاتم‌ الانبيا» عمليات‌ را از دو محور شمالي‌ و جنوبي‌ به‌ فرماندهي‌ قرارگاه‌ «كربلا» در جناح‌ راست‌ و قرارگاه‌ «نجف» در جناح‌ چپ‌ پيش‌ مي‌برد. در اين‌ عمليات‌ ۸ لشكر از سپاه‌ پاسداران‌ و ۲ لشكر،۳ تيپ‌ و يك‌ گردان‌ از نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ و به‌ عبارت‌ ديگر ۳۰ گردان‌ از ارتش‌ و ۸۰ گردان‌ از سپاه‌ مشاركت‌ داشتند. هر دو جناح‌ كار پيشروي‌ را تا سحرگاه‌ فردا و تا اعلام‌ دستور توقف‌ بخوبي‌ انجام‌ دادند.
از صبح‌ همان‌ روز تا پايان‌ ششمين‌ روز عمليات، عراق‌ بارها دست‌ به‌ پاتك‌ زد و چندين‌ مرتبه‌ بلندي‌هاي‌ منطقه‌ دردست‌ طرفين‌ رد و بدل‌ شد، اما نيروهاي‌ خودي‌ توانستند اهداف‌ به‌ دست‌ آمده‌ را تثبيت‌ كرده‌ و حالت‌ پدافند به‌ خود بگيرند.
در پايان‌ اين‌ عمليات‌ تعداد ۶۷۵۰ تن‌ از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته، زخمي‌ و اسير شدند و ۹۸ دستگاه‌ تانك‌ و نفربر زرهي‌ منهدم، ۵ فروند چرخبال‌ ساقط‌ و سه‌ واحد ۵۵۰ نفري‌ «جيش‌الشعبي»، سه‌ گردان‌ كماندويي، ۱۳ تيپ‌ پياده‌ مكانيزه‌ و ۴ گردان‌ مكانيزه‌ آسيب‌ ديد. همچنين‌ بخشي‌ از بلندي‌هاي‌ حمرين، چندين‌ روستا درحاشيه‌ رودخانه‌ «دويرج» و پاسگاه‌ مرزي‌ «پيچ‌انگيزه» آزاد شد كه‌ در مجموع ۱۵۰ كيلومترمربع‌ وسعت‌ را در بر مي‌گرفت. نام‌ عمليات: والفجر ۱
زمان‌ اجرا۲۰/۱/۱۳۶۲
مدت‌ اجرا: شش‌ روز
تلفات‌ دشمن‌: ۶۷۵۰ كشته، زخمي‌ و اسير
رمز عمليات: يا الله‌ - يا الله‌ - يا الله‌
مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ شمال‌ غربي‌ فكه‌ - جبهه‌ مياني‌
ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ به‌ همراه‌ گردانهايي‌ از سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌
اهداف‌ عمليات: سركوب‌ نيروهاي‌ دشمن‌ و باز پس‌گيري‌ مناطق‌ تحت‌ اشغال‌


منبع: كتاب كارنامه عمليات سپاهيان اسلام

ارسال شده: شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۵۷ ب.ظ
توسط moh-597
عمليات‌ بيت‌المقدس‌5 ؛ ضربه‌اي‌ كاري‌ به‌ سازمان‌ زرهي‌ دشمن‌

در آخرين‌ ماه‌هاي‌ جنگ‌ هشت‌ ساله‌ ايران‌ و عراق‌ و هنگامي‌ كه‌ نيروهاي‌ ايران‌ با پيروزي‌ كامل، موفق‌ به‌ پيشروي‌ در خاك‌ دشمن‌ و آزادسازي‌ مناطق‌ و شهرهاي‌ مهمي‌ همچون‌ «حلبچه» كردستان‌ عراق‌ شده‌ بودند، يك‌ عمليات‌ انهدامي‌ براي‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ ماشين‌ جنگي‌ ارتش‌ عراق‌ در منطقه‌ عمومي‌ «پنجوين» صورت‌ گرفت.

اين‌ منطقه‌ پيوسته‌ صحنه‌ رويارويي‌ قواي‌ خودي‌ و دشمن، از جمله‌ عمليات‌ «والفجر4 » بود. اين‌ يورش‌ بي‌امان‌ را نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ فرماندهي‌ و هدايت‌ قرارگاه‌ «رمضان» به‌ اجرا گذاشت. طي‌ اين‌ عمليات، يگان‌هاي‌ عمل‌ كننده‌ خودي‌ در شامگاه‌ ۲۲ فروردين‌ ماه‌ ۱۳۶۷ با رمز «يا اباعبدالله‌ الحسين۷» به‌ مواضع‌ نيروهاي‌ عراقي‌ حمله‌ برده‌ و طي‌ روزها درگيري‌ و نبرد، ۴۵ دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و صدها خودروي‌ نظامي‌ و ده‌ها قبضه‌ سلاح‌ سبك‌ و نيمه‌ سنگين‌ دشمن‌ را منهدم‌ و به‌ لشكر ۲۷ ارتش‌ عراق‌ تلفات‌ و خسارات‌ چشمگيري‌ وارد آوردند. همچنين‌ در عمليات‌ بيت‌المقدس ۵ تعداد ۳۸۱۰ تن‌ از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ شده‌ يا به‌ اسارت‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند.
نام‌ عمليات: بيت‌ المقدس‌ ۵ (ضربتي)
زمان‌ اجرا: ۲۲/۰۱/۱۳۶۷
تلفات‌ دشمن‌: ۳۸۱۰ كشته، زخمي‌ و اسير
رمز عمليات: يا اباعبدالله‌ الحسين ۷
مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ پنجوين‌ عراق‌ - خط‌ شمالي‌ جبهه‌ جنگ‌
ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌
اهداف‌ عمليات: انهدام‌ ماشين جنگي‌ دشمن‌


منبع : سايت جامع دفاع مقدس

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۱۷ ق.ظ
توسط moh-597
سالروز عمیلات های فتح 5 ، نصر 1 ، محدود شوش دانیال

عمليات‌ فتح‌5 ؛ بهره‌گيري‌ از توان‌ جنگندگي‌ معارضان‌ عراقي‌
عمليات‌ نصر1 ؛ آزادسازي‌ يكصد كيلومتر مربع‌ از خاك‌ عراق‌
عمليات‌ محدود در محور شوش‌ دانيال‌
عمليات‌ فتح‌5 ؛ بهره‌گيري‌ از توان‌ جنگندگي‌ معارضان‌ عراقي‌
با قرار گرفتن‌ سلسله‌ عمليات‌ محدود و گسترده‌ برون‌ مرزي‌ در دستور كار فرماندهان‌ جبهه‌ شمالي‌ جنگ‌ و همچنين‌ همكاري‌ و بهره‌گيري‌ از توان‌ جنگندگي‌ معارضان‌ كردعراقي‌ - به‌ دليل‌ اهداف‌ مشترك‌- عمليات‌ نامنظم‌ و گسترده‌ «فتح‌5 » در منطقه‌ عملياتي‌ «چوارتا» و «ماووت» در شمال‌ استان‌ «سليمانيه» عراق‌ و همزمان‌ با عمليات‌ «كربلاي‌10 » در غرب‌ ماووت‌ به‌ اجرا گذاشته‌ شد. ساعت‌1 و47 دقيقه‌ بامداد روز25 فروردين‌ ماه‌1366 و هنگامي‌ كه‌ هنوز سپيدي‌ برف‌ و سوز و سرماي‌ زمستان‌ سال‌ پيش‌ بر هواي‌ آن‌ منطقه‌ كوهستاني‌ مستولي‌ بود، نيروهاي‌ تحت‌ امر قرارگاه‌ «رمضان» و گروه‌ انبوهي‌ از معارضان‌ كرد عراقي‌ با رمز «يا صاحب‌ الزمان»(عج) ادركني‌ حمله‌ را آغاز كردند. در همان‌ لحظات‌ نخست‌ سرعت‌ عمل‌ و گستردگي‌ تهاجم‌ نيروهاي‌ ايراني‌ سبب‌ غافلگيري‌ و انهدام‌ توان‌ رزمي‌ دشمن‌ شد، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ پس‌ از گذشت‌ چند ساعت‌ از آغاز عمليات‌ و با طلوع‌ سپيده‌ صبحگاهي، تمام‌ نقاط‌ مورد نظر به‌ تصرف‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند، اما بدليل‌ ناتواني‌ نيروهاي‌ نامنظم‌ براي‌ دفع‌ پاتك‌هاي‌ سنگين‌ عراق‌ و عدم‌ اتصال‌ نقاط‌ آزاد شده‌ به‌ خطوط‌ نيروهاي‌ پدافندي‌ خودي، بتدريج‌ دشمن‌ همه‌ مواضع‌ از دست‌ داده‌ خود را باز پس‌گيري‌ كرد. در عين‌ حال‌ طي‌ اين‌ عمليات، علاوه‌ برانهدام‌ مراكز نظامي‌ عراق، دكل‌ تلويزيون‌ سليمانيه‌ و پايگاه‌هاي‌ عراقي‌ مستقر در اطراف‌ «سورقلات» نابود شد و مقر لشكر27 از سپاه‌ يكم‌ عراق‌ مورد حمله‌ قرار گرفت. تعداد1500 نفر از قواي‌ دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ شده‌ يا به‌ اسارت‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند و مقدار قابل‌ توجهي‌ سلاح‌ و مهمات‌ دشمن‌ به‌ غنيمت‌ گرفته‌ شد. عدم‌ موفقيت‌ كامل‌ نيروهاي‌ خودي‌ در اين‌ عمليات، از ناهماهنگي‌ نيروهاي‌ عمل‌ كننده‌ منظم‌ و نامنظم‌- كه‌ از دو جهت‌ متقابل‌ به‌ مواضع‌ دشمن‌ در ارتفاعات‌ حمله‌ برده‌ بودند- ناشي‌ شد. نام‌ عمليات: فتح‌ 5 (برون‌ مرزي) زمان‌ اجرا1/25 :/1366 تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير1500 :( رمز عمليات: يا صاحب‌ الزمان(عج) ادركني. مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ چوارتا - ماووت‌ در شمال‌ استان‌ سليمانيه‌ عراق‌ ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ قرارگاه‌ برون‌ مرزي‌ رمضان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و معارضان‌ كرد عراق‌ اهداف‌ عمليات: نفوذ و ضربه‌ زدن‌ به‌ توان‌ رزمي‌ دشمن‌ با بهره‌گيري‌ از قواي‌ جنگندگي‌ معارضان‌ كرد عراق‌

عمليات‌ نصر1 ؛ آزادسازي‌ يكصد كيلومتر مربع‌ از خاك‌ عراق
‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ منظور كنترل‌ راه‌ ارتباطي‌ «چوارتا- بسن» عراق‌ در جبهه‌ شمالي‌ و غرب‌ شهر «بانه» كردستان‌ ايران، در25 فروردين‌ ماه‌ 1366 و هنگامي‌ كه‌ سوز و سرماي‌ زمستان‌ و برف‌ بر هواي‌ منطقه‌ حكم‌ فرما بود، دست‌ به‌ يك‌ حمله‌ نفوذي‌ زد. اين‌ تك‌ با رمز يا صاحب‌الزمان(عج)ادركني‌ آغاز شد و طي‌ آن‌ بلندي‌هاي‌ «كوخ‌ نم‌نم» و يال‌ ارتباطي‌ ميان‌ بلندي‌هاي‌ «سوركوه» و بسن‌ و پاسگاه‌ «سورديزه» و بسن‌ عراق‌ در زميني‌ به‌ گستره‌100 كيلومتر مربع‌ آزاد و تعداد 590 تن‌ از نيروهاي‌ پياده‌ و كماندوي‌ دشمن‌ كشته، زخمي‌ و اسير شدند. همچنين‌ مقداري‌ سلاح‌ سبك‌ و نيمه‌ سنگين‌ و مهمات‌ به‌ غنيمت‌ رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ درآمد.. نام‌ عمليات: نصر 1 (نفوذي) زمان‌ اجرا1/25 :/1366 تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير590 :( رمز عمليات: يا صاحب‌ الزمان(عج) ادركني‌ مكان‌ اجرا: غرب‌ منطقه‌ عمومي‌ بانه‌ - محور شمالي‌ جنگ‌ ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ اهداف‌ عمليات: كنترل‌ راه‌ ارتباطي‌ چوارتا- بسن‌ عراق‌

عمليات‌ محدود در محور شوش‌ دانيال
‌ اين‌ يورش‌ محدود توسط‌ نيروهاي‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و با كمك‌ تعدادي‌ از نيروهاي‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در فروردين‌1360 در محور منطقه‌ عمومي‌ «شوش‌ دانيال» صورت‌ پذيرفت. در اين‌ حمله‌3 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و يك‌ چرخبال‌ عراقي‌ از بين‌ رفت‌ و تعداد244 تن‌ از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته، زخمي‌ و اسير شدند. در اين‌ عمليات‌15 نفر از نيروهاي‌ خودي‌ نيز به‌ شهادت‌ رسيدند. نام‌ عمليات: عمليات‌ در محور شوش‌ دانيال‌ زمان‌ اجرا1/25 :/1360 تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير244 :( مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ شهر شوش‌ دانيال‌ - محور جنوبي‌ جنگ‌ ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ اهداف‌ عمليات: انهدام‌ و آزادسازي‌ مناطق‌ اشغال‌ شده


منبع : سايت جامع دفاع مقدس

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۴:۱۲ ب.ظ
توسط moh-597
سالروز عمليات پدافندي فاو در سال 1367

منطقه فاو از زمان تصرف توسط رزمندگان اسلام و تثبيت مواضع كه حدود 75 روز طول كشيد تا 28 فروردين ماه سال 1367، فعاليت خاصي را از دو طرف شاهد نبود، اما به خوبي قابل درك و پيش‌بيني بود كه عراق در صورت دستيابي به توانايي لازم، حساس‌ترين مواضع را مورد هدف قرار خواهد داد.

لذا وضعيت مواضع پدافندي خودي در فاو، نامناسب بودن منطقه جهت استقرار طولاني، نداشتن جاده مواصلاتي و متكي بودن به پلهاي نصب شده بر روي رود اروندرود كه حتي با آتش توپخانه نيز ممكن بود منهدم گردد، عراق را بر آن داشت تا با استفاده از وضعيت سياسي و بحران ايجاد شده توسط آمريكا در خليج فارس مبدا حملات سراسري خود را در سال پاياني جنگ، در منطقه فاو قرار داده، با تك شيميايي گسترده، آتش فوق العاده توپخانه و انهدام پلهاي روي اروند، شهر فاو را تصرف نموده و تنها حادثه قابل تبليغ بعد از جنگ را براي خود رقم زده و حملات بعدي را طرح ريزي نمايد.

حمله سپاه هفتم، گارد رياست جمهوري و يگانهاي دريايي عراق در اين منطقه با هدف بازپس گيري شهر فاو، تامين اروندرود و وارد كردن فشار به ايران جهت قبول كردن قطعنامه 598 با نام توكلنا علي الله صورت پذيرفت.

در عمليات پدافندي فاو دشمن توانست بعد از بمباران شيميايي و قطع پلهاي ارتباطي، منطقه فاو را تسخير نمايد. كم بودن اسراي ايراني در اين عمليات به خوبي نشان داد كه دشمن بعد از شخم زدن زمين با توپخانه و بمباران شيميايي و هوايي وارد منطقه گرديده است.

برآورد عمومي ميزان سلاح شيميايي به كار گرفته شده در اين حمله سه برابر وسعت منطقه فاو بوده كه مي‌توانست در حد غيرقابل تحملي براي هر موجود زنده، هوا و زمين را آلوده نمايد.

از تلفات و ضايعات دشمن در اين حمله گزارشي به دست نيامده است.



منبع : سايت جامع دفاع مقدس

ارسال شده: شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۸:۰۷ ق.ظ
توسط moh-597
عمليات‌ كربلاي‌10 ؛ جابه‌جايي‌ ميدان‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌

طي‌ عملياتي‌ به‌ نام‌ كربلاي‌10 كه‌ در غرب‌ كشور به‌ اجرا درآمد، مناطق‌ بسياري‌ به‌ دست‌ رزمندگان‌ آزادشد. حضور نسبتا گسترده‌ اكراد معارض‌ عراقي‌ در اين‌ مناطق‌ سبب‌ گرديد تا در مرحله‌ نخست‌ گشايش‌ جبهه‌ تازه‌ در غرب‌ كشور، تلاش‌ها عمدتا به‌ اتصال‌ عقبه‌ مناطق‌ آزاد شده‌ به‌ ايران‌ و بازشدن‌ عقبه‌ نيروهاي‌ معارض‌ معطوف‌ شود. منطقه‌ عمومي‌ اين‌ عمليات‌ در محور بانه‌- سردشت‌ از شمال‌ به‌ رودخانه‌ مرزي‌ «گلاس»، از جنوب‌ به‌ رودخانه‌ «آوسيويل»، از شرق‌ به‌ «سوركوه» و از غرب‌ به‌ ارتفاعات‌ «گرده‌رش» و سپس‌ ارتفاعات‌ عمومي‌ «آسوس» منتهي‌ مي‌شد. اين‌ منطقه‌ داراي‌ عوارض‌ حساس‌ و ارتفاعات‌ نسبتاً‌ بلند و صعب‌العبور است.

تردد در اين‌ مناطق‌ به‌ خاطر نبود راه‌ بسيار دشوار مي‌نمود، اما به‌ دليل‌ وجود درختان‌ مرتفع‌ در پايين‌ ارتفاعات، وضعيت‌ براي‌ اختفاي‌ نيروهاي‌ عمل‌ كننده‌ و حتي‌ تحرك‌ و جا به‌ جايي‌آنها در روز، كاملاً‌ مناسب‌ تشخيص‌ داده‌ شد. استعداد نيرو و گسترش‌ دشمن‌ در اين‌ منطقه‌ تا قبل‌ از عمليات‌ والفجر9 كه‌ در پاييز سال‌1364 توسط‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ صورت‌ گرفته‌ بود قابل‌ توجه‌ نبود، اما پس‌ از آن‌ و بويژه‌ پس‌ از دو عمليات‌ فتح‌1 و2 دشمن‌ مجدداً‌ حساس‌ شد و تلاش‌هاي‌ نسبتاً‌ وسيعي‌ را به‌ منظور تصرف‌ مناطق‌ تحت‌ تسلط‌ كردها و مسدود كردن‌ معابر وصولي‌ به‌ عمق‌ خاك‌ عراق‌ انجام‌ داد، چنان‌ كه‌ تيپ‌هاي‌ كماندويي‌ سپاه‌ هفتم‌ و سوم‌ و چند تيپ‌ و گردان‌ مستقل‌ ديگر با نظارت‌ شخص‌ صدام‌ طي‌100 روز، بسياري‌ از ارتفاعات‌ را به‌ تصرف‌ درآوردند.
تحركات‌ دشمن‌ بعد از عمليات‌ فتح‌1 بر پايه‌ اين‌ تحليل‌ انجام‌ مي‌گرفت‌ كه‌ در صورت‌ عدم‌ مقابله‌ جدي، قواي‌ نظامي‌ ايران‌ با تقويت‌ نيرو به‌ سمت‌ «ازمر» و سپس‌ «سليمانيه» پيشروي‌ خواهند كرد، اما با وجود همه‌ تلاش‌هاي‌ دشمن، سرانجام‌ در تاريخ‌30 فروردين‌1366 عمليات‌ كربلاي‌10 با رمز «يا صاحب‌الزمان(عج)ادركني» توسط‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ در منطقه‌اي‌ به‌ وسعت‌250 كيلومترمربع‌ آغاز شد. اين‌ عمليات‌ كه‌ نخستين‌ عمليات‌ گسترده‌ در غرب‌ كشور پس‌ از انتقال‌ ميدان‌ اصلي‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ بود، هماهنگ‌ با تك‌ نيروهاي‌ منظم‌ در جبهه‌ ماووت‌ و عمليات‌ نامنظم‌ قرارگاه‌ رمضان‌ و اتحاديه‌ ميهني‌ كردستان‌ عراق‌ در شمال‌ سليمانيه‌ انجام‌ گرفت.
طي‌ اين‌ حمله‌ آزادسازي‌50 روستاي‌ منطقه، ارتفاعات‌ «سرلگو»، «بردهوش»، «قشن»، «اسبيدار»، «كلان» و چند ارتفاع‌ ديگر ميسر گرديد. همچنين‌20 كيلومتر از جاده‌ ماووت‌- سليمانيه‌ تحت‌ كنترل‌ رزمندگان‌ ايراني‌ درآمد. تجهيزات‌ منهدم‌ شده‌ دشمن‌ شامل‌ يك‌ فروند چرخبال، ده‌ها دستگاه‌ تانك‌ و نفربر، چندين‌ قبضه‌ خمپاره‌انداز، مقداري‌ سلاح‌ سبك‌ و نيمه‌ سنگين‌ مي‌باشد. همچنين‌13 گردان‌ و تيپ‌ مستقل‌ دشمن‌ آسيب‌ ديده، تعداد كشته‌ و زخمي‌ها و اسراي‌ دشمن‌ به‌ 4235 نفر رسيد. در اين‌ عمليات‌8 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر، چندين‌ دستگاه‌ خودرو و مقداري‌ سلاح‌ و مهمات‌ به‌ غنيمت‌ رزمندگان‌ اسلام‌ درآمد.
از جمله‌ شهيدان‌ عمليات‌ كربلاي‌10 «حسن‌ شفيع‌زاده» فرمانده‌ توپخانه‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ بود.
نام‌ عمليات: كربلاي‌10
زمان‌ اجرا :۳۰/۱/۱۳۶۶
تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير ) : 4235
رمز عمليات: يا صاحب‌ الزمان(عج) ادركني‌
مكان‌ اجرا:منطقه‌عمومي‌بانه ‌- سردشت‌ در محور شمالي‌ جنگ‌
ارگان‌هاي‌ عمل‌ كننده: نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌
اهداف‌ عمليات: گشايش‌ جبهه‌ تازه‌ فراروي‌ دشمن‌ در غرب‌ و انتقال‌ جبهه‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ و مقابله‌ با تحرك‌هاي‌ ضد انقلاب‌ در منطقه‌ كردستان‌


منبع : سايت جامع دفاع مقدس

ارسال شده: دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۸:۱۵ ق.ظ
توسط moh-597
عمليات بازي دراز 1

زمان 1/2 تا 9/2/1360
نوع عمليات: نيمه گسترده
فرماندهي: مشترك
سازمان: مشترك
ارتفاعات صعب العبور بازي دراز با قله هاي بلند و شيب هاي تند و بريدگي هاي ممتد از اهميت ويژه اي در منطقه مرزي استان كرمانشاه برخوردار است اين ارتفاعات به مثابه عرضه بزرگي درون مثلث قصرشيرين _ گيلان غرب_ سرپل ذهاب واقع شده است و برمنطقه تسلط كامل دارد دشمن در روزهاي آغازين جنگ از بازي دراز براي ديده باني استفاده مي كرد اما ويژگي هاي اين ارتفاعات موجب شد با فعاليتهاي مهندسي روي آن جاده سازي شود و يگانهاي عراق در آنجا مستقر شوند و ضمن افزايش سلطه بر قصرشيرين سرپل ذهاب را نيز زير ديد خود بگيرند.

براي گرفتن اين امتياز مهم از دشمن پس از سه ماه كار نيروهاي شناسايي سپاه ، قرارگاه مقدم غرب سپاه و ارتش نخستين عمليات نيمه گسترده را در اين منطقه طرح ريزي كردند كه با نام عمليات بازي دراز در تاريخ 1/2/1360 آغاز شد و به مدت 8 روز طول كشيد و طي آن نيروهاي خودي و دشمن بارها به تك و پاتك متقابل پرداختند.
دشمن با استفاده از پشتيباني هوايي يگانهاي خود را حمايت مي كرد اما رزمندگان از جاده و حمايت هوايي كافي و پشتيباني آتش محروم بودند در نتيجه نتوانستند روي تمام هدف ها مستقر شوند، با وجود اين ، از بين قله هاي منطقه سه قله آن را تثبيت كردند و تنها در تثبيت قله 1150 و يكي از قله هاي 1100 ناكام ماندند. در اين عمليات هوانيروز ارتش نقش بسزايي ايفا نمود و طي آن خلبان علي اكبر شيرودي به شهادت رسيد.
تجهيزات منهدم شده دشمن:
54 دستگاه تانك و نفربر
3 فروند هواپيما
2 فروند هلي كوپتر
2 دستگاه ادوات مهندسي

غنائم جنگي:
12 دستگاه تانك و نفربر
5 دستگاه ادوات مهندسي

تعداد كشته و زخمي دشمن:
1500 نفر كشته و زخمي
700 نفر تعداد اسراي دشمن

منبع: اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کرمانشاه

ارسال شده: یک‌شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۸:۴۴ ق.ظ
توسط moh-597
عمليات‌ بيت‌ المقدس؛ نقطه‌ عطف‌ فتوحات‌ سرنوشت‌ساز جنگ‌

بيش‌ از بيست‌ ماه‌ از آغاز جنگ‌ تحميلي‌ استكبار عليه‌ جمهوري‌ نوپاي‌ اسلامي‌ ايران‌ مي‌گذشت‌ و شهر «خرمشهر» همچنان‌ در چنگ‌ نيروهاي‌ ارتش‌ عراق‌ قرار داشت. عمليات‌ «فتح‌ المبين» در منطقه‌ غرب‌ دزفول‌ و شوش‌ اخيرا به‌ پايان‌ رسيده‌ و نتايج‌ شگفت‌انگيز آن‌ روح‌ تازه‌اي‌ در كالبد رزمندگان‌ اسلام‌ دميده‌ بود.
فرماندهان‌ جنگ‌ بر آن‌ بودند تا فرصت‌ ابتكار عمل‌ و كشاندن‌ جنگ‌ به‌ يك‌ شكل‌ فرسايشي‌ و بلند مدت‌ از دشمن‌ گرفته‌ شود، به‌ ويژه‌ آنكه‌ فصل‌ گرماي‌ طاقت‌فرساي‌ جنوب‌ كشور در راه‌ بود. عمليات‌ پيروزمندانه‌ فتح‌ المبين‌ كه‌ با آزادسازي‌ بخش‌ گسترده‌اي‌ از خطه‌ خوزستان‌ در شمال‌ غرب‌ اين‌ استان‌ پايان‌ پذيرفته‌ بود، راه‌ را براي‌ آزادسازي‌ مناطق‌ خرمشهر، شلمچه، هويزه‌ و بخش‌هاي‌ ديگر هموار ساخته‌ بود چرا كه‌ اين‌ محدوده‌ وسيع‌ بر خلاف‌ منطقه‌ عملياتي‌ فتح‌ المبين‌ فاقد عارضه‌ و ناهمواري‌ زميني‌ بود.

البته‌ دشمن‌ در غرب‌ رودخانه‌ كارون‌ كه‌ در قلب‌ شهر خرمشهر جاري‌ است، استحكامات‌ و موانع‌ پيشرفت‌ را احداث‌ و ۳۶ هزار نفر از نيروهاي‌ خود را در خطوط‌ پدافندي‌ پيچيده‌اي‌ متمركز و مستقر كرده‌ بود.
گذر از چنين‌ خط‌ مرگباري‌ به‌ يك‌ معجزه‌ و كاري‌ خدايي‌ شبيه‌ بود. همچنان‌ كه‌ حضرت‌ امام‌ خميني فرمانده‌ كل‌ قوا به‌ محض‌ آزاد شدن‌ خرمشهر فرمودند:
«خرمشهر را خدا آزاد كرد».
سرانجام‌ در ساعت‌ ۳۰ دقيقه‌ بامداد ۱۰ ارديبهشت‌ ماه‌ ۱۳۶۱ نيروهاي‌ مسلح‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ فرماندهي‌ قرارگاه‌ مشترك‌ كربلا سپاه‌ و ارتش‌ و ۳ قرارگاه‌ عملياتي‌ قدس‌ در منطقه‌ سوسنگرد و محور شمالي‌ كرخه‌ نور، و قرارگاه‌ فتح‌ در منطقه‌ دارخوين‌ و قرارگاه‌ نصر در شمال‌ خرمشهر، حمله‌ سراسري‌ خود را از منطقه‌ عمومي‌ رودخانه‌ كرخه‌ نور و غرب‌ رودخانه‌ كارون‌ به‌ منظور آزادسازي‌ خرمشهر و مناطق‌ شمالي‌ آن‌ و عقب‌ راندن‌ دشمن‌ تا مرز بين‌ المللي‌ آغاز نمودند.
همچنين‌ از سوي‌ ستاد جنگ‌ مقرر شده‌ بود تا در جريان‌ اين‌ عمليات، شهرهاي‌ اهواز، حميديه‌ و سوسنگرد از برد توپخانه‌ سنگين‌ و دوربرد دشمن‌ خارج‌ شوند. پيش‌ از آغاز اين‌ عمليات، از سوي‌ قرارگاه‌ كربلا، رمز حمله‌ با نام‌ مبارك‌ «يا علي‌ بن‌ ابيطالب(۷)» مصادف‌ با سيزدهم‌ رجب‌ در نخستين‌ دقايق‌ دهم‌ ارديبهشت‌ ماه‌ ۱۳۶۱به‌ نيروهاي‌ تحت‌ امر صادر شد. پس‌ از ۲۵ روز تلاش‌ براي‌ آماده‌سازي‌ مقدمات‌ و انجام‌ طرح‌ بزرگ‌ عمليات، به‌ منظور رويارويي‌ با مشكلات‌ احتمالي، از جمله‌ آبگرفتگي‌هاي‌ غيرطبيعي‌ كه‌ دشمن‌ بر سر راه‌ رزمندگان‌ ايجاد كرده‌ بود و پيچيدگي‌ مواضع‌ و حجم‌ ماشين‌ آلات‌ زرهي‌ و نيروهاي‌ پياده‌ دشمن‌ و انجام‌ چهار مرحله‌ عمليات‌ تهاجمي‌ در منطقه‌اي‌ به‌ وسعت ۶۰۰۰ كيلومتر مربع، همه‌ چيز براي‌ يك‌ حمله‌ بزرگ‌ مهيا شد.
سرانجام‌ در تاريخ‌ سوم‌ خرداد ماه‌ ۱۳۶۱ خرمشهر كه‌ با ۳۴روز مقاومت‌ در برابر دشمن‌ سقوط‌ كرده‌ بود، پس‌ از ۵۷۵ روز اشغال‌ و ويران‌ شدن‌ خانه‌ها و اماكن‌ عمومي‌ و دولتي، در كمتر از ۴۸ ساعت‌ آزاد و پاكسازي‌ شد و به‌ آغوش‌ ميهن‌ اسلامي‌ بازگشت. بازتاب‌ اين‌ پيروزي‌ شگرف‌ تا مدت‌ها در رسانه‌هاي‌ جهان‌ در صدر تمام‌ اخبار و گزارش‌ها بود.
فتح‌ خرمشهر به‌ منزله‌ بزرگترين‌ پيروزي‌ نظامي‌- سياسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در جريان‌ جنگ‌ تحميلي‌ و مهلك‌ترين‌ ضربه‌ به‌ پيكره‌ دشمن‌ تلقي‌ شد.
طي‌ عمليات‌ پيروزمندانه‌ بيت‌المقدس‌ اين‌ خسارات‌ به‌ دشمن‌ وارد آمد:
- لشكرهاي‌ ۳ زرهي، ۱۱ و ۱۵ پياده در محور خرمشهر، به‌ ميزان ۸۰ درصد منهدم‌ شدند.
- لشكرهاي ۵ مكانيزه‌ و ۶ زرهي‌ در محور شمالي‌ عمليات‌ با فرار و عقب‌ نشيني‌ به‌ ميزان ۲۰ درصد آسيب‌ ديدند.
- لشكرهاي ۹ و۱۰ زرهي‌ كه‌ در عمليات‌ فتح‌ المبين‌ آسيب‌ ديده‌ بود هر يك‌ به‌ ميزان ۲۰ درصد، لشكر ۷ پياده ۴۰ درصد، و لشكر زرهي‌ كه‌ در آخرين‌ روزهاي‌ سقوط‌ خرمشهر ظاهر شد به‌ ميزان‌ ۲۰ درصد منهدم‌ شدند.
- تيپ‌ ۱۰ زرهي‌ به‌ ميزان ۳۰ درصد منهدم‌ و تيپهاي‌۳۱ ، ۳۲ و ۳۳ نيروي‌ مخصوص‌ كه‌ به‌ هنگام‌ تجاوز به‌ خرمشهر نقش‌ اساسي‌ داشتند، ضربات‌ سنگيني‌ را متحمل‌ شدند.
- تيپ‌هاي ۹ ، ۱۰، ۲۰ و ۱۱۳ گارد مرزي‌ و تيپهاي ۲۳۸ و ۵۰۱ پياده ۵۰ درصد منهدم‌ شده‌ و نيروهاي‌ آنها به‌ اسارت‌ رزمندگان‌ اسلام‌ در آمدند. - تيپ‌هاي ۶۰۵ و ۴۱۷ پياده‌ به‌ ميزان ۵۰ درصد، تيپ‌ ۱۰۹ پياده ۶۰ درصد و تيپ‌هاي ۶۰۱، ۶۰۲ و ۴۱۶ پياده‌ به‌ ميزان ۵۰ درصد منهدم‌ شدند. همچنين‌ گردان‌هاي‌ شناسايي‌ حطين‌ و حنين‌ آسيب‌ ديدند.
در مجموع‌ چهار مرحله‌ عمليات، بيش‌ از ۱۶۵۰۰ تن‌ از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ و ۱۹۰۰۰ نفر نيز اسير شدند.
علاوه‌ بر بندر خرمشهر، مناطق‌ و تأسيسات‌ ديگري‌ طي‌ اين‌ عمليات‌ آزاد شدند كه‌ عبارتنداز:
- پادگان‌ حميد، جفير، حسينيه‌ و شهر هويزه. - جاده‌ مهم‌ و مواصلاتي‌ اهواز- خرمشهر.
- آزادسازي ۱۸۰ كيلومتر از خط‌ مرزي‌ و ۵۰۳۸ كيلومتر مربع‌ از مناطق‌ اشغالي.
- جاده‌ مواصلاتي‌ سوسنگرد- هويزه.
- خارج‌ شدن‌ بخش‌ وسيعي‌ از خاك‌ جنوب‌ ايران‌ از زير آتش‌ توپخانه‌ سنگين‌ دشمن.
- تصرف‌ و تأمين ۱۲ پاسگاه‌ مرزي.

تجهيزات‌ و جنگ‌ افزارهاي‌ منهدم‌ شده‌ دشمن‌ نيز بدين‌ شرح‌ است:
- ۲۸۵ دستگاه‌ تانك‌ و نفربر.
- دهها انبار مهمات.
۴۰ - فروند هواپيما.
۲ - فروند چرخبال. -
چندين‌ دستگاه‌ لودر و ماشينهاي‌ مهندسي‌- رزمي.
۵۰۰ - دستگاه‌ خودرو. - ده‌ها قبضه‌ توپ‌ سبك‌ و سنگين.
- مقدار قابل‌ توجهي‌ از تيربارهاي‌ گوناگون‌ و سلاحهاي‌ سبك‌ و سنگين.
همچنين‌ غنايم‌ فراواني‌ به‌ دست‌ رزمندگان‌ اسلام‌ افتاد كه‌ عبارتند از:
۱۰۵ - دستگاه‌ نفربر و تانك.
- دهها انبار مهمات.
۹۵۰۰۰ - عدد انواع‌ مين.
- صدها دستگاه‌ خودرو سبك‌ و سنگين.
- تعداد قابل‌ توجهي‌ لودر، بولدزر و ماشينهاي‌ مهندسي‌- رزمي.
۱۸ - قبضه‌ توپ۱۳۰ ميليمتري.
- هزاران‌ قبضه‌ سلاح‌ انفرادي.

نام‌ عمليات: بيت‌ المقدس‌
زمان‌ اجرا:۲/۱۰/۱۳۶۱
تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير) :۳۵۵۰۰
رمز عمليات: (يا علي‌ بن‌ ابي‌ طالب۷)
مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ رودخانه‌ كرخه‌ و غرب‌ رود كارون‌
ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروهاي‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌
اهداف‌ عمليات: آزادسازي‌ خرمشهر و خارج‌ ساختن‌ شهرهاي‌ اهواز، حميديه‌ و سوسنگرد از برد توپخانه‌ سنگين‌ دشمن‌ -طي‌ چهار مرحله‌

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۸:۲۰ ق.ظ
توسط moh-597
ناگفته هاى عملیات طریق القدس

وقتى از پله هاى تحریریه بالا آمد، گذر زمان نه بر قامت ایستاده اش که بر سفیدى موهایش دیده مى شد. از سالهاى جنگ، سالهایى که بوى خاک و خون مى داد تنها نگاههاى تیزبینش باقى مانده بود و یک دنیا خاطره، خاطراتى که با تمام جزئیاتش در مقابل چشمانش نقش مى بست و جان مى گرفت. رازهایى که در آن تجربه ها و خاطرات وجود داشت برق خاصى را در چشمانش مى نشاند. سرتیپ۲ حسن براتى در همان فرصت کوتاه گفت وگو چقدر خوب توانست دوباره به سالهاى جنگ برگردد و رازهاى ناگفته آن را بازگو کند. سالهایى که غم غربتش بعد از گذشت سالها هنوز احساس مى شد. امیر براتى یک مجموعه کامل از زخم هاى جنگ است. «در طول ۸سال جنگ ۵بار مجروح شده و ۱۱ماه در بیمارستانهاى مختلف بسترى بوده است.» از سقوط هلى کوپتر گرفته تا تیر وترکش جان سالم به در برده و تازگى ها آخرین زخم جنگ را بر روى قلبش حس مى کند. تنها یادگاریش از زندگى دخترش بود که جنگ، سرنوشت او را رقم زد و خاک او را با تمام رؤیاهاى جوانى اش بلعید. آمده بود تا ناگفته هاى عملیات فتح المبین را بگوید عملیاتى که انجام آن به عملیات هاى •••
وقتى ارتش عراق به ایران حمله کرد، کشور انسجام کامل نداشت. تازه التهابات انقلاب وجریانهاى آن دوران فروکش کرده بود. در یک روز گرم تابستان صدام به این نتیجه رسید که در قرارداد۱۹۷۵ الجزایر مغبون شده است. با این استدلال که نمى تواند رودخانه اروندرود را به ایران واگذار کند و به نوعى در نظر داشت ارتفاعات آق داغ، میمک و... را دوباره در اختیار خود قرار دهد شروع به زدن پاسگاههاى مرزى کرد و وقتى در روزهاى اول عکس العمل شدید از سوى ایران مشاهده نکرد به ایران تاخت و تا پل نادرى و نزدیکى اهواز پیش آمد.
آن زمان من در لشگر ۲۱حمزه بودم که از تلفیق دولشگر۱ و ۲گارد تشکیل شده بود. از این لشگر قبلاً یگانهایى براى مقابله با توطئه دشمنان به کردستان اعزام شده بود و مابقى بلافاصله آماده حرکت به منطقه هجوم دشمن شدند.
با توجه به گستردگى جبهه جنوب که از پل نادرى شروع و تا دهانه فاو (اروندرود) ادامه مى یافت و با عنایت به اینکه حمله به این منطقه موانع و مواضع مستحکمى را ایجاد کرده بود. به راحتى نمى شد در آن شرایط عملیاتى انجام داد. تصمیم گرفته شد جبهه جنوب به سه قسمت تقسیم شود تاراحت تر نیروها در طول عملیات هدایت شوند.
«به این نتیجه رسیدیم که باید درجبهه جنوب شکاف ایجاد کنیم. ابتدا مرکز منطقه را که نقاط مهمى چون بستان و سوسنگرد و تنگه چزابه در آن قرار داشت را به عنوان مرکز عملیات انتخاب کردیم که در صورت موفقیت وعقب راندن دشمن بین جبهه شمال و جنوب مى توانستیم شکافى ایجاد کنیم.»
بسیارى از قراردادهایى که طى آن قرار بود تجهیزات جنگى براى تقویت نظامى ارتش وارد کشور شود پس از انقلاب به طور یکجانبه لغو شده بود به عنوان مثال تصمیم گرفته شد از انگلیس ۱۰۰۰دستگاه تانک وارد شود که با تغییرات آب و هوایى ما سازگارى داشته باشد. هزینه هاى آن هم پرداخت شد. اما بعد از انقلاب، قراردادها لغو شد. نه تانکى به ایران آمد و نه پولى بازگردانده شد. هواپیماهایى هم که خریدارى شده بود به همین سرنوشت دچار شدند.
از طرف دیگر با توجه به کوتاه شدن خدمت سربازى، استعداد یگانها به یک سوم خود رسیده بود. درگیریهایى که در مناطقى چون کردستان، خوزستان (جریان خلق عرب)، گنبد و... شروع شده بود منجر به اعزام یگانهاى ارتش به مناطق درگیرى شده بود که توان رزمى یگانها را آسیب پذیر نموده بود.
با تلاشهاى بسیار در ۷مهرماه ۵۹ اولین نیروهاى ارتش به منطقه اعزام شدند. البته لشکر ۹۲ زرهى خوزستان و لشکر ۸۱ زرهى کرمانشاه در منطقه حضور داشتند.
در ساعت ۲بعدازظهر بودکه وسایل و تجهیزات را آماده کردیم تا با قطار به اندیمشک برویم. حتى فرصت نداشتیم با خانواده خداحافظى کنیم. بارگیرى تا ساعت۶‎/۳۰ بعدازظهر طول کشید.
ساعت۹شب قطار حرکت کرد. وقتى به ایستگاه قطاراندیمشک رسیدیم، کنار ایستگاه شرکت برق قرار داشت. در آن روز هدف هواپیماهاى عراقى آنجا بود. وقتى تجهیزات را پیاده کردیم، دیدم که ۴فروند هواپیما بر روى شرکت برق در حال شیرجه هستند. به محض اینکه خلبان هواپیماى اول هدف مورد نظرش را زد، متوجه راه آهن و ستون نظامى شد که از قطارها بارها را تخلیه مى کردند. به هواپیماى پشت سر خود علامت داد تا راه آهن و ستون نظامى ما را هدف قرار دهد. با حمله هوایى دشمن فورى دستور تفرقه دادم اما تا خودروها حرکت کردند چندبمب میان کامیونها افتاد. از طرف دیگر پادگان دوکوهه که مملو از سلاحهاى سنگین بود، شب گذشته توسط هواپیماهاى عراقى بمباران شده بود و در حال سوختن بود. در میان شعله هاى آتش مهمات منفجر مى شد. مردم دزفول براى اینکه مورد اصابت گلوله ها قرار نگیرند از شهر بیرون رفته بودند. پادگان دوکوهه نزدیک راه آهن بود و گاهى این گلوله ها و ترکش ها به سمت راه آهن مى آمدند.
در آن شرایط سخت خودروهایى که کمتر آسیب دیده بودند از محل حادثه دور شدند و غروب به طرف پل نادرى حرکت کردند.
در شب ماشینها را براى اینکه دیده نشوند با گل استتار کرده بودیم. راننده نمى توانست مقابلش را ببیند. به دست یکى از سربازها پرچم سفیدى دادم تا بر روى خط سفید وسط جاده برود و کامیونها به دنبالش حرکت کنند. باید به پاسگاهى مى رفتیم که دشمن تا چندکیلومترى آن پیشروى کرده بود.
پشت پل کرخه یگانها سازماندهى شدند تا شروع به آماده کردن سنگرهاى تعجیلى کنند پل براى حفظ منطقه خیلى مهم بود.
پل یک عارضه حساس در منطقه بود. اگر به دست نیروهاى دشمن مى افتاد و از آن عبور مى کردند مى توانستند به راحتى خوزستان را از ایران جدا کنند.
بعد از استقرار نیروها بلافاصله دستور صادر شد که باید به مواضع نیروهاى عراقى حمله شود.
«دستور نظامى باید اجرا مى شد، یگانها سازماندهى شدند و قرار شد ۱۶مهرماه اولین حمله را انجام دهیم. تا رسیدن تجهیزات و آمادگى کامل عملیات ۲۳مهر انجام شد و در همان ابتدا با شکست سنگینى روبرو شدیم. انجام عملیات احتیاج به شناخت داشت. منطقه را نمى شناختیم. هر چه آموخته بودیم تئورى بود. کسى تجربه جنگیدن، آن هم به این گستردگى را نداشت.»
ارتش عراق قبل از حمله به ایران به صورت تیپها و گردانهاى رزمى در عملیاتهایى که شرکت داشت در نتیجه خیلى راحت توانست با ترفند نیروهاى ما را به قتلگاه بکشاند.
زمانى که عملیات شروع شد نیروهاى عراقى میدان را براى ورود ما بازگذاشتند. نیروها را به کشتارگاه خود کشاندند. یک دفعه باران گلوله از زمین و هوا شروع شد وعملیات به شدت سرکوب شد.
همزمان با اقدامات لشکرهاى۲۱ و ۹۲ زرهى خوزستان و تیپ۳۷ که کنترل فکه را بر عهده داشتند به همراه گردان ۱۳۸لشگر ۲۱ و گردان ۱۴۰ در کنار پل نادرى، و نهر خین به صورت جنگ و گریز جابه جا شدیم و پاى پل دشمن را متوقف کردیم. در جبهه غرب هم براى پس زدن دشمن عملیاتهایى انجام شد که عراق در آنجا موفقیت هایى داشت. عراق ۶ماه قبل از اینکه به ایران حمله کند، در زمینهاى مشابه خاک ایران عملیاتهایى که مى خواست انجام دهد را تمرین کرده بود و چگونگى حرکت در سرزمین بیگانه و تصرف، عوارض حساس و استفاده از موقعیت را به خوبى مى دانست.
در هر حال ارتش عراق نتوانست بیش از ۱۰۰کیلومتر در جبهه هاى ایران حرکت کند و متوقف شد. البته در آن زمان لشکرهایى از نیروى زمینى از جمله لشکر۹۲ و لشکر ۸۱ که تنها یگانهاى حاضر در منطقه بودند، رشادتهاى بسیار از خود نشان دادند که در مقابل استعداد نابرابر نیروهاى متجاوز که قریب به ۷برابر نیروهاى ما بود، جانانه مقاومت کردند و حرکت دشمن را کند کردند. ارتش عراق با برخورد به این موانع و به هم ریختن محاسباتش نتوانست جلوتر بیاید. در پشت رودخانه کرخه نیز توانایى زدن پل به روى رودخانه را نداشتند. ارتش عراق فکر این مسأله را نکرده بودکه اگر به رودخانه اى برخورد کند که عرض آن ۱۵۰متر است، چگونه باید از آن عبور کرد. این مسأله اى بودکه ارتش عراق هنوز آن را تجربه نکرده بود.
ارتش عراق به دلیل نداشتن روحیه و ترس از پیشروى و برخورد با مشکلات متوقف شد. در مقابل نیز نیروهاى نظامى ایران به خاطر نبودن تجهیزات و تجربه نتوانستند حرکت رو به جلویى داشته باشند. پس از عملیات ۲۳ مهر بود که فرماندهان متوجه شدند پیشروى به سوى جبهه دشمن بدون سازماندهى و طر ح ریزى و انجام شناسایى امکانپذیر نیست. پس از این عدم موفقیت بر روى سازماندهى و تجهیز یگانها و شناسایى مناطق کار شد. شناسایى و تثبیت دشمن هم یکسال به طول انجامید تا عملیات ثامن الائمه آغاز شد. البته از ابتداى تجاوز دشمن تا آغاز عملیا ت ثامن الائمه دهها عملیات محدود و در عین حال مهم توسط یگانهاى لشکر ۱۶ـ لشکر ۲۱ـ تیپ ۲۳ نوهد ـ تیپ ۳۷ و لشکرهاى ۹۲ و ۸۱ و ۸۴ که طى این مدت به منطقه گسیل شده بودند، انجام شد و ضربات ناباورانه اى به دشمن زد که حضور نیروهاى مردمى و نیروى نوپاى سپاه پاسداران هم دراین موفقیت ها کارساز بود.
با توجه به شناسایى هایى که انجام شد و خشم مردم منطقه از اقدامات نیروهاى عراقى در این عملیات پیروز شدیم و ارتش عراق از شرق رودخانه کارون به غرب، عقب رانده شد. ارتش عراق حدود یک سال و نیم بود که در خاک ایران حضور داشت و متزلزل شده بود. در نتیجه تصمیم گرفته شد از این نقطه ضعف براى موفقیت در عملیات هاى بعدى استفاده شود. در نتیجه عملیات طریق القدس و بیت المقدس طراحى و اجرا شد. سربازان عراقى نمى دانستند به چه دلیلى باید بجنگند. آنان بیشتر منتظر حرکتى از سوى ایران بودند تا در جریان آن یا فرار کنند و یا تسلیم شوند. به این فکر مى کردند که نباید کشته شوند. عملیات طریق القدس بعد از دوماه طرح ریزى و اجرا شد. یکى از دلایل موفقیت عملیا ت طریق القدس جاده اى بود که توسط مهندسین جهاد ایجاد شد. «مهندس على آبادى از جهاد بود، که گفت مى تواند جاده اى را در منطقه اى رملى که دشمن آنجا را اشغال نکرده بود، بزند. قرار شد کلیه امکانات را در اختیارش قرار دهیم. ۲۰ روز زمان خواست. احداث جاده چیزى در حدود ۲۵ روز طول کشید. جاده اى به طول ۱۰ کیلومتر و ارتفاع ۸۰ سانت از سطح زمین ایجاد کرد. وقتى على آبادى شروع به کار کرد ابتدا فکر مى کردیم حتماً نیروهاى دشمن متوجه حضور ما مى شوند اما هرچه جلوتر مى رفتیم، مى دیدیم که درطول این مدت با اینکه چندین دستگاه کمپرسى و کامیون و غلتک کار مى کردند آنها اصلاً متوجه حضور ما نشدند.»
بعد از آزادشدن شهرهاى سوسنگرد و بستان شروع به طرح ریزى عملیات فتح المبین کردند. در هنگام طراحى عملیات فتح المبین فرماندهان به این نتیجه رسیده بودند که اگر بخواهند در سراسر منطقه تک جبهه اى انجام دهند با مشکلاتى روبرو مى شوند. در شناسایى هایى که انجام شد مشخص شد که نیروها از ۴ منطقه مى توانند به داخل نیروهاى دشمن نفوذ کنند.
یک قسمت درمرکز منطقه بود. راهى که از تپه هاى جومینه و شاوریه به تپه هاى على گره زد و کانال هندلى منتهى مى شد. «هندلى» کانال بزرگى بود که در ارتفاعات مستقر شده بود و بچه ها براى شناسایى منطقه از آنجا استفاده مى کردند. یکى دیگراز مناطق نفوذى، به نام (طرح یزد) معروف بود که طى آن نقبى به پشت نیروهاى دشمن باز شد.
طرح یزد توسط یک پیرمرد یزدى اجرا شد. پیرمردى با یک ساک کوچک که فرسنگ ها راه آمده بود تا کمک کند.
در یکى از محورها میدان مین پیشروى ما را به طور کامل مسدود مى کرد لذا به دنبال راهى براى زدن یک نقب از زیر این میدان مین تا پاى خاکریز دشمن بودیم. در یک روز دیدیم دژبان پیرمردى را با خود آورده تا مرا ببیند. هنوز ساکش در دستش بود. مرحوم جانباز سرتیپ۲ میرحسینى که آن موقع در عقیدتى سیاسى لشکر بودند و خود یزدى بودند ایشان را به ما معرفى کرده بود. مى گفت: مى خواهم کارى کنم تا راه را براى شما باز کنم. با توجه به سن بالاى او به او گفتم: «پدر جان شما چگونه مى توانید به ما کمک کنید. الان حدود یک سال است که نیروها در اینجا مستقر شده اند و راهى براى نفوذ پیدا نمى کنند.» او اصرار داشت تا راه را نشانش بدهیم. اصرار پیرمرد باعث مى شود تا در قسمت دیده بانى، منطقه را به او نشان بدهند.
«گفتم اینجا بیابان است و آن طرف میدان مین وخط دشمن قرار دارد. حدود ۲ کیلومتر مسیر مین گذارى شده است ما مى خواهیم از زیر این دو کیلومتر عبور کنیم به منطقه نگاهى کرد و بعد دوتا بیل و کلنگ و چهار نفر سرباز خواست. آخر سر هم گفت: «کارى به کار من نداشته باشید. فکر کنید مرا ندیده اید.» پیرمرد از پشت خاکریز ایران حدود ۳ متر از زمین را کند و شروع به نقب زدن به ارتفاع ۲ متر و عرض ۹۰ سانت کرده بود تا خط دشمن پیشروى کرد و از آن خط نیز گذشت.


روزنامه ایران