Re: آشنايي با جنگنده دفاع هوایی دوربرد اف-14
ارسال شده: سهشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۰, ۱۱:۰۰ ب.ظ
ماموریت نیرو دریایی امریکا تامین بازدارندگی استراتژیکی – کنترل دریاها و ابراهها – حضور دریایی و قدرتنمایی است و بهترین راه پشتیبانی از این ماموریتها به کارگیری ناوهای هواپیمابر می باشد . امریکا هر قدر هم که پایگاههای هوایی در کشورهای دوست خود در اختیار داشته باشد این امکان وجود دارد که اشوبها و انقلابهای پیش بینی نشده امکان بهره گیری از انها را به دست ندهد .
کاهش بودجه های دفاعی در سالهای اخیر نیز بسیاری از پایگاه های خارجی امریکا را به تعطیلی کشانده است . جالب است بدانیم که در جریان جنگ یوم کیپورمیان اعراب واسراییل در اکتبر سال 1972 متحدان اروپایی امریکا به هواپیماهای ترابری این کشور اجازه نمی دادند تا از پایگاه های هوایی مستقر در خاک انها استفاده کنند زیرا از این احتمال بیم داشتند که اعراب تحویل نفت به انها را متوقف سازند . نیاز به ناوهای هواپیمابر و در نتیجه لزوم حمایت از انها در چنین شرایطی روشن است . در مورد توانایی های f-14 در نقش دفاع هوایی از ناوگان پیشتر به اندازه کافی گفته ایم ودر اینجا تاکتیکهای حفاظت پیرامونی نیرو دریایی امریکا را به طور گذرا مرور خواهیم کرد .
هواپیماهای رهگیر f-14 ماموریت دفاع هوایی از ناوگان را همچون f-4 در جریان جنگ ویتنام به 2 روش انجام می دهد : بارکپ و فورس کپ ( فورکپ ) .
بارکپ مخفف معادل انگلیسی عبارت گشت هوایی رزمی پیرامونی می باشد و شامل گشت زنی یک زوج تامکت در مسافت زیاد ( به طور معمول 280 کیلومتر ) از ناو هواپیمابر مادر با پشتیبانی هواپیمای هشدار دهنده زود هنگام e-2c هاوک آی در فاصله 88 کیلومتری ناو هواپیمابر می باشد .
این گونه ماموریتها به طور معمول قرار گرفتن جنگنده ها را به عنوان حائل بین تهدید و نیروی ضربتی ناو هواپیمابر دربر میگیرد . تامکت با محموله 4 موشک فینیکس – دو اسپارو – دو سایدوایندور و 675 گلوله 20 میلی متری و دو مخزن خارجی سوخت می تواند برای حدود 2 ساعت در شعاع پیش گفته و ارتفاع حدود 25000 پا ( 7620 متر ) به گشت زنی بپردازد فورس کپ نیز شبیه بارکپ است ولی به طور معمول نزدیکتر به ناو هواپیمابر و تحت نظارت مستقیم آن اجرا می گردد .
در نقش برتری هوایی f-14 ماموریتهای میگ کپ و تارکپ را بر عهده دارد . تارکپ عبارت است از همراهی و حفاظت از گروه هواپیماهای ضربتی در حال ورود به منطقه هدف حین بمباران و خروج از منطقه هدف .
این نقش گاهی " اسکورت جنگنده " نیز نامیده می شود . میگ کپ نیز همان گونه که از نامش پیداست یعنی به دنبال میگ گشتن . تنها وظیفه ای که f-14 در این نقش دارد جستجو برای هرگونه هواپیمای دشمن ( یا میگ به عنوان شاخص جنگنده های متخاصم ! ) در حال پرواز و سرنگون کردن ان است . " در حال پرواز " به این دلیل که مقررات درگیری در بیشتر مدت جنگ ویتنام حمله هواپیماهای امریکایی را به پایگاههای هوایی و میگهای روی زمین ویتنام شمالی ممنوع کرده بود .
یکی دیگر از ماموریتهای هوا به هوای تامکت رهگیری مستقیم از عرشه ناو ( dli ) می باشد که عبارتست از دو فروند f-14 کاملا مسلح با خدمه اماده در کابین و مخازن انباشته از سوخت روی کاتاپولت عرشه ناو که برای پرواز فوری اماده می باشد .
برد و حجم زیاد پوشش رادار f-14 در مقایسه با f-4 به تامکت امکان می دهد تا در نقشهای گوناگون پیش گفته اطلاعات بیشتری را برای ناوگان فراهم نموده و بر اگاهی انها از موقعیت بیفزاید. تاریخ نشان داده که جنگهای هوایی نزدیک که در ارتفاع بالا و سرعتهای فراصوت زیاد شروع می شوند سرانجام به ارتفاع های پایین و سرعتهای بین 0.7 تا 1.2 ماخ و حتی کمتر کشانده می شوند و این بالهای متحرک f-14 است که در این شرایط امتیاز بزرگی برای ان محسوب می گردد . البته تعداد کم تامکتها فشار کاری زیادی ر ابر انها وارد می اورد . در مناطق بالقوه خطرناک هر ناو هواپیمابر چند گشت هوایی رزمی هر یک شامل دو جنگنده در یک مسیر 0 یا 8 شکل را به نواحی ( یا به اصطلاح ایستگاههای ) معینی اعزام می دارد که پس از پایان مدت گشت زنی دو به دو جای خود را به گروه بعدی داده و به ناو مادر باز می گردند تا سپس مدتی را نیز روی عرشه به حالت اماده بگذارنند .
هر ناو هواپیمابر به یک اسکادران 12 فروندی تامکت مجهز می باشد و در هر لحظه 4 فروند در حال گشت زنی 4 فروند به عنوان خلاص کننده اماده روی عرشه و 4 فروند نی ز در حال تعمیر و نگهداری می باشند . به تدریج جنگنده های f/a-18 هورنت در نقش هوا به هوا جای f-14 را در ماموریتهای اسکورت گروههای ضربتی و بارکپ گرفتند و تامکتها بیشتر گشتهای رزمی دفاعی را انجام می دهد .
ماموریت یک دسته پروازی f-14 تامکت با مرحله مهم توجیه پیش از پرواز شروع می شود که حدود یک ساعت ادامه می یابد و عواملی همچون شرایط جوی – روشهای کارهای اضطراری – مشخصات ایستگاه گشت زنی – رمز خطاب رادیویی و بسامدهای مخبراتی – توضیحات عملیاتی ماموریت و مقررات در گیری را در بر می گیرد . پس از پایان جلسه توجیه خدمه به سمت هواپیماهای خود به راه می افتند و بازرسیهای پیش از پرواز اناه را با دقت هر چه تمام تر انجام می دهند تا اطمینان یابند که هیچ گونه نقضی بدیهی ( همچون نشتی ) وجود ندارد و تمام سطوح هدایت به درستی و ازاد حرکت می کنند و سرانجام اینکه تمام فشارها و دماها درون محدوده های مجاز و عادی قرار دارند . تجهیزات خودازمای ( bite ) تامکت در این مرحله کمک بزرگی برای کشف و رفع نقضهای الکترونیکی به شمار می روند .
وظایف هر یک از دو خدمه f-14 به دقت مشخص شده است . خلبان فرمانده است و مخابرات هوا به هوب به عهده اوست یگانه مسوول جنگ افزارهای کوتاه برد ( توپ والکن و سایدو ایندور ) می باشد و در گزینش و مدیریت جنگ افزارهای دور بردتر ( اسپارو و فینینکس ) حق اعمال نظر دارد . ریو یا افسر رهگیری راداری یگانه مسوول رادار – خط انتقال داده و سیستم کنترل جنگ افزار می باشد و بنابراین در برابر خود به نمایشگرهای وضعیت تاکتیکی مجهز است . این وظیفه باعث می شود تا ریو بهتر از خلبان بتواند در مورد تاکتیکهای اولیه رهگیری و درگیری تصمیم گیری نماید هر چند که نظر خلبان به عنوان فرمانده همواره بر توصیه های ریو ارجهیت دارد . کامپیوتر سیستم جنگ افزار وظیفه اولویت بندی هدفها و توصیه شلیک موشک را بر عهده دارد ولی ریو می تواند بر پایه برداشت خود از وضعیت تاکتیکی در حال تکوین به نفع نظر خود توصیه کامپیوتر را نادیده بگیرد . ریو همچنین مسوول ناوبری و مدیریت سیستم اقدامات متقابل الکترونیکی می باشد .
خلبان و ریو تا جای ممکن با یکدیگر می مانند و این رابطه کاری نزدیک برای ایجاد روحیه همکاری – کار گروهی و اگاهی از توانایی های دیگری در شرایط مختلف تاکتیکی – به ویژه نبردهای نزدیک هوایی – اهمیت زیادی دارد . به گونه ای که ریو در چنین وضعیتی به عنوا نجفت چشمان دوم خلبان عمل می کند . وی با بهره گیری از مهارتها و میدان دید عالی به سمت عقب – خلبان را – که حواس خود را روی وضعیت رو به روی هواپیما معطوف کرده از وضعیت پهلوها و عقب هواپیما به طور کامل اگاه نگاه می دارد . البته گفتنی است که خلبان از 3 اینه عقب نیز بهره مند می باشد .
پس از تکمیل بازرسی خارجی خدمه بوسیله نردبان جمع شونده ویژه ای در سمت چپ وارد کابین می شوند و پس از جای گرفتن روی صندلی های پرتاب شونده تسمه های انها را می بندند . خلبان و ریو سپس تمامی اتصالات الکتریکی و نیو ماتیکی خود را به سیستمهای هواپیما انجام داده و پینهای ایمنی ای را که برداشتن انها منجر به مسلح شدن صندلی های پرتاب شونده می گردد می بندند . موتورها روشن می شوند نردبان جمع می گردد و کاناپی کشیده کابین امده در وضعیت بسته قفل می شود .
خلبان اکنون هواپیما را به سوی کاتاپولت واگذار شده روی عرشه ناوهواپیمابر تاکسی می کند و پس از رسیدن به موقعیت تعیین شده یک دیوار تیغه ای هیدرولیکی در پشت ان بالا می اید تا گازهای داغ خروجی موتورها را به سمت بالا منحرف سازد . بدون این دیوار محدوده خطر پشت خروجی های موتور تا حدود 150 متر تقریبا تا انتهای عرشه پروازی امتداد می یابد .
پس از قرار گرفتن در موقعیت خلبان بازوی چرخ دماغه را به میزان 36 سانتی متر جمع می کند و به اصطلاح تامکت را به تعظیم وا می دارد سپس میله پرتاب ( launch bar ) متصل به ارابه فرود دماغه را پایین می دهد . این میله به ماسوره کاتاپولت چفت می شود . در اخر پس از تکمیل تمامی بازرسیهای داخلی و خارجی خلبان دور موتورهای هواپیما را اول در وضعیت نظامی کامل full militar power ) ) قرار می دهد و سپس مرحله به مرحله تا مرحله پنجم پس سوز بالا می برد . پس از اینکه خلبان و افسر مسوول کاتاپولت علایم امادگی را با یکدیگر رد و بدل نمودند کاتاپولت شلیک می شود و هواپیمای سنگین را ظرف فقط 2.5 ثانیه تا سرعت 278 کیلومتر در ساعت شتاب می دهد . همچنان که تامکت کاتاپولت را ترک می کند بازوی تلسکوپی چرخ دماغه به طور خودکار باز می شود و بر زاویه حمله بال می افزاید و هواپیما تقریبا بدون دخالت خلبان به پرواز در می اید . به مجرد انکه هواپیما از لبه عرشه پروازی عبور می کند خلبان یک گردش سعودی تند به سمت چپ انجام داده و ارابه های فرود را می بندد . فقط چند لحظه بعد توان به میزان عادی پرواز افقی برگردانده می شود و اوج گیری به ارتفاع انتقالی با سرعت حدود 547 کیلومتر در ساعت ادامه می دهد . پس از رسیدن به ارتفاع انتقالی تامکت با سرعت حدود 0.7 ماخ به سوی منطقه تعیین گشت زنی خود به پرواز در می اید . این سرعت به منظور صرفه جویی در زمان و سوخت تعیین شده است .
بد نیست بدانیم که در جریان یک dli برای اوج گیری تا ارتفاع عملیاتی حالت پس سوز کامل حفظ می گردد و طی همین مرحله سمت درست رهگیری در پیش گرفته می شود . مرحله انتقالی نیز با سرعت 1.5 ماخ پیموده می شود تا رهگیری مهاجمان هر چه دورتر از ناو هواپیمابر انجام بگیرد . این شرایط به میزان زیادی از شعاع عمل f-14 می کاهد زیرا مصرف سوخت در حالت پس سوز بسیار زیاد است . بنابراین در جریان یک رهگیری مستقیم معمول بوده که یک هواپیمای سوخت رسان ka-6d اینترودر ( در پی بازنشسته شدن اینترودر از خدمت نیرو دریایی این وظیفه اکنون به هواپیمای ks-3 وایکینگ واگذار شده است ) .{{ این مقاله مربط به دهه 90 است . }} درست پس از دو تامکت به پرواز دراید تا سوخت لازم برای بازگشت تامکتها را به ناو فراهم نماید .
در جریان یک گشت هوایی رزمی 2 تامکت ( شماره 1 و 2 یا لیدر و وینگ من ) تا جای ممکن در مصرف سوخت صرفه جویی می کنند . اگر هشدار حضور حضور رخنه کنندگان یا مهاجمان احتمالی از یک پست هوابرد e-2c بوسیله خط انتقال داده به کابین تامکت ارسال شده باشد جنگنده ها بی درنگ پس سوزهای خود را تا حالت کامل روشن کرده و تا بیشترین سرعت شتاب می گیرند . انها در این حین بالها را نیز تا 68 درجه می بندند و شروع به کاوش منطقه با رادارهای خود می نمایند . بیشترین شتابگیری و سرعت در چنین شرایطی با وجود به مصرف رساندن نامطلوب میزان زیادی از ذخیره سوخت به دو دلیل اجباری مطلوب می باشد : منطقه رهگیری را تا جای ممکن از ناو هواپیمابر دور می سازد و همچنین بیشترین انرژی جنبشی را هنگام شلیک موشک به ان می بخشد . این امتیاز سرعت و برد بیشتری را به موشک بخشیده و توانایی های مانوردهی بیشتری را نیز در پایان پرواز ان فراهم می اورد . در نتیجه زمان پرواز موشک کاهش یافته و همچنین احتمال انهدام هدف تا حد زیادی افزایش می یابد .
ارتباط داده ای با هاوک آی :
در حالی که سنجشگرها ، تجهیزات محاسبه گر و تجهیزات پیشرفته F-14 امکان اجرای کاملا مستقل عملیات را فراهم می اورند ، تامکت همچنین به گونه ای طراحی شده تا بتواند بیشترین بهره را نیز از امتیازهای عملیاتی چند جانبه ببرد . در نتیجه تامکتهای نیروی دریایی امریکا به سیستم انتقال داده مجهز می باشند که امکان دریافت مستقیم و همزمان اطلاعات را از رادارهای تجسسی دوربرد کشتیها یا سنجشگرهای هوابردی چون هوایمای هشداردهنده زود هنگام گرومن E-2C هاوک آی و هواپیمای جنگ الکترونیکی EA-6B پراولر فراهم می اورد . روش ارتباط داده ای با این سنجشگرهای دوربرد به گونه ای طراحی شده تا خدمه تامکت از هشدار زود هنگام کافی و مناسب برای رهگیری هدفها در خارج از برد شلیک موشکهای کروز ضد کشتی انها برخوردار گردند . چنین حالتی ایده آل است ، زیرا تعداد هدفها را به همان هواپیمای دشمن – که بزرگ بوده و کشف و انهدام انها نسبت به موشکهای کروز اسانتر است – محدود می سازد . اگر نیروی دشمن موفق به شلیک موشکهای ضد کشتی خود بشود ، انها ( موشکها ) بی درنگ به هدفهای اصلی مبدل شده و با وجود اینکه نمی توانند مانورهای احترازی اجرا کنند ، دشواری های رهگیری انها به دلیل تعداد زیاد و ابعاد کوچک انان بیشتر است .
کاهش بودجه های دفاعی در سالهای اخیر نیز بسیاری از پایگاه های خارجی امریکا را به تعطیلی کشانده است . جالب است بدانیم که در جریان جنگ یوم کیپورمیان اعراب واسراییل در اکتبر سال 1972 متحدان اروپایی امریکا به هواپیماهای ترابری این کشور اجازه نمی دادند تا از پایگاه های هوایی مستقر در خاک انها استفاده کنند زیرا از این احتمال بیم داشتند که اعراب تحویل نفت به انها را متوقف سازند . نیاز به ناوهای هواپیمابر و در نتیجه لزوم حمایت از انها در چنین شرایطی روشن است . در مورد توانایی های f-14 در نقش دفاع هوایی از ناوگان پیشتر به اندازه کافی گفته ایم ودر اینجا تاکتیکهای حفاظت پیرامونی نیرو دریایی امریکا را به طور گذرا مرور خواهیم کرد .
هواپیماهای رهگیر f-14 ماموریت دفاع هوایی از ناوگان را همچون f-4 در جریان جنگ ویتنام به 2 روش انجام می دهد : بارکپ و فورس کپ ( فورکپ ) .
بارکپ مخفف معادل انگلیسی عبارت گشت هوایی رزمی پیرامونی می باشد و شامل گشت زنی یک زوج تامکت در مسافت زیاد ( به طور معمول 280 کیلومتر ) از ناو هواپیمابر مادر با پشتیبانی هواپیمای هشدار دهنده زود هنگام e-2c هاوک آی در فاصله 88 کیلومتری ناو هواپیمابر می باشد .
این گونه ماموریتها به طور معمول قرار گرفتن جنگنده ها را به عنوان حائل بین تهدید و نیروی ضربتی ناو هواپیمابر دربر میگیرد . تامکت با محموله 4 موشک فینیکس – دو اسپارو – دو سایدوایندور و 675 گلوله 20 میلی متری و دو مخزن خارجی سوخت می تواند برای حدود 2 ساعت در شعاع پیش گفته و ارتفاع حدود 25000 پا ( 7620 متر ) به گشت زنی بپردازد فورس کپ نیز شبیه بارکپ است ولی به طور معمول نزدیکتر به ناو هواپیمابر و تحت نظارت مستقیم آن اجرا می گردد .
در نقش برتری هوایی f-14 ماموریتهای میگ کپ و تارکپ را بر عهده دارد . تارکپ عبارت است از همراهی و حفاظت از گروه هواپیماهای ضربتی در حال ورود به منطقه هدف حین بمباران و خروج از منطقه هدف .
این نقش گاهی " اسکورت جنگنده " نیز نامیده می شود . میگ کپ نیز همان گونه که از نامش پیداست یعنی به دنبال میگ گشتن . تنها وظیفه ای که f-14 در این نقش دارد جستجو برای هرگونه هواپیمای دشمن ( یا میگ به عنوان شاخص جنگنده های متخاصم ! ) در حال پرواز و سرنگون کردن ان است . " در حال پرواز " به این دلیل که مقررات درگیری در بیشتر مدت جنگ ویتنام حمله هواپیماهای امریکایی را به پایگاههای هوایی و میگهای روی زمین ویتنام شمالی ممنوع کرده بود .
یکی دیگر از ماموریتهای هوا به هوای تامکت رهگیری مستقیم از عرشه ناو ( dli ) می باشد که عبارتست از دو فروند f-14 کاملا مسلح با خدمه اماده در کابین و مخازن انباشته از سوخت روی کاتاپولت عرشه ناو که برای پرواز فوری اماده می باشد .
برد و حجم زیاد پوشش رادار f-14 در مقایسه با f-4 به تامکت امکان می دهد تا در نقشهای گوناگون پیش گفته اطلاعات بیشتری را برای ناوگان فراهم نموده و بر اگاهی انها از موقعیت بیفزاید. تاریخ نشان داده که جنگهای هوایی نزدیک که در ارتفاع بالا و سرعتهای فراصوت زیاد شروع می شوند سرانجام به ارتفاع های پایین و سرعتهای بین 0.7 تا 1.2 ماخ و حتی کمتر کشانده می شوند و این بالهای متحرک f-14 است که در این شرایط امتیاز بزرگی برای ان محسوب می گردد . البته تعداد کم تامکتها فشار کاری زیادی ر ابر انها وارد می اورد . در مناطق بالقوه خطرناک هر ناو هواپیمابر چند گشت هوایی رزمی هر یک شامل دو جنگنده در یک مسیر 0 یا 8 شکل را به نواحی ( یا به اصطلاح ایستگاههای ) معینی اعزام می دارد که پس از پایان مدت گشت زنی دو به دو جای خود را به گروه بعدی داده و به ناو مادر باز می گردند تا سپس مدتی را نیز روی عرشه به حالت اماده بگذارنند .
هر ناو هواپیمابر به یک اسکادران 12 فروندی تامکت مجهز می باشد و در هر لحظه 4 فروند در حال گشت زنی 4 فروند به عنوان خلاص کننده اماده روی عرشه و 4 فروند نی ز در حال تعمیر و نگهداری می باشند . به تدریج جنگنده های f/a-18 هورنت در نقش هوا به هوا جای f-14 را در ماموریتهای اسکورت گروههای ضربتی و بارکپ گرفتند و تامکتها بیشتر گشتهای رزمی دفاعی را انجام می دهد .
ماموریت یک دسته پروازی f-14 تامکت با مرحله مهم توجیه پیش از پرواز شروع می شود که حدود یک ساعت ادامه می یابد و عواملی همچون شرایط جوی – روشهای کارهای اضطراری – مشخصات ایستگاه گشت زنی – رمز خطاب رادیویی و بسامدهای مخبراتی – توضیحات عملیاتی ماموریت و مقررات در گیری را در بر می گیرد . پس از پایان جلسه توجیه خدمه به سمت هواپیماهای خود به راه می افتند و بازرسیهای پیش از پرواز اناه را با دقت هر چه تمام تر انجام می دهند تا اطمینان یابند که هیچ گونه نقضی بدیهی ( همچون نشتی ) وجود ندارد و تمام سطوح هدایت به درستی و ازاد حرکت می کنند و سرانجام اینکه تمام فشارها و دماها درون محدوده های مجاز و عادی قرار دارند . تجهیزات خودازمای ( bite ) تامکت در این مرحله کمک بزرگی برای کشف و رفع نقضهای الکترونیکی به شمار می روند .
وظایف هر یک از دو خدمه f-14 به دقت مشخص شده است . خلبان فرمانده است و مخابرات هوا به هوب به عهده اوست یگانه مسوول جنگ افزارهای کوتاه برد ( توپ والکن و سایدو ایندور ) می باشد و در گزینش و مدیریت جنگ افزارهای دور بردتر ( اسپارو و فینینکس ) حق اعمال نظر دارد . ریو یا افسر رهگیری راداری یگانه مسوول رادار – خط انتقال داده و سیستم کنترل جنگ افزار می باشد و بنابراین در برابر خود به نمایشگرهای وضعیت تاکتیکی مجهز است . این وظیفه باعث می شود تا ریو بهتر از خلبان بتواند در مورد تاکتیکهای اولیه رهگیری و درگیری تصمیم گیری نماید هر چند که نظر خلبان به عنوان فرمانده همواره بر توصیه های ریو ارجهیت دارد . کامپیوتر سیستم جنگ افزار وظیفه اولویت بندی هدفها و توصیه شلیک موشک را بر عهده دارد ولی ریو می تواند بر پایه برداشت خود از وضعیت تاکتیکی در حال تکوین به نفع نظر خود توصیه کامپیوتر را نادیده بگیرد . ریو همچنین مسوول ناوبری و مدیریت سیستم اقدامات متقابل الکترونیکی می باشد .
خلبان و ریو تا جای ممکن با یکدیگر می مانند و این رابطه کاری نزدیک برای ایجاد روحیه همکاری – کار گروهی و اگاهی از توانایی های دیگری در شرایط مختلف تاکتیکی – به ویژه نبردهای نزدیک هوایی – اهمیت زیادی دارد . به گونه ای که ریو در چنین وضعیتی به عنوا نجفت چشمان دوم خلبان عمل می کند . وی با بهره گیری از مهارتها و میدان دید عالی به سمت عقب – خلبان را – که حواس خود را روی وضعیت رو به روی هواپیما معطوف کرده از وضعیت پهلوها و عقب هواپیما به طور کامل اگاه نگاه می دارد . البته گفتنی است که خلبان از 3 اینه عقب نیز بهره مند می باشد .
پس از تکمیل بازرسی خارجی خدمه بوسیله نردبان جمع شونده ویژه ای در سمت چپ وارد کابین می شوند و پس از جای گرفتن روی صندلی های پرتاب شونده تسمه های انها را می بندند . خلبان و ریو سپس تمامی اتصالات الکتریکی و نیو ماتیکی خود را به سیستمهای هواپیما انجام داده و پینهای ایمنی ای را که برداشتن انها منجر به مسلح شدن صندلی های پرتاب شونده می گردد می بندند . موتورها روشن می شوند نردبان جمع می گردد و کاناپی کشیده کابین امده در وضعیت بسته قفل می شود .
خلبان اکنون هواپیما را به سوی کاتاپولت واگذار شده روی عرشه ناوهواپیمابر تاکسی می کند و پس از رسیدن به موقعیت تعیین شده یک دیوار تیغه ای هیدرولیکی در پشت ان بالا می اید تا گازهای داغ خروجی موتورها را به سمت بالا منحرف سازد . بدون این دیوار محدوده خطر پشت خروجی های موتور تا حدود 150 متر تقریبا تا انتهای عرشه پروازی امتداد می یابد .
پس از قرار گرفتن در موقعیت خلبان بازوی چرخ دماغه را به میزان 36 سانتی متر جمع می کند و به اصطلاح تامکت را به تعظیم وا می دارد سپس میله پرتاب ( launch bar ) متصل به ارابه فرود دماغه را پایین می دهد . این میله به ماسوره کاتاپولت چفت می شود . در اخر پس از تکمیل تمامی بازرسیهای داخلی و خارجی خلبان دور موتورهای هواپیما را اول در وضعیت نظامی کامل full militar power ) ) قرار می دهد و سپس مرحله به مرحله تا مرحله پنجم پس سوز بالا می برد . پس از اینکه خلبان و افسر مسوول کاتاپولت علایم امادگی را با یکدیگر رد و بدل نمودند کاتاپولت شلیک می شود و هواپیمای سنگین را ظرف فقط 2.5 ثانیه تا سرعت 278 کیلومتر در ساعت شتاب می دهد . همچنان که تامکت کاتاپولت را ترک می کند بازوی تلسکوپی چرخ دماغه به طور خودکار باز می شود و بر زاویه حمله بال می افزاید و هواپیما تقریبا بدون دخالت خلبان به پرواز در می اید . به مجرد انکه هواپیما از لبه عرشه پروازی عبور می کند خلبان یک گردش سعودی تند به سمت چپ انجام داده و ارابه های فرود را می بندد . فقط چند لحظه بعد توان به میزان عادی پرواز افقی برگردانده می شود و اوج گیری به ارتفاع انتقالی با سرعت حدود 547 کیلومتر در ساعت ادامه می دهد . پس از رسیدن به ارتفاع انتقالی تامکت با سرعت حدود 0.7 ماخ به سوی منطقه تعیین گشت زنی خود به پرواز در می اید . این سرعت به منظور صرفه جویی در زمان و سوخت تعیین شده است .
بد نیست بدانیم که در جریان یک dli برای اوج گیری تا ارتفاع عملیاتی حالت پس سوز کامل حفظ می گردد و طی همین مرحله سمت درست رهگیری در پیش گرفته می شود . مرحله انتقالی نیز با سرعت 1.5 ماخ پیموده می شود تا رهگیری مهاجمان هر چه دورتر از ناو هواپیمابر انجام بگیرد . این شرایط به میزان زیادی از شعاع عمل f-14 می کاهد زیرا مصرف سوخت در حالت پس سوز بسیار زیاد است . بنابراین در جریان یک رهگیری مستقیم معمول بوده که یک هواپیمای سوخت رسان ka-6d اینترودر ( در پی بازنشسته شدن اینترودر از خدمت نیرو دریایی این وظیفه اکنون به هواپیمای ks-3 وایکینگ واگذار شده است ) .{{ این مقاله مربط به دهه 90 است . }} درست پس از دو تامکت به پرواز دراید تا سوخت لازم برای بازگشت تامکتها را به ناو فراهم نماید .
در جریان یک گشت هوایی رزمی 2 تامکت ( شماره 1 و 2 یا لیدر و وینگ من ) تا جای ممکن در مصرف سوخت صرفه جویی می کنند . اگر هشدار حضور حضور رخنه کنندگان یا مهاجمان احتمالی از یک پست هوابرد e-2c بوسیله خط انتقال داده به کابین تامکت ارسال شده باشد جنگنده ها بی درنگ پس سوزهای خود را تا حالت کامل روشن کرده و تا بیشترین سرعت شتاب می گیرند . انها در این حین بالها را نیز تا 68 درجه می بندند و شروع به کاوش منطقه با رادارهای خود می نمایند . بیشترین شتابگیری و سرعت در چنین شرایطی با وجود به مصرف رساندن نامطلوب میزان زیادی از ذخیره سوخت به دو دلیل اجباری مطلوب می باشد : منطقه رهگیری را تا جای ممکن از ناو هواپیمابر دور می سازد و همچنین بیشترین انرژی جنبشی را هنگام شلیک موشک به ان می بخشد . این امتیاز سرعت و برد بیشتری را به موشک بخشیده و توانایی های مانوردهی بیشتری را نیز در پایان پرواز ان فراهم می اورد . در نتیجه زمان پرواز موشک کاهش یافته و همچنین احتمال انهدام هدف تا حد زیادی افزایش می یابد .
ارتباط داده ای با هاوک آی :
در حالی که سنجشگرها ، تجهیزات محاسبه گر و تجهیزات پیشرفته F-14 امکان اجرای کاملا مستقل عملیات را فراهم می اورند ، تامکت همچنین به گونه ای طراحی شده تا بتواند بیشترین بهره را نیز از امتیازهای عملیاتی چند جانبه ببرد . در نتیجه تامکتهای نیروی دریایی امریکا به سیستم انتقال داده مجهز می باشند که امکان دریافت مستقیم و همزمان اطلاعات را از رادارهای تجسسی دوربرد کشتیها یا سنجشگرهای هوابردی چون هوایمای هشداردهنده زود هنگام گرومن E-2C هاوک آی و هواپیمای جنگ الکترونیکی EA-6B پراولر فراهم می اورد . روش ارتباط داده ای با این سنجشگرهای دوربرد به گونه ای طراحی شده تا خدمه تامکت از هشدار زود هنگام کافی و مناسب برای رهگیری هدفها در خارج از برد شلیک موشکهای کروز ضد کشتی انها برخوردار گردند . چنین حالتی ایده آل است ، زیرا تعداد هدفها را به همان هواپیمای دشمن – که بزرگ بوده و کشف و انهدام انها نسبت به موشکهای کروز اسانتر است – محدود می سازد . اگر نیروی دشمن موفق به شلیک موشکهای ضد کشتی خود بشود ، انها ( موشکها ) بی درنگ به هدفهای اصلی مبدل شده و با وجود اینکه نمی توانند مانورهای احترازی اجرا کنند ، دشواری های رهگیری انها به دلیل تعداد زیاد و ابعاد کوچک انان بیشتر است .



