صفحه 3 از 8

ارسال شده: شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۴۱ ب.ظ
توسط Mohsen1001
معرفي يکي از گروه هاي متال با نام Marduk (به نقل از هوادارانش نه مخالفانش):


گروه مردوک در سال 1990 به وسيله morgan hakansson در کشور سوئد

و با گرايشات شديدشيطان پرستي تشکيل شد .

گروه در سال 1991 اولين البوم خود را به نام f**k me jesus

(خودم ستاره گذاشتم چون برازنده اينجا نبود :-o) به صورت نوار کاست ضبط کرد .

بعد از اين آلبوم براي اولين بار گروه در خارج از سوئد و در فستيوال بلک متال در نروژ شرکت کرد . و در

مي 1994 با ساپورت گروه ايمورتال در تور اروپا son of the northen darkness شرکت کرد.

در فوريه 1995 و بعد از شرکت در تور the winter war گروه آلبوم بالا (jesus .... ) را به صورت mcd

ضبط مجدد کرد که فروش اين آلبوم هنوز در هفت کشور اروپا ممنوع است .


معرفي اين البوم

BAND : marduk

SONG : within the abyss

ALBUM : f**k me jesus

YEAR : 1991

LYRICS BY : morgan

MUSIC BY : morgan


متن اهنگ :

Arise thy evil soul

Mortals end is near

Rise of the ancients are coming

Mortals dwell in fear

Ripped up from the grave

The gathering is here

برخواستن روح شيطاني تو

پاياني مرگ آور نزديک مي شود

درخششي باستاني مي آيد

زندگي فاني در ترس

قبر را مي شکافد و

اينجا جمع مي شود

Kingdom of the dark

That has made our souls so strong

It's floating in our blood

The words of unholiness

سلطنت تاريکي

جسم ما را قدرتمند مي کند

و بر روي خون ما شنا مي کند

کلمات نامقدس


Never will die

هيچ گاه نمي ميرد

All within the abyss

همه در ميان مغاک

Incense fills the cave

Where the Sabbath is held

You can feel the lust in the air

The smell of death

احساسات خشمگين

جايي که يکشنبه مقدس نگهداري مي شود

مي تواني شهوت را در هوا احساس کني

و مرگ را استشمام کني


We all know what's to come

The warlock - Satan's son

Day of doom, suffocation

The time has come to darkend the sun

ما مي دانيم که چه کسي خواهد آمد

جادوگر – فرزند شيطان

روز مجازات ، خفقان

و زمان به سوي خورشيد تاريک باز مي گردد


اهنگي ديگر از اين گروه :

May your joy pass horrifying lamentation

What is left of your lives endure eternal dread

Let the hungry be befalled by merciless starvation

Life expelled no compassion soon we are all dead

شايد که شاديتان به ترس و سوگواري تبديل شود

چه چيزي زندگي ات را ترک مي کند در مقابل ترس ابدي

بگذار گرسنگي به همراه بي رحمي و رنج بماند

زندگي همچنان بدون دلسوزي همه را بيرون مي کند تا همگي بميريم


God spawned me to set the end free

After me nothing is meant to be

God spawned me to kill you all

I am world funeral

خدا تخم مرا گذاشته است براي اجراي نهايت آزادي

بعد از من هيچ کس در اين ميان نخواهد بود

خدا تخم مرا گذاشت تا همه تان را بکشم

من تشييع جنازه دنيا هستم


From the east to the west with plaugebearing steps I march

My sharp arrows of instant death I shoot in every beating heart

I will not spare you; I will not care how much you cry

I am the face of death; weep you humans now you die

از شرق تا غرب با تحمل درد رژه مي روم

پيکان هوشياري من در لحظه مرگ ، رهايش مي کنم با هر ضربه قلبم

از تو چشم پوشي نمي کنم ، به گريه هايت اهميتي نمي دهم

من صورت مرگم ، گريه کنيد انسانها اکنون مي ميريد


Violent death is storming from all corners of the earth

I burn the ground poison the air, all seas and every well

I crush all kingdoms, I kill all men I, crush anything of worth

I unlock the dusty gates of hell

مرگ شديد طوفان مي کند از گوشه هاي زمين

سم زمين و آسمان را آتش مي زنم ، همه دريا ها و خوبها

له مي کنم همه سلطنت ها را ، همه مردم را خواهم کشت ، قيمت همه را خرد مي کنم

باز مي کنم دروازه خاک خرده جهنم را


I points spears of pure black death at each and everyone

At all the unborn I laugh in spite, I killed you before your life began

I am the angel and the dragon bringer of orion's curse

On wings of death without a heart I tore apart the universe

سر مرگ سياه را نشانه مي کنم از هر چيز و هر کس

به سوي همه نزاييده ها مي خندم در کينه ، من تو را کشتم قبل از اينکه زندگي ات شروع شود

من فرشته و اژدهاي نفرين اوريونم ( اوريون يکي از منظومه هاست )

بر روي بالهاي مرگ بدون قلب گريه مي کنم در گوشه دنيا

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱:۵۶ ب.ظ
توسط biologist_mp1989
مرسي :smile:

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۷ ب.ظ
توسط Elahe
دستتون درد نکنه گل کاشتين :smile: :smile:

ارسال شده: دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۵, ۲:۲۷ ب.ظ
توسط susan
"و آنگاه خدايان هوي متال را آفريدند و ديدند که خير بود
گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم و ما عهد بستيم چنين کنيم
وقتي بازندگان ميگويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست
خدايان هوي متال را آفريدند و هرگز نخواهد مرد"

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۵, ۵:۲۶ ب.ظ
توسط iii_gate_crasher_iii
سلام منم می خواستم تو بحثتون شرکت کنم
می خوام بگم که همه سبک های موسیقی اگه مو شکافی بشن یه چیزایی میشه توشون پیدا کرد که مخالف اقاید ما ایرانی ها باشه .
متال هم همین طور متال از عشق صحبت می کنه .کدام سبک موسیقی (بجز ایرانی ها) رو سراق دارین که به این زیبایی عشق رو تفسیر کنه در مورد حقوق زن حرف بزنه و ازش دفاع کنه اگه شما یکی از موزیک های اپکالیپتیکا که سبکش soft metal هست رو گوش کنید می فهمین ارامش ینعی چی!
گروه متالیکا یکی از خشن ترین کروه ها هست یکی از اهنگاشو بخونین نظرتون عوض میشه.

i can`t remember anything
can`t tell if this is true or dream
deep down inside i feel to scream
this terrible silence stops me
now that the war is through with me
i`m waking up i cannot see
that there is not much left of me
nothing is real but pain now
hold my breath as i wish for death
oh please god,wake me
back in the womb it`s much too real
in pumps life what i must feel
but can`t look forward to reveal
look to the tome when i`ll live
fed through the tube that sticks in me
just like a novelty
thied to machines that make me be
cut this life out from me
hold my breath as i wish for death
oh please god,wake me
now the world is gone i`m just one
oh god,help me hold my breath as i wish for death
oh please god,help me
darkness imprisonning me
all that i see
absolute horror
i cannot live
i cannot die
trapped in myself
body my holding cell
landmine has taken my sight
taken my speech
taken my hearing
taken my arms
taken my legs
taken my soul
left me with life in hell
چیزی بهخاطر نمی آورم
نمی توان گفت حقیقت است یا رویا
می خواهم از اعماق فریاد بکشم
اما این سکوت مرگبار مانع میشود
اکنون که جنگ در درون ما به پایان رسیده
بیدار میشوم اما نمی توانم چیزی ببینم
چیزه زیادی از عمرم باقی نمانده
و اکنون هیچ چیز جز درد واقعیت ندارد
به امید مرگ ، نفس را در سینه حبس میکنم
آه خذایا مرا بیدار کن
به داخل رحم مادر بر میگردم ، زندگی در آنجا واقعی تر است
و صدای تپش قلب،تنها چیزیست که باید احساس کنم
اما نمی توانم چشم به راه آشکار شدن و فرارسیدن
زمان زیستنم ، باشم
به وسیله لوله ای به درونم فرورفته تغذیه میکنم
درست مثل زمان جنگ
به ماشینهایی بسته شدم که به من زندگی میبخشد
مرا از این زندگی رها کنید!
به امید مرگ ، نفس را در سینه حبس میکنم
آه خذایا مرا بیدار کن
اکنون دیگر دنیا به آخر رسیده است و من تنها مانده ام
خدایا کمک کن،در آرزوی مرگ نفس را در سینه حبس میکنم
در تاریکی گرفتار شده ام
و همه آنچه که
میبینم ترس و و وحشت است
من نمیتوانم زندگی کنم
من نمیتوانم بمیرم
در خود گرفتار شده ام
در جسم،این پوسته نگهدارنده ام
یک مین زمینی،بینایی مرا از من گرفته است
گفتار مرا،
شنوایی مرا،
دست مرا،
پای مرا،
روح مرا،
و برایم زندگی در جهنم را باقی گذاشته است

ارسال شده: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۴۹ ق.ظ
توسط njmh
iii_gate_crasher_iii,
عالي بود.مرسي
چه شعر زيبايي رو انتخاب کرده بودي.
بازم همکاري کني ممنونت ميشيم.

ارسال شده: جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۸۵, ۲:۴۵ ق.ظ
توسط Mohsen1001
بررسي يکي ديگر از گروههاي متال از ديد طرفداران اين گروهها که رسماً خود را شيطان پرست معرفي ميکنند.

Dark Throne

در سال 1986 توسط gylve nagell ( درامر و شاعر ) ، ted skejllum ( گيتار و آواز ) ، ivar enger ( گيتار ) ، dag Nielsen ( بيس ) در نروژ تشکيل شد .

گروه براي ضبط آلبوم خود در سال 1991 راهي شرکت dsp که متعلق به euronymus گيتاريست گروه ميهم که توسط کنت گريشناخ به قتل رسيد شد و آلبوم a blaze in the northern sky را ضبط کردند .

گروه در اين البوم خشونت را به معناي واقعي خود تعريف کرد و آهنگهاي اين آلبوم همه از گروههايي مثل bathory ، hell hammer و celtic frost الهام گرفته شده بود .

کمي بعد از اين آلبوم بود که آرام آرام مافياي بلک متال در نروژ در حال شکل گرفتن بود . در هنگامي که اعضا براي ضبط آلبوم بعدي آماده مي شدند dag Nielsen از گروه جدا شد .

گروه در سال 1994 يکي از زيباترين و در عين حال خشن ترين آثار تاريخ خود را به نام transilvanian hunger ضبط کردند .

اين آلبوم با اشعاري فوق العاده شيطاني و ريف هاي سريع گيتار آلبومي تاريخي و ماندگار در کلکسيون آثار dark throne قرار گرفت .

در سال 1995همzephyrous از گروه جدا شد و جالب است که بدانيد به علت اعتياد سختي که داشت نتوانست در هيچ گروهي کار کند و در يکي دو سال بعد در خيابان هاي اسلو گدائي مي کرد

و بعد از جدا شدن او dark throne عملا به يک گروه دو نفره تبديل شد و همچنان هم دو نفره باقي مانده است .

تصویر

در پناه خداوند باشيد :D

ارسال شده: جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۸۵, ۳:۱۳ ب.ظ
توسط DJ.HAMED
سلام بابا حوصلم سر رفت من آخرش نفهميدم که اين آقاي هويت متال شعر يا آهنگ
اگه آهنگه يه تکه بذاريد ما هم بفهميم چيه :-x :lol:

ارسال شده: جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۱۰ ب.ظ
توسط Mohsen1001
DJ.HAMED,
ايشون کسي نيستند بلکه اسم تاپيک "‌هويت گروه متال" هست ، نه اينکه هويت متال يه گروه باشه :::P

ارسال شده: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۲۸ ق.ظ
توسط njmh
خواهش ميکنم کامل بخونيد

یکی از مشکلات اساسی در پرداختن به زیرگونه ی بلک این است که واقعاً تعریف دقیق و همه پسندی از این زیرگونه وجود ندارد. بلک قطعاً متنوع ترین و گسترده ترین زیرگونه ی متال است و طیفی باورنکردنی از گروه های مختلف با آواهای مختلف را دربرمی گیرد و این قضیه به خصوص در سال های اخیر که خیلی از گروه های بلک دست به تجربه گرایی های گاه افراطی در قالب موسیقی خود زده اند نمود بیش تری هم پیدا کرده است.

بلک متال در گذر سال ها از آن چه به عنوان بلک متال سنتی شناخته می شود و بزرگ ترین نمایندگان آن، گروه های نروژی هستند که در نیمه ی نخست دهه ی ۱۹۹۰ به نقطه ی اوج حرفه ای خویش رسیدند، بسیار فاصله گرفته است

- شکل گیری: بلک متال به مفهوم واقعی و سنتی کلمه در اواخر دهه ی ۱۹۸۰ و اوایل دهه ی ۱۹۹۰ در نروژ شکل گرفت، ولی نمونه ی اولیه ی آن چند سال پیش از آن عرضه شد. عملاً می توان گروه ونوم Venomeرا آغازگر این حرکت به حساب آورد و به عبارتی آلبوم سال ۱۹۸۱ این گروه با عنوان Welcome to Hell مبداُ پیدایش بلک متال است. حتی عنوان بلک متال هم از عنوان یکی از آهنگ های این گروه گرفته شد.
در ادامه گروه های دیگری مثل باتوری Bathory، سودوم Sodom، سلتیک فراست Celtic Frost و هل همرHellhammer به شکل گیری زیبایی شناسی خاص بلک کمک کردند.

. این گروه ها برخلاف گروه های متال معروف و محبوب دهه ی ۱۹۸۰ مثل متالیکا، آیرن میدن، مگادث و غیره، سبکی بدوی و مینی مالیستی را دنبال می کردند و کارهایشان نسبت به گروه های مورد اشاره با کیفیت غیرحرفه ای تری تهیه و ضبط می شد و اشعارشان اغلب به طرزی آشکار و افراطی ضدمذهبی بود. کیفیت نوازندگی در کار آن ها هم اغلب حالت تکنیکال گروه های ترش، اسپید و موج نوی هوی متال بریتانیایی NWOBHM را نداشت.

آن چه معمولاً در پرداختن به ریشه های بلک متال فراموش می شود، تاُثیر عظیم گروه برزیلی Sarcofago و گروه کانادایی Blasphemy است که شاید دیوانه ترین، رادیکال ترین و افراطی ترین گروه های متال آن دوره بودند و آثارشان در محافل زیرزمینی متال در اروپا دست به دست می شد و تاُثیر انکارناپذیری بر هنرمندان موج دوم بلک گذاشت.

موج دوم: موج دوم بلک متال که در واقع آغاز بلک متال به مفهوم سنتی اش بود، عملاً از استودیوی شخصی گیتاریست نابغه/دیوانه ی گروه می هم Mayhem یعنی یورونیموس Euronymous فقید ظهور کرد
در نیمه ی اول دهه ی ۱۹۹۰ موج دوم در اوج بود و خدایانی مثل بورزوم Burzum، دارک ترون DarkThrone، ایمورتال Immortal و می هم Mayhem شاهکارهای بی نظیر خود را در همین دوره عرضه کردند. یورونیموس و دارودسته اش در این گروه های مورد اشاره معتقد بودند که دث متال تجاری شده و اصالت و گزندگی اش را از دست داده است. یکی از چیزهایی که آن ها را برمی آشفت این بود که گروه های دث حالا دیگر در کنسرت هایشان تی شرت و کفش کتانی می پوشیدند و این برای آن ها قابل تحمل نبود.
از این رو لباس و شکل وشمایل خاصی برای خود آفریدند که به نوعی به "یونیفورم" بلک متال تبدیل شد. چهره هایشان را هم با گریمی خاص به چهره ی هولناک مرده ها شبیه می کردند و تصویری کاملاً جامعه ستیزانه و منحصربه فرد اختیار کردند که تا سال ها یکی از عناصر ثابت گروه های بلک بود و البته به تدریج و در نسل بعدی گروه های بلک تعدیل شد و کار به جایی رسید که در خیلی موارد همان تی شرت و کفش کتانی جای این ظاهر نامتعارف را که تلفیقی از سیمای یک جنگجوی عهد باستان و یک جسد بود گرفت

موج سوم: موج سوم بلک متال با تعداد عجیب و غریب گروه های بلک همراه بود و قطعاً شاخص ترین نماینده ی این موج گروه اسطوره ای ایمپرر Emperor است. موسیقی این گروه ها از سادگی و مینی مالیسم نسل های قبلی به سوی نوعی پیچیدگی خاص رفت که در کارهای بسیار تکنیکال و دشوار همین گروه ایمپرر Emperor که همگی نوازنده هایی درجه یک با دانشی بسیار گسترده در زمینه ی موسیقی بودند به اوج خود رسید. مایه های سمفونیک و نیوکلاسیکال از همین جا به طرز گسترده ای وارد موسیقی بلک شد

حالا دیگر بلک متال منحصر به کشورهای اسکاندیناوی نبود و عملاً در سراسر دنیا اشاعه پیدا کرده بود. از آمریکا - با گروه هایی مثل Judas Iscariot, Absu, Krieg, Averse Sefira - گرفته تا استرالیا - Spear of Longinus, Destroyer 666 - و یونان - Varathron, Rotting Christ, Necromantia - و آلمان - Absurd, Moonblood, Nargaroth- و حتی ژاپن - Sigh- و غیره و غیره. گروه های موج سوم بلک بیش از همه ی گروه های قبلی محبوبیت پیدا کردند و در نتیجه مزخرفات زیادی هم عرضه شد.خیلی از شرکت ها و کمپانی های معروف متال برای اولین بار به سراغ گروه های بلک رفتند و فروش آلبوم های بلک متال سیر صعودی چشمگیری را طی کرد
حالا دیگر گروه های بلک اغلب تهیه و ضبطی حرفه ای و تمیز داشتند و دیگر اثری از آن مینی مالیسم سنتی نبود و کارها مدام پرزرق وبرق تر می شد. اما هرچه دهه ی ۱۹۹۰ رو به پایان می رفت این محبوبیت به تدریج کم تر و کم تر شد. آن موج دیوانه وار فروکش کرد اما برخلاف آن چه عده ای می پندارند بلک متال هم چنان زنده است
واقعیت این است که در چند سال اخیر بزرگان بلک متال نه از نروژ و سایر کشورهای اسکاندیناوی، بلکه از کشورهای اروپای شرقی ظهور کرده اند و دوستداران بلک متال را امیدوار و علاقه مند نگه داشته اند. می توان گفت که موج چهارمی از کشورهای بلوک شرق برخاسته است.گروه های موج چهارم یا اسلاویک بلک متال اغلب بسیار حماسی اند و افکار ناسیونالیستی و در مواقعی شووینیستی یا حتی نازیستی دارند ( عملاً مرز میان ناسیونالیسم و نژادپرستی بسیار باریک تر از آن است که به نظر می رسد).

برخی از ویژگی ها
*صدای جیغ آسا و مخوف خواننده،در طول سال ها عنصر ثابت و همیشگی بلک متال مانده است.
*بلک متال، برخلاف گونه هایی مثل ترش و دث، زیربنای فلسفی آشکار و تمام عیاری دارد و صاحب ایدیولوژی است. جهان بینی بلک متال نیهیلیستی و تا حد زیادی آنارشیستی است
*مخالفت و ضدیت شدید با مسیحیت و در عوض [color=darkred]ستودن شیوه های کهن زندگی،   همراه با ترویج سنت های پاگانی، گاه همراه با ستایش Asatru یعنی مذهب کهن اسکاندیناوی و سایر سنت های کهن اروپای پیش از ظهور مسیحیت.
*در کل دلبستگی عمیق به گذشته: سازهای سنتی و ملودی هایی که حال وهوایی کهن و باستانی و گاه حماسی را تداعی می کنند و حتی پوشیدن لباس هایی با الهام از لباس های کهن و سنتی.
گرایش به Occult (علوم رازورزانه) و جادو.
*اشعاری با مضمون آپوکالیپسی/آخرزمانی، در باب نابودی گریزناپذیر و قریب الوقوع انسان و دنیا، بسیار رایج است
ستایش خصلت هایی مانند شجاعت، عزت نفس، غرور و فردیت، اغلب در قالب ستایش سلحشوران عهد باستان.

قطعاً این ها تمامی مختصاتی که می توان برای بلک متال قایل شد نیست و احتمالاً به تدریج عنوان های تازه ای نیز به این فهرست اضافه خواهد شد

ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۲:۴۳ ب.ظ
توسط iii_gate_crasher_iii
یه مطلب درباره یکی از بهترین گرو های متال(سپولترا):

[External Link Removed for Guests]

گروه بر خواسته از بلوهورایزن واقع در برزیل که سال 1984 تشکیل شد. مکس کاوالرا خواننده و نوازنده گیتار ایگور کاوالرا نوازنده درامز پل جونیوز باس و جایروتی نوازنده گیتار لید اعضای تشکیل دهنده این گروه هستند آن ها سعی داشتند هوی متال و یانک را در هم بیامیزند، و در اوایل کار تحت تاثیر متالیکا اسلیر و آیرون مدن به کار پرداختند. اما به سرعت به سوی صدای دث متال حرکت کردند که متاثر از گروهای چون passessed و Death بودند، اما متاسفانه نوجوان بودن اعضای گروه مانع از آن می شد که در نواختن ابزار موسیقی حرفه ای عمل کنند. پس از عقد قرار داد با شرکت ضبط مستقل Cogumelo گروه چهار آهنگ می سازد و ضبط می کند. اما آلبوم Bestial Devasttion در سال 1986 که دو روزه ضیط شد اولین گام جدی سپولترا بود. آنها با حداقل امکانات و بوجه کاری در خور ارایه می دهند که منجر به ساخت اولین آلبوم رسمی گروه با عنوان Morbid Visions می شود. پس از یک اجرای زنده در یائوپولو، گروه گیتاریست خود جایروتی را با یکی از نوازندگان محلی همان جا به نام آندریاس کیسر تعویض می کند و شانس با ورود این مرد قدرتمند از راه می رسد، توانایی های آندریاس گروه را وارد مرحله جدیدی از شهرت و قدرت می کند. آلبوم بعدی سپولترا با نام Schizophanai در 1987 منتشر می شود که در اروپا و آمریکا غوغایی به پا می کند. آلبوم سال 89 گروه با عنوان Beneath the remains یکی از چهار آلبوم تاثیر گذار سپولترا می شود مطرح طرین گروه هوی متال دهه نود شروع تازه ای را تجربه می کند. گروه برای حمایت از آلبوم خود توری یکساله بر پا می کند و بعد از آشنا شدن با تهیه کننده ای به نام اسکات برنز، آلبوم سال 91 خود را با عنوان Arise بیرون میدهد. این آلبوم اگر چه از سوی MTV توقیف می شود اما هجم هواداران برای خرید آن از فروشگاها نشان می دهد سپولترا توانسته همگام با مخاطب خود پیش برود. مدتی بعد مکس کاوالرا با مدیر گروه یعنی گلوریا بوژنوسکی ازدواج می کند که تقریباً دو برابر سن مکس را داشت! سال 93 گروه آلبوم chaosA.d را منتشر می کند که باز گشتی به زبان اشعار برزیلی بود و تلفیق پانک و هاردکور آن به مذاق بسیار می نشیند یک تور یکساله اجرا می شد و بعد از آن هرکدام از اعضا برای دنبال کردن پرروژه های شخصی راهی می اندیشید. تا اینکه برای آلبوم Roots که سال 96 منتشر شد، گردهم می آیند. اما روزگار برای سپولترا همیشه خوب نبودند، درست چند ساعت پیش از حضور گروه در فستیوال غول های راک اگلستان، اهضای گروه در می یابند پسر مکس و گلوریا در یک حادثه اتومبیل کشته شده، مکس و گلوریا گروه را ترک می کنند و سپولترا سه نفره در جمع حاضر می شوند. بعد از آن حادثه اختلافات میان اعضا و گلوریا در بالا می گیرد و سپولترا به دنبال مدیر جدیدی می گردد، مکس هم به دنبال همسرش از گروه می رود و پس از مدتی سپولترا با خواننده ای از اهالی کلیوند به نام دریک گرین باز می گردد. در یک آلبوم سال 98 سپولترا با عنوان Againat کار می کند. سال 2001 سپولترا با آلبوم Nation باز می گردد که نقد های آتشینی در پی می آورد، اکثر نقدها به صدای نامناسب گرین بود تا جایی که گروه در کنسرت زنده خود در سال 2002 باز هم از مکس دعوت به عمل می آورد. آلبوم این برنامه تحت عنوان Under a Pale Greey Sk در پاییز سال 2002 منتشر می شود.

ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۰۵ ب.ظ
توسط susan
دوستان کارتون فوق العادهاست.موفق باشید :smile: