صفحه 3 از 4
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: جمعه ۲ دی ۱۳۹۰, ۱۰:۰۶ ب.ظ
توسط آزیتا
به نام خداوند زیبا پسند
با این ترانه واره هم آروم میشم
همه چیز با یک شکلات شروع شد ........
با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من... من بچه بودم اونم بچه بود ... سرمو بالا کردم سرش رو بالا کرد دید که منو میشناسه خندیدم و
ـ گفت: دوستیم؟
ـ گفتم : دوست دوست...
ـ گفت: تا کجا؟
ـ گفتم: دوستی که تا نداره...
ـ گفت: تا مرگ...
خندیدم و
ـ گفتم: من که گفتم تا نداره!!...
ـ گفت: باشه تا پس از مرگ ...
ـ گفتم :نه نه نه نه تا نداره .....
ـ گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم؟تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم؟
خندیدم و
ـ گفتم : تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تا بزار ... اصلا یه تا بکش از این سر دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمی زارم...
نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد میدونستم اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه دوستی بدون تا رونمی فهمید...
ـگفت: بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم ...
ـ گفتم: باشه تو بزار...
ـ گفت: شکلات هر بار که همدیگر رو میبینیم یه شکلات مال تو یکی مال من ... باشه؟
ـ گفتم :باشه...
هر بار یه شکلات میزاشتم تودستش اونم یه شکلات تو دست من .. باز همدیگر رو نگاه میکردیم یعنی که دوستیم... دوست دوست ... من تندی شکلاتم رو باز میکردم میذاشتم تو دهنم و تندوتند میمکیدم...
ـ میگفت :شکمو... تو دوست شکموی منی ..
و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ...
ـ میگفتم :بخورش !!..
ـ میگفت: تموم میشه میخوام تموم نشه برای همیشه بمونه ...
صندوقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومش رو نمی خورد من همش رو خورده بودم ..
ـ گفتم: اگه یه روز شکلات هاتو مورچه ها بخورن یا کرما چی کار می کنی؟
ـ گفت: مواظبشون هستم گفت میخوام شکلات هامو نگه دارم تا وقتی که دوستیم
و من شکلاتمو میذاشتم تو دهنم و
ـ میگفتم : نه نه نه ... تا نه... دوستی که تا نداره ....
{آزیتا(دریا) }
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: جمعه ۲ دی ۱۳۹۰, ۱۰:۳۲ ب.ظ
توسط reza_glb
كره خرم كره خر يه گوشه كله گوشه نميفروشه/كره خرم باز زده غالي دلش ميخواد خارك شخالي/كره خرم مال جموريزه گل و ...دلوويزه/كره خرم پشتش صدا داد عاقبت عمره شما داد
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۰۰ ق.ظ
توسط serat&mersad
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت؟
خورو خواب و خشم و شهوت شعب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد زجان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی؟
که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت
رسد آدمی به جائی که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
به درای تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدم بیان آدمیت
...سعدی شیرازی...
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۰۳ ق.ظ
توسط serat&mersad
در كتاب آمد كه در عهد قديم خانه اي مي ساخت سقراط حكيم
چون به پايان برد كار آن سرا آمدند از ره رفيق و آشنا
ﺟﻤﻠﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ :اين بناي مختصر نيست درخورد تو ، اي صاحب نظر
چون تواني زيستن در اين قفس ؟ اين قفس نبود مقام چون تو كس
بهر مردي چون تو واﻻ و حكيم بارگاهي بايد و كاخي عظيم
در شبستان تو چون آييم جمع همچو پروانه به گرد روي شمع ؟
گفت در پاسخ كه ما را باك نيست عارفان را خانه اﻻ خاك نيست
حجره ي خود گر بدينسان ساختم خانه اي درخورد ياران ساختم
بيش از اين گر يار يكدل داشتم بام خود تا عرش مي افراشتم
در حقيقت يار يكدل كيمياست چون صدف كمياب و چون دُر پر بهاست
شمع تا سوزد همه پروانه اند بر فروغش واله و ديوانه اند
ور بميرد شعله شمع وجود دور گردند و پراكنده چو دود
جمله خويشانند و ياران مهربان جملگي بيگانه روز امتحان
شعرازنیرسعیدی
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۰۵ ق.ظ
توسط serat&mersad
شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
از انقلاب ایران دِگر
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تصویر آیندهٔ ما،
نقش مراد ماست
نیروی پایندهٔ ما،
ایمان و اتحاد ماست
یاریگر ما دست خداست
ما را در این نبرد او رهنماست
در سایهٔ قرآن جاودان
پاینده بادا ایران
.
.
آزادی چو گلها در خاک ما
شکفته شد از خون پاک ما
ایران فرستد با این سرود
رزمندگان وطن را درود
آیین جمهوری ما
پشت و پناه ماست
سود سلحشوری ما
آزادی و رفاه ماست
شام سپاه سختی گذشت
خورشید بخت ما تابنده گشت
در سایهٔ قرآن جاودان
پاینده بادا ایران
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۰۷ ق.ظ
توسط serat&mersad
دزده و مرغ فلفلی
یاد منوچهر احترامی و اشعار زیبایش افتادم شعر توی ده شلمرود که گاهی اوقات برای بچه ها می خواندم .شعر قشنگی که بچه ها با علاقه فراوان گوش می کردند و به صورت نمایشنامه اجرایش می کردند
توی ده شلمرود
فلفلی مرغش تک بود
یه ده بود و یه فلفلی
یه مرغ زرد کاکلی
یه روز که خیلی خسته بود
کنج اتاق نشسته بود
یه دزد رند ناقلا
شیطون و بدجنس و بلا
اومد و یک کیسه آورد
کاکلی رو دزدید و برد
تنگ غروب که فلفلی
رفت به سراغ کاکلی
نه آب بود و نه دونه بود
نه کاکلی تو لونه بود
داد زد و گفت
مرغ کاکلی
توپول موپولی
دست و پا گلی
نوک حنایی ، کجایی ؟
فلفلی هی صدا زد
اما جواب نیومد
تنها یه رد پا به جا مونده بود
اون دوروبرا آقا فلفلی
قبا به تن
شال به کمر
گیوه به پا
کلاه به سر
یه کوزه آب
یه سفره نون
از توی ده اومد بیرون
کدخدا گفت
اوقور بخیر
مگه با ما قهری فلفلی ؟
عازم شهری فلفلی؟
فلفلی گفت
اون مرغ زرد پا کوتاه
کاکل حنای نوک طلا
که صد تومن می خریدنش نمی دادمش
دزده گرفت و بردش
میرم که پیداش بکنم
دزده رو رسواش بکنم
یکسره رفت ارومیه
تا ببینه کی به کیه
اینور و دید اونورو دید
اینجاواونجا سرکشید
نه مرغودید،نه دزدو دید
ازاونجا رفت به تبریز
منظره هاش دل انگیز
اینجاواونجا سرکشید
نه مرغودید،نه دزدو دید
ازاونجا شد سوار فیل
یکسره رفت به اردبیل
کوه سهند و سبلان
سرکشیده به آسمان
از پشت کوه سرک کشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از اونجا رفت به آستارا
شهر قشنگ باصفا
گوشه کنارا سرک کشید
نه مرغودید ،نه دزدو دید
از آنجا بی معطلی
یکسره رفت به انزلی
میان دریا کشتی بود
ماهی به این درشتی بود
تو کشتی ها سرک کشید
نه مرغودید ،نه دزدو دید
از اونجا رفت به شهر رشت
اینور و گشت ، اونوروگشت
تو شالیزارها سرک کشید
نه مرغودید ،نه دزدو دید
از اونجا رفت به لاهیجان
مردم خوب مهربان
شهر به این مصفایی
سرتاسرش باغ چایی
یه گشتی توی کوچه خورد
یه عالمه کلوچه خورد
اینجارو گشت،آنجاروگشت
از تنکابن هم گذشت
عروس شهرهای شمال
مرکز باغ پرتغال
از آنجا بامینی بوس
یکسره رفت به چالوس
اینجا و آنجاسرکشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از بس که هی بارون آمد
از آنجاهم بیرون آمد
نشست توی سواری
رفت توی شهر ساری
دومترونیم پارچه خرید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از اونجا شاد و خندون
رفت توی شهر گرگان
ترکمن های اسب سوار
دنبال هم قطار قطار
تودشت و صحرا سرکشید
نه مرغودید ، نه دزد و دید
از اونجا بیرون آمد
رفت توی شهر گنبد
گنبد قابوس اینجاست
ببین،ببین،چه زیباست
اینجا واونجا سرکشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از توی شهر گنبد
یکسره رفت به مشهد
وقتی به صحن نو رسید
یکدفعه کدخدا رو دید
کدخدا گفت:سفر بخیر
همه جا رو گشتی فلفلی
چه طوری مشتی فلفلی؟
تنها میای تنها میری
بگو ببینم کجا میری؟
فلفلی گفت:دارم یه جای دور می رم
به شهر نیشابور می رم
هندونه هاش چه عالیه
حقا که جاتون خالیه
تو جالیزها سرک کشید
اینجا واونجا سرکشید
سوار سوار ، پیاده سوار
خودشو رسوند به سبزوار
سرتاسرش باغ هلو
يا هلوهلوبروتوگلو
از آنجا رفت به شاهرود
آب و هواش چه خوب بود
وقتی رسید به دامغان
پسته خرید فراوان
از اونجارفت به گرمسار
خربزه های آبدار
از اونجا رفت به تهران
شهر بزرگ ایران
شهر نگو ، شهر فرنگ
هر چی بخوای ، از همه رنگ
توی شلوغی سرکشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از شلوغی کلافه شد
عازم شهر ساوه شد
هواپراز بوی بهار
زمین پر از باغ انار
اینجارودید،آنجارودید
رفت و به شهر قم رسید
سوهان فرداعلا
شیرین مثل حلوا
حلوای تن تنانی
تا نخوری ندانی
به شهر کاشان که رسید
اینجا دوید،آنجادوید
عقرب و قالی یک طرف
گلاب عالی یک طرف
تو گلزارها سرک کشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از اونجا رو به پایین
رفت به نطنز ونایین
از اونجا رفت به اصفهان
اینجا کجاست نصف جهان
ساختموناش قشنگ قشنگ
با کاشی های رنگارنگ
توساختمون ها سرکشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
اسباباشو چید توی ساک
از اصفهان رفت به اراک
اینجاوآنجاسرکشید
انگور بی دانه خرید
چه انگوری چه انگوری
مثل چراغ زنبوری
همراه یک مسافر
شد راهی ملایر
تو کوچه و تو بازار
کشمش و شیره بسیار
اینجا و اونجا سرکشید
نه مرغودید ،نه دزدو دید
از ملایر دوان دوان
دوید به سوی همدان
بدون هیچ معطلی
رفت ورسید به بوعلی
پای پیاده شد روان
از همدان به باختران
اینجا و اونجا سرکشید
چیزی به جز گیوه ندید
از باختران راه افتاد
بسوی خرم آباد
به خرم آباد که رسید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از اونجا رفت به دزفول
هر کی به کاری مشغول
از اونجا با یه پرواز
پرید تو شهر اهواز
وقتی رسید غروب بود
صحبت تانک و توپ بود
تو اهواز هم نایستاد
تنگ غروب راه افتاد
از توی شهر اهواز
یکسره رفت به شیراز
حافظ وسعدی را ببین
چه دل فزا چه دل نشین
اینجا دوید،اونجا دوید
گوشه کناروسرکشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
رفت و به شهر یزد رسید
قطاب و باقلوا خرید
پشمک و زولبیا خرید
شد عازم رفسنجان
از اونجا رفت به کرمان
شهری که قالی داره
زیره ی عالی داره
اینجا و اونجا سرکشید
نه مرغودید ، نه دزدو دید
از پشت کوه تفتان
شدعازم زاهدان
اینجا و اونجا سرکشید
یک ردپای تازه دید
روی شتر سوار شد
عازم چابهار شد
دوروبرونگا کرد
ردپاشو پیداکرد
این همه آزارم دادی
بالاخره، گیر افتادی
حالا می خوای چی کار کنی ؟
کدوم طرف فرار کنی؟
نه اینوری نه اونوری
یه راست برو کلانتری
ای مرغ زرد پا کوتا
کاکل حنای نوک طلا
هی دنبالت دویدم
رنج سفر کشیدم
خوب شد که پیدات کردم
الانه برمیگردم
می برمت به خونه
می دمت آب و دونه
دونه بخور که چاق شی
سالم و سردماغ شی
شاعر : منوچهر احترامی
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۰۹ ق.ظ
توسط serat&mersad
منم آن نیازمندی که به تو نیاز دارم
اگر از تو باز دارم به که چشم باز دارم
تویی آفتاب و چشمم به جمال توست روشن
غم چون تو نازنینی به هزار ناز دارم
گه کردم از تو گفتی که بساز چاره خود
منم آنکه در غمت دل چاره ساز دارم
غم دل چه باز گویم که تو را ملال گیرد
کنم این حدیث کوته که غم دراز دارم
که غم دراز دارم............
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۱۱ ق.ظ
توسط serat&mersad
حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم
گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه
در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
ان شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو
درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۱۴ ق.ظ
توسط serat&mersad
آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده
ای حَرمَت ملجأ در ماندگان دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده
ای که حَریمت به مَثَل کهرباست شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من با نظری ، یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطا بخش همه عالمی جمله ی حاجات مرا هم بده
آهنگ خیلی قشنگه "ای حرمت ملجا درماندگان..." که آقای "استاد محمد علی کرمی" خوانندشه
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۱۶ ق.ظ
توسط serat&mersad
آدم شدن چه مشكل
پدري با پسرش گفت به خشم….. كه تو آدم نشوي خاك به سر
گر كسان جامع شرّ و خيرند …..از سراپاي تو بارد همه شر
حيف از آن عمر كه اي بي سر و پا….. در پي تربيتت كردم سر
دل فرزند ازين حرف شكست….. بي خبر ، روز دگر ، كرد سفر
رفت از آن شهر به شهري كه شود..... فارغ از سرزنش تلخ پدر
رفت از پيش پدر تا كه كند….. بهر خود فكر دگر ، كار دگر
عاقبت ، منصب واﻻيي يافت….. حاكم شهر شد و صاحب زر
چند روزي بگذشت و پس از آن….. امر فرمود به احضار پدر
تا ببيند پدر آن جاه و جلال…شرمساري برد از طعنه مگر
پدرش آمد از راه دراز…. نزد حاكم شد و بشتافت پسر
پسر از غايت خود خواهي و كبر..... بر سراپاي وي افكند نظر
ﮔﻔﺖ :اي پير ، شناسي تو مرا….. ﮔﻔﺖ :كي مي روي از ياد پدر
ﮔﻔﺖ :گفتي كه من آدم نشوم….. حاليا حشمت و جاهم بنگر
پير خنديد و سرش داد تكان….. اين سخن گفت و برون شد از در
من نگفتم كه تو سلطان نشوي….. ﮔﻔﺘﻢ :آدم نشوي جان پدر

Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱:۴۲ ق.ظ
توسط serat&mersad
میگی بازم کنار همدیگه واژه بچین
راجب چی.... باشه بشین
چشاتو باز کن..یه لحظه مال من باش
یه لحظه بیا توی حس و حال من باش
پس میکروفونو به دست من تو بده بگم
از این زمونه و از دلی که تکه تکه است
هر آهنگ منم مساوی ذکر یک درد
جز اینم ندارم یه فکر بهتر
از جومونگی بگم که شده سمبل رشادت
ایران براش شده مثل صندوق تجارت
پس هنرمند وطن الان کجاست؟نیست؟
اون تو زیرزمین می خونه چون که مجاز نیست
از چی بگم برات
انتظار داری چه چیزی از جیب من دراد
به جز کاغذ سفید پاره
خب آره رفیق
حرف توشه ، ولی با خودکاره سفید
تو هم مثل منی ، تو هم کم درد نداری
درد اصلیت اینه که تو هم درد نداری
من کسی نیستم با این زخما دردم بگیره
ولی این اشک ها رو کی می خواد گردن بگیره
از چی بگم
خدا از این بنده های خسته
از این همه درد تموم دنده هام شکسته
خنده هامو نبین، این خنده هام یه چسبه رو لبم
این منم با یه رد پای خسته
از چی بگم
بگو از یه روح زخمی
که باید یه تنه بره تو قلب کوه سختی
از روزهایی که خط خوردن توی تقویم
خبر میدن از یه اجتماع رو به تخریب
از چی بگم
از بچه های پایین شهر
که غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب
اون که تنها دلیل خوابش به عشق فرداست
تنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست
یا که بگم از اون رفقای کاخ نشین
که هستن تو واردات کالای ساخت چین
تو به من اینو بگو ، من از چی بگم خب
ما گفتیم و تموم دردا ریشه کن شد؟
از چی بگم برات
شاید قصه دوست داری
مثل قصه ی اون هم کلاسیان روستایی
اگه قصه تلخه ، گناه واقعیت
داستان نرگس و گلای باغ میهن
که نشستن با صد چرا و افسوس کاشکی
یه بخاری جای چراغ نفت سوز داشتیم
چراغ افتاد توی کلاس و گر گرفت
آتشی که پوست بچه ها رو مثل گرگ گرفت
یه طفل معصوم با داد و فریاد گفت
زود بدویین سمت در، ولی درم قفل بود
چشام خشک شد یکم بهم اشک بده، ایزد!
این بچه ها با کدوم دست مشق بنویسن
کودکی مرد در راه کلاسی که
سوخت و منتظر یه جراح پلاستیکه
یاس نمی خواد ته قصه رو هرگز ببنده
چون باز دلش می خواد که نرگس بخنده
از چی بگم
تاصبح نشده غروب زد
تو قلب بچه های مدرسه ی درود زند
قصه نخور صداتو بشنو اززیرخونت
من صداتو به گوش همه می رسونم
از چی بگم
از دلی که فقط اسمش دله
یا عمری که نصفش اشکه نصفش گله
یا از روح توی زندون که جسمش وله
آدم مجبوره که با شرایط وفقش بده
از چي بگم
بگو از يک روح زخمي
که بايد يک تنه بره توي قلب کوه سختي
ولي قسم به خدا قسم به روح تختي
که من بدون ترس ميرم به سوي تقدير
خيلي خشنه زندگي ولي من حوصله کردم
تو فشن زندگي من يه مدل دردم
ولي دفتر گذشته هامو ذره ذره کردم
و اومدم جلو که پي دردسر بگرد
از چي بگم.....
ازچي بگم.....
از چي بگم.....
ازرپ زیادخوشم نمیادامااین آهنگودوست دارم!
خب یاس دردخیلی ازمردمومیگه.
Re: شعر آهنگ هایی که دوست دارید را اینجا بگذارید
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۵۸ ب.ظ
توسط ASHKAN95
ASHKAN95 نوشته شده:سلام دوستان عزیزم


شعر
آهنگ هایی که خودتون دوست دارید را اینجا قرار بدید تا بقیه دوستان هم بهرمند بشوند.
فقط از قرار دادن
آهنگ های بی معنی(پارتی،دیس،گنگ و ...) خودداری فرمایید.
آهنگ های خارجی را در تاپیک مربوط قرار دهید.اینجا تنها برای قرار دادن آهنگ های پارسی است.
گاهی دلتون میگیره و یک آهنگ میتونه یا غم دل شما را بیان کند،یا به گونه ای آنرا خالی کند.اگر تمایل داشتید آن آهنگ را اینجا قرار دهید.
همیشه پیروز و موفق باشید
