صفحه 202 از 448
ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۵۰ ق.ظ
توسط vesta200
تو همچو صبحي و من شمع خلوت سحرم تبسمي کن وجان بين چون همي سپرم
ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۵۶ ق.ظ
توسط vesta200
من که باشم که بر آن خا طر عاطر گذرم لطفها ميکني اي خاک درت تاج سرم
ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۰۰ ق.ظ
توسط vesta200
من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال*********کي ترک آبخورد کند طبع خو گرم

ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۲:۳۹ ب.ظ
توسط milad1378
ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۲:۵۱ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
تو خفته اي و نشد عشق را کرانه پديد * * * * تبارک الله از اين ره که نيست پايانش

ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۲:۵۸ ب.ظ
توسط M0H@mM@d
شده ام بت پرست تو******قسم به چشمون مست تو
ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۵:۰۵ ب.ظ
توسط vesta200
وقت عزيز رفت بيا تا قضاکنيم******عمري که بي حضورصراحي وجام رفت
ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۸:۵۸ ب.ظ
توسط asemun
توکيستي که من اينگونه بي توبي تابم................شب ازهجوم خيالت نمي بردخوابم
ارسال شده: شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۱۵ ب.ظ
توسط vesta200
محتاج قصه نيست گرت قصدخون ماست*******چون رخت از آن توست به يغما چه حاجت است

ارسال شده: یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۱۴ ق.ظ
توسط fereshteh blue
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي
گوش نا محرم نباشد جاي پيغام سروش
ارسال شده: یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۲۲ ق.ظ
توسط AHMN
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل***کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
مرا در منزل جانان چه امن و عيش چون هردم***جرس فرياد مي دارد که بربنديد محملها
ارسال شده: یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷, ۸:۰۱ ق.ظ
توسط milad1378
آب زنيد راه را هين كه نگار ميرسد**********مژده دهيد باغ را بوي بهار مي رسد
