قهرمانان نيروي هوايي

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

Major II
Major II
پست: 43
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۶, ۱۱:۱۹ ق.ظ
سپاس‌های دریافتی: 34 بار

این عقاب تابحال به آشیانه مراجعه نکرده

پست توسط PERVIS.AF »



این عقاب شکاری هنوز به آشیانه بر نگشته است !

[External Link Removed for Guests]

مکان : پایگاه چهارم هوایی

زمان : یک هفته قبل از جنگ

زندگی در پایگاه زیبا و گسترده " وحدتی " همچون گذشته ادامه دارد . پرسنل پایگاه از گرمای سوزان آخر تابستان کلافه اند . همه سعی می کنند هر چه زود تر خود رو به دفتر یا منزل رسانده تا با سرمای دلنشین کولر گازی خستگی و حرارت ناشی از تابش آفتاب را کاهش دهند . برای همین روز ها کمتر کسی را می شود در خیابان های قشنگ پایگاه دید . صدای غرش جت های جنگنده برای ساکنین خانه های سازمانی امری عادی است . درختان سرسبز و سر به فلک کشده جلوه ای خاص به این محیط نظامی بخشیده است . در مدخل ورودی پایگاه ، تابلویی سفیدرنگی که روی آن تعداد روز های سپری شده از آخرین سانحه هوایی پایگاه درج شده نظر هر بیننده را به خود جلب می نماید . سروان خلبان " زارع نعمتی " همانند سایر عقابان تیز پرواز اغلب روزها در کابین دونفره هواپیمای شکاری اف - ۵ به شاگردان خود مشق پرواز می دهد .

سروان نعمتی جز افسران خلبانی است که پیش از انقلاب اسلامی برای طی دوره آموزش خلبانی به ایالت متحده آمریکا اعزام شده بود . او همانند سایر همکاران اش ابتدا آموزش پیشرفته زبان انگلیسی را در پایگاه هوایی " لک لند " واقع در شهر " سان آن تینیو " ایالت " تگزاس " گذارنده و پس از فارغ التحصیل شدن برای فراگیری علوم هوانوردی به دانشگاه پرواز " کلمبوس " واقع در ایالت " آریزونا " می رود . وی به خوبی تمام مراحل اموزشی اش را پشت سر گذاشته و زمانی که به تنهایی بدون استاد خلبان اولین پرواز مستقل ( سلو ) را با هواپیمای جت آموزشی " تی - ۳۸ " انجام داده و با مهارت در فرودگاه نظامی فرود می آید ، با استقبال همکلاسی ها و استاتید خلبان مواجه شده که ره آورد آن پاشیدن سطلی آّب بر روی او بود . اینجا بود که افسر خلبان شجاع ایرانی با خودش عهد می بندد این هنر و مهارت اش را برای دفاع از کشور عزیز ایران به کار ببرد .

منازل سازمانی پایگاه .... قبل از جنگ :

صبح زود اتوموبیل پاترول آبی رنگ نیروی هوایی از ساختمان دیسپچ عملیات به سوی منازل سازمانی حرکت کرده و در مقابل منزل سروان زارع نعمتی متوقف می شود . افسر خلبان با لباس پرواز مرتب سر ساعت مقرر از منزل خارج گشته و به آرامی سعی می کند در منزل را طوری ببندد که خانواده بیدار نشوند . وی روز قبل از طریق فرمانده گردان پروازی مطلع شده بود که پرواز امروز ، آموزشی نیست . بلکه به همراه تیمی دیگر با هواپیمای مسلح به سوی مرز های غربی کشور پرواز داشته و احتمال درگیری با دشمنان بعثی عراق محتمل است . سایر خلبانان به همراه نفرات کابین عقب یکایک وارد ساختمان بریفینگ می شوند . خلبان جوان با مشاهده فرمانده پایگاه که خود از افسران خلبان قدیمی است ، پی به اهمیت ماموریت خود می برد .

سالن کنفرانس عملیات .. صبح زود

تمام خلبانان با وقار خاصی وارد سالن شده و بر روی صندلی ها می نشینند . ابتدا فرمانده پایگاه پشت تریبون قرار گرفته و ضمن تشکر از نظم و انضباط پرسنل در باره وضعیت استراتژیک کشور سخنرانی می نماید . او در این نشست به خلبانان حاضر متذکر می شود که اخیرآ تحرکاتی از سوی همسایه غربی ما " عراق " مشاهده شده است . طبق اعلام ستاد فرماندهی و گزارش خلبانان جنگنده ای که در گشت های هوایی مشاهده نموده اند ، لشگر مکانیزه بعثیون متشکل از تانک های پیشرفته و نیروهای پیاده نظام که با حمایت جنگنده های خود پشتیبانی می شوند به سوی مرزهای مقدس ایران در حرکت اند . احتمال عبور از مرز ها پیش بینی می شود . و همچنان که شکاری های آن ها در این روز ها به خاک ما تجاوز کرده است ، عبور لشگر دور از انتظار نیست . البته خوب می دانم که شما دلاور مردان به همراه سایر تیزپروازان پایگاه های دیگر جواب دندان شکنی به متجاوزان داده اید . حال در این ماموریت شما موظف هستید در صورت مشاهده عبور تانک ها به خاک ایران ، به عمق عراق وارد شده و از پشت خط مواسلاتی آن ها را در هم کوبید .

بعد از سخنرانی فرمانده پایگاه و اشاره به وضعیت خاص مرزها ، فرمانده گردان به اتفاق لیدر تیم ، آخرین نکات علمی و پروازی و نقشه مسیر بازنگری می شود . در ادامه لیدر تیم پروازی بر روی وایت برد موقعیت ها را ترسیم نموده و بعد از آرزوی موفقیت از تمام خلبانان می خواهد تا ثانیه شمار های ساعت های خود را با همدیگر میزان نمایند . از سوی دیگر در رمپ پرواز هواپیما ها با دقت بازرسی شده و مهمات مربوطه بارگیری ( لانچ ) شده اند . متخصصین سر ساعت مقرر ، قفل های مهمات ( پین ها ) را که به وسیله نوار قرمز رنگی مشخص شده اند از هواپیما جدا می نمایند . خلبانان بعد از پایان کنفرانس تجهیزات مربوط به لباس پرواز را ( جی سوت ، ماسک ، چتر نجات و ... ) را به کمک درجه دار متخصص به تن می کنند . و دقایقی بعد هریک به سوی هواپیماهای خود می روند . تمام شکاری ها سر ساعت تعین شده با هماهنگی برج مراقبت موتور ها رو روشن می نمایند .

پرواز به سوی مرزها ...

گروه هواپیماهای شکاری با آرایش خاص به ترتیب پشت سر هم در رمپ پرواز به حرکت در می آیند . تابش طلوع آفتاب بر سکان هواپیما های اف - ۵ جلوه ای خاص به باند پرواز بخشیده است . متخصصان با غرور هر کدام هواپیمای خود را با چشم تعقیب می نمایند . ابتدا لیدر گروه به پرواز در می آید .. پشت سر او هواپیمای شماره دو ... شماره سه ... الی آخر به آسمان پر می گشایند . مسیر زیاد طولانی نیست . آن ها با مشاهده قوای دشمن در لب مرز کشور که در حال وارد شدن به خاک ایران بودند ، خیلی راحت از مرز گذشته و در خاک عراق اقدام به بمباران عقبه دشمن می نمایند . بعد از انجام ماموریت که خیلی سریع و کوبنده انجام گرفته بود با هماهنگی با لیدر به خاک کشور بر می گردند . در مراجعت سروان نعمتی با تعجب می بیند آتش فراوانی از درون خاک ایران به سوی مرکب او شلیک می شوند ! از طریق بی سیم موقعیت رو به لیدر اطلاع می دهد . فرمانده گروه اعلام می نماید این ها تانک های متجاوز عراقی هستند که آتش گشوده اند !!

سروان نعمتی با خونسردی ضمن مانور های چرخشی ( لوپ زدن ) خود را از تیر رس آتش دشمن بعثی نجات می دهد . بعد از دقایقی پرندگان تیز پرواز نیروی هوایی یکایک بر باند فرودگاه پایگاه وحدتی فرود می آیند . هواپیماها داخل آشیانه های مخصوص ( شیلتر ) پارک می شوند . خلبانان شجاع با همون نظمی که سوار شده بودند ، از مرکب خویش پیاده شده و با خودرو به ساختمان عملیات برگشتند . آن ها مجددآ وارد سالن کنفرانس شده تا نقاط قوت و ضعف ماموریت را بررسی نمایند . اما این بار در جمع مدعوین سالن چهره روحانی پایگاه به چشم می خورد . حاج آقا که از طریق بی سیم در جریان شلیک به یک فروند هواپیما شده بود ، می پرسد آیا خلبان مربوطه سالم برگشته است یا خیر ؟ وقتی به او سروان نعمتی رو نشان می دهند ... به سوی وی رفته و با زدن دست به پشت این افسر شجاع مهارت او را تحسین می نماید .

ماموریت برون مرزی ....بیست و هفتم شهریور ۱۳۵۹

در پی دست درازی های پراکنده جنگنده بمب افکن های شکاری عراقی ها در داخل خاک ایران ، به خلبانان پایگاه وحدتی ماموریت داده می شود برای پاسخ به متجاوزان عمل متقابل صورت پذیرد . دیگر برای همه عقابان تیز پرواز نیروی هوایی مسلم شده بود که جنگی سخت در پیش رو خواهند داشت . در همین تاریخ صبح یک فروند شکاری اف - ۵ در خاک عراق مورد اصابت موشک های پیشرفته قرار گرفته و خلبان آن بعد از پرش از هواپیما در حالی که زخمی بود در اسارت دشمن در می آید . سروان نعمتی خیلی از این موضوع ناراحت بود . او تصمیم گرفته بود در پرواز بعد از ظهر خود به خاک دشمن ، تلافی این ضربه را در اورد . حس عجیبی داشت . آتش انتقام بد جوری وی را آزار می داد . نعمتی که به دلیل مشکلات خانوادگی قبل از متشنج شدن اوضاع مرزهای کشور تقاضای بازنشستگی داده بود ، بعد از مشاهده لشکر مکانیزه دشمن که قدم به خاک وطن گذاشته اند ، به ستاد مراجعه نموده و استعفای خویش را پس می گیرد.

پرواز بی بازگشت ....

همان روز بعد از ظهر سروان نعمتی پرواز برون مرزی دارد . او هرگز فکرش را نمی کند که کشورش چهار روز دیگر درگیر جنگ تحمیلی خواهد شد . وی یک ساعت قبل از ساعت پرواز در عملیات حضور می یابد . احساس عجیبی نسبت به این پرواز دارد . مخصوصآ که یکی از دوستان صمیمی او امروز به اسارت در آمده است . بعد از شرکت در سالن کنفرانس و آشنایی دقیق نسبت به ماموریت خود ، به کمک بچه ها تجهیزات پروازی اش را به تن نموده و با ماشین دیسپچ عملیات به رمپ پرواز می رود . هوا خیلی گرم است . بچه های خدمات زمینی هواپیمای اف - ۵ لانچ شده را آماده کرده اند . هواپیمای شکاری به دلیل پارک بودن در آشیانه های مخصوص ( شیلتر ) از تابش سوزناک آفتاب در امان ماده است . خلبان ابتدا گشتی به دور هواپیمای خود می زند . و سپس از پله های سفید رنگ فلزی وارد کابین می شود . هواپیما همچون رخش آماده به نظر می رسد. زارع نعمتی که به عنوان معلم خلبان سال ها شاگردان زیادی را تربیت نموده است .. به تمام جزئیات مرکب آهنین خود آگاه است . وی بعد از تماس با برج پایگاه وحدتی اجازه روشن کردن موتور هواپیما رو می گیرد .

بعد از گذشت از روی خاک پرافتخار وطن ، طبق دستوز پروازی برای ممانعت از حمله دشمن تا دندان مسلح که به سوی ایران راهی شده بودند و برخی از ادوات نظامی آن ها مرز های بین المللی را نادیده گرفته و تجاوز آشکار خود را آغاز نموده بودند وارد عراق شده و با شدت تمام مواضع دشمن بعثی رو در هم می شکند . در مراجعت با آتش سنگین موشک های پدافند عراق مواجه می شود . سروان نعمتی سعی می کند تمام مهارت خویش را با مانور دادن های پی در پی به کار برده تا از برخورد آتش آن ها در امان باشد . هواپیمای اف - ۵ همچون مومی در دست معلم خلبان ایرانی در فضای عراق در حال انجام انواع مانور هاست . سروان جوان یک چشم اش به صفحه آلات دقیق کابین است و چشم دیگرش به آتش شدید پدافند زمینی است . در حالی که فاصله چندانی با مرز ایران نداشت ، در یک لحظه هواپیمای او آماج گلوله آتشین می شود .

سروان زارع نعمتی که کنترل هواپیما رو از دست داده است . تمام تلاش خود رو برای در اختیار گرفتن فرامین به کار می برد . اما وقتی متوجه می شود که دیگه هیچ گونه کنترلی بر مرکب آهنین اش ندارد .و آتش هر لحظه بیشتر می شود. با زدن دگمه چتر نجات از هواپیما به بیرون می پرد . وقتی چشم می گشاید خود را بر روی تخت بیمارستانی در عراق می بیند . اون خلبانی که صبح به اسارت در آمده بود ، برای لحظاتی چهره دوست و همکار خودش رو در بیمارستان می بیند . و دیگر تا پایان دوران جنگ هشت ساله هیچ نشانی از سروان زارع نعمتی نمی یابد . این خلبان آخرین مشاهدات خود را بعد از آزادی در اختیار خانواده چشم به راه همکارش می گذارد .



خاطرات همسر خلبان نعمتی

از فرزند دوستم " پیمان فولادوند " خواهش کرده بودم در صورت امکان یکی دو تا خاطره از همسر این خلبان قهرمان برای خوانندگان سایت دریافت نماید . وی این محبت رو فرموده و برایم تهیه نمود . آن چه در ذیل می خوانید خاطرات همسر سروان نعمتی است :

گم شدن با شاگرد ...

سروان زارع نعمتی برای همسرش تعریف می کنه ... در یکی از پرواز های آموزشی که داشتم قرار بود شاگرد جوانم برای آخرین پروازش چک بشه . به عبارتی برای پرواز مستقل ( سولو ) آخرین آزمایش انجام گیرد . ما با یک فروند هواپیمای اف - ۵ بی راهی مناطق جنوب کشور شدیم . همون طور که می دونی در جنوب درختان نخل و باتلاق های عمیق فراوان است . بعد از مدتی پرواز به دلیل خرابی سیستم های ناوبری و خرابی هوا ، گم می شویم . شاگرد جوان به دلیل بی تجربگی مضطرب شده و می پرسد ما الان کجاییم ؟ چه کار باید بکنیم ؟

در همین اثنا متوجه می شویم چند فروند هواپیمای میگ عراقی ما رو شناسایی نموده و دنبال ما راهی هستند . با حفظ خونسردی سریع به سمت زمین شیرجه رفته و تقریبآ هم سطح زمین ارتفاع رو نگه داشته و به پرواز ادامه دادیم . به دلیل این که زیر پامون باتلاق و درخت نخل وجود داشت ، بلند ترین درخت رو ملاک قرار داده و در همون وضعیت ارتفاع پائین پرواز می نمودیم . پرنده ها از این که می دیدند پرنده ای اهنین و بزرگ آرامش آن ها رو به هم زده است وحشت زده فرار می کردند . در همین شرایط شاگرد گفت استاد بنزین تمام کردیم !!

من برای این که خلبان جدید روحیه خود رو از دست ندهد به وی گفتم نه عزیزم ..بنزین به اندازه کافی داریم !! شاگرد که نمی توانست اضطراب خود رو پنهان نماید پرسید پس چرا عقربه های جلوی من باک ها رو خالی نشان می دهند ؟ به دروغ پاسخ دادم عقربه های جلوی تو مشکل دارند . ولی خودم تعجب می کردم چگونه هواپیما بدون بنزین در حال پرواز است !! هر لحظه انتظار استال هواپیما رو داشتم . به هر حال با تمام مشکلات و سختی ها هواپیما رو در همون ارتفاع پائین به پایگاه برگرداندیم ! وقتی شاگرد جوان متوجه شد بنزین نداشتیم و من به دروغ به او گفته ام اشکال از نشانه گر های توست پای هواپیما روی اسفالت داغ غش کرد !!

خاطره ای دیگر ...

در همون اوایلی که هنوز رسمآ جنگ آغاز نشده بود . در پایگاه وحدتی که بودیم صبح ها صدای غرش هواپیماهای شکاری بیشتر از گذشته شده بود . یه روز از همسرم دلیل این سرو صداهای غیر طبیعی رو پرسیدم . گفت نگران نباش دارند موتور هواپیما ها رو چک می کنند . پرسیدم مگر خبری است ؟ گفت نه هیچ خبر خاص نیست ... بر فرض هم خبری باشد پس ما چه کاره ایم ؟ حتی با وجودی که تقاضای بازنشستگی داده بود ، اما با دیدن شرایط مرزها آن را پس گرفته بود . و من خوشحالم و همیشه خدا رو شکر می کنم که همسرم این طوری رفت ... آبروی همه ما رو خرید و رفت .. یادمه در همون روزها یک روز ازش پرسیدم ما به لطف خدا دوتا بچه داریم . اگه یه روز بر نگردی چی به این بچه ها بگم ؟ در پاسخ به من گفت : اگر روزی برنگشتم یا من رو اعدام کردند .. تو سرت رو بالا بگیر و افتخار کن ... هم تو و هم بچه ها .. و یادت باشه من هیچوقت مردم بی گناه دشمن رو نمی کشم . و فقط اهداف نظامی دشمن رو بمبارون می نمایم ....

منبع:oldpilot.blogfa
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

 به یاد سرگرد خلبان شهید حسین حاتمی

وی که در اوایل جنگ در منطقه مرزی غرب دزفول به شهادت رسید پیکر پاکش

سالها بعد از زیر خاک پیدا شد
 


[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 29
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶, ۱۲:۱۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

پست توسط maydayfire »

IRIAF,IRIAA heros on youtube

کليپ در مورد حماسه ی شهادت عباس دوران:
[External Link Removed for Guests]
کليپ از مزار پاک شهيد دوران:
[External Link Removed for Guests]
آخرين پرواز ققنوس (شهيد بابايی)
[External Link Removed for Guests]
فرمانده (شهيد بابايی):
[External Link Removed for Guests]
کجايی بابايی:
[External Link Removed for Guests]
کليپ کوتاه شهيدان کشوری و شيرودی:
[External Link Removed for Guests]
In the ending years of the war,Abbas Babai and his wife were set to go to Meccah for Haj. When boarding for the plane, he refused to go and told his wife: "My Meccah is here defending Islam and Iran". He then promised his wife to be in Meccah for 'Eyd e Ghorban'. On the day of eyd of Ghorban he flew as a backseater on a F-5E into Iraq to take out a ground target. After completing the mission their plane was hit by 20 mil cannon. A bullet penetrated the canopy and hit Abbas in the neck. The pilot managed to land the plane in Iran, but Abbas was martyred and flew high into eternity. He did indeed keep his promise to his wife
Junior Poster
Junior Poster
پست: 167
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱۲:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

پست توسط persepolis52-6-16 »

moh-597 نوشته شده:
Reza 313 نوشته شده:
هدا ( دارنده بیشترین شکارهوا به هوا در جنگ برعلیه عراق با چهار شکار هوایی )


بیشترین شکار در دوران دفاع مقدس مربوط به مرحوم جلال زندی ( حداقل 9 شکار تایید شده ) هست ...



رضا جان مرحوم جلال زندی خلبان f-14 بودند و هدا خلبان f-4 - هدا با هواپیمای فانتوم بیشترین شکار را در بین خلبانان f-4 دارند که البته هدا شش شکار هوایی دارند که من به اشتباه چهار فروند ذکر کردم وگرنه از حیث بیشترین شکار به قولی رده بندی به شکل زیر است :

مرحوم سرتیپ جلال زندی 9 فروند (خلبان f-14)

سرتیپ شهرام رستمی 6 فروند ( خلبان f-14)

هدا 6 فروند (خلبان f-4 )

سرتیپ صدقی 5 فروند ( خلبان f-14 )

فرهاور چهار فروند (خلبان f-14 )

افشار چهار فروند (خلبان f-14 )

عظيمي چهار فروند (خلبان f-14 )

راد چهار فروند (خلبان f-5)

قياصي سه فروند (خلبان f-14 )

افخمي سه فروند (خلبان f-14 )

خسروداد سه فروند (خلبان f-14 )

سرهنگ شهيد آل آقا سه فروند (خلبان f-14 )

سرلشگر شهید عباس دوران ( خلبان f-4)


مرحوم جليل زندي نه جلال :o
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

persepolis52-6-16,

دوست عزيز

کاپيتان جليل زندي خوشبختانه در قيد حيات هستند و مرحوم جلال زندي نيز در يک سانجه رانندگي فوت کردند :-o

اين يک تشابه اسمي است و اين دو عزيز يکي نيستند
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Frenzied Poster
Frenzied Poster
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۲۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 32 بار
سپاس‌های دریافتی: 41 بار

پست توسط A10 »

سلام
از دوستان كسي شرحي از عمليات جناب آقاي راد كه تونسته با اف 5 چهار فروند هواپيما را شكار كند در اختيار دارد ؟
Junior Poster
Junior Poster
پست: 167
تاریخ عضویت: دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱۲:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

پست توسط persepolis52-6-16 »

moh-597 نوشته شده:persepolis52-6-16,

دوست عزيز

کاپيتان جليل زندي خوشبختانه در قيد حيات هستند و مرحوم جلال زندي نيز در يک سانجه رانندگي فوت کردند :-o

اين يک تشابه اسمي است و اين دو عزيز يکي نيستند

عرض شود حضور مباركتون كه سرتيپ جليل زندي معاونت طرح وبرنامه نيروي هوايي بودن كه در يك حادثه تصادف همراه با همسرشان فوت كردند ولي هر 3 پسرشان زنده هستند يكي از بستكان بنده از دوستان ونيروهاي ايشان بوده واز كساني بعداز فوت دربيمارستان حاضر بوده است ..من كليه خصوصيات اخلاقي آان مرحوم را هم مي دانم :o .....
Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

پست توسط Shahbaz »

A10
سلام
از دوستان كسي شرحي از عمليات جناب آقاي راد كه تونسته با اف 5 چهار فروند هواپيما را شكار كند در اختيار دارد ؟


سقوط در چهلمين پرواز
http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?t=35238
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 879
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
محل اقامت: سلماس
سپاس‌های ارسالی: 1256 بار
سپاس‌های دریافتی: 1595 بار

پست توسط Hadi1001 »

سلام و خسته نباشيد
ببخشيد يه سوال دارم آيا کسي از عمليات ها ويا ماموريت هاي فرماندهان نيروي هوايي( سرتيب خلبان دکتر احمد ميقاني و کريم قوامي و همچنين حبيب بقايي) اطلاعي داره اگه داريد بزاريد ما هم ببينيم
بينهايت تشکر از اطلاعاتي که در اختيار ما قرار ميديد :razz: :razz: :razz: :razz:
دعا مي كنم خدا از تو بگيرد هر آنچه كه خدا را از تو مي گيرد.
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

سروان خلبان شهید محمد کام بخش ضیایی

[External Link Removed for Guests]

سروان خلبان شهید محمد کام بخش ضیایی در تاریخ سوم آذرماه سال ۱۳۵۹ از پایگاه چهارم شکاری به پرواز در آمد و در آسمان دزفول مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

سروان خلبان شهید رحیم ذوقی مقدم


[External Link Removed for Guests]

سروان خلبان رحیم ذوقی مقدم در تاریخ ۲۱ تیرماه سال ۱۳۶۱ به قصد عملیات برون مرزی به پرواز درآمد که در خاک عراق مورد اصابت موشک سام قرار گرفت و به شهادت رسید
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

 شهید سرلشکر فکوری 

 [External Link Removed for Guests] 
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”