صفحه 4 از 5

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۵۲ ب.ظ
توسط noora
  تصویر

با تشکر از دوست گرامی noktehdaan تصویر


pary2 عزیز

بارها این موضوع در بیشتر مباحث روان شناسی در این سایت تاکید شده که دارو درمانی زمانی موثر واقع می شه که در کنار روش های روان درمانی: رفتار درمانی ، شناخت درمانی، درمان های انسانگرا و ...... همراه باشه، به این دلیل که دارو ها تا زمانی تاثیر دارند که مصرف می شوند و بعد از قطع کم کم تاثیر خود را از دست می دهند. این روش های روان درمانی است که در طی آن مسئله ریشه یابی می شود و راهکارایی در این راستا به فرد ارائه می شود. در چنین مواقعی باید اول به یک روان شناس مراجعه کرد که بعد از تشخیص در صورت نیاز به دارو ، فرد به یک روان پزشک هم ارجاع داده می شود.
در مورد درمان وسواس فکری و عملی پژوهش ها نشان داده که شناخت درمانی در کنار دارو درمانی بسیار موثر واقع شده است مثلا یکی راهکارهایی که روان شناس بالینی به شما یاد می دهد اینست که چطور افکار منفی را از خود دور کنید و همچنین تغییر باورهای نا معقول که موجب اضطراب، تنش، لرزش بدن و .....می شود .
نکته دیگر هم اینکه نباید درمانتون را قطع می کردین و حتما به طور منظم تمرین هایی که روان شناس به شما می ده را انجام و همچنین داروهایی که روان پزشک برای شما تجویز می کند را مصرف کنبد و در مورد اینکه داروها تاثیر سابق را در شما نداشته نگران نباشید با توجه به اینکه قبلا مصرف کردین و قطع شده کمی طول می کشه که بدنتون به داروها جواب بده ولی می تونید در این مورد با روان پزشکان دیگری هم مشورت کنید و به یاد داشته باشید دارو به تنهایی پاسخگو نیست و عوارض جانبی هم دارد و حتما در مورد حالاتی که دارین با پزشک خود صحبت کنید که واکنش بدن شما در تعیین دوز دارو تاثیر گذار است.

با آروزی سلامتی و موفقیت برای شما دوست عزیزم تصویر
 

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۰۱ ق.ظ
توسط pary2
از دوستان خوبم ممنونم برای پستهاشون و راهنماییهاشون.
آرزو میکنم درمان سخت نباشه.اگر کسی روانشناس خوب میشناسه به من معرفی کنه ممنون میشم.

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۴۰ ق.ظ
توسط noora
pary2 عزیز

درخواست شما به صورت pm خصوصی سایت انجام شد و افراد متخصصی که در این زمینه می شناختم را در pm معرفی کردمتصویرتصویر

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
توسط pary2
چند رو پیش دچار حمله عصبی شدیدی شدم و برای چند ثانیه مردم!
با استفاده از نفس مصنوعی که پدرم داد قلبم بکار افتاد.
کاملا از زندگی ناامیدم.کاملا.احساس میکنم کاش هرگز به این دنیای زشت با آدمهای زشت تز پا نمیزاشتم.
کاملا ناامیدم.

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰, ۸:۱۰ ب.ظ
توسط oweiys
pary2 نوشته شده:احساس میکنم کاش هرگز به این دنیای زشت با آدمهای زشت تز پا نمیزاشتم.


سلام ببخشید که ربطی به موضوع نداره ، اما:

یکی از حکایات دفتر ششم مثنوی، داستان درویشی است که برای دیدن شیخ ابوالحسن خرقانی، عارف قرن چهارم و پنجم، راهی سفر شده و پس از تحمل دشواری‌های راه، با او ملاقات می‌کند.
درویش جوان در شهر طالقان زندگی می‌کرد. او از شیخ ابوالحسن خرقانی، تعاریف زیادی شنیده بود و بسیار مایل بود به دیدار او برود و از او درس بیاموزد. سرانجام روزی به دنبال آرزوی خود برای دیدار با شیخ ابوالحسن خرقانی عازم سفر شد:


رفت درویشـی ز شهر طالقان بهــر صیت بوالحســنِ خارقـان
کوه‌هـا ببــــریـــــد و وادیّ دراز بهر دیــد شیخ، با صدق و نـــاز


با تحمل سختی‌های راه، سرانجام به مقصد رسید:


آنچه در ره دیـــــد از رنج و ستــم گرچه درخورد است کوته می‌کنـم
چون به مقصد آمد از راه آن جـوان خانه آن شیـخ را جست او نشـان


وقتی به شهر ابوالحسن خرقانی رسید در جستجوی خانه شیخ برآمد، نشانی آن خانه را یافت و به در خانه او رسید:


چون به صدحرمت نبرد حلقه درش زن برون کرد از در خانه، سرش


زن خرقانی سر را از خانه بیرون آورد و به تندی از جوان پرسید: کیست و کارش چیست؟ جوان لحظه‌ای با خود تأمل کرد و اندیشید نکند راه را اشتباه آمده‌ام؟ بعید است زن شیخ این گونه با مهمان برخورد کند.
در نتیجه رو به زن کرد و پرسید: مگر اینجا خانه شیخ ابوالحسن خرقانی نیست؟
زن با همان تندی جواب داد:" درست است، حال کارت چیست؟"
جوان حیرت‌زده به بیان شرح حال خود و عشق خود به ابوالحسن خرقانی و سفر خود به امید دیدار شیخ پرداخت.
زن در پاسخ حرف‌های جوان با عصبانیت جواب داد:" شیخ در خانه نیست. اما مگر شیخ کیست که تو برای زیارت او آمده‌ای؟ او عقل و خرد انسان‌های عادی را هم ندارد و با تمسخر ادامه داد مگر شیخ چه چیزی بلد است که بخواهد به تو بیاموزد":


خنده‌ای زد زن که خه‌خه ریش بین‌ این سـفر گیـری و این تشویش بین
خـود تو را کــاری نبـــود آن جایــگاه کــه به بیهـــوده کنــی این عـزم راه؟
یـا مــگـر دیـوت دو شــاخه بر نهـــاد بر تو وسواس ســـفر را در گــشــاد؟


مگر فریب شیطان را خورده‌ای یا دیوانه‌ای که وطن خود را به این نیت ترک گفته‌ای؟
جوان که از بی‌احترامی‌های زن به شیخ، غمگین شده بود، با عصبانیت در برابر زن، شروع به دفاع از شیخ کرد، و سپس از آن جا دور شد.
در راه به هر که می‌رسید نشانی خانه شیخ را می‌پرسید و او را می‌جست:


از مثـــل وز ریشـخنـــــد بی‌حسـیب آن مـریــــد افتـاد از غـــم در نشـــیب
اشکش از دیده بجســـــت و گفت او با همــه ، آن شیخ شیـــرین نام کــو؟
بعـد از آن پرسان شد او از هر کسی شــیخ را می‌جسـت از هرسو بسـی
پس کسی گفتش که آن قطب دیـار
رفـــت تا هیزم کشـــد از کوهســـار


جوان با شنیدن این حرف به سمت کوهستان شروع به حرکت کرد. در راه به زن بدخلق شیخ فکر کرد و با خود اندیشید چگونه شیخ با این مقام، چنین زنی را تحمل می‌کند، چرا او را طلاق نمی‌دهد؟


کاین چنین زن را چرا این شیخ دین دارد اندر خانه یار و همنشـــــین؟
که چه نسبـت دیو را با جبرئـیـــل ؟ که بود با او به صحبت هم‌مقیل ؟


جوان در این فکرها بود که ناگهان از دور شیخ را دید. شیخ سوار بر شیری شده بود و جوان از دیدن این صحنه در حیرت شد:


اندر این بود او که شیخ نامــــدار زود پیش افتاد، بر شیری سوار


شیــخ وقتی به نزدیک جـوان رسید شروع به صحبت با او کرد و جوان دید که شیخ افــکار او را از دور می‌خوانده و از باطن او باخبر است:


دیدش از دور و بخندید آن خــدیو گفت آن مشنو تو ای مفتون ز دیو


ای جـوان افـکاری را که درباره همسـرم از سر گـذراندی وسوسه شیطان بود. اگر من در برابر بدخلقی‌ها و تندی همســـرم صبر و تحمل از خودم نشان نمــی‌دادم هرگز به چــنین مقامی نمی‌رسیدم که سوار بر شیر بشوم و ...


گرنه صبــــرم می‌کشیـدی بار زن کــی کشیدی شیر نر بیگـار من
نـاز آن ابله کشیـم و صـــد چـو او نه ز عشق رنگ و نه سـودای بو
بهر تو از پســــت کردم گفــت‌وگو تا بســـازی با رفیـق زشــــت‌خو
تا کشی خندان و خوش، بار حرج از پی الصبـــــر مفتـــاح الفــــرج

[External Link Removed for Guests]

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: جمعه ۴ شهریور ۱۳۹۰, ۵:۳۲ ق.ظ
توسط noktehdaan
pary2 نوشته شده:چند رو پیش دچار حمله عصبی شدیدی شدم و برای چند ثانیه مردم!
با استفاده از نفس مصنوعی که پدرم داد قلبم بکار افتاد.
کاملا از زندگی ناامیدم.کاملا.احساس میکنم کاش هرگز به این دنیای زشت با آدمهای زشت تز پا نمیزاشتم.
کاملا ناامیدم.


دوست خوبم...
آخه اینطور سربسته که میگید ما که نمیتونیم کمکتون کنیم...
از چیش ناامیدی؟ اگر اینجا مهیا نیست در پی ام توضیح بدید...
شاید تونستیم کمکتون کنیم...
تصویر تصویر تصویر تصویر

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰, ۱۲:۵۰ ق.ظ
توسط pary2
راستش روم نمیشه از مشکلات جورواجورم بگم من تقریبا 10 روز قرص فلوکستین برای وسواسم مصرف میکردم که روز دهم نیم ساعت بعد از مصرف اون حالت تشنج بیهوشی و بعد است قلبی به من دست داد و احیا شدم.من خودم فکر میکنم برای مصرف اون قرص بوده چون از وقتی خوردم حالم روز به روز بدتر میشد اما دکترم میگه احتمالش خیلی کمه راستش من نمیدونم من سکته قلبی کردم یا نه؟ایست قلبی همون سکته هست؟من چند ساله که دخانیات مصرف میکنم بعئ از اون ماجرا خانوادم اصلا نمیزارن من دخانیات مصرف کنم و این حالم رو بشدت بدتر کرده چون تنها احساس آرامش رو هم که داشتم از من گرفته شده فکر نمیکنم ایست قلبی و تشنجم برای دخانیات بوده باشه نوار مغزی گرفتم چیزی نشون نداده.. نمیدونم..تصویرتصویر

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰, ۱:۰۵ ق.ظ
توسط noora
سلام

pary 2 گرامی

به روان شناس مراجعه کردبن؟ دوست عزیز این مسئله باید به طور جدی بررسی بشه و حتما پیگیرش باشید و مطمئن باشید که به این شکل مطرح کردنش مسئله ای را حل نمی کنه و اگه هم حل کنه به صورت کاملا سطحی است ، پس ازتون خواهش می کنم که حتما پیش یک روان شناس برین تصویرتصویر

درمان وسواس

ارسال شده: شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰, ۴:۲۲ ب.ظ
توسط م@ل@ك
با سلام من خواهري دارم كه 12 ساله وسواس فكري وعملي داره ميخواستم ببينم با هيپنوتيز ميتونه در مان بشه اگه ممكنه يه دكتر خوب واسه هيپنوتيز معرفي كنيد
باتشكر

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰, ۱۱:۲۸ ب.ظ
توسط noora
سلامتصویر


م@ل@ك

در زمینه درمان وسواس فکری و عملی از طریق هیپنوتیزم و اینکه چقدر این روش تاثیر گذار است بین بیشتر روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد و تا اونجایی من اطلاع دارم متاسفانه در ایران این روش به صورت اصولی و علمی انجام نمی شود و متخصصی در این زمینه در ایران نیست البته حتما در این رابطه پرس و جو می کنم و تا آخر این هفته نتایج را خدمتتون اطلاع می دهم .


موفق باشیدتصویر

Re: *** وسواس ****

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۰, ۱۲:۰۴ ق.ظ
توسط pary2
noora
مرسی عزیزم از مهربونیت و توجهت
به روانشناس مراجعه نکردم هنوز .امکانش برام نیست فعلا . اما تحت نظر روانپزشک هستم به زودی زود به روانشناس هم مراجعه میکنم.
مرسی دوست خوبمتصویر

Re: درمان وسواس

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۰, ۱۲:۱۲ ق.ظ
توسط noktehdaan
م@ل@ك نوشته شده:با سلام من خواهري دارم كه 12 ساله وسواس فكري وعملي داره ميخواستم ببينم با هيپنوتيز ميتونه در مان بشه اگه ممكنه يه دكتر خوب واسه هيپنوتيز معرفي كنيد
باتشكر


سلام دوست خوب
امیدوارم به طور کلاهبردار ها نخورید.
درمان های خیلی بهتری از موردی که ذکر کردید هست که طبق تحقیقات اخیر برای وسواس خوب جواب میده. چاره کار یه روانشناس بالینیه... تصویر