صفحه 4 از 7
جنبه جسمانی افسردگی
ارسال شده: سهشنبه ۱ آبان ۱۳۸۶, ۸:۰۱ ب.ظ
توسط ganjineh
تا كنون بیشتر به جنبههای روحی حالت افسردگی اشاره شده و برخی پزشكان و روان پزشكان و روان شناسان آن را یك بیماری روانی دانستهاند.
پژوهش های 50 سال اخیر نشان میدهد، كمبود مادهای به نام "سروتونین" در مغز نیز یكی از عوامل ایجاد این بیماری است.
در نوشته زیر كه ترجمه و تنظیم از چند منبع اینترنتی است، با جنبههای روحی و جسمی كمبود سروتونین در مغز آشنا میشویم.
دلتنگی فعال در كتاب (ذهن ناآرام) نوشته كی جیمیسون آمده است:"درباره حالت افسردگی هیچ چیز خوبی نمیتوان گفت، جز این كه به شما تجربهای میدهد كه میفهمید سالخوردگی یعنی چه، پیری و بیماری چه جور است، حالت مردن چگونه است و این كه میگویند ذهن انسان كند و آدمی خرفت میشود، به چه معناست.
در ضمن شما معنای حالت هایی مانند: وقار، آراستگی، هماهنگی را میفهمید و خلاصه اینكه متوجه میشوید زشتی رفتار به چه میگویند. در این حالت شما هیچ باوری نسبت به امكانات خوش زندگی ندارید، به لذتهای جنسی بی عقیده میشوید، زیبایی موسیقی را درنمییابید و سرانجام توانایی خود را برای خندیدن و خنداندن دیگران از دست میدهید.
دانشمندی دیگر به نام "آن پایكی" در مقالهای كه خلاصه آن در اینجا میآید، میگوید: افسردگی همان غم و اندوه معمولی نیست، در مرحلهای از زندگی خود، همهما درد و رنج را احساس میكنیم، اما افرادی كه گرفتار افسردگی هستند، تجربهای كاملا متفاوت دارند. یك احساس فلج كننده، از دست دادن همه چیز و پوچی بر ما مستولی میشود.
در این حالت انسان فكر میكند و غصه میخورد كه همه چیز از جمله تمام عزیزان و نزدیكان خود را از دست داده است. سایر عوارض و نشانگان افسردگی شامل:"بی خوابی، اختلال در غذا خوردن، احساس گناه یا بی ارزشی، لذت نبردن از فعالیت هایی كه روزی دلخواه و دلانگیز بوده، اشكال در تمركز ذهن و فكر و خیال كردن درباره مرگ است".
نقش مغز در افسردگی
داروهای موثری برای درمان افسردگی وجود دارند و این داروها دیدگاه خوبی را از اساس و پایه زیست شناختی این بیماری فراهم میسازند. نخستین داروهای ضد افسردگی تقریبا به طور اتفاقی در سالهای 1950 كشف شدند. پزشكان مشاهده كردند برخی بیماران با فشار خون بالا، هنگامی كه با یك داروی جدیدی به نام "رسپرین" درمان میشدند، عوارض افسردگی در آنها ظاهر میشد.
حدود همان زمان، پزشكان ملاحظه كردند اغلب بیماران افسرده، هنگامی كه با یك داروی ضد بیماری سل درمان میشدند، حالت های وجد و شعف از خود نشان میدادند. معلوم شد "رسپرین" برخی انتقال دهندههای عصبی را از بین میبرد. در حالی كه داروی سل به نگه داشتن آنها در جای خود كمك میكند.
انتقال دهندههای عصبی آن مواد شیمیایی هستند كه به عنوان پیك یا پیامآور در نظام ارتباطات مغز و سلسله اعصاب عمل میكنند. آنها مولكول هایی هستند كه از یك یاخته عصبی"نورون" منبع به یك یاخته عصبی مقصد سفر میكنند و در آنجا پیغام را تحویل میدهند.
در افرادی كه افسردگی دارند، در حركت برخی پیكها یا انتقال دهندههای عصبی اختلال ایجاد می شود، به عبارت دیگر این انتقال دهندههای عصبی؛ یعنی نوراپی فرین، سروتونین و دوپامین به میزان کافی از یك نورون به نورون دیگر نمیروند و غلظت آنها در مغز كاهش مییابد.
نخستین نسل داروهای ضد افسردگی كه در سال های 1950 كشف شد، به تنظیم هر سه پیام آور بالا میپرداخت. دومین نسل این داروها به تنظیم نوراپی فرین و سروتونین دست میزد و سرانجام نسل جدید داروهای ضد افسردگی بر ضد سروتونین به تنهایی كار میكنند. این داروها نمیگذارند سروتونین انتقال یافته به نورون مقصد، دوباره به نورون منبع برگردد.
بنابراین كسانی كه به افسردگی مبتلا هستند و عوارض یاد شده را در خود مشاهده میكنند و خلاصه این كه فكر میكنند بختكی مخوف بر روح و روان آنها سایه افكنده، یا فكر خودكشی به سرشان میزند، بدانند كه نه دیوانه هستند و نه اینكه بیماری شان درمان نشدنی و علاج ناپذیر است.
حتما در این صورت به یك روان پزشک مراجعه كنند و درخواست كمك نمایند. جالب اینجاست كه برخی از این بیماران از گفتن این كه چه حالتی دارند عاجزند، چون این حالتی است كه واقعا گفتنی نیست، اما عوارض و نشانگان یادشده را دارد.
این بیماران بدانند كه این حالت روحی وحشتناك دلیل جسمانی دارد كه احتمالاً همان كمبود سروتونین در حول و حوش یاختههای عصبی مغز است که قابل درمان می باشد.
دكتر سید سعید علوى نائینى
برگرفته از گنجینه دانش
عوامل افسردگي در زنان
ارسال شده: چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶, ۷:۱۸ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
افسردگي در
عوامل بیولوژیکی، روحی، محیطی، فرهنگی و اجتماعی درافسردگی زنان اثرگذار هستند. در هر لحظه ممکن است حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد بزرگسال جامعه، عوارض و نشانههای افسردگی شدید را از خود بروز دهند.
افسردگی از جمله بیماریهای روانی است که زنان دوبرابر بیشتر از مردان به آن مبتلا میشوند.
عوامل بیولوژیکی، روحی، محیطی، فرهنگی و اجتماعی در افسردگی زنان اثرگذار هستند. در هر لحظه ممکن است حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد بزرگسال جامعه، عوارض و نشانههای افسردگی شدید را از خود بروز دهند. البته همه انسانها در طول زندگی در دورههای کوتاهمدت ممکن است به علت از دست دادن عزیزان، ناکامی و شکست در مسائل مختلف دچار یأس و ناامیدی شوند که این عوامل در کوتاهمدت منجر به افسردگی میشود. براساس یافتههای روانشناسان پیش از آنکه دختران و پسران به سن بلوغ برسند، میزان افسردگی در هر دوی آنها به یک اندازه است و تنها پس از دوران بلوغ است که اختلاف و تفاوتهای مربوط به افسردگی در آنها به صورت آشکار قابل تشخیص است.
نوسانات شدید هورمونی در زنان میتواند تاثیری شگرف بر زندگی آنها بگذارد و با توجه به تاثیری که بر زندگی شخصی و اقتصادی و ارتباط آنها با دیگران میگذارد است که گفته میشود زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به افسردگی هستند.
وجود تبعیض بین دختر و پسر، حاکمیت باورهای غلط در خانوادهها، احساس تنهایی، داشتن شرم و حیا، بروز مشکلات و ناراحتیها، بیتوجهی والدین به دختران، سوءاستفاده از زنان، تحکم و جبر، اذیت و آزارهای جسمی و... از جمله عوامل مهم روانشناختی در ابتلای زنان به افسردگی هستند. از دیگر عواملی که زنان را به سمت افسردگی سوق میدهد، میتوان به استرس و فشارهایی که آنها در درون و بیرون خانه تحمل میکنند اشاره کرد. مشکلات مالی زنان خانهدار با ایجاد روزمرگی در آنها میتواند در ابتلای آنها به افسردگی موثر باشد. افسردگی در زنان به شکل افسردگی فصلی، افسردگی دوران بارداری، افسردگی پس از زایمان و افسردگی پیش از قائدگی و پس از یائسگی بروز میکند. افسردگی تنها مربوط به دلایل زیستشناختی و بیولوژیکی نیست بلکه استرسهای ناشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی نیز در این بیماری موثرند.
علائم افسردگی در زنان به شکل احساس گناه، بیهودگی، خستگی، آشفتگی در خواب و اضافه وزن دیده میشود که علائمی متفاوت از افسردگی مردان است.
دکتر ابوالفضل ساجدی روانشناس و استاد دانشگاه، در مورد افسردگی زنان میگوید: «عوامل زیستی به عنوان عامل مشترک افسردگی در زنان و مردان از طریق وراثت، ابتلا به بیماریها، آسیبهای مغزی، آسیب به مغز در حین تولد در ایجاد افسردگی موثر است. عوامل اجتماعی نیز به وضعیت فرد در مقاطع مختلف زندگی و تحولات زندگی مربوط میشود».
دکتر ساجدی بیاعتنایی به ارزشهای اخلاقی در خانواده را در افزایش ابتلای زنان به افسردگی اثرگذار میداند و میگوید: «در محیط خانواده اگر آرامش، صمیمیت و تفاهم بیشتری بین زن و مرد باشد و به ارزشهای اخلاقی بیاعتنایی نشود، میزان ابتلا به افسردگی کاهش پیدا میکند».
خانمی ۲۷ ساله که مهندس کامپیوتر است و مدتی است داروی ضدافسردگی مصرف میکند، علت افسردگیاش را سرخوردگی از زندگی میداند و میگوید: «تصورم از زندگی خیلی دور از ذهن نبود بلکه یک شرایط مناسب بود. وقتی شخصا به عنوان یک زن تحصیلکرده نتوانستم به آنچه برای خودم ترسیم کرده بودم و انتظارش را داشتم برسم، دچار چالش روحی شدم و نتیجهاش شد ابتلا به افسردگی».
شاید بتوان گفت سرخوردگی از کار، زندگی، موقعیت اجتماعی و حتی ضربه عاطفی منجر به ایجاد چالش روحی در شخص شود. آیا نمیشود به گونهای دیگر با این موضوع برخورد کرد؟ البته ظرفیت روانی انسانها در شرایط مختلف و در مواجهه با مشکلات متفاوت است با این همه ، چاره چیست؟
دکتر امانالله قراییمقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال میگوید: «زن در جامعه باید دوشادوش مرد برای تامین مایحتاج زندگی، ازدواج و اشتغال کار کند و از طرفی فشار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، روحی و روانی، شوهر و فرزندان را در جامعه و خانه تحمل کند، به این لحاظ زنان از نظر عاطفی حساستر هستند و بیشتر در معرض افسردگی قرار میگیرند، برای اجتناب از این حالت، به همدلی اعضای خانواده با زنان نیاز است».
فرزانه زن ۳۰ سالهای است که از زمان ابتلا به MS دچار افسردگی است. او علت افسردگی خود را ضعف ناشی از بیماری، مشکلات تهیه دارو و مخارج بالای آن و احساس سرافکندگی در نزد شوهر و خانواده شوهر عنوان میکند.
دکتر قراییمقدم وجود افسردگی زنان را زاییده عوامل متعددی میداند و میگوید: «افسردگی ذاتی و فطری نیست بلکه عوامل اجتماعی دست به دست هم میدهند تا زنان بیش از مردان افسرده شوند».مریم ۲۸ ساله و مهندس شیمی است که مدتی است به افسردگی مبتلا شده است. او علت افسردگیاش را متناسب نبودن محیط اجتماعی با افکار، سلیقهها و باورهای شخصیاش میداند و میگوید: «در محیط کار انتظاراتی وجود داشت که با اعتقادات من همخوانی نداشت و همین باعث میشد مورد تحقیر قرار گیرم».
دکتر ساجدی وابستگی زنان به امور مادی و تجملات را عامل دیگری در افسردگی آنان میداند و میگوید: «زنانی که نمیتوانند تواناییهای خود را به فعلیت درآورند یا به خواستههای خود دست پیدا کنند، دچار افسردگی میشوند». همچنین در برخی استانهای مرزی، رفتارهای بد خانواده و برخوردهای سنتی باعث بروز افسردگی میشود. از این رو است که بیشترین درصد افسردگی در استانهای مرزی دیده میشود. دکتر قراییمقدم نیز در این باره میگوید: «در چنین مناطقی زن باید با حداقل درآمد شوهر، مدیریت خانه را به نحو احسن انجام دهد و هرگونه رفتاری را از سوی شوهر یا فرزندان و اطرافیان تحمل کند و سنگ صبور همه باشد، اما کسی نیست که به حرف او گوش بدهد. در این حالت طبیعی است که چنین زنی افسرده شود».با این همه افسردگی زنان را نمیشود نادیده گرفت، چرا که فرزند سالم از خانواده سالم زاییده میشود. با توجه به اینکه زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل میدهند و بدون آنها نهاد خانواده در معرض آسیب قرار میگیرد، پس توجه به سلامتی آنان مقوله مهمی است که باید به آن توجه شود. باید نقش واقعی زنان در جامعه از سوی نهادهای آموزشی و رسانهها تبیین شود تا زنان به جایگاه واقعی خود دست یابند.
روزنامه تهران امروز
ارسال شده: پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۸:۱۳ ب.ظ
توسط mahshid-banoo
درود
متن زيبايي بود
اما بنظرم اين تيتر مناسبش نيست
طبق اين متن تجمل گرايي و دوري از ارزشهاي اخلاقي سهم کوچکي در افسردگي دارد
در حالي که عوامل مهمتري نيز مطرح شد مثل
از دیگر عواملی که زنان را به سمت افسردگی سوق میدهد، میتوان به استرس و فشارهایی که آنها در درون و بیرون خانه تحمل میکنند اشاره کرد.
بهتر بود تيتر اين مقاله با عنوان "عوامل افسردگي در زنان " مطرح ميشد.

استفاده از روش غير دارويي جديد براي درمان افسردگي
ارسال شده: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۵:۲۳ ب.ظ
توسط METRON
استفاده از روش غير دارويي جديد براي درمان افسردگي
براي اولين بار يك مطالعه در مقياس وسيع نشان داده است تحريك مغناطيسي داخل جمجمه اي به عنوان روشي غير دارويي در درمان افسردگي شديد موثر است.
درمان هاي ضد افسردگي موجود حداقل براي يك سوم افراد افسرده بي تاثيرند و به اين ترتيب براي بسياري از بيماران گزينه درماني مناسبي وجود ندارد.
به گزارش ساينس ديلي محققان مي گويند تحريك مغناطيسي داخل جمجمه اي (TMS) تكنيك غير تهاجمي است كه نورون هاي مغز را با پالس هاي مغناطيسي كه وارد جمجمه مي شوند تحريك مي كند.
چهار تا شش هفته درمان نتايج مطلوبي در پي دارد علاوه بر اينكه اثرات جانبي چنداني نداشته براي بيماران قابل تحمل است بنابراين TMS روش جديد و جالبي براي درمان مبتلايان به افسردگي شديد است كه به داروهاي رايج پاسخ نمي دهند.
چه شغلهايي افسردگي ميآورد؟
ارسال شده: یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۶, ۸:۱۱ ق.ظ
توسط MINA _N
بسياري از ما چندان آشنايي با علائم افسردگي نداريم، يا حتي اگر هم بدانيم كه افسردهايم، تنها راه را قرص خوردن يا حتي سوختن وساختن ميدانيم.
اما شايد تعجب كنيد اگر بشنويد شغل ما هم تأثير مستقيمي روي روحيه و بهداشت رواني ما دارد.
حالا كه در هفته بهداشت روان هم هستيم، توجه به اين موضوع ميتواند حياتيتر باشد.اصولاً در اختلال افسردگي، عوامل بيولوژيك خاصي در بدن تغيير ميكند كه ممكن است اين تغيير، چندان ربطي هم به عوامل محيطي نداشته باشد.همچنين عامل وراثت هم ميتواند در ميزان بروز اين اختلال مؤثر باشد، اما به هر حال، نقش مسائل پيراموني را، چه در محيط كار و چه در منزل، نميتوان ناديده گرفت. محققان آمريكايي در يك مطالعه ملي كه توسط بنياد بيماريهاي رواني و سوءاستفاده مواد، حمايت مالي شده، رابطه افسردگي را در مشاغل مختلف بررسي كردهاند و توانستهاند فهرستي از مشاغل افسردهكننده را تهيه كنند.به گزارش رويترز، در صدر اين فهرست، پرستار بچهها و نظافتچيهاي منازل قرار دارند.به گفته مجريان اين طرح، مشخص شده كه حدود 8/10درصد از اين مشاغل و چيزي در همين حدود از پيشخدمتهاي رستورانها، به افسردگي مبتلا هستند.
البته در اين بررسي مشخص شده كه اين افراد پايينترين درآمد را نيز داشتهاند؛ بنابراين شايد علاوه بر عوامل محيطي، درآمد فرد نيز او را مستعد ابتلا به اين اختلال رواني شايع كند.اما اگر ميخواهيد بدانيد كدام يك از مشاغل كمترين ميزان افسردگي را به همراه مي آورد، به اين نتايج توجه كنيد: در ميان مهندسان، به ويژه معماران، كمترين ميزان افسردگي مشاهده شده، بعد از آن ميتوان به پژوهشگران علمي و مسئولان نصب و نگهداري تأسيسات اشاره كرد.از ديگر نتايج جالب اين مطالعه آن است كه بيكاري، خود عامل مهمي در بالا بردن احتمال افسردگي است، اما برخي شرايط كاري نيز ميتواند احتمال افسردگي ناشي از شغل را بالا ببرد.
بهعنوان مثال، كار نيمهوقت، يكي از شرايطي است كه در اين مورد نقش مهمي ايفا ميكند. اما بهنظر ميرسد شرايط كار براي افراد تماموقت نيز رضايتبخش نيست؛ طوري كه 52 درصد از كساني كه حداقل يك بار در سال گذشته، به حملهاي از افسردگي مبتلا شدهاند، كار تماموقت داشتهاند.افسردگي علائم ويژهاي دارد كه روانپزشكان در حضور آنها تشخيص آن را قطعي ميكنند؛ احساس اندوه و عدم احساس لذت، كه بيشتر از 2 هفته طول كشيده باشد، به اضافه 4 علامت مشخصه كه نشان دهد عملكرد فرد در زندگياش مختل شده؛ علائمي همچون كمبود انرژي، كماشتهايي، اختلال در خواب، كاهش تمركز و احساس بد و منفي به خود.مشاهده اين علائم بايد هشداري محسوب شود، براي مراجعه به پزشك، اما بد نيست همزمان و به موازات درمانهاي معمول و سنتي، به فكر تغيير شرايط محيطيتان باشيد، چرا كه به گواهي اين مطالعات، و نيز مطالعات قبلي، شرايط محيطي هم ميتواند احتمال بروز افسردگي و نيز عدم پاسخ به درمان را بالا ببرد.
سلامت نیوز
نتیجه تحقیقات در افسردگى
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۶, ۵:۲۱ ب.ظ
توسط naghme
نتیجه تحقیقات در افسردگى
افسردگى در آینه تاریخ
در زمانهاى گذشته افسردگى به عنوان یک بیمارى شناخته شده بود.« Eberes Papyrus»، یکى از قدیمیترین مستندات و مدارک پزشکى دنیا در مصر قدیم، حالتى را توضیح مى دهد که یک نوع دلسردى و غم و غصه زیاد و یا به اصطلاح امروزى افسردگى است.نوشتههاى بقراط نشان مى دهد یک نوع حالت «ملانکولی» (Melancholy) و افسردگى ناشى از عدم تعادل در روان و بدن وجود دارد.
بسیارى از فلاسفه، نویسندگان، دانشمندان، سیاستمداران و بازیگران در دورههایى از زندگى دچار افسردگى بودهاند.
افسردگى و دستگاه ایمنى
افسردگى یکى از اختلالهاى روانپزشکى میباشد که ارتباط آن با دستگاه ایمنى فرد مورد توجه روزافزون قرار گرفته است. بخش عمدهاى از بررسیهاى ایمنیشناسى، عصبى ـ روانى و فیزیولوژیک حاکى از تأثیر افسردگى بر ایمنى و عملکرد فیزیولوژیک میباشد.
در بررسى اخیرى که در دانشگاه شیراز توسط خانم دکتر طوبایى و همکاران صورت گرفت، چنین نتیجه گرفته شد که نقش اختلالهاى روانپزشکى بهویژه افسردگى بر دستگاه ایمنى چشمگیر بوده و توجه به بهداشت روانى در بیماریهایى که ارتباط نزدیکى با نارسایى دستگاه ایمنى دارند میتواند راهگشاى بهبودى هر چه بیشتر افراد باشد.
افسردگى در دانشجویان ایرانى
در پژوهشى که آقاى دکتر احمد على نور بالا و آقاى دکتر سید على فخرایى در سال ١٣٨٠ در دانشگاه تهران انجام دادند مشخص شد که مشکلات روانشناختى دانشجویان خصوصاً افسردگى و اضطراب بهطور کاملاً معنى دارى در میان دانشجویان پزشکى بیشتر از دانشجویان غیر پزشکى دیده میشود.
افسردگى در کودکان
در تحقیقى که بهمنظور بررسى میزان شیوع افسردگى در کودکان دبستانى در سال ١٣٨٠ در شهر مشهد توسط دکتر ابراهیم عبدالهیان و همکاران صورت گرفت معلوم شد که میزان افسردگى در دختران دبستانى حدود ١/١٣ درصد و پسران ٦/٧ درصد میباشد و مشکلاتى مثل طلاق والدین، تغییر محل سکونت، تغییر مدرسه، سطح اجتماعىـاقتصادى خانواده و سابقه بیماریهاى عصبى در خانواده در بروز آن موثر میباشد، بهطوریکه اختلال افسردگى کودکان به علت تأثیر چشمگیر بر موفقیت تحصیلى و کارکرد اجتماعى از اهمیت بالایى برخوردار است و درمان فورى جهت پیشگیرى از بروز مراحل بعدى را میطلبد.
افسردگى و سوء استفاده جنسى در کودکان خیابانى
در تحقیقى که در سال ١٣٨١ توسط آقاى دکتر حمیدرضا احمدخانیها و همکاران روى ٨٧ کودک خیابانى در جنوب تهران بهعمل آمد مشخص شد که ٧/٦٨ درصد از دختران و ٢/٨٤ درصد از پسران دچار افسردگى هستند.
این یافته همچنین نشان داد که نزدیک به ۱۲ درصد آنان مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفته بودند.
با توجه به فراوانى افسردگى و سوء استفاده جنسى در کودکان خیابانى، توجه جدى سازمانهاى دولتى و غیر دولتى در زمینه حمایت و آموزش این افراد نیاز میباشد و بهنظر مى رسد توجه ویژه به این قشر در ریشهکنى بیماریهاى آمیزشى و پیشگیرى از شیوع بیماری ایدز بسیار ضرورى است.
افسردگى در افراد مشهور
در طول زمان نویسندگان و دانشمندان زیادى به افسردگى مبتلا بوده اند از جمله: آبراهام لینکلن، ارنست همینگوى، پیتر چایکوفسکی و چارلز دیکنز.
افسردگی و اینترنت
مزایا و معایب ارتباطات اینترنتی
در مطالعات تازه ای که توسط دکتر رابرت کرات (Dr. Robert Kraut) در دانشگاه اوهایو صورت گرفته، نشان داده شده است که استفاده از اینترنت باعث افسردگی می شود. به تدریج که اجتماع ما بیشتر و بیشتر به ارتباطات اینترنتی وابستگی پیدا می کند، مطالعه این که چگونه این امر در شکل دهی روشهای تعامل ما تاثیرگذار است، اهمیت بیشتری می یابد. آیا با محروم بودن از جنبه های فیزیکی و احساسی گفتگوی مستقیم با یک فرد و یا دریافت نامه ای به خط دوستمان، خود را بیشتر منزوی حس نمی کنیم؟
[External Link Removed for Guests]
کارتون بالا، نشانگر فناوری امروز است و این که چگونه بعضیها آن را جایگزین ارتباطات رودررو ساخته اند. این کارتون نشان می دهد که دو نفر که تنها ساکنان یک جزیره کوچک در وسط دریا هستند از طریق پست الکترونیکی (e-mail) با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. بسیاری جنبه های روانشناسی اجتماعی در این زمینه نقش دارند.
بعضی عقیده دارند صحبت کردن از طریق کامپیوتر آسانتر است زیرا آدم احساس راحتی بیشتر می کند و می تواند چیزهایی را که در حضور دیگران به دلایل مختلف نمی تواند بر زبان آورد، بازگو کند.
این امر به سطوح پایین خودآگاهی مربوط می شود. البته این جنبه مثبت این امر است و باید به جنبه منفی آن نیز توجه کرد. افراد معمولاً با درجه پائین تری از خودآگاهی، راحتتر دروغ می گویند. در دنیای امروز، موارد بسیار زیادی وجود داشته است که افراد از طریق اینترنت دروغ گفته اند تا دیگران کار خاصی را برایشان انجام دهند. اتاقهای گپ زنی در اینترنت، نمونه ای از مکانهایی هستند که این دروغگوئیها به وفور در آنجا اتفاق می افتد.
اینترنت، پیشداوریهای ما را نیز کاهش می دهد. هنگامی که ما کسی را بر روی شبکه ملاقات می کنیم نمی دانیم که او چه شکلی است، تنها چیزی که می دانیم این است که به ما چه می گوید. بنابراین ارتباطات اینترنتی، بدون هیچگونه پیشداوری حاصل از ملاقات حضوری، بسیار متفاوت از ارتباطات به شیوه سنتی گشته است.
هر چند ارتباطات از طریق اینترنت برای افراد خجالتی بسیار راهگشا است و دریچه های جدیدی را می گشاید اما از سوی دیگر، می تواند افراد را به زودباوری و قبول آنچه که به آنها ارائه می شود تشویق کند. افراد و گروههای مختلف می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و پیامهای خود را چه خوب و چه بد، در سطح گسترده ای منتشر نماینـد. بـرای مثال، Hatewatch.org گروهی است که رشد «گروههـای نفرت» را در وب پیـگیری و دیـده بانی می کند. این به ما نشان می دهد که تمام اشکال مختلف ارتباطات در اینترنت ما را به یک جهت مثبت رهنمون نمی سازد.
به نظر می رسد که اینترنت روشهای ارتباطی ما را در هر دو جنبه مثبت و منفی، دگرگون نموده است. پست الکترونیکی، سرویس سریع و راحتی را برای بسیاری به وجود آورده است ولی از سوی دیگر، هر چند حجم ارتباطات ما زیادتر شده ولی از جنبه های شخصی تر آن دور افتاده ایم.
منبع : سایت روان یار
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۶, ۵:۲۷ ب.ظ
توسط naghme
ارتباط افسردگى با بیماریهاى دیگر
افسردگى اغلب بهطور همزمان با بسیارى از بیماریها مثل بیمارى قلبى، سکته مغزى، سرطان و دیابت میتواند بروز پیدا کند.
افسردگى موجود همراه این بیماریها اغلب فراموش شده و درمان نمیشود. مطالعات اخیر تأکید بر این نکته دارد که براى حصول نتیجه خوب از بیماریهاى ناتوانکننده بالا باید افسردگى و زمینه آن را بهدرستى تشخیص و درمان کرد.
افسردگى و بیماریهاى قلبى
شواهد قوى وجود دارد که وجود افسردگى ریسک بیمارى قلبى را در افراد افزایش میدهد. آنالیزهاى آمارى ثابت کردند که وجود افسردگى شدید (عمده) در افراد ۴ برابر آنها را در مقابل انفارکتوس قلبى در یک دوره ١٣-١٢ ساله آسیبپذیرتر میکند.
حتى در افرادى که افسردگى خفیف دارند، احتمال ابتلا به بیمارى قلبى دو برابر بیشتر است. اکنون سؤال اینجاست که آیا درمان افسردگى احتمال ابتلا به بیمارى قلبى را کاهش مى دهد یا خیر؟ سؤالى که تحقیقات آینده جواب آنراخواهد یافت.
افسردگى و دیابت
افسردگى در طول زندگى هر شخص را میتواند هدف قرار دهد. ولى وقتى شخص دچار دیابت است مشکل بسیار حادتر است.
این اتفاق در میان ١٦ میلیون آمریکایى روى داده است. درمان بیمارى افسردگى در بیماران دیابتیک بهطور قابل توجهى به بهبود کیفیت زندگى و همچنین کنترل دیابت کمک میکند. از طرفى مطالعات زیادى در کالیفرنیا و واشنگتن نشان داده است که وجود دیابت احتمال افسردگى در شخص را دو برابر میکند.
علت زمینهاى که بین دیابت و افسردگى وجود دارد هنوز ناشناخته است. افرادى که دچار دیابت هستند و همزمان اختلالات افسردگى را از خود بروز میدهند، بهطور قابل توجهى عوارض دیابت در آنها بیشتر است.
افسردگى و اضطراب
تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که افسردگى اغلب با اختلالات اضطرابى مثل (ترس، وسواس، ترس از اجتماع یا ...) همراه است.
اما هنوز مشخص نیست که آیا افرادى که علائم این دو اختلال را دارند به دو بیمارى مجزا مبتلا هستند و یا اینکه یک بیمارى واحد است که علائم هر دو اختلال را با هم دارا میباشد. مطالعات نشان داده است که ٢٠ تا ٩٠ درصد مبتلایان به هراس، دورههاى اختلال افسردگى عمده دارند.
از علائم این اختلال توأم میتوان موارد زیر را نام برد:
لرزش، طپش قلب، خشکى دهان، ناراحتى معده ـ روده و موارد دیگر. براى درمان آنها از
داروهاى ضداضطراب و افسردگى استفاده میشود و رواندرمانى بسیار مؤثر میباشد.
افسردگى و چاقى
بهطور کلى تحقیقات نشان داده است که در بعضى از افراد افسرده افزایش وزن مشاهده میشود.
در این افراد کاهش وزن بهطور قابل ملاحظهاى به اعتماد به نفس آنان و همچنین کیفیت بهتر زندگى و بهبودى آنان از افسردگى کمک میکند.
افسردگى و تیرویید
افسردگى در طیف وسیعى از بیماریها میتواند اولین نشان بیمارى باشد مثل کمکارى غده تیرویید. بنابراین پزشک باید در ابتداى درمان علاوه بر معاینه کامل جسمى و عصبى و آزمایشات معمول عملیات تشخیص مربوط به کارکرد تیرویید و همچنین غده فوق کلیوى را انجام دهد.
منبع : سایت روان یار
افسردگى در گروههاى مختلف
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۶, ۵:۳۴ ب.ظ
توسط naghme
افسردگى در گروههاى مختلف
افسردگى در دانشجویان
دانشجویان از هوشمندترین و مستعدترین اقشار هر جامعه بوده و آینده سازان هر کشور هستند. از این رو توجه به سلامت روانى آنان از اهمیت ویژهاى برخوردار است، زیرا دانشجو هنگامى میتواند آفرینشگر، فعال و سازنده باشد که شاداب، امیدوار و متعهد باشد.
افسردگى یکى از شایعترین اختلالات روانى است که با علائم کاهش انرژى و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بى اشتهایى و افکار مرگ و خودکشى در شخص همراه است. از علائم شاخص افسردگى کاهش انرژى، بى حوصلگى و عدم تمرکز مى باشد، که در افرادى که داراى فعالیتهاى فکرى هستند بخصوص دانشجویان منجر به بروز اختلال در امور تحصیلى و شغلى، اشکال در تکمیل تکالیف، و کاهش انگیزه براى انجام طرحهاى تازه مى گردد.
میزان افسردگى دانشجویان میتواند به عنوان شاخص اساسى سلامت روانى آنان به شمار آید، بنابراین دانشجوى مبتلا به اختلال افسردگى ممکن است علاقه به امور درسى و آموزشى را از دست بدهد و احساس پوچى و بى ارزشى و بى اهمیتى به وى دست دهد. لذا در چنین شرایطى نمى توان تلاش ذهنى هدفمند و جهتدار و در عین حال خلاق را از آنها انتظار داشت. همچنین به معیارهاى این گروه سنى یعنى توانمندى، سلامتى، هوش، جذابیت و ... بى علاقه شده و احساس ناتوانى مى کنند.
از طرف دیگر در توانایى تحلیل که لازمه فعالیتهاى آموزشى است دچار ضعف عمده مى گردند، که منجر به نارضایتى از خود در جوان دانشجو گشته و باعث شدت بیمارى مى گردد.
مطالعات زیادى در مورد شیوع افسردگى در دانشجویان صورت گرفته است. در اینجا به نتایج بعضى از مطالعات انجام شده در ایران اشاره میشود که بر اساس یافته هاى یکى از این مطالعات، حدود ٣/٢١ دانشجویان مورد مطالعه مبتلا به افسردگى خفیف تا متوسط بوده اند.
این میزان در بین دانشجویان دختر ٢/٢٢ درصد و دانشجویان پسر ٤/١٧ درصد گزارش شده است (کوشان و واحدیان، ١٣٧٣). این مطالعه هم چنین نشان داده است که در بین دانشجویان مجرد (١/٢٢ درصد) افسردگى بیشترى نسبت به دانشجویان متاهل (٢/١٩ درصد) وجود داشته است.
همچنین احمدى (١٣٧١)، در مطالعه خود بر روى دانشجویان علوم پزشکى اهواز نتیجه گرفت که ٥٢ درصد دانشجویان زن و ٣٨ درصد دانشجویان مرد دچار افسردگى خفیف تا شدید هستند. در این مطالعه میانگین افسردگى دانشجویان مجرد ٤٢/١٠ درصد و دانشجویان متاهل ٩٧/٧ درصد گزارش شده است. یافتههاى این مطالعه همچنین نشان میدهد که ١١ درصد دانشجویان مرد و ٢٠ درصد دانشجویان زن نسبت به آینده ناامید بودند. علاوه بر آن ٨ درصد دانشجویان مرد و ٧ درصد دانشجویان زن داراى افکار خودکشى بودند.
شایعترین مشکلاتى که در این مطالعه توسط خود دانشجویان نیز مطرح شده است شامل:
حجم زیاد دروس پزشکى، فعالیتهاى زیاد در بخشهاى بالینى، وجود دروس غیر ضرورى، طولانى بودن دوره تحصیل پزشکى، کافى نبودن امکانات رفاهى، کم بودن مدت زمان استراحت، کشیکهاى زیاد و انتظارات بیش از حد برخى از کادر پزشکى از دانشجویان میباشد.
نتایج مطالعه کوشان و واحدیان نشان داده است که در دانشجویانى که از رشته تحصیلى خود رضایت نداشته و بى علاقه بودند (٥/٤٥ درصد)، و کسانیکه حداقل از یک واحد درسى نمره قبولى نیاورده اند، افرادى که بحرانهاى عمده اى در زندگى داشتند، دانشجویانى که مایلند اوقات فراغت خود را به تنهائى بگذرانند، و مشکل خانوادگى، جسمانى و یا روانى دارند و یا سابقه بیمارى اعصاب در خانواده آنها وجود دارد، میزان افسردگى بیشترى نسبت به سایر دانشجویان وجود دارد. اما دانشجویانى که علاقمند به فعالیتهاى ورزشى و گروهى بودند میزان افسردگى در آنها کمتر گزارش شده است.
مطالعات دیگر نیز به نتایج مشابهى اشاره نمودند از جمله: یزدى و همکاران (١٣٧٤) در مطالعه خود بر روى دانشجویان تازه وارد دانشگاه تهران، میزان افسردگى را ٣٠ درصد گزارش نمودند. در مطالعه مشابه ناصری (١٣٧٤)، بر روى دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رودهن، این میزان ٥٨ درصد ذکر گردید. در سال ١٣٧٤ باز هم ترکان در مطالعه خود بر روى دانشجویان رشته پزشکى دانشگاه زاهدان، افـــسردگـــی بیشترى را در دانشجویان زن (٦٥ درصد) نسبت به دانـــشــــجـــویان مرد (٤١ درصد) گزارش نموده است.
شایعترین علائمى که خود دانشجویان در مطالعات مختلف گزارش نمودند شامل موارد زیر مى شود: بى حوصلگى، کاهش قدرت تمرکز و یادآورى، احساس از دست دادن علاقه، احساس غمگینى، کاهش توانائیهاى جسمانى، نا امیدى نسبت به آینده، سخت بیدار شدن در صبح، احساس خستگى دائم، خسته کننده بودن کارهاى روزمره.
در نتیجه با توجه به اثرات ناخوشایند و مخرب بیمار افسردگى در روند زندگى و عملکرد قشر جوان و دانشجو توصیه مى شود که با مشاهده علائم اولیه که در این سایت ارائه شده است براى فعالیتهاى درمانى و جلوگیرى از شدت علائم اقدام نمایند.
افسردگى در کودکان و نوجوانان
مطالعات و بررسیهاى انجام شده نشان داده است که افسردگى در کودکان و نوجوانان نیز وجود دارد که با افسردگى در بزرگسالان شباهت دارد.
تفاوت عمده افسردگى در کودکان و نوجوانان با بزرگسالان در دو مورد است: به جاى خلق افسرده ممکن است در کودکان و نوجوانان خلق تحریکپذیر باشد، و نرسیدن به وزن مورد انتظار (کاهش و یا افزایش وزن) در آنها دیده شود.
کاهش اعتماد به نفس، بیتفاوتى، سطح پایین انرژى، گوشهگیرى اجتماعى، آشفتگیهاى خوردن و خوابیدن، دیدگاه بدبینانه آشکار در مورد آینده و اعتقاد و اقدام به خودکشى از دیگر علائم و نشانههاى افسردگى در این گروه سنى میباشد. در نوجوانان رفتارهاى ضداجتماعى و منفیکارانه، مصرف الکل و دارو و مواد مخدر ممکن است مشاهده گردد.
افسردگى در کودکان و نوجوانان بیشتر از بقیه سنین با خودکشى همراه میباشد. فقط در سال ١٩٩٦ خودکشى بهعنوان سومین عامل مرگ و میر در افراد ٢٤-١٥ ساله و چهارمین علت مرگ و میر در افراد ١٤-١٠ سال بوده است. علاوه بر عوامل ژنتیک و فیزیولوژیک چندین عامل استرسزاى اجتماعى میتواند بر خلق کودک تاثیر بگذارد، از قبیل ناهماهنگ بودن و آشفتگى در خانواده، طلاق، مورد آزار و بیتوجهى واقع شدن، شکست تحصیلى، وضعیت اجتماعی و اقتصادى ضعیف و داغدیدگى.
اختلال افسردگى در کودکانى که قبل از سن مدرسه هستند بسیار نادر میباشد. اما در ۲ درصد بچههاى دبستانى اختلال افسردگى شدید (عمده) شیوع دارد و این میزان براى نوجوانان حدود ۵ درصد در جامعه میباشد.
مطالعات معدودى وجود دارد که دلالت بر مفید بودن داروهاى ضدافسردگى در کودکان و نوجوانان داشته باشد. مصرف داروهاى ضدافسردگى در این گروه سنى بر پایه استانداردهاى درمانى بالینى استوار است.
یک تحقیق بهطرز روشنى گفته است که فلوکستین (Fluxetin) داروى بسیار مؤثرى در درمان افسردگى در کودکان و نوجوانان مى باشد.
بهنظر میرسد که درمان دارویى همراه با روشهاى مخصوص روان درمانى در کودکان و نوجوانان ارزش بسیارى داشته و پیشگیرى مؤثرترى در خودکشى آنان در سنین بعدى مى باشد، بخصوص رواندرمانى خانواده براى آموزش به خانواده در مورد اختلالات افسردگى مهم و ضرورى است.
افسردگى در افراد مسن
در سالهاى اخیر حدود ۲ درصد افراد بالاى ٦٥ سال، به غیر از افرادى که در آسایشگاه نگهدارى میشوند، از افسردگى رنج میبرند. تحقیقات ثابت کرده است که درمان و تشخیص این افراد از اهمیت زیادى برخوردار است.
خودکشى در میان افراد مسنتر بیشتر از بقیه سنین شایع بوده و از این نظر قابل توجه میباشد. مطالعات نشان میدهد که سطح اقتصادى ـ اجتماعى پایین، از دست دادن همسر، بیمارى جسمى همزمان، کنارهگیرى اجتماعى و بازنشستگى با افسردگى سالمندان رابطه دارد.
علائم عمده افسردگى در سالمندان شامل کاهش نیرو و تمرکز، اختلال خواب، کاهش اشتها و وزن، شکایات جسمى، احساس بیارزشى، بدبینى، اختلال حافظه و خودکشى میباشد.
خانمها و افسردگى
افسردگى نزد بانوان چیزى حدود ۲ برابر بیشتر از آقایان دیده میشود. در طول زندگى حداقل ٢٠ درصد بانوان حداقل یک بار تجربه افسردگى کوتاه مدت را داشتهاند. اگرچه به نظر میرسد که افسردگى ارتباط تنگاتنگى با سن یائسگى دارد.
ولى در حقیقت این سنین بارورى و سنین قبل از یائسگى هستند که بیشترین میزان آمار افسردگى در بانوان را تشکیل میدهند. از طرفى آنالیزهاى آمارى افسردگى در بانوان نشان میدهد که استرسهاى متفاوت، زایمان، تفاوتهاى هورمونى، نقشهاى اجتماعى و رفتارهاى مورد انتظار از زنان بیشتر از مردان روان آنها را به سمت بیمارى افسردگى سوق میدهد.
افسردگى پس از زایمان همچنین بیمارى شایعى در میان بانوان بوده و جستجوها و مطالعات در پى علت دقیق آن میباشند.
منبع : سایت روان یار
قرص ورزش براي درمان افسردگي
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۶, ۵:۱۲ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
ورزش براي درمان
در آينده نزديک مي توان احساس "سرخوشي" ايجاد شده توسط ورزش را با قرصي که يک ژن خاص در مغز را تحت تاثير قرار مي دهد شبيه سازي کرد.
به گزارش سلامت نیوزبه نقل از VOAممکن است در آينده نزديک بتوان احساس "سرخوشي" ايجاد شده توسط ورزش را با قرصي که يک ژن خاص در مغز را تحت تاثير قرار مي دهد شبيه سازي کرد.متخصصان دانشگاه ييل (Yale) مي گويند آزمايشهاي انجام شده بر روي موش مي تواند نشان دهد که چرا ورزش مکرر و مداوم مي تواند به افرادي که دچار افسردگي هستند کمک کند.اين کارشناسان در مقاله اي در نشريه نيچر مديسين نوشته اند اين موضوع مي تواند به يافتن داروهاي موثرتر منجر شود.در بريتانيا، سازمانهاي خيريه اي که در زمي نه بهداشت روحي افراد سرمايه گذاري و فعاليت مي کنند، همواره برنامه هاي تمرينات ورزشي را بعنوان يک راه رفع افسردگي توصيه کرده اند.
ارسال شده: پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۶, ۷:۱۹ ب.ظ
توسط mahshid-banoo
اين قرص ورزش دوپامين نيست؟

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۱۲:۴۴ ق.ظ
توسط Palang mah gerefteh
من الان حوصلۀ خواندن تمام مطالب اين تاپيک را ندارم، در يک فرصت ديگري حتما آنرا خواهم خواند. ولي علت اينکه به اينجا آمدم چيز ديگري ست. يک کمي مطالب را خواندم...ببينيد من نمي دانم چرا اينهمه تلاش براي از بين بردن افسردگي، چرا اينهمه بدبيني به افسردگي. چرا فکر مي کنيد افسردگي يک بيماري فيزيکي و يا رواني ست؟
چرا مي خواهيد افسردگي را نزد افرادي که فکر مي کنند افسرده هستند يا...معالجه کنيد؟ واقعا حيف نيست؟ چرا اساسا فکر مي کنيد افسرده هستيد و يا اينکه افسردگي چيز بدي ست و چرا اساسا فکر مي کنيد مي توانيد افسردگي را معالجه کنيد؟
چرا سعي نمي کنيد با افسردگي زندگي کنيد؟ افسردگي زيباست. افسردگي ...افسردگي زندگي ست.
ارسال شده: یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۶, ۱۱:۵۶ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
Palang mah gerefteh, دوست عزیز
اگر مطالب تایپیک را کامل می خواندی - این سوالات را مطرح نمی کردی.
این تایپیک یکی از کاملترین مرجع افسردگی و درمان آن است که در هیچ انجمنی وجود ندارد.