روح و روان
مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
رنگ زرد تحريككننده ذهن، هوش و سيستم اعصاب است
يك روانپزشك اظهار داشت: رنگهاي روشن همچون رنگهاي سبز و آبي، موجب كاهش ضربان قلب، فشار خون و تنفس شده و آرامش بخش هستند.
دكتر اميررضا چمني در گفت وگو با ایسنا، در خصوص تاثير رنگها از نظر روانشناختي گفت: با توجه به اين كه برخي رنگها، خاصيت تحريك كنندگي و برخي رنگها آرامشبخش هستند، تركيب رنگها در طبيعت به نحوي است كه باعث ايجاد تعادل در روح و روان ميشود.
وي افزود: برخي رنگها در طبيعت مانند رنگهاي قرمز، محرك و برخي رنگهاي روشن مثل سبز و آبي به انسان آرامش ميبخشند، به عبارتي رنگهاي محرك با تاثير بر روي بدن موجب افزايش ضربان قلب، فشار خون و نبض و تنفس ميشوند و در مقابل رنگهاي روشن موجب كاهش اين فاكتورها ميشوند.
دكتر چمني ابراز داشت: رنگ سفيد نماد پاكي و سمبل قداست است و با عنايت به اين كه رنگ سفيد، نشاط، سرور و پاكي را به همراه دارد، در احاديث زيادي به پوشيدن لباس سفيد تاكيد شده است .
وي ابراز داشت: رنگ زرد سمبل روشنايي، فعاليت، كار، تلاش، مفرح، شادي آور و رنگ اميد است، لذا توصيه ميشود كودكان از لباس زرد استفاده كنند.
وي افزود: رنگ زرد از نظر درماني، رنگ تحريككننده ذهن، هوش و سيستم اعصاب است و به دليل خاصيت محرك و شاديآور آن در درمان بيماران افسرده، بيحوصله و گوشهگير استفاده ميشود.
اين روانپزشك گفت: رنگ سبز زيباترين رنگهاست و به عنوان رنگ جواني و سمبل و نماد رشد و نمو و علامت بهار است. اين رنگ نمايشگر حيات و سر زندگي است و از نظر درماني رنگي آرام بخش اعصاب و در رفع خستگي موثر است و از خاصيت ضد اضطرابي برخوردار است.
وي خاطرنشان كرد: بررسيها نشان داده است رنگ سبز ميتواند فشار خون، تنفس و ضربان قلب را كاهش دهد. بنابراين از اين رنگ در رنگآميزي ديوار اتاقهاي عمل و لباس پرستاران بيمارستانها و مراكز بهداشتي استفاده ميشود.
دكتر چمني با بيان اين كه رنگ قرمز شادي آفرين، نشاط آور، نيروبخش، اشتها آور است و احساسات را تحريك ميكند، افزود: اين رنگ اعتماد به نفس را افزايش ميدهد ولي به دليل تحريك كنندگي توصيه ميشود افراد داراي مشكلات اعصاب و روان از آن پرهيز كنند.
وي افزود: رنگ قرمز نماد خطر و هشدار نيز است و بررسيها نشان داده است كه رنگ قرمز ميزان فشار خون و ضربان قلب را افزايش ميدهد.
اين متخصص بيان داشت: رنگ قرمز از بين رنگها، رنگ گرم تلقي ميشود و در درمان بيماريهاي پوستي مثل مخملك از آن استفاده ميشود.
وي رنگ آبي را داراي خاصيت آرامبخشي، آرام كنندگي و تسكين دهنده سيستم اعصاب دانست و گفت: اين رنگ، مفرح و شادي آفرين است. آبي به عنوان رنگ سرد تلقي ميشود و به لحاظ خاصيت ضد اضطرابي و آرام بخش در درمان بيخوابي مفيد و موثر است. رنگ آبي نماد دريا، آسمان، روشنايي است و در تعادل روح و روان نقش به سزايي دارد.
دكتر چمني در پايان استفاده از رنگهاي زرد و صورتي را براي اتاق نشمين، رنگهاي شاديآور را براي فضاي دكوراسيون منزل و رنگهاي قرمز، زرد و نارنجي را در وسايل بازي و پوشاك كودكان توصيه كرد.
يك روانپزشك اظهار داشت: رنگهاي روشن همچون رنگهاي سبز و آبي، موجب كاهش ضربان قلب، فشار خون و تنفس شده و آرامش بخش هستند.
دكتر اميررضا چمني در گفت وگو با ایسنا، در خصوص تاثير رنگها از نظر روانشناختي گفت: با توجه به اين كه برخي رنگها، خاصيت تحريك كنندگي و برخي رنگها آرامشبخش هستند، تركيب رنگها در طبيعت به نحوي است كه باعث ايجاد تعادل در روح و روان ميشود.
وي افزود: برخي رنگها در طبيعت مانند رنگهاي قرمز، محرك و برخي رنگهاي روشن مثل سبز و آبي به انسان آرامش ميبخشند، به عبارتي رنگهاي محرك با تاثير بر روي بدن موجب افزايش ضربان قلب، فشار خون و نبض و تنفس ميشوند و در مقابل رنگهاي روشن موجب كاهش اين فاكتورها ميشوند.
دكتر چمني ابراز داشت: رنگ سفيد نماد پاكي و سمبل قداست است و با عنايت به اين كه رنگ سفيد، نشاط، سرور و پاكي را به همراه دارد، در احاديث زيادي به پوشيدن لباس سفيد تاكيد شده است .
وي ابراز داشت: رنگ زرد سمبل روشنايي، فعاليت، كار، تلاش، مفرح، شادي آور و رنگ اميد است، لذا توصيه ميشود كودكان از لباس زرد استفاده كنند.
وي افزود: رنگ زرد از نظر درماني، رنگ تحريككننده ذهن، هوش و سيستم اعصاب است و به دليل خاصيت محرك و شاديآور آن در درمان بيماران افسرده، بيحوصله و گوشهگير استفاده ميشود.
اين روانپزشك گفت: رنگ سبز زيباترين رنگهاست و به عنوان رنگ جواني و سمبل و نماد رشد و نمو و علامت بهار است. اين رنگ نمايشگر حيات و سر زندگي است و از نظر درماني رنگي آرام بخش اعصاب و در رفع خستگي موثر است و از خاصيت ضد اضطرابي برخوردار است.
وي خاطرنشان كرد: بررسيها نشان داده است رنگ سبز ميتواند فشار خون، تنفس و ضربان قلب را كاهش دهد. بنابراين از اين رنگ در رنگآميزي ديوار اتاقهاي عمل و لباس پرستاران بيمارستانها و مراكز بهداشتي استفاده ميشود.
دكتر چمني با بيان اين كه رنگ قرمز شادي آفرين، نشاط آور، نيروبخش، اشتها آور است و احساسات را تحريك ميكند، افزود: اين رنگ اعتماد به نفس را افزايش ميدهد ولي به دليل تحريك كنندگي توصيه ميشود افراد داراي مشكلات اعصاب و روان از آن پرهيز كنند.
وي افزود: رنگ قرمز نماد خطر و هشدار نيز است و بررسيها نشان داده است كه رنگ قرمز ميزان فشار خون و ضربان قلب را افزايش ميدهد.
اين متخصص بيان داشت: رنگ قرمز از بين رنگها، رنگ گرم تلقي ميشود و در درمان بيماريهاي پوستي مثل مخملك از آن استفاده ميشود.
وي رنگ آبي را داراي خاصيت آرامبخشي، آرام كنندگي و تسكين دهنده سيستم اعصاب دانست و گفت: اين رنگ، مفرح و شادي آفرين است. آبي به عنوان رنگ سرد تلقي ميشود و به لحاظ خاصيت ضد اضطرابي و آرام بخش در درمان بيخوابي مفيد و موثر است. رنگ آبي نماد دريا، آسمان، روشنايي است و در تعادل روح و روان نقش به سزايي دارد.
دكتر چمني در پايان استفاده از رنگهاي زرد و صورتي را براي اتاق نشمين، رنگهاي شاديآور را براي فضاي دكوراسيون منزل و رنگهاي قرمز، زرد و نارنجي را در وسايل بازي و پوشاك كودكان توصيه كرد.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
مشكلات روانشناختي در تشديد ناباروري زوجين نابارور موثر است
مشكلات روانشناختي ناشي از ناباروري ميتواند يك عامل كمكي در تشديد مشكل افراد نابارور باشد.
در مقالهاي كه در آخرين شماره فصلنامه علمي، پژوهشي باروري و ناباروري پژوهشكده فناوريهاي نوين علوم پزشكي جهاددانشگاهي ارايه شده عوامل روانشناختي افراد نابارور مورد بررسي قرار گرفته است.
در اين مقاله اثرات روحي و رواني افراد تحت درمان با لقاح خارج رحمي يا آيوياف ( (IVFمورد بررسي قرار گرفته است.
بر اساس اين مقاله علمي مشكلات روانشناختي ناشي از ناباروري ميتواند يك عامل كمكي در تشديد ناباروري باشد، فشارهاي روحي و نگراني حاصل از مشكل بر عملكرد فيزيولوژي بدن اثر مستقيم گذاشته و در نهايت بر باروري تاثير منفي ميگذارد.
افراديكه از آرامش خاطر و سلامت رواني برخوردارند و فشارهاي روحي كمتري را تجربه ميكنند، احتمال باروري بيشتري دارند.
لقاح خارج رحمي ( (IVFتوانسته بر تعدادي از موانع بر سر راه باروري فائق آيد و روزنههاي اميد بسياري را براي زوجهاي نابارور بگشايد اما در مواردي كه با شكست روبرو شود منجر به افسردگي در بيمار ميشود.
بررسيها نشان داده كه اختلالات روحي و رواني در زنان ناباروري كه با روشهاي لقاح خارج رحمي تحت درمان قرار ميگيرند، جدي است.
از يك طرف مشكلات رواني باعث كاهش كارآيي جسمي و پاسخدهي بيمار به درمانهاي طبي ناباروري ميشود و از طرف ديگر ادامه تداوم ناباروري و شكستهاي احتمالي در مراحل درماني منجر به افزايش مشكلات رواني اين بيماران ميگردد.
با توجه به اهيمت موضوع سلامت روان و نقش آن در باروري، محققين پيشنهاد ميكنند كه برنامه درمان ناباروري با درمان روحي و رواني همراه باشد.
باروري و تجربه حس مادري در زنان موجب احساس رضايت از خويش ميشود و شادماني و آستانه تحمل مشكلات را در آنان افزايش ميدهد.
ناباروري ضربه رواني شديدي محسوب ميشود كه علاوه بر كاهش احساس ارزشمندي و اعتماد به نفس در زنان موجب بروز تنش در رابطه بين فردي، اجتماعي و زناشويي ميشود.
اين مشكل همچنين ميتواند منجر به بروز اختلال در سلامت رواني فرد و مشكلات زناشويي شود و زمينهسازي جدايي زوجين را فراهم كند به همين دليل درمان توام ناباروري و روانپزشكي در پيشگيري يا رفع مشكلات موجود بسيار موثر است.
مشكلات روانشناختي ناشي از ناباروري ميتواند يك عامل كمكي در تشديد مشكل افراد نابارور باشد.
در مقالهاي كه در آخرين شماره فصلنامه علمي، پژوهشي باروري و ناباروري پژوهشكده فناوريهاي نوين علوم پزشكي جهاددانشگاهي ارايه شده عوامل روانشناختي افراد نابارور مورد بررسي قرار گرفته است.
در اين مقاله اثرات روحي و رواني افراد تحت درمان با لقاح خارج رحمي يا آيوياف ( (IVFمورد بررسي قرار گرفته است.
بر اساس اين مقاله علمي مشكلات روانشناختي ناشي از ناباروري ميتواند يك عامل كمكي در تشديد ناباروري باشد، فشارهاي روحي و نگراني حاصل از مشكل بر عملكرد فيزيولوژي بدن اثر مستقيم گذاشته و در نهايت بر باروري تاثير منفي ميگذارد.
افراديكه از آرامش خاطر و سلامت رواني برخوردارند و فشارهاي روحي كمتري را تجربه ميكنند، احتمال باروري بيشتري دارند.
لقاح خارج رحمي ( (IVFتوانسته بر تعدادي از موانع بر سر راه باروري فائق آيد و روزنههاي اميد بسياري را براي زوجهاي نابارور بگشايد اما در مواردي كه با شكست روبرو شود منجر به افسردگي در بيمار ميشود.
بررسيها نشان داده كه اختلالات روحي و رواني در زنان ناباروري كه با روشهاي لقاح خارج رحمي تحت درمان قرار ميگيرند، جدي است.
از يك طرف مشكلات رواني باعث كاهش كارآيي جسمي و پاسخدهي بيمار به درمانهاي طبي ناباروري ميشود و از طرف ديگر ادامه تداوم ناباروري و شكستهاي احتمالي در مراحل درماني منجر به افزايش مشكلات رواني اين بيماران ميگردد.
با توجه به اهيمت موضوع سلامت روان و نقش آن در باروري، محققين پيشنهاد ميكنند كه برنامه درمان ناباروري با درمان روحي و رواني همراه باشد.
باروري و تجربه حس مادري در زنان موجب احساس رضايت از خويش ميشود و شادماني و آستانه تحمل مشكلات را در آنان افزايش ميدهد.
ناباروري ضربه رواني شديدي محسوب ميشود كه علاوه بر كاهش احساس ارزشمندي و اعتماد به نفس در زنان موجب بروز تنش در رابطه بين فردي، اجتماعي و زناشويي ميشود.
اين مشكل همچنين ميتواند منجر به بروز اختلال در سلامت رواني فرد و مشكلات زناشويي شود و زمينهسازي جدايي زوجين را فراهم كند به همين دليل درمان توام ناباروري و روانپزشكي در پيشگيري يا رفع مشكلات موجود بسيار موثر است.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
مديتيشن باعث هوشياري و تيزهوشي مي شود
بر اساس تحقيق يك محقق استراليايي؛ مديتيشن ميتواند در امواج مغزي تغييراتي ايجاد كند كه اين تغييرات به افزايش هوشياري و تيزهوشي فرد منجر ميشود.
به گزارش سلامت نیوز ،يك محقق استراليايي اعلام كرد؛ مديتيشن ميتواند در امواج مغزي تغييراتي ايجاد كند كه اين تغييرات به افزايش هوشياري و تيزهوشي فرد منجر ميشود.
بنابراين گزارش؛ ديلان ديلوسانجلس از مركز پزشكي فليندرز در آدلايد، در تحقيقات خود از 13 نفر از اعضاي يك گروه مديتيشن درخواست كرد كه تجربيات خود را در پنج وضعيت مختلف تمركز گرفتن توضيح دهند، وي سپس با استفاده از يك دستگاه الكتروآنسفالوگراف فعاليت مغز را در هر وضعيت ارزيابي كرد.
ديلوسانجلس در تشريح يافتههاي خود اظهار داشت؛ در حالت مديتيشن امواج مغزي آلفا كه با هوشياري، تمركز و توجه، جمع شدن حواس و تيزهوشي در ارتباط است افزايش يافته و در عوض امواج مغزي دلتا كه با حالت خوابآلودگي و خواب در ارتباط است، كاهش پيدا ميكند.
وي چنين نتيجهگيري کرد؛ مديتيشن يك حالت ظريف نگهدارنده و حفظ توجه و هوشياري است كه با حالت استراحت و بستن چشمها و خوابيدن فرق دارد.
بر اساس تحقيق يك محقق استراليايي؛ مديتيشن ميتواند در امواج مغزي تغييراتي ايجاد كند كه اين تغييرات به افزايش هوشياري و تيزهوشي فرد منجر ميشود.
به گزارش سلامت نیوز ،يك محقق استراليايي اعلام كرد؛ مديتيشن ميتواند در امواج مغزي تغييراتي ايجاد كند كه اين تغييرات به افزايش هوشياري و تيزهوشي فرد منجر ميشود.
بنابراين گزارش؛ ديلان ديلوسانجلس از مركز پزشكي فليندرز در آدلايد، در تحقيقات خود از 13 نفر از اعضاي يك گروه مديتيشن درخواست كرد كه تجربيات خود را در پنج وضعيت مختلف تمركز گرفتن توضيح دهند، وي سپس با استفاده از يك دستگاه الكتروآنسفالوگراف فعاليت مغز را در هر وضعيت ارزيابي كرد.
ديلوسانجلس در تشريح يافتههاي خود اظهار داشت؛ در حالت مديتيشن امواج مغزي آلفا كه با هوشياري، تمركز و توجه، جمع شدن حواس و تيزهوشي در ارتباط است افزايش يافته و در عوض امواج مغزي دلتا كه با حالت خوابآلودگي و خواب در ارتباط است، كاهش پيدا ميكند.
وي چنين نتيجهگيري کرد؛ مديتيشن يك حالت ظريف نگهدارنده و حفظ توجه و هوشياري است كه با حالت استراحت و بستن چشمها و خوابيدن فرق دارد.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
سالمندان بهتر از جوانان فكر ميكنند
بر اساس تحقيقات اخير، محققان دريافتند، فكر كردن و نظارت بر اطراف در سالمندان قوي تر از جوانان است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از پايگاه خبري آبزرور فرانسه، دانشمندان با انجام آزمايشاتي بر سالمندان و جوانان در حيطه و فعاليت هاي مربوط به ذهن و حافظه دريافتند، فعاليت بخشي از مغز كه با اعمال مربوط به تمركز ارتباط دارد در ميانسالان بين متوسط سني 40 تا 60 سال كاهش يافته و قسمتي از مغز كه با اعمالي مثل فكر كردن و يا نظارت بر محيط ارتباط دارد نسبت به جوانان افزايش يافته است. نتايج تحقيقات نشان داد، تغييراتي كه در دوران ميانسالي در مغز رخ مي دهد، باعث تغيير توانايي هاي مغز در دوران سالمندي مي شود.
بر اساس تحقيقات اخير، محققان دريافتند، فكر كردن و نظارت بر اطراف در سالمندان قوي تر از جوانان است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از پايگاه خبري آبزرور فرانسه، دانشمندان با انجام آزمايشاتي بر سالمندان و جوانان در حيطه و فعاليت هاي مربوط به ذهن و حافظه دريافتند، فعاليت بخشي از مغز كه با اعمال مربوط به تمركز ارتباط دارد در ميانسالان بين متوسط سني 40 تا 60 سال كاهش يافته و قسمتي از مغز كه با اعمالي مثل فكر كردن و يا نظارت بر محيط ارتباط دارد نسبت به جوانان افزايش يافته است. نتايج تحقيقات نشان داد، تغييراتي كه در دوران ميانسالي در مغز رخ مي دهد، باعث تغيير توانايي هاي مغز در دوران سالمندي مي شود.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
اختلالهاي رواني رتبه دوم بار بيماريها را در كشور دارد
مدير كل سلامت روان و اجتماعي گفت: اختلالهاي رواني رتبه دوم بار بيماريها را در كشور دارند و پس از حوادث در كنار بيماريهاي قلبي و عروقي و مساوي با آن موجب مرگ و مير و ناتواني مردم ميشوند.
محمد عمران رزاقي در گفتوگو با فارس افزود: بار بيماريها شامل ميزان مرگ و ميز و ناتواني ناشي از يك بيماري است كه پس از حوادث، بيماريهاي قلبي به علت مرگ و مير بالا و بيماريهاي رواني به علت معلوليت و ناتواني بالايي كه دارند دومين بار بيماريها در كشور به خود اختصاص ميدهند.
وي اضافه كرد: به طور كل بين 15 تا 20 درصد مردم كشور دچار بيماريهاي رواني مختلف هستند و حدود يك درصد مردم از اختلالات شديد رواني رنج ميبرند، افسردگي شايعترين بيماري رواني در كشور ماست كه در جامعه زنان بار اول بيماريها را به خود اختصاص ميدهد و حتي تأثير آن از حوادث و بيماريهاي قلبي نيز بيشتر است.
وي ادامه داد: در واقع بيماريهاي قلبي طول زندگي را كاهش ميدهند و بيماريهاي رواني عرض و كيفيت زندگي را متأثر ميكنند، شاخص عرض زندگي شاخصي است كه اخيراً اهميت بيشتري نسبت به گذشته در جهان پيدا كرده است و به عملكرد افراد، پويايي و مولد بودن انسانها مربوط ميشود.
رزاقي گفت: فردي كه دچار افسردگي يا يك بيماري رواني ديگر مبتلا ميشود، توان انجام بسياري از كارهاي روزمره خود را از دست ميدهد، فعاليتهاي شغلي و تحصيلي او مختل ميشود و نميتواند از زندگي لذت ببرد.
وي افزود: بيماريهاي رواني درست مانند بيماريهاي جسمي عمق و اهميت دارند اما در كشور ما چون بعد روان پيدا نيست كسي براي آن تره هم خرد نميكند و در بين مردم هم معمولاً اكراه وجود دارد كه درباره آن صحبت شود و اين وظيفه نظام سلامت است كه درستي به خدمات اين بيماريها را فراهم كند و درباره آن اطلاعرساني كند.
وي ادامه داد: با وجود اين، هنوز بيمهها سهم خود را در پرداخت هزينه بيماريهاي رواني پرداخت نميكنند و گر چه عده زيادي از بيماران رواني به روانپزشك مراجعه نميكنند اما همان تعدادي كه وارد فاز درمان ميشوند سهم پرداخت از جيبي كه براي درمان اين بيماريها ميدهند، بسيار بالاست.
وي گفت: بيماريهاي رواني به طور ذاتي بيماريهاي مزمني هستند در حالي كه بيمهها اكنون براي بستري اين بيماران فقط هزينه 56 روز را پرداخت ميكند و اين با توجه به ماهيت اين نو بيماريها بي انصافي است.
رزاقي افزود: مسئله ديگر محدوديت تعداد تخت روانپزشكي در بخش دولتي در كشور است و بيماران مجبورند براي درمان به بخش خصوصي مراجعه كنند و اين مسئله باز هم باعث افزايش هزينههاي آنها ميشود.
وي گفت: در زمان حاضر حداكثر 8 هزار تخت روانپزشكي فعال در كشور داريم در حالي حداقل به 20 هزار تخت روانپزشكي در كشور نياز داريم و اين كار سرمايهگذاري كلاني را طلب ميكند و چون امكان چنين سرمايهگذاري وجود ندارد افزايش پوشش و عمق دادن به بيمه بيماريهاي رواني كاملاً ضروري است.
وي ادامه داد: به طور كلي حدود يك درصد افراد جامعه به طور متوسط يك ماه در سال نيازمند خدمات بستري روانپزشكي هستند.
مدير كل سلامت روان و اجتماعي وزارت بهداشت گفت: ما در وزارت بهداشت برنامههاي مختلفي را براي گسترش خدمات سرپايي و بستري به بيماران رواني داريم اما متأسفانه بودجهاي كه براي اين كار اختصاص مييابد جوابگو نيست براي همين امسال ما درخواست 10 ميليارد تومان اعتبار كرديم كه فكر ميكنم در نهايت حدود 8/1 ميليارد تومان آن اختصاص يابد.
وي گفت: برنامههاي مختلفي مه براي ارائه خدمات پيشگيري و درمان بيماريهاي رواني در نظام شبكه داريم اما با توجه به مشكلات ساختاري افق روشني را براي ارتقاي اين خدمات در كشور نميبينيم.
مدير كل سلامت روان و اجتماعي گفت: اختلالهاي رواني رتبه دوم بار بيماريها را در كشور دارند و پس از حوادث در كنار بيماريهاي قلبي و عروقي و مساوي با آن موجب مرگ و مير و ناتواني مردم ميشوند.
محمد عمران رزاقي در گفتوگو با فارس افزود: بار بيماريها شامل ميزان مرگ و ميز و ناتواني ناشي از يك بيماري است كه پس از حوادث، بيماريهاي قلبي به علت مرگ و مير بالا و بيماريهاي رواني به علت معلوليت و ناتواني بالايي كه دارند دومين بار بيماريها در كشور به خود اختصاص ميدهند.
وي اضافه كرد: به طور كل بين 15 تا 20 درصد مردم كشور دچار بيماريهاي رواني مختلف هستند و حدود يك درصد مردم از اختلالات شديد رواني رنج ميبرند، افسردگي شايعترين بيماري رواني در كشور ماست كه در جامعه زنان بار اول بيماريها را به خود اختصاص ميدهد و حتي تأثير آن از حوادث و بيماريهاي قلبي نيز بيشتر است.
وي ادامه داد: در واقع بيماريهاي قلبي طول زندگي را كاهش ميدهند و بيماريهاي رواني عرض و كيفيت زندگي را متأثر ميكنند، شاخص عرض زندگي شاخصي است كه اخيراً اهميت بيشتري نسبت به گذشته در جهان پيدا كرده است و به عملكرد افراد، پويايي و مولد بودن انسانها مربوط ميشود.
رزاقي گفت: فردي كه دچار افسردگي يا يك بيماري رواني ديگر مبتلا ميشود، توان انجام بسياري از كارهاي روزمره خود را از دست ميدهد، فعاليتهاي شغلي و تحصيلي او مختل ميشود و نميتواند از زندگي لذت ببرد.
وي افزود: بيماريهاي رواني درست مانند بيماريهاي جسمي عمق و اهميت دارند اما در كشور ما چون بعد روان پيدا نيست كسي براي آن تره هم خرد نميكند و در بين مردم هم معمولاً اكراه وجود دارد كه درباره آن صحبت شود و اين وظيفه نظام سلامت است كه درستي به خدمات اين بيماريها را فراهم كند و درباره آن اطلاعرساني كند.
وي ادامه داد: با وجود اين، هنوز بيمهها سهم خود را در پرداخت هزينه بيماريهاي رواني پرداخت نميكنند و گر چه عده زيادي از بيماران رواني به روانپزشك مراجعه نميكنند اما همان تعدادي كه وارد فاز درمان ميشوند سهم پرداخت از جيبي كه براي درمان اين بيماريها ميدهند، بسيار بالاست.
وي گفت: بيماريهاي رواني به طور ذاتي بيماريهاي مزمني هستند در حالي كه بيمهها اكنون براي بستري اين بيماران فقط هزينه 56 روز را پرداخت ميكند و اين با توجه به ماهيت اين نو بيماريها بي انصافي است.
رزاقي افزود: مسئله ديگر محدوديت تعداد تخت روانپزشكي در بخش دولتي در كشور است و بيماران مجبورند براي درمان به بخش خصوصي مراجعه كنند و اين مسئله باز هم باعث افزايش هزينههاي آنها ميشود.
وي گفت: در زمان حاضر حداكثر 8 هزار تخت روانپزشكي فعال در كشور داريم در حالي حداقل به 20 هزار تخت روانپزشكي در كشور نياز داريم و اين كار سرمايهگذاري كلاني را طلب ميكند و چون امكان چنين سرمايهگذاري وجود ندارد افزايش پوشش و عمق دادن به بيمه بيماريهاي رواني كاملاً ضروري است.
وي ادامه داد: به طور كلي حدود يك درصد افراد جامعه به طور متوسط يك ماه در سال نيازمند خدمات بستري روانپزشكي هستند.
مدير كل سلامت روان و اجتماعي وزارت بهداشت گفت: ما در وزارت بهداشت برنامههاي مختلفي را براي گسترش خدمات سرپايي و بستري به بيماران رواني داريم اما متأسفانه بودجهاي كه براي اين كار اختصاص مييابد جوابگو نيست براي همين امسال ما درخواست 10 ميليارد تومان اعتبار كرديم كه فكر ميكنم در نهايت حدود 8/1 ميليارد تومان آن اختصاص يابد.
وي گفت: برنامههاي مختلفي مه براي ارائه خدمات پيشگيري و درمان بيماريهاي رواني در نظام شبكه داريم اما با توجه به مشكلات ساختاري افق روشني را براي ارتقاي اين خدمات در كشور نميبينيم.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
خشم و استرس موجب گرفتگی رگها میشود
تا کنون در مورد ارتباط میان خشم و استرس و بیماریهای قلبی زیاد شنیده اید . اخیراً بررسی ها نشان میدهد علت واقعی این امر ، سخت شدن رگهاست.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر رگهای خونی باید آمادگی هماهنگ شدن با افزایش و کاهش فشار جریان خون را داشته باشند. اما استرس موجب از دست دادن این هماهنگی و سخت شدن رگها می شود.
در عین حال استرس موجب ترشح بیشتر برخی هورمونها و اختلال در روند آرام و طبیعی بدن می شود . چنانچه این عامل به طور مکرر تکرار شود رگها به واسطه تاثیرات مداوم هورمون استرس برآنها و انقباض مداوم ، به تدریج وضعیت طبیعی خود را از دست داده و سخت می شوند.
متخصصان عقیده دارند که به همین علت است که افراد عصبی عموما" فشار خون بالا دارند. زیرا استرس بر انعطاف رگها تاثیر گذاشته و و با سختی آنها جریان خون با شدت بیشتری صورت می گیرد.
از طرفی قرمز شدن رنگ پوست به ویژه در قسمت چهره نیز به دلیل این افزایش فشار خون است.
کارشناسان توصیه می کنند افراد با کنترل احساسات خود مانع از عصبانیت های مداوم شوند تا رگها انعطاف خود را حفظ کرده و در صورت بروز اتفاقی استرس به خوبی با افزایش و کاهش فشار جریان خون هماهنگ شوند در غیر این صورت احتمال بروز بیماریهای قلبی و عروقی مضاعف خواهد شد.
تا کنون در مورد ارتباط میان خشم و استرس و بیماریهای قلبی زیاد شنیده اید . اخیراً بررسی ها نشان میدهد علت واقعی این امر ، سخت شدن رگهاست.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر رگهای خونی باید آمادگی هماهنگ شدن با افزایش و کاهش فشار جریان خون را داشته باشند. اما استرس موجب از دست دادن این هماهنگی و سخت شدن رگها می شود.
در عین حال استرس موجب ترشح بیشتر برخی هورمونها و اختلال در روند آرام و طبیعی بدن می شود . چنانچه این عامل به طور مکرر تکرار شود رگها به واسطه تاثیرات مداوم هورمون استرس برآنها و انقباض مداوم ، به تدریج وضعیت طبیعی خود را از دست داده و سخت می شوند.
متخصصان عقیده دارند که به همین علت است که افراد عصبی عموما" فشار خون بالا دارند. زیرا استرس بر انعطاف رگها تاثیر گذاشته و و با سختی آنها جریان خون با شدت بیشتری صورت می گیرد.
از طرفی قرمز شدن رنگ پوست به ویژه در قسمت چهره نیز به دلیل این افزایش فشار خون است.
کارشناسان توصیه می کنند افراد با کنترل احساسات خود مانع از عصبانیت های مداوم شوند تا رگها انعطاف خود را حفظ کرده و در صورت بروز اتفاقی استرس به خوبی با افزایش و کاهش فشار جریان خون هماهنگ شوند در غیر این صورت احتمال بروز بیماریهای قلبی و عروقی مضاعف خواهد شد.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
نقش پدر و مادر در انتقال وراثتی "ام اس" برابر است
نتایج تحقیقات دانشمندان انگلیسی نشان می دهد که در انتقال وراثتی بیماری "ام اس" به فرزندان ، پدر و مادر به یک اندازه نقش دارند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، محققان دانشگاه آکسفورد که نتایج بررسی های خود را درنسخه آنلاین مجله "نورولوژی" منتشر کرده اند، در این تحقیقات نشان دادند که برخلاف تصور گذشته در انتقال بیماری ام اس به فرزندان، پدر و مادر به یک اندازه می توانند نقش داشته باشند.
تاکنون تصور براین بود که انتقال این بیماری به فرزندان هنگامی که پدر ناقل باشد، آسانتر است. دانشمندان نام این پدیده را "اثر کارتر" گذاشته بودند.
در این تحقیق که با هزینه مالی "انجمن تحقیقات علمی ام اس کانادا" انجام شده است با بررسی 3هزار و 88 خانواده کانادایی که یکی از والدین آنها مبتلا به ام اس بود، مشخص شد که از 8 هزار و 401 فرزند این خانواده ها 798 فرزند ناقل بیماری ام اس بودند که 41/9 درصد از این فرزندان بیماری را از پدر و 76/9 درصد از مادر به ارث برده بودند.
بنابراین گزارش، تعداد دختران و پسرانی که خطر ژنتیکی این بیماری را از والدین به ارث برده بودند نیز برابر بود.
افرادی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند، 16 برابر از تعداد کسانی که درپژوهش های قبلی شرکت داشتند، بیشتر بود. بنابراین این تحقیق با اطمینان کامل نشان می دهد که پدر و مادر در انتقال وراثتی این بیماری به یک اندازه سهم دارند.
نتایج تحقیقات دانشمندان انگلیسی نشان می دهد که در انتقال وراثتی بیماری "ام اس" به فرزندان ، پدر و مادر به یک اندازه نقش دارند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، محققان دانشگاه آکسفورد که نتایج بررسی های خود را درنسخه آنلاین مجله "نورولوژی" منتشر کرده اند، در این تحقیقات نشان دادند که برخلاف تصور گذشته در انتقال بیماری ام اس به فرزندان، پدر و مادر به یک اندازه می توانند نقش داشته باشند.
تاکنون تصور براین بود که انتقال این بیماری به فرزندان هنگامی که پدر ناقل باشد، آسانتر است. دانشمندان نام این پدیده را "اثر کارتر" گذاشته بودند.
در این تحقیق که با هزینه مالی "انجمن تحقیقات علمی ام اس کانادا" انجام شده است با بررسی 3هزار و 88 خانواده کانادایی که یکی از والدین آنها مبتلا به ام اس بود، مشخص شد که از 8 هزار و 401 فرزند این خانواده ها 798 فرزند ناقل بیماری ام اس بودند که 41/9 درصد از این فرزندان بیماری را از پدر و 76/9 درصد از مادر به ارث برده بودند.
بنابراین گزارش، تعداد دختران و پسرانی که خطر ژنتیکی این بیماری را از والدین به ارث برده بودند نیز برابر بود.
افرادی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند، 16 برابر از تعداد کسانی که درپژوهش های قبلی شرکت داشتند، بیشتر بود. بنابراین این تحقیق با اطمینان کامل نشان می دهد که پدر و مادر در انتقال وراثتی این بیماری به یک اندازه سهم دارند.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
بيماري روحي افسردگي براثر عدم شناخت توانايي و محيط بوجود ميآيد
روانشناسان و متخصصان امور تربيتي افسردگي را يك نوع بيماري روحي ميدانند كه فرد به دليل عدم درك و شناخت صحيح محيط زندگي و باور نداشتن توانايي دچار آن ميشود.
مدير مركز مشاوره رهياب تهران دراينباره ميگويد: افسردگي علل گوناگوني دارد كه عمدهترين آن آشفتگي فكر، انديشه و شكستهاي تحصيلي يا اقتصادي و سياسي و همچنين نا رضايتي از بيماريهاي جسمي و ناتوانيهاي فيزيكي ميباشد.
" اعظم السادات پرپوچي" معتقد است ۹۵درصد بيماران افسرده حداقل يك نشانه اضطراب دارند و ۶۵درصد بيماران اضطرابي افسرده هستند.
وي اضطراب ناشي از جدايي والدين را بسيار مخرب و اندوهناك در وضعيت اخلاقي و روحي فرزندان و افسردگي آنان ميداند.
پرپوچي همچنين، محيطهاي ناامن و خطرناك، آلودگي هوا، خشونت در خانه و روابط بين افراد و درگذشت يكياز عزيزان را از علل ديگر افسردگي و اضطراب در كودكان، نوجوانان و جوانان به حساب ميآورد.
به اعتقاد وي، فقر و بيخانماني، ورشكستگي اقتصادي ، سياسي ، شكستهاي تحصيلي و عدم موفقيت در ورود به دانشگاه و عوامل غير مترقبه مثل زلزله، سيل ، تصادفات و حادثههاي ناگوار ديگر را از ديگر عوامل اضظراب و افسردگي است.
به گفتهي وي، براي غلبه بر افسردگي، فرد بايد با دوستان صميمي و كساني كه مورد اعتمادش هستند، ارتباط و نزديكي بيشتري را برقرار كند.
وي گفت: اگر انسان بتواند با احساسات و اطرافيان خود همزمان ارتباط برقرار كند و واقعيتهاي زندگي را همواره در نظر بگيرد و به راحتي اتفاقات را بپذيرد، ديگر دچار افسردگي نميشود.
كارشناس امور تربيتي تاكيد كرد: در حدود ۴تا ۲/۵درصد كودكان از نظر باليني دچار افسردگي ميشوند و در مقطع دبستان ميزان افسردگي ۱۱درصد مي- باشد، در دوره نوجواني ۴تا ۸درصد گسترش مييابد.
وي گفت: در دوره بعد از نوجواني نسبت دختران افسرده دو برابر پسران است و باافزايش سن، شيوع افسردگي در دختران بيشتر هم ميشود.
پرپوچي افزود: والديني كه فرزندان افسرده دارند با توجه و محبت بيشتر به آنان و همچنين مراجعه به موقع به روانپزشك و دارو و درمان به جا مي- توانند در درمان اين بيماري به فرزندان خود كمك كنند.
وي با اشاره به اينكه بخش عمدهاي از مسووليت كودكان و نوجوانان به مدارس معطوف ميشود، گفت: بسياري از شكستها و ناكاميهاي كودكان و نوجوانان ريشه در مدارس و عملكردهاي آموزشگاهي و مسوولان مدارس دارد.
او خاطرنشان كرد: مربيان بهداشتي، مسوولان مدارس، دبيران و مشاوران در مدارس به محض ديدن تغيير خلق و خوي يك دانش آموز و همچنين انزواي فرد، خانواده را بايد در جريان قرار دهند و خود نيز دررفع افسردگي فرد بكوشند.
ندا ديلمي، مدير مركز مشاوره خانواده متعادل وابسته به مجتمع قضايي بر اين باور است كه افرادي كه دچار افكار و باورهاي غيرمنطقي شوند ديگر قادر به فعاليتهاي مثبت و مفيد نيستند و دچار افسردگي ميشوند.
وي تصريح كرد: فرد افسرده به دليل آشفتگي و پريشاني فكر قادر به تصميم گيري و انتخاب صحيح نيست و اين قضيه سبب عقب افتادگي كاري و اجتماعي در تمام امور چنين شخصي ميشود.
او گفت: با توجه به نزديكي كنكور و امتحانات دانش آموزان، استرس و فشار بيشتري به افراد وارد ميشود كه باعث اضظراب خواهد شد.
به اعتقاد وي، خانوادهها در اين زمينه با كمك به فرزند خود در كاهش فشار عصبي به وي كمك زيادي ميكنند.
روانشناسان و متخصصان امور تربيتي افسردگي را يك نوع بيماري روحي ميدانند كه فرد به دليل عدم درك و شناخت صحيح محيط زندگي و باور نداشتن توانايي دچار آن ميشود.
مدير مركز مشاوره رهياب تهران دراينباره ميگويد: افسردگي علل گوناگوني دارد كه عمدهترين آن آشفتگي فكر، انديشه و شكستهاي تحصيلي يا اقتصادي و سياسي و همچنين نا رضايتي از بيماريهاي جسمي و ناتوانيهاي فيزيكي ميباشد.
" اعظم السادات پرپوچي" معتقد است ۹۵درصد بيماران افسرده حداقل يك نشانه اضطراب دارند و ۶۵درصد بيماران اضطرابي افسرده هستند.
وي اضطراب ناشي از جدايي والدين را بسيار مخرب و اندوهناك در وضعيت اخلاقي و روحي فرزندان و افسردگي آنان ميداند.
پرپوچي همچنين، محيطهاي ناامن و خطرناك، آلودگي هوا، خشونت در خانه و روابط بين افراد و درگذشت يكياز عزيزان را از علل ديگر افسردگي و اضطراب در كودكان، نوجوانان و جوانان به حساب ميآورد.
به اعتقاد وي، فقر و بيخانماني، ورشكستگي اقتصادي ، سياسي ، شكستهاي تحصيلي و عدم موفقيت در ورود به دانشگاه و عوامل غير مترقبه مثل زلزله، سيل ، تصادفات و حادثههاي ناگوار ديگر را از ديگر عوامل اضظراب و افسردگي است.
به گفتهي وي، براي غلبه بر افسردگي، فرد بايد با دوستان صميمي و كساني كه مورد اعتمادش هستند، ارتباط و نزديكي بيشتري را برقرار كند.
وي گفت: اگر انسان بتواند با احساسات و اطرافيان خود همزمان ارتباط برقرار كند و واقعيتهاي زندگي را همواره در نظر بگيرد و به راحتي اتفاقات را بپذيرد، ديگر دچار افسردگي نميشود.
كارشناس امور تربيتي تاكيد كرد: در حدود ۴تا ۲/۵درصد كودكان از نظر باليني دچار افسردگي ميشوند و در مقطع دبستان ميزان افسردگي ۱۱درصد مي- باشد، در دوره نوجواني ۴تا ۸درصد گسترش مييابد.
وي گفت: در دوره بعد از نوجواني نسبت دختران افسرده دو برابر پسران است و باافزايش سن، شيوع افسردگي در دختران بيشتر هم ميشود.
پرپوچي افزود: والديني كه فرزندان افسرده دارند با توجه و محبت بيشتر به آنان و همچنين مراجعه به موقع به روانپزشك و دارو و درمان به جا مي- توانند در درمان اين بيماري به فرزندان خود كمك كنند.
وي با اشاره به اينكه بخش عمدهاي از مسووليت كودكان و نوجوانان به مدارس معطوف ميشود، گفت: بسياري از شكستها و ناكاميهاي كودكان و نوجوانان ريشه در مدارس و عملكردهاي آموزشگاهي و مسوولان مدارس دارد.
او خاطرنشان كرد: مربيان بهداشتي، مسوولان مدارس، دبيران و مشاوران در مدارس به محض ديدن تغيير خلق و خوي يك دانش آموز و همچنين انزواي فرد، خانواده را بايد در جريان قرار دهند و خود نيز دررفع افسردگي فرد بكوشند.
ندا ديلمي، مدير مركز مشاوره خانواده متعادل وابسته به مجتمع قضايي بر اين باور است كه افرادي كه دچار افكار و باورهاي غيرمنطقي شوند ديگر قادر به فعاليتهاي مثبت و مفيد نيستند و دچار افسردگي ميشوند.
وي تصريح كرد: فرد افسرده به دليل آشفتگي و پريشاني فكر قادر به تصميم گيري و انتخاب صحيح نيست و اين قضيه سبب عقب افتادگي كاري و اجتماعي در تمام امور چنين شخصي ميشود.
او گفت: با توجه به نزديكي كنكور و امتحانات دانش آموزان، استرس و فشار بيشتري به افراد وارد ميشود كه باعث اضظراب خواهد شد.
به اعتقاد وي، خانوادهها در اين زمينه با كمك به فرزند خود در كاهش فشار عصبي به وي كمك زيادي ميكنند.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
بگو «ناراحت»، تا راحت شوی
تا به حال چقدر شنیدهایم از فایده درددل کردن و پیش مشاور رفتن و از احساسات حرف زدن؟
همشهری آنلاین
چقدر برای سبک شدن و احساس آرامش بیشتر از این روشها استفاده کردهایم؟ یا چقدر همه اینها را « راههای مدرن و قرن بیست و یکمی برای سرگرم شدن» فرض کردهایم؟
هر عقیدهای که داشته باشیم، تحقیقات جدید، شواهد تازهای برای تمام این فایدهها ارائه دادهاند. به گزارش رویترز، اسم گذاشتن روی احساسات، میتواند به تخلیه مناسب آنها کمک کند و قدرت تسلط ما را به امور زیادتر کند.
لابد خواهید گفت که نشان دادن این موضوع به همین راحتیها نیست و این محققان هم از آزمایشهایشان نتایج عجیب و غریبی میگیرند، ولی واقعیت این است که محققان دانشگاه کالیفرنیا، بدون این که بخواهند با سؤالهای روانکاوانه طرف را زیر و رو کنند، توانستهاند اثر این « نامگذاری» را ، با تغییرات بیولوژیک در مغز، نشان دهند.
این محققان تعدادی تصویر به داوطلبان زن و مرد نشان دادند و از آنها خواستند نامی متناسب با آن عکس، مثلاً «هری» یا «سالی»، روی آن بگذارند و بگویند به نظرشان چهره این آدمها چه حالتی دارد؛ عصبانی است یا ناراحت.
در حین این نامگذاری، از مغز این افراد نوعی اسکن «عملکردی» انجام شد؛ اسکنی که نشان میداد فعالیت کدام قسمت از مغز بیشتر و کدام قسمت کمتر شده است.
جمعبندی اطلاعات به دست آمده نشان داد فعالیت قسمتی از مغز به نام «آمیگدال»، که مسئول بروز هیجانها و عواطفی مثل ترس، اضطراب و خشم است، بعد از نامگذاری تصاویر به طور قابلملاحظهای کم میشود.
د حالی که «پرهفرونتال»، ناحیهای از کورتکس مغز که مسئول قضاوت و تمرکز و کلاً بروز رفتارهای عاقلانه است، بعد از دیدن این تصاویر و اسم گذاشتن روی آنها، فعال میشود.
این تغییرات همه به این معنی است که دوز هیجان و برانگیختگی افراد بعد از اسم گذاشتن روی این آدمها یا گفتن این که چه احساسی را در صورت آنها میبینند، کم میشود و برعکس، تسلط آنها بر خودشان بیشتر میشود و احتمال بیشتری دارد که براساس عقل و منطق واکنش نشان دهند تا احساسات تند و هیجانی.
جالب این که در این مطالعه، هیچ تفاوتی بین اثر این برنامه روی زنان و مردان وجود نداشت. به عبارت دیگر، در هر دو جنس، تقریباً به طور یکسان این تغییرات مثبت اتفاق میافتاد. در حالی که اغلب ما این طور فکر میکنیم که تنها زنان هستند که به سنگ صبور و درددل کردن نیاز دارند و با آن سبک میشوند.
به گفته این کارشناسان، تنها تفاوت زنان و مردان در این رابطه، شاید این باشد که زنان از این نیاز خود آگاهترند و بیشتر به سمت برآورده کردن آن هستند، اما آقایان یا به دلیل تفاوت در سبک زندگی یا به دلیل مسائل تربیتی، به فایده بیان احساساتشان، بیتوجهترند.
نتایج این مطالعه که در نشریه «علوم روانشناسی» چاپ شده، شاید به نظر گروهی از افراد بسیار پیشپاافتاده به چشم آید.
اما به گفته کارشناسان مجری طرح، توضیحی است برای چگونگی این توصیه بزرگ و اصلی روانشناسان؛ حرفت را بگو.روانشناسان روشهای زیادی را برای بیان احساسات پیشنهاد میدهند که تنها یکی از آنها، صحبت کردن با یک مشاور روانشناس است.
آنها میگویند حتی اگر با یک فروشنده و مغازهدار هم کمی گپ بزنید، میتواند مفید باشد و استرس و تنش اضافهتان را پاک کند.
تا به حال چقدر شنیدهایم از فایده درددل کردن و پیش مشاور رفتن و از احساسات حرف زدن؟
همشهری آنلاین
چقدر برای سبک شدن و احساس آرامش بیشتر از این روشها استفاده کردهایم؟ یا چقدر همه اینها را « راههای مدرن و قرن بیست و یکمی برای سرگرم شدن» فرض کردهایم؟
هر عقیدهای که داشته باشیم، تحقیقات جدید، شواهد تازهای برای تمام این فایدهها ارائه دادهاند. به گزارش رویترز، اسم گذاشتن روی احساسات، میتواند به تخلیه مناسب آنها کمک کند و قدرت تسلط ما را به امور زیادتر کند.
لابد خواهید گفت که نشان دادن این موضوع به همین راحتیها نیست و این محققان هم از آزمایشهایشان نتایج عجیب و غریبی میگیرند، ولی واقعیت این است که محققان دانشگاه کالیفرنیا، بدون این که بخواهند با سؤالهای روانکاوانه طرف را زیر و رو کنند، توانستهاند اثر این « نامگذاری» را ، با تغییرات بیولوژیک در مغز، نشان دهند.
این محققان تعدادی تصویر به داوطلبان زن و مرد نشان دادند و از آنها خواستند نامی متناسب با آن عکس، مثلاً «هری» یا «سالی»، روی آن بگذارند و بگویند به نظرشان چهره این آدمها چه حالتی دارد؛ عصبانی است یا ناراحت.
در حین این نامگذاری، از مغز این افراد نوعی اسکن «عملکردی» انجام شد؛ اسکنی که نشان میداد فعالیت کدام قسمت از مغز بیشتر و کدام قسمت کمتر شده است.
جمعبندی اطلاعات به دست آمده نشان داد فعالیت قسمتی از مغز به نام «آمیگدال»، که مسئول بروز هیجانها و عواطفی مثل ترس، اضطراب و خشم است، بعد از نامگذاری تصاویر به طور قابلملاحظهای کم میشود.
د حالی که «پرهفرونتال»، ناحیهای از کورتکس مغز که مسئول قضاوت و تمرکز و کلاً بروز رفتارهای عاقلانه است، بعد از دیدن این تصاویر و اسم گذاشتن روی آنها، فعال میشود.
این تغییرات همه به این معنی است که دوز هیجان و برانگیختگی افراد بعد از اسم گذاشتن روی این آدمها یا گفتن این که چه احساسی را در صورت آنها میبینند، کم میشود و برعکس، تسلط آنها بر خودشان بیشتر میشود و احتمال بیشتری دارد که براساس عقل و منطق واکنش نشان دهند تا احساسات تند و هیجانی.
جالب این که در این مطالعه، هیچ تفاوتی بین اثر این برنامه روی زنان و مردان وجود نداشت. به عبارت دیگر، در هر دو جنس، تقریباً به طور یکسان این تغییرات مثبت اتفاق میافتاد. در حالی که اغلب ما این طور فکر میکنیم که تنها زنان هستند که به سنگ صبور و درددل کردن نیاز دارند و با آن سبک میشوند.
به گفته این کارشناسان، تنها تفاوت زنان و مردان در این رابطه، شاید این باشد که زنان از این نیاز خود آگاهترند و بیشتر به سمت برآورده کردن آن هستند، اما آقایان یا به دلیل تفاوت در سبک زندگی یا به دلیل مسائل تربیتی، به فایده بیان احساساتشان، بیتوجهترند.
نتایج این مطالعه که در نشریه «علوم روانشناسی» چاپ شده، شاید به نظر گروهی از افراد بسیار پیشپاافتاده به چشم آید.
اما به گفته کارشناسان مجری طرح، توضیحی است برای چگونگی این توصیه بزرگ و اصلی روانشناسان؛ حرفت را بگو.روانشناسان روشهای زیادی را برای بیان احساسات پیشنهاد میدهند که تنها یکی از آنها، صحبت کردن با یک مشاور روانشناس است.
آنها میگویند حتی اگر با یک فروشنده و مغازهدار هم کمی گپ بزنید، میتواند مفید باشد و استرس و تنش اضافهتان را پاک کند.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
عادت صحيح براي تعالي روح در افراد
به گفته متخصصان روانشناسي، رعايت برخي عادات صحيح در زندگي از جمله خضوع و فروتني در برخورد با ديگران، مثبت انديشي و توجه کامل به رژيم تغذيه روح و برخي موارد ديگر در تعالي روح افراد موثر است.
به گزارش سلامت نیوزبه نقل از پايگاه خبري رويترز، يافته هاي پژوهشگران نشان مي دهد رعايت 7 عادت صحيح در زندگي باعث افزايش عملکرد مناسب و بازده کاري افراد در محيط کار و زندگي مي شود.
بنابراين گزارش، تحقيقات انجام شده دکتر فيل ايچينگ، کارشناس ارشد روانشناسي موسسه لنوکس اروپا نشان مي دهد، داشتن يک برنامه 90 دقيقه اي در طول يک هفته که شامل 3 عادت صحيح رفتاري است مي تواند يک گام محکم و مثبت در تحقق ساخته شدن يک انسان کامل باشد.
همچنين به گفته وي اختصاص 15 دقيقه در هر هفته طراحي و اجراي يک برنامه تغذيه روحي مي تواند شامل تفکر به چيزهاي خوب و سر زنده نگه داشتن روحيه اميدواري به عنوان نخستين عادت صحيح روحي رواني تلقي مي شود.
اين گزارش حاکي است انجام ورزش هاي سبک به مدت 15 دقيقه منتهي به صورت 3 روز در هفته که جمعه 45 دقيقه از برنامه 90 دقيقه اي را به خود اختصاص مي دهد يکي ديگر از هنجارهاي يک انسان مثبت انديش است.
روانشناسان معتقدند، سومين عادت صحيح در زندگي حرف زمان فقط 5 دقيقه و در 6 روز از هفت روز هفته به آرامش کامل به طوري که در اين زمان کوتاه هيچ فعاليت روحي و جسمي صورت نگيرد چرا که اين امر به عنوان يک استراحت مطلق در زمان بيداري مطرح مي شود.
بنابراين گزارش، مطالعات انجام شده دکتر "رابرت رود" در اين مورد نشان مي دهد تحکيم روابط حسنه و محبت آميز با دوستان و اقوام به صورت متقابل تأثير زيادي بر تعالي روح انسان دارد و علاوه بر اينکه باعث تقويت مهارت هاي اجتماعي در ارتباط با ديگران مي شود قدر و منزلت افراد در يک جايگاه خاص را افزايش مي دهد به طوريکه اين رفتارها چهارمين عادت پسنديده و نيکو براي هر فرد در زندگي محسوب مي شود.
تواضع و فروتني در برابر ديگران و ابراز نکردن غرور در کار و زندگي، خصوصاً در برابر خانواده و از همه مهمتر همه مي تواند شکل گيري يک روح کامل را در افراد بوجود بياورد؛ مثبت انديشي و بستن راه هاي ورود تخيلات باطل و منفي و خوشرو بودن در برخوردهاي اجتماعي را روانشناسان ششمين و هفتمين عادات صحيح در زندگي قلمداد کرده و توصيه متخصصان به افراد تلاش در زمينه اجراي بهينه و در حد توان اين دستورات است چرا که داشتن اين هنجارهاي صحيح در دراز مدت آثار شگرفي را در بعد فردي و در جنبه اجتماعي از خود بروز مي دهد.
يادآور مي شود، به گفته پزشکان در اين دستور العمل هفت گانه اگر چه 3 عادت اول بيشتر جنبه عملي و فردي دارند، به جرات مي توان گفت زير بناي ايجاد اراده قوي در برخورد با مشکلات و از بين برنده تمام روحيات بد و افسرده در افراد است.
به گفته متخصصان روانشناسي، رعايت برخي عادات صحيح در زندگي از جمله خضوع و فروتني در برخورد با ديگران، مثبت انديشي و توجه کامل به رژيم تغذيه روح و برخي موارد ديگر در تعالي روح افراد موثر است.
به گزارش سلامت نیوزبه نقل از پايگاه خبري رويترز، يافته هاي پژوهشگران نشان مي دهد رعايت 7 عادت صحيح در زندگي باعث افزايش عملکرد مناسب و بازده کاري افراد در محيط کار و زندگي مي شود.
بنابراين گزارش، تحقيقات انجام شده دکتر فيل ايچينگ، کارشناس ارشد روانشناسي موسسه لنوکس اروپا نشان مي دهد، داشتن يک برنامه 90 دقيقه اي در طول يک هفته که شامل 3 عادت صحيح رفتاري است مي تواند يک گام محکم و مثبت در تحقق ساخته شدن يک انسان کامل باشد.
همچنين به گفته وي اختصاص 15 دقيقه در هر هفته طراحي و اجراي يک برنامه تغذيه روحي مي تواند شامل تفکر به چيزهاي خوب و سر زنده نگه داشتن روحيه اميدواري به عنوان نخستين عادت صحيح روحي رواني تلقي مي شود.
اين گزارش حاکي است انجام ورزش هاي سبک به مدت 15 دقيقه منتهي به صورت 3 روز در هفته که جمعه 45 دقيقه از برنامه 90 دقيقه اي را به خود اختصاص مي دهد يکي ديگر از هنجارهاي يک انسان مثبت انديش است.
روانشناسان معتقدند، سومين عادت صحيح در زندگي حرف زمان فقط 5 دقيقه و در 6 روز از هفت روز هفته به آرامش کامل به طوري که در اين زمان کوتاه هيچ فعاليت روحي و جسمي صورت نگيرد چرا که اين امر به عنوان يک استراحت مطلق در زمان بيداري مطرح مي شود.
بنابراين گزارش، مطالعات انجام شده دکتر "رابرت رود" در اين مورد نشان مي دهد تحکيم روابط حسنه و محبت آميز با دوستان و اقوام به صورت متقابل تأثير زيادي بر تعالي روح انسان دارد و علاوه بر اينکه باعث تقويت مهارت هاي اجتماعي در ارتباط با ديگران مي شود قدر و منزلت افراد در يک جايگاه خاص را افزايش مي دهد به طوريکه اين رفتارها چهارمين عادت پسنديده و نيکو براي هر فرد در زندگي محسوب مي شود.
تواضع و فروتني در برابر ديگران و ابراز نکردن غرور در کار و زندگي، خصوصاً در برابر خانواده و از همه مهمتر همه مي تواند شکل گيري يک روح کامل را در افراد بوجود بياورد؛ مثبت انديشي و بستن راه هاي ورود تخيلات باطل و منفي و خوشرو بودن در برخوردهاي اجتماعي را روانشناسان ششمين و هفتمين عادات صحيح در زندگي قلمداد کرده و توصيه متخصصان به افراد تلاش در زمينه اجراي بهينه و در حد توان اين دستورات است چرا که داشتن اين هنجارهاي صحيح در دراز مدت آثار شگرفي را در بعد فردي و در جنبه اجتماعي از خود بروز مي دهد.
يادآور مي شود، به گفته پزشکان در اين دستور العمل هفت گانه اگر چه 3 عادت اول بيشتر جنبه عملي و فردي دارند، به جرات مي توان گفت زير بناي ايجاد اراده قوي در برخورد با مشکلات و از بين برنده تمام روحيات بد و افسرده در افراد است.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
آیا خنده بهترین پزشک است؟
خنده، بهدلیل ایجاد فعالیت فیزیکی، کل بدن را تحتتأثیر قرار داده و عاملی برای سوخت کالری و کاهش وزن اضافی نیز میباشد.
● خندیدن، ضامن سلامتی و طول عمر
پژوهشها نشان میدهند که خندیدن، راهی برای جلوگیری از ابتلاء به بسیاری از بیماریها است.
خنده، فشارهای زندگی روزمره را کاهش میدهد و باعث بالا رفتن کیفیت عملکرد در محیط کار میشود.
خنده، بهترین دارو برای استرس بوده، باعث کاهش هورمونهای استرس در بدن شده و عکسالعمل بدن را به هنگام وقوع فشارهای عصبی تغییر میدهد.
● به طور کلی، ما نیاز داریم بیشتر بخندیم
خندیدن، سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشیده و موجب دریافت سطح بالاتری از اکسیژن میشود.
خنده، بهدلیل ایجاد فعالیت فیزیکی، کل بدن را تحتتأثیر قرار داده و عاملی برای سوخت کالری و کاهش وزن اضافی نیز میباشد.
براساس پژوهشهای انجام شده، خندیدن در طول روز موجب پیری دیررس میشود. بنابراین، دیدن فیلمها یا خواندن کتابهای کمدی و یا هر وسیلهای که سبب خندیدن شما در طول روز میشود، امری بسیار مفید بر حفظ سلامتی میباشد.
هماکنون بیمارستانی ایجاد شده که بیمارهائی با دوره درمان طولانی و سخت، در آنجا بستری هستند و بدون مصرف هیچگونه دارو، فقط در محیط شاد قرار میگیرند تا با افزایش خنده، بر بیماری خود غلبه کنند.
● انواع لبخند
▪ لبخند مؤدبانه
این لبخند، بهطور معمول، هنگام احوالپرسی سریع و یا تصدیق مؤدبانهٔ چیزی بهکار میرود. هیچ حرکت قابل تشخیصی در چهره دیده نمیشود و فقط گوشههای لب به سمت بالا حرکت میکنند.
▪ لبخند حقیقی
این لبخند هنگامی دیده میشود که تغییرهائی در رفتار ایجاد شود که نشاندهندهٔ خوشایند بودن یا لذت بردن از چیزی باشد. به همین دلیل، حقیقی نامیده میشود؛ زیرا از شادی واقعی بهوجود میآید.
▪ لبخند هیجانزده
این لبخند شامل دو حس است هیجان و شادی ما در این حالت، لبخند حقیقی را همراه با علامتهائی مانند بالا بردن ابروها و ایجاد خطوط افقی در روی پیشانی مشاهده میکنیم.
● خندهدرمانی در خدمت مدیتیشن (تفکر تمرکز) و ریلکسیشن (آرامش)
▪ کاتایوکا= تکنیک خندهٔ بدون دلیل
”خندهدرمانی“ یکی از بهترین روشها مطلوب ضداضطراب در زندگی استرسزای امروزی است. این روش، قابل مقایسه با انواع دیگر راههای ایجاد آرامش و یا روش داروئی است. در درمان داروئی، شما نیاز دارید بهصورت فیزیکی، افکار خود را با دنیای فیزیکی اطراف قطع کنید: در صورتی که با خندیدن، شما نمیتوانید به چیز دیگری فکر کنید یعنی شما یا فکر میکنید یا میخندید: هر دو با هم انجام نمیشوند.
در سایر روشهای مدیتیشن، نیاز دارید با توان زیاد یتمرکز کنید تا شما را از فکرهای ناخواسته دور کند که گفتنش ساده ولی انجامش مشکل است بنابراین، خندهدرمانی، سادهترین روش از روشهای درمانی است که شما را به آرامش سریع میرساند.
▪ خنده و کاربرد آن
۱) کاهش استرس:
ـ سرحال شدن
- پراکندگی عصبانیت و خشونت
۲) ایجاد محیط کاری سالم:
تنظیم تعادل در زندگی روزمره شما
۳) ارتباط مؤثر - خلاقیت کاری - کار به صورت لذتبخش
۴ ) مقابله با مجادله و سوءتفاهم، رفع افسردگی، درد و بیماری مزمن و کاهش فشار و ناراحتی در مواردی مانند:
ـ مشکلهای زندگی زناشوئی،
ـ مدیریت کلاش و آموزش،
ـ سلامتی،
ـ رواندرمانی،
ـ غصه و شکست،
ـ ترس،
ـ جنایت،
ـ مراقبت،
ـ مدیریت رفتار و ...
بنابراین، خنده مناسب و مهم برای موارد زیر است:
افرادی که میخواهند دوباره خنده و تعادل خود را بهدست آورند، مجریانی که میخواهند متفاوت بیندیشند. مدیرانی که میخواهند روند کار را بدون افزایش استرس دنبال کنند، کارکنانی که دوست دارند از کار خود لذت ببرند، شرکتهائی که در تصمیمهای مهم، مشتاق تماسهای انسانی هستند. هر کسی که میخواهد تصمیم مهم بدون برخورد بگیرد.
در حقیقت، خنده، نوعی درمان است که ما را تشویق میکند از پدیدهٔ طبیعی فیزیولوژیکی خنده استفاده کنیم تا احساسهای دردناک عصبانیت، ترس، کسالت و ... در ما کاهش یابند.
وه چهقدر این شهر ما پر سر صداست
زندگی کردن در آن پرماجراست
پس بیا با ما بخند هر صبح زود
خنده بر هر درد بیدرمان دواست
باز بکن چهره خود نازنین
پارک بیا، خنده ما را ببین
صبح بیا همراه ما خنده کن
خنده گشاید گرهت از جبین
همه در پارک ملت میدویدن
صدای خنده ما را شنیدن
بیائید و بسنجید جمع ما را
شنیدن کی بود مانند دیدن
خنده، بهدلیل ایجاد فعالیت فیزیکی، کل بدن را تحتتأثیر قرار داده و عاملی برای سوخت کالری و کاهش وزن اضافی نیز میباشد.
● خندیدن، ضامن سلامتی و طول عمر
پژوهشها نشان میدهند که خندیدن، راهی برای جلوگیری از ابتلاء به بسیاری از بیماریها است.
خنده، فشارهای زندگی روزمره را کاهش میدهد و باعث بالا رفتن کیفیت عملکرد در محیط کار میشود.
خنده، بهترین دارو برای استرس بوده، باعث کاهش هورمونهای استرس در بدن شده و عکسالعمل بدن را به هنگام وقوع فشارهای عصبی تغییر میدهد.
● به طور کلی، ما نیاز داریم بیشتر بخندیم
خندیدن، سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشیده و موجب دریافت سطح بالاتری از اکسیژن میشود.
خنده، بهدلیل ایجاد فعالیت فیزیکی، کل بدن را تحتتأثیر قرار داده و عاملی برای سوخت کالری و کاهش وزن اضافی نیز میباشد.
براساس پژوهشهای انجام شده، خندیدن در طول روز موجب پیری دیررس میشود. بنابراین، دیدن فیلمها یا خواندن کتابهای کمدی و یا هر وسیلهای که سبب خندیدن شما در طول روز میشود، امری بسیار مفید بر حفظ سلامتی میباشد.
هماکنون بیمارستانی ایجاد شده که بیمارهائی با دوره درمان طولانی و سخت، در آنجا بستری هستند و بدون مصرف هیچگونه دارو، فقط در محیط شاد قرار میگیرند تا با افزایش خنده، بر بیماری خود غلبه کنند.
● انواع لبخند
▪ لبخند مؤدبانه
این لبخند، بهطور معمول، هنگام احوالپرسی سریع و یا تصدیق مؤدبانهٔ چیزی بهکار میرود. هیچ حرکت قابل تشخیصی در چهره دیده نمیشود و فقط گوشههای لب به سمت بالا حرکت میکنند.
▪ لبخند حقیقی
این لبخند هنگامی دیده میشود که تغییرهائی در رفتار ایجاد شود که نشاندهندهٔ خوشایند بودن یا لذت بردن از چیزی باشد. به همین دلیل، حقیقی نامیده میشود؛ زیرا از شادی واقعی بهوجود میآید.
▪ لبخند هیجانزده
این لبخند شامل دو حس است هیجان و شادی ما در این حالت، لبخند حقیقی را همراه با علامتهائی مانند بالا بردن ابروها و ایجاد خطوط افقی در روی پیشانی مشاهده میکنیم.
● خندهدرمانی در خدمت مدیتیشن (تفکر تمرکز) و ریلکسیشن (آرامش)
▪ کاتایوکا= تکنیک خندهٔ بدون دلیل
”خندهدرمانی“ یکی از بهترین روشها مطلوب ضداضطراب در زندگی استرسزای امروزی است. این روش، قابل مقایسه با انواع دیگر راههای ایجاد آرامش و یا روش داروئی است. در درمان داروئی، شما نیاز دارید بهصورت فیزیکی، افکار خود را با دنیای فیزیکی اطراف قطع کنید: در صورتی که با خندیدن، شما نمیتوانید به چیز دیگری فکر کنید یعنی شما یا فکر میکنید یا میخندید: هر دو با هم انجام نمیشوند.
در سایر روشهای مدیتیشن، نیاز دارید با توان زیاد یتمرکز کنید تا شما را از فکرهای ناخواسته دور کند که گفتنش ساده ولی انجامش مشکل است بنابراین، خندهدرمانی، سادهترین روش از روشهای درمانی است که شما را به آرامش سریع میرساند.
▪ خنده و کاربرد آن
۱) کاهش استرس:
ـ سرحال شدن
- پراکندگی عصبانیت و خشونت
۲) ایجاد محیط کاری سالم:
تنظیم تعادل در زندگی روزمره شما
۳) ارتباط مؤثر - خلاقیت کاری - کار به صورت لذتبخش
۴ ) مقابله با مجادله و سوءتفاهم، رفع افسردگی، درد و بیماری مزمن و کاهش فشار و ناراحتی در مواردی مانند:
ـ مشکلهای زندگی زناشوئی،
ـ مدیریت کلاش و آموزش،
ـ سلامتی،
ـ رواندرمانی،
ـ غصه و شکست،
ـ ترس،
ـ جنایت،
ـ مراقبت،
ـ مدیریت رفتار و ...
بنابراین، خنده مناسب و مهم برای موارد زیر است:
افرادی که میخواهند دوباره خنده و تعادل خود را بهدست آورند، مجریانی که میخواهند متفاوت بیندیشند. مدیرانی که میخواهند روند کار را بدون افزایش استرس دنبال کنند، کارکنانی که دوست دارند از کار خود لذت ببرند، شرکتهائی که در تصمیمهای مهم، مشتاق تماسهای انسانی هستند. هر کسی که میخواهد تصمیم مهم بدون برخورد بگیرد.
در حقیقت، خنده، نوعی درمان است که ما را تشویق میکند از پدیدهٔ طبیعی فیزیولوژیکی خنده استفاده کنیم تا احساسهای دردناک عصبانیت، ترس، کسالت و ... در ما کاهش یابند.
وه چهقدر این شهر ما پر سر صداست
زندگی کردن در آن پرماجراست
پس بیا با ما بخند هر صبح زود
خنده بر هر درد بیدرمان دواست
باز بکن چهره خود نازنین
پارک بیا، خنده ما را ببین
صبح بیا همراه ما خنده کن
خنده گشاید گرهت از جبین
همه در پارک ملت میدویدن
صدای خنده ما را شنیدن
بیائید و بسنجید جمع ما را
شنیدن کی بود مانند دیدن
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: روح و روان
استرس با نقصان حافظه ارتباط دارد
اگر میخواهید ذهنتان تا سالهای آخر عمرتان سالم بماند، نگرانی به خود راه ندهید و شاد باشید.
به گزارش سلامت نیوز به نقل ازهلثدینیوز یافتههای یک پژوهش جدید حاکی از ان است که افراد مستعد نگرانی، اضطراب یا افسردگی با احتمال بیشتری دچار "نقصان خفیف شناختی" (MCI) میشوند، عارضهای که اغلب پیشساز بیماری ناتوانکنندهتر آلزایمر محسوب میشود.
رابرت اس ویلسون سرپرست این تحقیق و عصب - روانشناس در مرکز بیماری آلزایمر راش در شیکاگو گفت: "MCI اکنون به عنوان یک علامت بسیار ابتدایی بیماری آلزایمر شناخته شده است. ما دریافتیم که در میان سالمندان سالم بدون شاهدی از اختلال شناختی در شروع بررسی وجود استرس مزمن پیشبینیکننده بروز MCI است."
اما مشکل است این یافتهها را به دانشی بدل کرد که به افراد کمکی واقعی کند.
دکتر سام گندی رئیس شورای علمی و پزشکی انجمن آلزایمر آمریکا میگوید: "کمیکردن استرس مانند کمیکردن فعالیت ذهنی است. استانداردکردن، کمیکردن و اندازهگرفتن استرس با توجه به تفاوتهای افراد کاری بسیاری مشکل است."
اما دکتر گری جی کندی رئیس بخش روانپزشکی سالمندان در مرکز پزشکی مونتهفیوره در نیویورک معتقد است که دست کم در حال حاضر افراد تخت استرس نباید با نتایج این تحقیق تحت استرس بیشتری قرار گیرند.
او میگوید: "پنجاه درصد افرادی که دچار نقصان خفیف شناختی هستند نهایت دچار زوال عقل یا دمانس نمیشوند."
ویلسون و همکارانش که فرض کرده بودند استرس ممکن است نقشی در آغاز بیماری آلزایمر داشته باشد.
آنها در یک بررسی 12 ساله بر روی بیش از 1200 نفر که در شروع کار علائمی از نقصان شناختی نداشتند، این افراد به تستی در مورد میزان حساسیت خود به استرس و عواطف منفی را پاسخ داده بودند.
در طول زمان 38 درصد این افراد دچار نقصان خفیف شناختی شده بودند. افرادی که بیش از همه عواطف منفی را تجربه کرده بودند با احتمال بیش از 40 درصد نسبت به افرادی که کمترین حساسیت را به این عواطف را داشتند، دچار نقصان خفیف شناختی شده بودند.
و به این ترتیب استرس روانی مزمن به گفته این پژوهشگران یک عامل خطرساز برای اختلال شناختی خفیف است.
اگر میخواهید ذهنتان تا سالهای آخر عمرتان سالم بماند، نگرانی به خود راه ندهید و شاد باشید.
به گزارش سلامت نیوز به نقل ازهلثدینیوز یافتههای یک پژوهش جدید حاکی از ان است که افراد مستعد نگرانی، اضطراب یا افسردگی با احتمال بیشتری دچار "نقصان خفیف شناختی" (MCI) میشوند، عارضهای که اغلب پیشساز بیماری ناتوانکنندهتر آلزایمر محسوب میشود.
رابرت اس ویلسون سرپرست این تحقیق و عصب - روانشناس در مرکز بیماری آلزایمر راش در شیکاگو گفت: "MCI اکنون به عنوان یک علامت بسیار ابتدایی بیماری آلزایمر شناخته شده است. ما دریافتیم که در میان سالمندان سالم بدون شاهدی از اختلال شناختی در شروع بررسی وجود استرس مزمن پیشبینیکننده بروز MCI است."
اما مشکل است این یافتهها را به دانشی بدل کرد که به افراد کمکی واقعی کند.
دکتر سام گندی رئیس شورای علمی و پزشکی انجمن آلزایمر آمریکا میگوید: "کمیکردن استرس مانند کمیکردن فعالیت ذهنی است. استانداردکردن، کمیکردن و اندازهگرفتن استرس با توجه به تفاوتهای افراد کاری بسیاری مشکل است."
اما دکتر گری جی کندی رئیس بخش روانپزشکی سالمندان در مرکز پزشکی مونتهفیوره در نیویورک معتقد است که دست کم در حال حاضر افراد تخت استرس نباید با نتایج این تحقیق تحت استرس بیشتری قرار گیرند.
او میگوید: "پنجاه درصد افرادی که دچار نقصان خفیف شناختی هستند نهایت دچار زوال عقل یا دمانس نمیشوند."
ویلسون و همکارانش که فرض کرده بودند استرس ممکن است نقشی در آغاز بیماری آلزایمر داشته باشد.
آنها در یک بررسی 12 ساله بر روی بیش از 1200 نفر که در شروع کار علائمی از نقصان شناختی نداشتند، این افراد به تستی در مورد میزان حساسیت خود به استرس و عواطف منفی را پاسخ داده بودند.
در طول زمان 38 درصد این افراد دچار نقصان خفیف شناختی شده بودند. افرادی که بیش از همه عواطف منفی را تجربه کرده بودند با احتمال بیش از 40 درصد نسبت به افرادی که کمترین حساسیت را به این عواطف را داشتند، دچار نقصان خفیف شناختی شده بودند.
و به این ترتیب استرس روانی مزمن به گفته این پژوهشگران یک عامل خطرساز برای اختلال شناختی خفیف است.
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]