پيشگويي‏هاي نوسترآداموس

به كاربران برتر امكان ايجاد موضوع در اين بخش و مديريت آن موضوع داده مي‌شود

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست

مايل به درج ادامهء‌ مطالب هستيد؟

بلي
290
87%
خير
45
13%
 
مجموع رای گیری: 335

Major
Major
پست: 422
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 50 بار
سپاس‌های دریافتی: 181 بار

پست توسط zector »

مطالبی درباره پیشگویی های نوستراداموس به زبان فارسی :
[External Link Removed for Guests]

کل اشعار نوستراداموس ، برگردان به زبان انگلیسی (شامل تمامی سنتوری ها) :
[External Link Removed for Guests]

تفاسیر بعضی از ابیات مهم :
[External Link Removed for Guests]

نامه نوستراداموس به پسرش :
[External Link Removed for Guests]

سایر پیشگویان و پیشگویی ها :
[External Link Removed for Guests]
Major
Major
پست: 422
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 50 بار
سپاس‌های دریافتی: 181 بار

پست توسط zector »

لینک اول در بالا ، بیشتر جهت انتقاد و به چالش کشیدن پیشگویی های نوستراداموس بوده است. بد نبود که در این تاپیک حداقل یک مطلب انتقادی هم در مورد پیشگویی های ایشان باشد که من در همان بالا لینک مربوطه را گذاشتم. اینجوری شاید بتوان قضاوت بهتری نمود.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 362
تاریخ عضویت: شنبه ۸ مهر ۱۳۸۵, ۲:۲۲ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 13 بار
تماس:

پست توسط Reza-2006 »

چند وقته که به علت ترافیک کاریم - کمتر به اینجا سرزدم .
ولی الان بحثی را می بینم که تقریبا به اون علاقه دارم . و ظاهرا داغ هم هست .

اما در مورد پیشگویی های نوستر آداموس - اعتقاد دارم که خیلی جاهای اونو میتونه تفسیر دو یا چند جانبه کرد .
بعضی ها تحقق یافته و بعضی هم در ابهام قرار دارند.
در ضمن امکان تحریف این جور عقاید - خیلی زیاده و استناد براساس این جور موارد خیلی عقلانی به نظر نمی رسه .

دوستان خوبم - خداوند بزرگ به همون اندازه که نمایان و شناخته شده است - به همان اندازه هم ناشناخته است .
اینکه بشه تصمیم خداوند را پیشگویی کنیم - خیلی منطق محکمی نداره .
حقیقت اینه که چه نوستر آداموس و یا هرکس دیگر - بشرند و دارای خطاهای بیشمار بشری .
یقینا خدا نیستند و نمیشه خداوند و تصمیماتش را پیش بینی کرد .
ولی چون خداوند یک نظم خاصی در جهان مشخص کرده - میشه کمی به خواسته های اون نزدیک شد .
پیش بینی آینده و ورود به محدوده زمان - یک علاقه و خواست بشری هست . ( ولی کمتر امکان پذیره ! )

اما در مورد آخر دنیا و با توجه به نظام علت و معلولی و گردش زمانه - فکر کنم که ایران سهم عمده ای داشته باشه .
همونجوری که تمدن ناب بشری از ایران شروع شد - این امکان هم هست که به ایران ختم بشه .

به هر حال از دوستان خوبم که در این تاپیک مشارکت کردند و خیلی به جذابیت اون کمک کردند - تشکر می کنم .
خصوصا آقا رضا و دوست خوبمون zector که معلومه روی مطالب - زحمت زیادی کشیدند .
منم پیشنهاد می کنم که دوستان مطالب را روی محور ایران بیشتر قرار بدند . یقینا جذاب تر هست .
و یا مقایسه ای با سایر پیشگویان هم داشته باشند .

موفق باشید .
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
Major
Major
پست: 422
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 50 بار
سپاس‌های دریافتی: 181 بار

پست توسط zector »

آخریـــــــــــــــــــــــن سلام
دوست عزیز ، از اینکه ارج نهادید و مطالبِ هرچند اندک و ناقص بنده و دیگر دوستان را مطالعه فرمودید ، بسیار سپاس گذارم. به نظرم ، این سایت علیرغم محبوبیت فوق العاده ، نواقصی بس مهم دارد. متاسفانه ، بیشتر مدیران سایت (Reza6662 را از این امر ، مستثنی می دانم) ، افکار و بعضا" رفتاری خصمانه نسبت به بنده حقیر دارند. امیدوارم بنده اشتباه کرده باشم و چنین چیزی فقط خیال و توهمات باشد. پاک نمودن پستها از روی غرض ورزی ، هشدارهای بی مورد ، طرفداری از کاربران دیگر ، قفل کردن تاپیک از روی غرض ورزی و بدتر از همه مخالفت با عقاید دیگران بطوریکه طرف مخالفت کننده را دل آزرده نمایند و غیره و غیره ، همگی نمونه هایی از این نواقص هستند. مگر نه اینکه فوروم جای بحث و تبادل نظر است. اگر قرار باشند همه در یک فوروم ، با یک موضوع موافق و یا مخالف باشند ، پس دیگر نیازی به بحث و تبادل نظر نیست. البته امیدوارم من اشتباه کرده باشم و امیدوارم اینها همگی زاییده ی تخیلات و توهمات بنده باشد. دوستان عزیز و گرامی ، بسیار مسرور هستم که با شما در این تاپیک - تاپیک مورد علاقه و محبوبم - ، وداع می نمایم. لینک ها را در بالا گذاشته ام. اگر خواستید بیشتر بدانید به همان لینکها رجوع فرمایید. امیــدوارم دوستان ، با همت خودشان بدون بنده تاپیک را فعال نگهدارند. با توجه به جوِ کمابیش نامناسب سایت و دید خصمانه بعضی از دوستان ، از گذاشتن مطالب بیشتر خودداری می نمایم و ترجیح می دهم که با شمـــا در همینجا برای همیـــشه خداحافظی نمایم.
امیدوارم همیشه سربلند و موفق باشید

بدرود
zector
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

شهر نوبنياد

پست توسط Reza6662 »

« پارک جهانی در نزدیکی شهر نوبنیاد در مسیر کوههای میان تهی واقع گشته است.
به زودی بر آن استیلا خواهند یافت و آن را در مخزنی خواهند گذاشت.
آن را به آشامیدن آبی آلوده به گوگرد مجبور می‏کنند. »

(قرن 10 – قطعهء 29 )

 تصویر 

به نظر می‏رسد شهر نوبنیاد همان نیویورک می‏باشد که بزرگترین بندر و مرکز اقتصادی آمریکا محسوب می‏گردد. این شهر در ساحل شرقی آمرکا قرار دارد و بر اقیانوس آتلانتیک شمالی مشرف است و از پنج مجموعهء بزرگ اداری تشکیل شده است. مهمترین و قدیمی‏ترین منطقهء تجاری نیویورک، «من‏هتن» می‏باشد که بانکها و موسسات بزرگ اقتصادی آمریکا در آن قرار داشته و خیابان معروف «وال‏استریت» (Wall Street) در آن منطقه واقع است. در «من‏هتن»، آسمانخراش‏های معروف جهان قرار دارند. در مرکز «من‏هتن» یکی از بزرگترین پارکهای جهان قرار دارد که به پارک مرکزی معروف است و دارای دریاچه‏ها و جنگل‏های مصنوعی می‏باشد. به نظر می‏رسد آنچه در متن پیشگویی فوق در مورد پارک جهانی ذکر شده است، یا اشاره به همان پارک مرکزی من‏هتن است و یا ایالت نیوجرسی در نزدیکی نیویورک.
در بین مردم ایالات متحدهء آمریکا، نیوجرسی به «گلزار ایالتی» (Garden State) مشهور است. دربارهء کوههای میان‏تهی باید گفت این نزدیکترین تشبیه ذهنی است که یک انسان قرن شانزدهمی می‏توانست از آن به عنوان تمثیلی برای آسمان‏خراش‏های فعلی جهان و مخصوصن نیویورک استفاده نماید.
ارتفاع آسمان‏خراش Empire State حدود 442 متر می‏باشد. از آنجا که آسمان‏خراش‏های بسیاری در آن منطقه هستند که ارتفاع بالایی دارند و داخل آنها، اتاقها و سالن‏های بزرگی وجود دارد؛ می‏توان وجه تشبیه کوههای میان‏تهی را بهتر دریافت.

همان طور که در متن پیشگویی به صراحت ذکر شده است، اگر کسی بخواهد به مجموعهء پارک مرکزی من‏هتن برود، می‏بایست از میان آسمان‏خراش‏های موجود در مسیرش عبور نماید. به نظر می‏رسد منطقهء مذکور روزی تحت اشغال یک قدرت مخوف درخواهد آمد. درست مانند اینکه در داخل مخزنی بزرگ قرار داده شده باشد.شاید منظور از این تشبیه، غلبهء کامل بر این ناحیه و مقهور شدن آن در برابر قدرتی خارجی باشد. همچنان که احتمال دارد منظور، اتفاقی دیگر باشد که اکنون نمی‏توان بر آن تفسیری پیدا نمود.

به نظر می‏رسد منظور از نوشیدن آبهای آلوده به گوگرد، آلودگی شدید محیط زیست در این ناحیه است که به واسطهء استفاده از سلاح‏های شیمیایی یا غیرمتعارف حاصل خواهد شد.


« در عرض 48 درجهء جغرافیایی و در انتهای مدار راس السرطان،
خشکسالی بسیار بزرگی به وقوع خواهد پیوست.
ماهیان دریاها، رودها و دریاچه‏ها پخته خواهند شد.
بارن (Bearn) و بیگور (Bigorre) به خاطر آتشی مهیبی که از آسمان خواهد می‏بارد، در رنج و سختی هستند. »

(قرن 5 – قطعهء 98 )

کشورهای بسیاری در عرض 48 درجهء جغرافیایی و مدار راس السرطان قرار دارند: ایالات متحده آمریکا، مکزیک، فرانسه، اسپانیا، سوئیس، ایتالیا، رومانی، مجارستان، یوگوسلاوی، بلغارستان، یونان و تمام کشورهای عربی، ترکیه، ایران، هند، پاکستان، افغانستان، چین و کشورهای آسیای میانه.
منطقهء بارن در جنوب غربی فرانسه و نزدیک مرز اسپانیا قرار دارد. شهری نیز به این نام در ایالت کبک (Quebec) کانادا موجود می‏باشد؛ اما ظاهرن منظور نوسترآداموس، مورد اول است. بیگور نیز منطقهء دیگری در فرانسه است که در مجاورت بارن قرار دارد.
سطر چهارم رباعی، به مسئله‏ای جدا از خشکسالی اشاره می‏کند و آن عبارت از آتشی است که در آسمان افروخته می‏باشد. این تشبیه، بسیار به پرواز یک موشک شباهت دارد.
از کل رباعی و ارتباط بین دو موضوع جداگانهء طرح شده در آن می‏توانیم به مفهوم واحدی برسیم: خشکسالی و گرمای بسیار شدیدی با جنگی ویرانگر که فرانسه نیز در آن درگیر است، هم زمان خواهد شد و شاید بتوان حرارت غیرمتعارف جهان را ناشی از به کارگیری گستردهء سلاح‏های هسته‏ای دانست.

نوسترآداموس در رباعی دیگری، به وقوع یک خشکسالی شدید در جهان اشاره می‏کند:

« گرسنگی بسیار شدیدی که آن را حس نمی‏کنم، در حال نزدیک شدن است.
به زودی در نقاط بسیاری رخ خواهد داد و سرانجام جهان را فرا خواهد گرفت.
(گرسنگی و قحطی) بسیار گسترده و طولانی خواهد بود؛
تا آنجا که ریشه‏ها از درختان و کودکان از سینهء مادران جدا خواهند شد. »

(قرن 1 – قطعهء 67 )


 تصویر 


« بر نیس (Nice)، موناکو (Monaco)، پیزا (Pisa) و جنوا (Genova) افسوس خواهم خورد.
همچنین بر ساونا (Savona)، کاپوآ (Capua)، مودنا (Modena) و مالت (Malta) ؛
آنها به زودی در خون غوطه‏ور خواهند شد و شمشیرها، آنها را در بر خواهد گرفت.
آتش، زمین لرزه، غرق شدن و تیره‏روزی ناخواسته (به سراغ آنها خواهد رفت). »

(قرن 10 – قطعهء 60 )

این رباعی، منطره‏ای بسیار ترسناک از ویرانی گسترده‏‏ای که سراسر اروپا و خصوصن فرانسه و ایتالیا را در بر خواهد گرفت، ترسیم می‏کند. «نیس» یکی از شهرهای فرانسه می‏باشد که ابتدا جزئی از ایتالیا بود، اما فرانسه آن را به سال 1860 به اشغال خود درآورد. «موناکو» کشور بسیار کوچکی در جنوب شرقی ساحل فرانسه و مشرف بر دریای مدیترانه است. «پیزا» شهری بندری در ایتالیا می‏باشد که برج کج پیزا در آن واقع است. «جنوا» یکی از بنادر شمال غربی ایتالیاست. «ساونا» نام ایالت و شهری در ایتالیاست. ساونا همچنین به دو شهر دیگر در بریتیش کلمبیا (کانادا) و ایالت نیویورک آمریکا نیز اطلاق می‏شود، اما در پیشگویی، منظور همان شهر ایتالیا می‏باشد. «کاپوآ» یکی از شهرهای جنوبی ایتالیاست که در نزدیکی ناپل قرار دارد. «مودنا» ایالتی پهناور در ایتالیا می‏باشد. ضمن اینکه شهری به همین نام در آمریکا و منطقه‏ای در ایالت نیویورک به این نام وجود دارد. «مالت» جزیره‏ای در دریای مدیترانه و یکی از کشورهای مشترک‏المنافع تحت نظر پادشاهی بریتانیا می‏باشد.


« از موناکو تا سیسیل،
تمام نوار ساحلی متروکه خواهد شد.
به زودی هیج دهکده یا شهری باقی نخواهد ماند،
مگر آنکه بربرها آن را غارت کرده‏اند. »

(قرن 2 – قطعهء 4 )

به نظر می‏رسد منظور از بربرها در نوشته‏های نوسترآداموس، اعراب ساکن در شمال آفریقا باشند؛ اما اینکه این اعراب، چگونه قادر می‏شوند اروپا را چنین مورد تهدید قرار دهند و آن را نابود سازند، و چگونه به توان نظامی بالا دست پیدا می‏کنند، جای سوال و تعجب بسیار دارد.



پایان کار شهر پاریس

« برای مدتی بسیار طولانی، خالی از سکنه خواهد ماند،
منطقه‏ای که در محل برخورد دو رود سن و مارن (Marne) قرار دارد.
سپاهیان بربر به رود تیمز (Thames) حمله می‏کنند.
نگهبانان فریب می‏خورند و گمان می‏برند که مانع حمله شده‏اند. »

(قرن 6 – قطعهء 43 )

رودهای سن و مارن در فرانسه قرار دارند و منظور از محل برخورد این دو رود، دقیقن شهر پاریس می‏باشد. مطابق پیشگویی نوسترآداموس، این شهر و حومهء آن، در اثر جنگ جهانی سوم، برای مدتی بسیار طولانی از انسانها تهی خواهد شد. رود تیمز از جنوب غربی انگلستان سرچشمه می‏گیرد و بعد از جریان یافتن به سمت شرق و جنوب، از میان شهر لندن عبور می‏کند و در نهایت به دریای شمال می‏ریزد.
مطابق پیشگویی، بربرها پس از نابودی پاریس، از طریق کانال مانش به سواحل انگلستان یورش خواهند برد و نظامیان انگلیسی، ابتدا گمان خواهند برد که آنها را به عقب رانده‏اند، در حالی که چنین نخواهد شد.


 تصویر 


پایان دوران آسایش اروپا

« کشتی‏ها مملو از اسیرانی در سنین مختلف هستند.
دوران آسایش و شیرین‏کامی به زمانی بسیار سخت و تلخکامی تبدیل می‏گردد.
اسیران را در معرض دید بربرها که برای دیدن آنها شتاب دارند، قرار می‏دهند.
هر شکایت و اعتراضی به مانندی پری در مسیر وزش باد، نادیده گرفته می‏شود. »

(قرن 10 – قطعهء 97 )

نوسترآداموس در متن اصلی، به جای کلمهء کشتی، از واژهء Trireme استفاده کرده است. این نوع کشتیهای سه طبقه، در گذشته مورد استفادهء فینیقی‏ها قرار می‏گرفت و در اطراف آن، چند ردیف پارو تعبیه شده بود. (فینیقی‏ها، ساکنین لبنان و سوریه بودند.)


به اميد خدا ادامه دارد.
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

تغییر محل اقامت پاپ از واتیکان به جایی دیگر

پست توسط Reza6662 »

تغییر محل اقامت پاپ از واتیکان به جایی دیگر

« ساکنین عراق، از هم‎پیمانان اسپانیا خشمگین هستند.
لهو و لعب، مسلک‎های مختلف، جشن‎ها و میهمانی‎ها،
همه در خواب غفلتند.
پاپ به سوی رود رون می‎گریزد و شهرش به همراه ایتالیا اشغال می‎شود. »

(قرن 7 – قطعهء 22 )

در متن اصلی، به اسپانیا با واژهء «طرغونه» (Taragona) که نام یکی از استانها و نیز نام شهری قدیمی در اسپانیا می‎باشد، اشاره شده است. این منطقه با آثاری از روم باستان در ساحل دریای مدیترانه و 95 کیلومتری جنوب غربی بندر بارسلون قرار دارد.
همچنین در متن اصلی، سرزمین عراق، با کلمهء Mesopotamia که لغتی از زبان یونان باستان و به معنای بین‎النهرین می‎باشد، درج شده است.
اسپانیا، آخرین کشوری بود که در سال 1982، به عضویت در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) درآمد. پیش از اسپانیا، کشورهای ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه، بلژیک، کانادا، دانمارک، ایتالیا، هلند، ایسلند، لوکزامبورگ، نروژ، پرتغال، ترکیه و یونان به عضویت این سازمان درآمده بودند و هم‎پیمانان اسپانیا، می‎توانند این کشورها باشند.


« ستاره‎ای بزرگ، هفت روز خواهد سوخت.
از ورای ابرها، دو خورشید نمایان می‎شود.
سگ «ماستیف» (Mastiff) در طول شب زوزه می‎کشد.
در این هنگام، پاپ محل اقامت خود را تغییر می‎دهد. »

(قرن 2 – قطعهء 41 )

سگ «ماستیف» گونه‎ای از سگهای بسیار معروف انگلیسی است که از حدود دو هزار سال پیش به این طرف، برای نگهبانی و مبارزه تربیت می‎شود. به نظر می‎رسد به دنبال وقوع جنگ، پاپ مجبور خواهد شد محل اقامت خود را از واتیکان به نقطه‎ای دیگر تغییر دهد.
اما منظور از سوختن ستاره‎ای بزرگ، و همچنین نمایان شدن دو خورشید، نامعلوم است و می‎تواند شلیک موشک، یا هدف قرار گرفتن و سوختن یک ماهواره باشد.


 تصویر 


نبرد شدید در خلیج فارس

« شبانگاهی رنگین کمان در نزدیکی نانت (Nantes) آشکار خواهد شد.
دانش و فنون دریایی، بارانی فرو خواهد ریخت.
ناوگانی عظیم، در خلیج فارس، تکه تکه خواهد شد.
روسیه و تروآ (Troy) باعث بدبختی‎های فراوان در آلمان (شاید انگلیس) خواهند شد. »

(قرن 6 - قطعهء 44 )

به نظر می‎رسد منظور از رنگین کمان، نشانه یا وقوع حادثه‎ای مهم می‎باشد. نانت یکی از بنادر مهم غرب فرانسه و نزدیک به اقیانوس آتلانتیک می‎باشد.
در متن اصلی پیشگویی، به کشور آلمان با نام یکی از ایالتهای بزرگ آن، یعنی ساکسونی (Saxony) اشاره شده است. این منطقه در شرق آلمان واقع است و قبائل معروف ساکسون که بعدها به جزیرهء انگلیس مهاجرت کردند، در این ناحیه زندگی می‎کردند. شاید منظور از ساکسونی، همان کشور انگلستان باشد.
تروآ نام منطقه‎ای بسیار قدیمی در ترکیه است که دارای تاریخی تمدنی فراتر از سه هزار سال می‎باشد. همچنین تروآ نام دوازده شهر در آمریکاست. اما از آنجا که عمدهء پیشگویی‎ها در منطقهء خاورمیانه می‎باشد، لذا اشاره به تروآ باید همان ترکیه باشد.


حملهء بزرگ ایران

« به زودی در اثر سهل‎انگار فرانسوی‎ها،
آنها از پنج طرف مورد حمله قرار خواهند گرفت.
ایران، تونس و الجزایر را تحریک می‎کند.
لئون (Leon)، سویل و بارسلون به زودی سقوط خواهند کرد.
ارتش ونیز نخواهد توانست آنها را نجات بخشد. »

(قرن 1 – قطعهء 73 )

لئون شهری است در اسپانیا، سویل نام بندری است در اسپانیا که قصر ساخته شده بدست مسلمانان همچنان در این شهر پابرجاست. بارسلون، بندر و شهر صنعتی اسپانیا می‎باشد و دومین شهر بزرگ این کشور پس از مادرید است. ونیز نام بندری معروف در ایتالیاست.
به عقیدهء نوسترآداموس، ایران به همراه برخی از کشورهای شمال آفریقا، نقش مهم و اساسی در تحولات و جنگهای آینده خواهد داشت.


« به زودی در شبانگاه، مشعلی فروزان در آسمان دیده خواهد شد.
در نزدیکی سرچشمهء و مصب رود رون،
گرسنگی و اسلحه؛ امدادرسانی را با تاخیر بسیار انجام می‎شود.
سپاه بزرگ ایران، حرکت خود را آغاز و به مقدونیه حمله خواهد کرد. »

(قرن 2 – قطعهء 96 )

در متن اصلی، ایران با نام قدیم آن یعنی پارس آمده است. مقدونیه، سرزمین وسیعی می‎باشد که امروزه بخش اعظمی از آن در جمهوری صربستان قرار دارد و قسمتی دیگر، جزئی از یونان می‎باشد.
به نظر می‎رسد منظور از مشعل فروزان، آتش موتور یک موشک زمین به زمین است. منظره‎ای ترسناکی که در این پیشگویی تصویر شده است، حاکی از وقوع جنگی شدید در حوزهء دریایی مدیترانه می‎باشد.


 [External Link Removed for Guests] 


« فرمانده ایرانی، در حال بسیج و جمع آوری نیرو در اسپانیای بزرگ است.
ناوگان دریایی در برابر مردان پارس، جبهه می‎گیرد؛
مردانی از پارت (Parthia) و ماد (Media).
یونان، تاراج می‎شود.
پس از آن، انتظاری طولانی در بندر بزرگ آیونی (Ionian Sea) حکمفرما خواهد شد. »

(قرن 3 – قطعهء 64 )

پارت نام سلسله‎ای می‎باشد که در اواسط قرن سوم ق.م در ایران تاسیس شد و در قرن اول ق.م به اوج قدرت خود دست یافت. رومی‎ها، در سال 39 ق.م این سلسله را شکست دادند اما اردشیر اول توانست قدرت را بازپس گیرد و سلسلهء ساسانی را تاسیس کند.
سرزمین باستانی ماد در شمال غربی ایران قرار داشت و ابتدا تحت نفوذ امپراطوری آشور بود، در قرن 6 ق.م و در زمان کوروش کبیر، جزئی از پادشاهی بزرگ ایران گردید.
دریایی آیونی، قسمتی از دریایی مدیترانه است و در شمال ایتالیا و یونان قرار دارد. در متن اصلی، به جای یونان، از نام برخی جزائر این کشور موسوم به Cyclades نام برده است.
اما آنچه در این رباعی از اسپانیای بزرگ درج شده است، در زمان ما وجود ندارد و شاید منظور از آن، کل اروپا باشد. در ادامه به تاراج یونان اشاره شده است اما دقیقن روشن نیست که کدامیک از دو طرف درگیر، یونان را مورد غارت و تاریج قرار خواهند داد.


 تصویر 


« برخوردار از آتش و آهن، فاصلهء زیادی تا دریای سیاه نیست.
نیروهایی برای اشغال طرابوزان (Terbizond) از ایران حرکت می‎کنند.
فاروس (Pharos) و متیلن (Methilene) به لرزه درمی‎آیند؛ حاکمیتی مطلق.
خون اعراب، دریای آدریاتیک را خواهد پوشاند. »

(قرن 5 – قطعهء 27 )

طرابوزان نام شهری در ترکیه است که در جنوب شرقی دریای سیاه قرار دارد. فاروس، شبه جزیرهء کوچکی در بندر اسکندریهء مصر است. در این شبه جزیره، فانوس دریایی برای هدایت کشتی‎ها به سوی بندر نصب شده بود. این فانوس دریایی که در قرن سوم ق.م ساخته شده بود، یکی از عجائب هفتگانهء جهان محسوب می‎شد. در بالای این برج، آتشی به طور دائم شعله‎ور بود. این برج، در سال 1350 ق.م بر اثر زمین‎لرزه‎ای بسیار مهیب، ویران شد.

متیلن یکی از جزائر یونان در دریای مدیترانه است. این جزیره در فاصلهء ده کیلومتری از سواحل ترکیه قرار دارد. نام دیگر این جزیره «لسبوس» (Lesbos) است که زادگاه شاعر زن یونانی، «سافو» (Sappho) بوده است. سروده‎های این شاعر در مورد زنان بوده است. واژهء Lesbian که در غرب به زنان همچنس باز اشاره دارد، از همین ریشه می‎باشد.
دریای آدریاتیک، قسمتی از دریای مدیترانه است که از غرب در امتداد ایتالیا و از شرق در گسترهء یوگوسلاوی و آلبانی قرار دارد.
در این پیشگویی، منظرهء بسیار ترسناکی از آیندهء تاریک زمین که پوشیده از جنگهای خونین است به تصویر کشیده شده است. به نظر می‎رسد سپاه ایران، با لشگریان ترکیه و مصر وارد نبردی خونین خواهد شد.


به امید خدا ادامه دارد.
Major
Major
پست: 422
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 50 بار
سپاس‌های دریافتی: 181 بار

پست توسط zector »

قرار شد تا دوباره فعالیت خودم را در این تاپیک آغاز کنم چون دیدم خیلی از دوستان علاقه به این تاپیک دارند گفتم حیف است که ادامه ندهم.
اما تحلیلی بر نوشته های رضای عزیز در مورد جنگ جهانی سوم :
همان طور که نوستراداموس گفته است ، پرشیا دوباره به قدرت اصلی خود باز خواهد گشت اما نکته ای که باید به آن اشاره کنم این است که نوستراداموس و بعضی از پیشگویان ، این طور پیش بینی کرده اند که رژیم صهیونیستی توسط بابل (عراق امروزی) نابود خواهد شد اما پیشگویان دیگر گفته اند که روسیه و پرشیا به همراه چندین کشور آفریقایی باعث براندازری رژیم منفور صهیونیستی خواهند شد ولی باید بگویم که تمامی پیشگویی های فوق در کلیات اشتراکات زیادی دارند. به نظر می آید بسیاری از کشورها در آینده به خاک کشورمان ضمیمه خواهند شد خصوصا" آسیای میانه چون نوستراداموس صریحا" ادغام آسیای میانه با پرشیا را در یکی از ابیات بیان داشته است. در ضمن ، پاپ فعلی ، پاپ یکی مانده به آخر است و در زمان پاپ بعدی است که جنگ جهانی سوم رخ خواهد داد.......
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1106
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۱۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 176 بار
سپاس‌های دریافتی: 468 بار
تماس:

پست توسط Mehdi2224 »

اما منظور از سوختن ستاره‎ای بزرگ، و همچنین نمایان شدن دو خورشید، نامعلوم است و می‎تواند شلیک موشک، یا هدف قرار گرفتن و سوختن یک ماهواره باشد.


به نظر میرسد منظور از این قسمت انفجار بمب هیدروزنیست . زیرا بمب هیدروژنی در زمان انفجار به جای ایجاد قارچ اتمی همانند خورشیدی درخشان از زمین فاصله میگیرد و تمامی مواد اطرافش را با حرارت بالای خود ذوب میکند .

« به زودی در شبانگاه، مشعلی فروزان در آسمان دیده خواهد شد.
در نزدیکی سرچشمهء و مصب رود رون،


منظور از این شمع فروزان نیز ممکن است انفجار هیدروژنی در فاصله دور باشد که از دور چون شمعی فروزان ( ستاره مصنوعی )دیده می شود .
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

سیر تاریخ قوم یهود و سرنوشت آنها

تاریخ مدون قوم یهود از دو هزار و پانصد سال پیش از میلاد آغاز می‏شود. طبق سنن و معتقدات یهودی، حدود چهار هزار سال پیش، در شهر اور(אור) در بین‏النهرین، مرد چوپانی به نام اورام (אברם) علیه بتکده مردمان شهر بپاخاست، بتها را شکست و اعتقاد خود نسبت به خداوند یگانه و بی‏همتا و نادیده را بیان داشت.
به دنبال این اعتقاد بود که پروردگار یکتا، اورام را مورد عنایت خویش قرار داد و نام او را اوراهام (אברהם- ابراهیم) نهاد. در کتاب مقدس تورات آمده است: پروردگار خطاب به ابراهیم می‏گوید «از خانه پدری خود به سوی سرزمینی رهسپار شو که آن را به تو نشان می‏دهم». خداوند سرزمین اسرائیل را به حضرت ابراهیم وعده داد و برای فرزندان و نوادگان او نیک بختی و وفور نعمت آرزو کرد، زیرا حضرت ابراهیم فرزند پاک خداوند بود و از فرامین او فرمانبرداری می‏کرد. حضرت ابراهیم با پروردگار عهد بست و بدنبال آن دست فرزندان و همه افراد قبیله خود را گرفت و به سوی خاک کنعان رهسپار گردید و در آن سرزمینی که پروردگار به او وعده داده بود رحل اقامت افکند.

 [External Link Removed for Guests] 

صدها سال از آن تاریخ گذشت و روزی فرا رسید که در سرزمین کنعان خشکسالی روی داد و قحطی بروز کرد و نوادهء ابراهیم، حضرت یعقوب، خود و افراد قبیله خویش را که بنی‏اسرائیل (בני ישראל) نامیده می‏شدند به سوی سرزمین مصر رهنمون گشت، زیرا در آنجا معاش و آذوقه به وفور یافت می‏شد. ولی با گذشت دوران وفور نعمت، فرعونیان بنی‏اسرائیل را به بندگی و بردگی گرفتند و مدت چهارصد سال آنان را به بیگاری کشیدند.

رهائی و بازگشت به سرزمین
در کتاب مقدس تورات آمده است که پروردگار، چون محنت و ذلت قوم بنی اسرائیل را در مصر دید، دلش به رحم آمد و حضرت موسی (משה רבנו- مشه ربنو) را که چوپانی در میان بنی اسرائیل بود به رهبری قوم برگزید و دستور داد که حضرت موسی آنان را از سرزمین غلامی مصر رها سازد و به سوی خاک پدری و سرزمین کنعان رهنمون گردد. خروج از مصر با دشواری‏های بسیار همراه بود، ولی موسی قوم را هدایت کرد، تا از رود نیل گذشتند و به سوی صحرای سینا سرازیر گشتند که به سرزمین پدری مراجعت کنند. پروردگار، بنی‏اسرائیل را از همه بلایا و مصائب خروج از مصر رهانید و آنان مدت 40 سال در صحرای سینا راه سپردند.
در طول این دوران آوارگی بود که افراد بنی اسرائیل به صورت یک قوم یکپارچه درآمدند و همانند فولاد آبدیده شدند و تورات مقدس بر آنان نازل گردید و ده فرمان پروردگار به آنان داده شد و به عنوان نخستین قوم یکتاپرست جهان درآمدند و مشعل راه مذاهب دیگری چون مسیحیت و اسلام گردیدند که صدها سال پس از آنان ظهور کردند.
ماجرای خروج از سرزمین بندگی مصر (که به گفتهء تاریخ نویسان حدود یک هزار و سیصد سال پیش از میلاد واقع شد)، تاثیر شگرفی بر خاطرهء ملی یهودیان گذاشت و به صورت نماد آزادی و آزادگی مردمان، در صفحات تاریخ دنیا به ثبت رسید. در تاریخ مکتوب جهان، یهودیان نخستین قومی شناخته شدند که علیه جور و ستم بپا خاستند و نخستین انقلاب دنیا را علیه ستمگری شکل دادند و به ملتهای دیگر آموختند که هرگز نباید در برای مظالم فرعونیان سر تسلیم فرود آورند. در شب عید پسح (פסח- عید فطیر)، که یادگار خروج یهودیان از سرزمین بردگی مصر است، میخوانیم: هر یهودی، همیشه باید چنین احساس کند که گوئی خود او بود که از سرزمین بندگی رهائی یافت و آزادی خود را دوباره بدست آورد.

یهودیان در هر سه عید اصلی خود، (پسح פסח عید فطیر، شابوعوت שבועות عید هفته ها، و سوکوت סוכות عید سایبانها) یاد خروج از سرزمین بردگی مصر را بازگو میکنند و این آزادی را گرامی می‏دارند. یهودیان به رهبری حضرت موسی، پس از گذشت از صحرای سینا به مرزهای سرزمین پدری رسیدند. گرچه موسی سعادت نداشت به این سرزمین پای گذارد، ولی فرماندهان قوم بنی‏اسرائیل آنان را وارد سرزمین کردند و این قوم را برآنجا مسلط ساختند و افراد بنی‏اسرائیل دوباره در خاک پدری مستقر شدند. قوم بنی اسرائیل که در دوازده قبیله می‏زیستند، پس از آنکه در سرزمین پدری جای گرفتند به کشاورزی و صنعت روی آوردند و به داد و ستد پرداختند و زندگی نسبتن مرفهی برای خود فراهم دیدند. با این همه، در آن دوران گاه به گاه نبردهائی با مهاجمان و معترضین در می گرفت- که یهودیان به رهبری افرادی که داوران (שופטים- شوفتیم) نامیده می‏شدند، و مردم آنان را به خاطر تجربهء سیاسی و مهارتهای جنگی شان به رهبری خود برگزیده بودند، حملات آنان را دفع می‏کردند.

دوران پادشاهان و انبیاء
پس از گذشت چند صد سال از حکومت «داوران»، بنی اسرائیل به این اندیشه افتادند که برای خویش پادشاهی برگزینند که بر آنان سلطنت کند. در کتب مقدس یهود آمده است که گرچه پروردگار از نظام سلطنتی خشنود نبود، فرمان داد که شائول (שאול) به عنوان پادشاه یهود شناخته شود (و طبق رسوم آن روز، با روغن زیتون بدن او آغشته گردد)
با آغاز پادشاهی شائول، دوران سلطنت در تاریخ یهود آغاز گردید، ولی همزمان با پادشاهان، انبیائی در بین یهودیان ظهور کردند که با خطبه‏های توبیخ آمیز و سخنان هشدار دهنده، مردم را به راه راست می‏خواندند و آنان را از حوادث آینده برحذر میداشتند. در ظرف پانصد سالی که دوران پادشاهی در تاریخ یهود ادامه داشت، انبیاء به این رسالت سنگین، به هدف هدایت اخلاقی مردم ادامه می‏دادند. در آن دوران، پای‏بندی به اصول اخلاقی وارزشهای انسانی که پروردگار انتظار آن را از مردمان داشت، بر اجرای مراسم دینی و آئین‏های مذهبی برترمحسوب می‏شد. انبیاء مردمان را فرا می‏خواندند که درستکار باشند، مهربانی و بخشندگی در پیش گیرند، از رفتار بد دوری کنند و عدالت و داد را بجویند.
سخنان پیامبرگونهء انبیای یهود، به صورت شعر و نثر ثبت گردید و بسیاری از رساله‏های آنان به بخشی از کتاب مقدس یهود (که مجموعه‏ای از تورات، سخنان انبیاء و تاریخ ایام است) مبدل شد. جاودانگی این پیام انبیای یهود، به خاطر جهان‏شمول بودن سخنان آنان در اهمیت گذاشتن به ارزشهای انسانی است.
به عنوان مثال، اشعیای نبی (ישעיה הנביא) در کتاب خود (باب اول، آیه 17) می‏نویسد: «خوبی را فرا گیرید، خود را به دادگستری بسپارید، گمراهان را یاری دهید، حق یتیمان را پاس دارید، از بیوه زنان دفاع کنید و همچنان در جستجوی عدالت و داد گام بردارید».

در دوران سلطنت در تاریخ یهود، حضرت داوود جایگزین شائول پادشاه گردید. داوود از همان دوران نوجوانی اندامی ورزیده داشت و استعداد شگرف خود را در برابر «فلسطیان» نشان داد و بر گولیات (גולית) پیروز شد. «فلسطیان» که در زبان عبری «پلیشتیم» (פלישתים) نامیده می‏شدند، قومی از دزدان دریائی بودند که از جزایر یونان در دریای اژه به سواحل جنوبی خاک کنونی اسرائیل آمدند و در ناحیه‏ای که اکنون نوار غزه در آن قرار دارد ساکن شدند و با یهودیان به ستیز برخاستند و قصد تصرف سرزمین آنان را داشتند. حضرت داوود در سمت پادشاهی، «فلسطیان» را به سختی شکست داد و آنان را مضمحل ساخت و پس از چندی، دیگر اثری از آنان در تاریخ باقی نماند- گرچه، رومیان پس از آنکه سرزمین اسرائیل را به تصرف درآوردند، نام آن را به «فلسطین» تغییر دادند که در واقع نام «فلسطیان» بود.
داوود پادشاه، پس از پیروزی بر «فلسطیان»، حکومت پادشاهی خود را تحکیم بخشید و اورشلیم را آباد کرد و آن را به عنوان پایتخت خویش برگزید.

 تصویر 

حضرت سلیمان، فرزند حضرت داوود جانشین پدر گردید و مملکت یهود را گسترش بخشید و پایه‏های آن را مستحکم‏تر ساخت. می‏گویند که سلیمان مردی فرزانه و فرهیخته و اندیشمند بود که خرد و حکمت بسیار داشت و در دوران او آرامش و نیک بختی بر سرزمین یهود حکمفرما گردید و مردمان از وفور برخوردار شدند و آحاد ملت با یکدیگر متحد گردیدند و یک قوم قوی به وجود آوردند. دوران سلطنت حضرت سلیمان در تاریخ یهود به نیکی بسیار ثبت گردیده است. حضرت سلیمان نه تنها آرامش و وفور نعمت را برای این سرزمین به ارمغان آورد، بلکه به برپائی معبد مقدس یهود پرداخت که گسترده و مجلل بود. ولی دوران شکوه سلطنت سلیمان دیری نپائید- زیرا او که زنان و کنیزان بسیار داشت و در پی زیبائی و تجمل بود، بر میزان مالیات مردم افزود و باری سنگین بدوش آنان گذاشت، تا آنجا که کسانی که توان پرداخت مالیات نداشتند، به بیگاری گرفته می شدند.
حضرت سلیمان در سال 930 پیش از میلاد چشم از جهان فروبست و کوتاه مدتی پس از آن، قبائل دهگانه‏ای که در شمال سرزمین اسرائیل می‏زیستند علم طغیان برافراشتند و به شورش دست زدند و حکومت جداگانه‏ای برپا ساختند، که نام آن را مملکت اسرائیل (ממלכת ישראל) نهادند و «سامره» را پایتخت خویش قرار دادند.
پادشاهی اسرائیل (מלכות ישראל) مدت 200 سال ادامه داشت و 19 پادشاه بر آن حکم راندند. ولی «مملکت یهودا» که پایتخت آن اورشلیم بود، 400 سال دوام آورد و بر آن هم، 19 پادشاه از سلاله حضرت داود حکومت کردند.
ولی در آن روزگاران دو امپراطوری در همسایگی سرزمین یهود قدرت گرفتند و استقلال آن را به خطر انداختند. سخن از دو امپراطوری بابل و آشور است که به ابرقدرتهای زمان مبدل شدند و به جهانگشائی پرداختند.
گسترش این دو امپراطوری موجب شد که نخست سرزمین اسرائیل، و پس از آن سرزمین یهودا به تصرف بیگانگان درآمد. اشغالگران سرزمین اسرائیل آشوریان بودند که در سال 722 پیش از میلاد بر این سرزمین مسلط شدند و مردمان آن را به اسارت بردند. حدود یکصد سال پس از آن تاریخ، امپراطوری بابل سرزمین یهودا را به اشغال درآورد و بیشتر ساکنان آن را به اسارت برد و بیت المقدس یهود (بیت همیقداش) را ویران ساخت و یهودیان را در سوگ عمیقی فرو برد.

 [External Link Removed for Guests] 

دوران غربت یهودیان
در سال 597 پیش از میلاد که بخت النصر امپراطور بابل سرزمین یهودا را به تصرف درآورد، بسیاری از مردمان آن را به قتل رساند و آنانی را که تصور می‏کرد توان کاری دارند به بابل تبعید کرد- که در آن هنگام پایتخت کلدانیان محسوب میشد. به دنبال این اشغال، سرزمین یهودا به صورت یکی از ایالات دور افتاده امپراطوری بابل درآمد، مردمان آن به خاک نشستند و بیت‏المقدس یهود ویران گردید.

یهودیانی که به اسارت بابل رفتند، نام «فرزندان غربت» بر خویش نهادند و سوگ دوری از وطن و ناتوانی و محنت آنان، موجب گردید که به تدریج بصورت یک قوم یکپارچه متبلور شدند و به هویت ملی دست یافتند. دوران اسارت بابل، در واقع سرآغاز تاریخ پراکندگی قوم یهود بود. در آن دوران، آئین یهود به تدریج در یک چارچوب دینی قرار گرفت و منسجم گردید و رهنمون زندگی یهودیانی شد که در خارج از وطن خویش، و در سرزمین غربت به سر می‏بردند. در حالی که یهودیان در وطن خود برای نیایش به درگاه پروردگار رهسپار بیت‏المقدس (بیت همیقداش) می‏شدند که «خانهء خدا» محسوب می‏گردید، و یهودیان در آنجا به قربانی کردن حیوانات در راه پروردگار می‏پرداختند، در غربت بابل نیایش در کنیساها شکل گرفت و یهودیان به رعایت شنبه مقدس (شبات) پرداختند و به فراگیری قوانین مذهبی (تورات) روی آوردند. در تمام این سالها، یهودیان غربت زده، لحظه‏ای از یاد وطن غافل نشدند و همیشه در آرزوی روزی بودند که بتوانند به میهن خویش و به سرزمین پدری خود باز گردند و بیت‏المقدس را دوباره بنا کنند.

بازگشت به وطن
حدود سال 540 پیش از میلاد بود که کورش کبیر پادشاه دادگستر ایران، با متحد ساختن همه بخشهای آن سرزمین، امپراطوری پر قدرتی به وجود آورد که امپراطوری بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدین‏سان کورش بزرگ، اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه‏گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد و در حالی که بابلیان یهودیان را آزار می‏دادند و آنان را به اسارت برده بودند، کورش کبیر به یهودیان امکان داد به سرزمین پدری خویش باز گردند، و حتی به آنان کمک کرد همه وسائل بیت‏المقدس ویران شدهء یهود را که با خود به بابل آورده بودند به سرزمین یهود بازگردانند و کمک مالی در اختیارشان قرار داد تا بتوانند بیت‏المقدس را دوباره بنا کنند. در تورات مقدس یهود، کورش کبیر مورد تجلیل و تکریم قرار گرفته است. او تنها پادشاه یک سرزمین خارجی است که درکتاب مقدس یهود، نه تنها از او به نیکی یاد گردیده، بلکه نام «منجی» بر وی نهاده شده است. در باب 45 از کتاب اشعیای نبی در کتاب مقدس چنین می‏خوانیم: «خداوند به منجی خویش، کورش (گفت): دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم، تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و در دروازه ها دیگر بسته نشود. (خداوند) چنین میگوید: من پیش تو خواهم خرامید و جایهای ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنجهای ظلمت و خزائن مخفی را به تو خواهم بخشید، تا بدانی من یهوه (هستم) که تو را به نامت خوانده‏ام، و من خدای اسرائیل هستم». در باب 44 از کتاب اشعیای نبی، درباره کورش کبیر چنین میخوانیم: «خداوند درباره کورش می‏گوید: او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید».

با صدور فرمان کورش کبیر، یهودیان غربت زده در سرزمین بابل، باروبنه خود را بستند و به سوی خانه پدری بازگشتند و با همکاری یهودیانی که در این سرزمین باقی مانده و به اسارت برده نشده بودند، به بازسازی وطن خویش پرداختند. در طول مدت کوتاهی، بسیاری از غربت زدگان بابل، که شمار آنان از هزاران فزون بود، راه بازگشت در پیش گرفتند و یکی از نخستین گامهای آنان پس از برگشت به وطن، بازسازی بیت‏المقدس یهود بود.
با آنکه کورش بزرگ به همه یهودیانی که به اسارت بابل رفته بودند اجازه داد به سرزمین پدری خویش باز گردند، شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند و نخستین جامعه یهودی در ایران زمین را به وجود آوردند که تا امروز همچنان پا برجاست. با آنکه بسیاری از یهودیان به سرزمین پدری بازگشتند، ولی مملکت آنان برای مدتی طولانی هنوز نیمه ویران باقی مانده بود.
در سال 440 پیش از میلاد بود که پادشاه بزرگ ایران یکی از یهودیان فرهیخته‏ای را که مشاور دربار او بود و نحمیا نام داشت به سرزمین پدری اش فرستاد و او را والی یهودا ساخت. نحمیا خود فردی را به نام عزرا (ملقب به عزرای کاتب) که نگارنده کتب مذهبی بود مامور ساخت به تدوین قوانین مذهبی برای این ولایت بپردازد. نحمیا در راه آبادانی اورشلیم و تامین امنیت اهالی آن بسیار کوشید و از جمله فرمان داد حصار دور شهر از نو بنا گردد و فرمان برپائی یک شورای مشورتی از روحانیون یهودا را صادر کرد که «کنست هگدولا» (مجلس کبیر) نامیده شد که شریعت یهود را تدوین می کرد و جنبه دیوان عالی قضائی داشت. تحت رهبری عزرا، در آئین مذهبی یهود اصلاحات لازم به عمل آمد و متن کامل تورات (شریعت یهود) با صدای بلند در ملاء عام خوانده شد و از زبان عبری به زبان آرامی (ارمیت)، که زبان محاوره ای دوران بود، برگردانیده شد.
طی قرون بعدی سرزمین یهودا، شکوفائی خود را باز یافت، اورشلیم از نو بنا گردید و شهر گسترش یافت و آبادی‏هائی اطراف آن برپا شد. یهودیان از فرهنگ و تمدن ایرانیان مطالب بسیار اقتباس کردند و در طول زمان تحت تاثیر فرهنگ یونانیان نیز قرار گرفتند. در این دوران بود که ادبیات فلسفی یهود پای گرفت و کتابهای «امثال سلیمان»، «جامعه» و «ایوب» نگاشته شده و بعدها به تورات ضمیمه گردید و مجموعه «کتاب مقدس» یهود را به وجود آورد.

دوران یونانیان
در ادامه جهانگشائیهای اسکندر مقدونی، سرزمین یهود نیز در سال 332 پیش از میلاد به تصرف امپراطوری یونان درآمد، ولی فرمانروائی آن بدست خاندان سلوکی ها سپرده شد و آئین یهود در آن همچنان برقرار بود. اما یونانیان به تدریج درصدد برآمدند آداب بت پرستانه خویش را بر یهودیان تحمیل کنند. آنان را از اجرای مراسم شرع خویش باز داشتند و قداست بیت‏المقدس یهود را خدشه دار کردند، تا شاید بتوانند فرهنگ یونان را بر مردمان این سرزمین حاکم سازند- ولی یهودیان به پا خاستند و در سال 166 پیش از میلاد علیه فرمانروایان بیگانه علم طغیان برافراشتنتد.

خاندان حشمونائیم (از 142 تا 63 پیش از میلاد)
خاندان حشمونائیم که پرچمداران این خیزش ملی-مذهبی بودند بر سپاهیان یونانی پیروز شدند. پدر پیر خانواده متتیا حشمونائی رهبری قوم را در این نبرد بدست گرفت و چون او چشم از جهان فرو بست فرزندش یهودا همکابی رهبر قیام گردید و پیروزمندانه وارد اورشلیم شد و در سال 164 پیش از میلاد معبد مقدس یهود (بیت همیقداش) را تطهیر کرد و آن را برای نیایش دوباره آماده ساخت.
می‏گویند در میان ویرانه‏های بیت‏المقدس پیت روغن طاهری یافت شد که گرچه تنها یک روز می توانست شمعدان بزرگ معبد مقدس را روشن نگاه دارد، ولی معجزه شد و شمعدان هفت روز همچنان روشن ماند که یهودیان آن را به فال نیک گرفتند و هر سال به یاد آن، عید حنوکا را جشن می‏گیرند.
سپاهیان حشمونائیم در ادامهء نبرد علیه فرمانروایان بیگانه، به پیروزی‏های بیشتری دست یافتند و در سال 147 پیش از میلاد خودگردانی کامل خویش را باز یافتند. چندی بعد، در سال 129 پیش از میلاد، حکومت سلوکیان فروریخت و یهودیان به استقلال کامل نائل شدند. فرمانروائی خاندان حشمونائی 80 سال ادامه داشت و طی آن مرزهای سرزمین یهود به تدریج گسترش یافت و تقریبن تا حدود دوران سلطنت حضرت سلیمان رسید. در این دوران کوتاه، یهودیان از استقلال ملی و شکوفائی دینی برخوردار بودند و سرزمین آنان آرام ماند و مردم در رفاه می‏زیستند.

دوران رومیان (از 63 پیش از میلاد تا 313 پس از میلاد)
با فروپاشی حکومت سلوکیان یونانی، امپراطوری رم به تدریج قدرت یافت و به جهانگشائی پرداخت و سرزمین یهود را نیز به تصرف خود درآورد. رومیان به هورکانوس دوم پادشاه حشمونائی، که در دوران آنان حکومت می کرد، خودمختاری محدودی اعطا کردند- و او تحت فرمان والی دمشق، که از جانب رومیان گزیده شده بو،د به فرمانروائی ادامه داد. حکومت رومیان یهودیان را زیر فشار می گذاشت و با آنان ستیز داشت و از این رو یهودیان هربار که امکانی می‏یافتند دست به شورش می‏زدند. آخرین تلاش یهودیان، به هدف بازیافتن دوران عظمت خاندان حشمونائی، در دوران فرمانروائی به نام متتیا آنتیگونوس روی داد که با شکست روبه‏رو شد و آنتیگونوس کشته شد و بدین‏سان، دوران فرمانروائی خاندان حشمونائی در سال 40 پیش از میلاد به نقطهء پایان رسید و سرزمین اسرائیل به یکی از بخش‏های دوردست امپراطوری رم مبدل شد و حکومت خودگردانی را از دست داد.
در سال 37 پیش از میلاد، هوردوس (هرود) داماد هورکانوس دوم توسط رومیان به عنوان پادشاه یهود گزیده شد. هوردوس که یکی از شیفتگان فرهنگ و تمدن یونانی-رومی بود، به احداث بناهای بسیار پرداخت و از جمله شهر کیساریا (قیصریه) را در شمال اسرائیل (در سواحل شرقی دریای مدیترانه) برپا ساخت و متسادا را تاسیس کرد. او بیت‏المقدس یهود را بازسازی کرد و آن را به صورت یکی از باشکوه‏ترین بناهای دوران درآورد. ولی هوردوس، علیرغم همه دستآوردهای خود در آبادانی این سرزمین، نتوانست از اعتماد و پشتیبانی رعایای یهودی خویش برخوردار گردد.
هوردوس در سال چهارم پیش از میلاد چشم از جهان فرو بست و بدنبال آن، سرزمین یهود به حاکمیت مستقیم امپراطوری رم درآمد. رومیان دوباره به سرکوب فرهنگ و آئین یهود پرداختند و خشم آنان را برانگیختند که با خشونت و درگیری توام شد و در سال 66 میلادی به صورت یک خیزش تمام عیار درآمد. یهودیان را در برابر ارتش نیرومند رم تاب مقاومت نبود و سپاهیان رم به فرماندهی تیتوس قیام یهودیان را درهم شکستند و اورشلیم را با خاک یکسان ساختند (سال 70 میلادی) و سه سال پس از آن آخرین سنگر مقاومت یهودیان که تپه متسادا بود در هم شکست و بسیاری از یهودیان در این دژ برای آنکه زنده بدست سپاهیان رم نیفتند به خودکشی همگانی دست زدند و حماسهء دیگری در تاریخ یهود آفریدند (سال 73 میلادی).
با شکست این قیام و ویرانی کامل اورشلیم و با خاک یکسان گردیدن بیت‏المقدس، قوم یهود با یکی از بزرگترین مصیبتهای دوران تاریخ خود روبرو شد. یک تاریخ نگار دوران بنام یوسفوس فلاویوس نوشت: در جریان این قیام نافرجام و به دنبال محاصرهء اورشلیم توسط سپاهیان رم، هزاران نفر از ساکنان سرزمین یهود جان خود را از دست دادند و هزاران تن دیگر به اسارت درآمدند و به بردگی گرفته شدند و در اقصا نقاط امپراطوری رم، از جزائر بریتانیا تا بین‏النهرین فروخته شدند.
آنچه خشم انسان را برمی‏انگیزد آن است که یهودیان در طول تاریخ، هیچگاه مورد عطوفت واقع نشده و هرگز امنیت و آسایش کامل نداشته‏اند، مگر آن زمان که در مناطق تحت نفوذ مسلمانان زندگی کرده اند. هنگامی که حکومت اسلامی در اندلس اسپانیا تشکیل گردید، این محل پناهگاه امنی برای یهودیان بود تا از تجاوز و بی حرمتی مصون باشند. آنها تا زمان برپا بودن حکومت اسلامی در این قسمت از خاک اروپا در رفاه و امنیت کامل زندگی می‏کردند تا آنکه مسیحیان بر این منطقه تسلط دوباره یافتند.
با پایان جنگهای صلیبی، بار دیگر آوارگی و سرشکستگی یهود شروع شد تا آنکه در سال 1492 میلادی، همهء آنها از اسپانیا اخراج شدند. اما این بار نیز یهودیان به سرزمینهای تحت سیطرهء عثمانی پناه آوردند. قبل از این حادثه، یعنی در سال 1290 میلادی، ادوارد اول، پادشاه انگلستان، یهودیان را از این کشور بیرون راند و آنها برای مدت مدیدی نتوانستند به انگلیس بازگردند. چهارصد سال بعد یعنی در زمان کرامول ( 1658 – 1599 ) نوادگان یعقوب توانستند بار دیگر به انگلیس بازگردند. کرامول همان کسی است که چارلز دوم پادشاه انگلستان دستور داد قبر او نبش کنند و جنازه اش را به مدت 3 سال بر بالای چوبهء دار و در برابر دیدگان مردم قرار دهند. صلیبیان، یهودیان را مانند گوسفند سر می‏بریدند و با اجازه ای که از پاپ گرفته بودند، خانه‏های یهودیان را ویران می‏ساختند.

امروزه یهودیان دارای شبکه‏های بزرگ اقتصادی و تبلیغاتی هستند. موسسات پولی، شرکتهای تجاری و صنعتی، بانکهای بین المللی، و . . . همگی در اختیار سرمایه‏داران بزرگ یهود قرار دارند. نوسترآداموس در پیشگویی هایش، گسترش نفوذ یهود و سپس صعف مجدد حکومت آنها را درج کرده است.


« سیلاب حبرون، به پو، تاگوس،
تیبر، رم، نزدیکی دریاچهء ژنو و آریتسو خواهد رسید.
دو شهر مهم و بزرگ در ساحل گارون تصرف و در آب غرق خواهند شد.
غنائم انسانی تقسیم خواهد شد. »

(قرن 3 – قطعهء 12 )

حبرون (Hebron) همان شهر الخلیل است که در 35 کیلومتری جنوب غربی اورشلیم (بیت المقدس) قرار دارد. این ناحیه یکی از کهن‏ترین شهرهای تاریخ جهان می‏باشد که پایتخت و مرکز حکومت یهود در زمان حضرت داوود تا قبل از انتقال به اورشلیم بود. آرامگاه بسیاری از پیامبران یهود مانند ابراهیم، اسحاق، یعقوب و نیز ساره در این شهر قرار دارد. همچنین نام 8 شهر در ایالتهای مختلف آمریکا، حبرون می‏باشد.

پو (Po) نام رودخانه‏ای است که در دشتهای شمال ایتالیا جاری است. این رود 651 کیلومتری که به سمت شرق جریان دارد به دریای آدریاتیک می‏ریزد.

تاگوس (Tagus) رودخانه‏ای است با 966 کیلومتر طول که بلندترین رود اسپانیاست. این رود از کوههای شرق مادرید سرچشمه می‏گیرد و به سمت پرتغال جریان می‏یابد و در نهایت در نزدیکی بندر لیسبون به اقیانوس آتلانتیک می‏ریزد.

تیبر، رودخانه‏ای است با 402 کیلومتر طول و سومین رود بزرگ ایتالیا می‏باشد. شهرهای رم و واتیکان در نزدیکی مصب این رود، یعنی دریایی تیرنا (Tyrrhenian Sea) قرار دارند.

آریتسو (Arezzo) شهری است در ایالت توسکانی (Tuscany) ایتالیا. این ایالت با تاریخ بسیار کهن، دو شهر بزرگ فلورانس و پیزا را در خود جای داده است. آریتسو، اشاره‏ای به ایتالیا یا میانهء آن می‏باشد.

گارون (Garonne) رودی است که از کوههای پیرینه در جنوب فرانسه سرچشمه می‏گیرد و پس از جریان به سمت شمال شرقی این کشور، به خلیج بیسکای (Bay of Biscay) می‏ریزد.

نقش حبرون در تاریخ به عنوان رمز نفوذ یهودیان در جهان معاصر قلمداد می‏گردد. بنا بر پیشگویی فوق، گسترش یهود به مانند سیلی در نظر گرفته شده است که فرانسه، اسپانیا، سوئیس و ایتالیا را دربرخواهد گرفت. نوسترآداموس در پیشگویی دیگر به نقش یهود در جوامع اشاره می‏کند:


« ایمان اهل کارتاژ، شرق را به دو تکه تقسیم می‏کند.
یهودی بزرگ، باعث تحولاتی در رون، لوآر و تاگوس می‏شود.
هنگامی که پرخوری و آزمندی قاطر به حد اعلاء رسید،
آن ناوگان متلاشی می‏شود و جنازه‏ها در خون شناور می‏گردند. »

( قرن 2 – قطعهء 60 )

لوآر، طولانی‏ترین رود فرانسه است که 1020 کیلومتر طول دارد و به «درهء بهشت» معروف است. این رود به خلیج باریکی در نزدیکی شهر نانت فرانسه می‏ریزد و در نهایت به اقیانوس آتلانتیک می‏پیوندد.
رون، رودی است که از رشته کوههای آلپ در سوئیس سرچشمه می‏گیرد و بعد از جاری شدن در سرزمین فرانسه، در نزدیکی بندر مارسی، به دریای مدیترانه می‏ریزد.
تاگوس نیز رودی است در ایتالیا که پیشتر به آن اشاره کردیم.

دربارهء ایمان اهل کارتاژ می‏توان دوگونه برداشت نمود. اول اینکه منظور از آن دین اسلام است، زیرا کارتاژ سرزمینی مسلمان نشین بود. شاید منظور از ایمان کارتاژی‏ها، روش پیشنیان آنها در دشمنی و رقابت با امپراطوری روم باشد؛ رقابتی که باعث نبردهایی گردید که سه قرن به طول انجامید. اندیشه استراتژیکی کارتاژ این بود که به نوعی بر روم غلبه پیدا کند و از آسیب آن خلاصی یابد. بنابراین، مهم‏ترین روش آنها جنگ با رومی‏ها در خانهء خودشان بود. این نوع عملیات ایذائی، بارها اتفاق افتاد تا آنکه اوج برخورد نظامی کارتاژی‏ها با رومی‏ها در زمان سردار بزرگ کارتاژ یعنی هانیبال به وقوع پیوست، به طوری که او توانست تا مرکز ایتالیا نفوذ کند و یکی از بزرگتری ضربات نظامی تاریخ را به امپراطوری روم (که 12 قرن بر جهان سیطرهء کامل داشت) وارد سازد.

به پیش‏بینی نوسترآداموس، این ایمان کارتاژی‏ها منجر به تقسیم شرق میان موافقین و مخالفین خواهد شد. کسانی پیدا می‏شوند که از این فکر دفاع می‏کنند و گروهی دیگر در برابرش موضع‏گیری می‏نمایند.
در سطر دوم دربارهء یهودی بزرگ سخن گفته شده است. هویت این شخص تاکنون مشخص نشده است. به هر حال آنچه اهمیت دارد، ظهور یک یهودی شاخص و پرنفوذ در صحنهء سیاست جهان پس از سال 2007 می‏باشد.
اما قاطر حریص و پرخور که در سطر سوم به آن اشاره شده است، شاید منظور از آن، یهودیان آزمند باشند.


« سیناگوگ (Synagogue) بدون هیچ حاصلی عقیم خواهد ماند.
به زودی از هم پاشیده و میان کفار تقسیم خواهد شد.
دختر آن ستم دیدگان در بابل،
تیره بخت و مسکین است و به زودی بال‏هایش را خواهند چید. »

( قرن 8 – قطعهء 96 )

سیناگوگ نامی است که به جامعهء محلی یهود در شهر یا منطقه‏ای اطلاق می‏گردد. همچنین این نام بر پرستشگاهها یا کنیسه‏های یهودیان نیز نهاده شده است. در این پیشگویی، به نظر می‏رسد منظور از سیناگوگ، همان کشور اسرائیل باشد. احتمال بسیالر دارد مقصود نوسترآداموس از «ستم دیدگان در بابل»، یهودیان اسرائیل باشند. در سطر آخر، از هم پاشیدگی کشور اسرائیل پیشگویی شده است.


« در سرزمین‏های ماد، شبه جزیرهء عربستان و ارمنستان،
دو سپاه بسیار عظیم، در سه نوبت به بسیج و جمع‏آوری نیرو خواهند پرداخت.
در نزدیکی سواحل رود ارس،
خاندان سلیمان بزرگ به زودی بر زمین می‏افتند. »

(قرن 3 – قطعهء 31 )

سرزمین ماد در شمال غربی ایران قرار داشت و منظور از آن، ایران می‏باشد. رود ارس نیز در شمال غربی ایران و جنوب ارمنستان جاری است. منظور از سلیمان بزرگ، سلیمان پسر داوود است که از حدود سال 973 ق. م به مدت 40 سال با اقتدار کامل بر بنی‏اسرائیل حکومت کرد. او که به هنگام جانشینی پدرش، 20 سال بیشتر نداشت، به ساخت بسیاری از شهرهای آباد و حاصل‏خیز اسرائیل همت گمارد. در اطراف مرکز حکومتش (اورشلیم = بیت‏المقدس) برج و باروهای محکمی ساخت. این پیامبر بزرگ یهود، به نویسندهء کتابهای «مزامیر سلیمان» و «امثال و حکم» و کتابهای دیگری از عهد قدیم معروف است. به نظر می‏رسد منظور از «خاندان سلیمان»، اهالی اورشلیم و یهودیان باشند.
در این رباعی، سخن از بسیج بزرگ نیروها در ایران، ارمنستان و عربستان در سه مرحله به میان آمده است که در نهایت با شکست یهودیان در منطقهء رود ارس، به پایان خواهد رسید.


از اینکه پشتیبان و مشوق اینجانب در تکمیل مطالب بودید، از همگی شما عزیزان، سپاسگزارم.
پایان


 [External Link Removed for Guests] 
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 258 بار

پست توسط Saeid12345 »

Reza6662,
دستت درد نکند اما همش اومدي از يهوديا تعريف کردي! :-? مطالب ايراني پس چي شد؟ :-(
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 »

قوم یهود هم مثل قوم های دیگست.بد و خوب دارند :-o ولی صهیونیست ها از نوع بدشن :-o
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

Saeid12345 نوشته شده:Reza6662,
دستت درد نکند اما همش اومدي از يهوديا تعريف کردي! :-? مطالب ايراني پس چي شد؟ :-(

من فقط از کتاب و تاریخ نقل قول کردم. منکر مشکلاتی که قوم یهود برای پیامبر مسیح و همچنین پیامبر اسلام ایجاد کردن، نیستم.
ارسال پست

بازگشت به “بخش ويژه”