صفحه 54 از 448
ارسال شده: سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۴۰ ب.ظ
توسط Leila
تو نازك طبعي و طاقت نياري
گر اينهاي مشتي دلق پوشان
ارسال شده: چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۵, ۲:۴۱ ب.ظ
توسط arash_slayer
نامرادي و مراد اين جهان
تا بجنبي بگذرد در يکزمان
ارسال شده: چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
نابرده رنج گنج ميسّر نميشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
ارسال شده: پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۴۴ ق.ظ
توسط Leila
در ره عشق از ان سوي فنا صد خطرست
تا نگويي كه چو عمرم به سر ايد ر ستم
ارسال شده: پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۵, ۲:۰۶ ق.ظ
توسط arash_slayer
دائما حيران و عاجز بوده ام
کافرم گر شاد دوستان بوده ام
ارسال شده: پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۵, ۶:۵۳ ب.ظ
توسط Mamool
ما را به رندي افسانه كردند
پيران جاهل شيخانگاهها
ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۲۵ ق.ظ
توسط arash_slayer
اتحاد يار با ياران خوش است
پاي معني گير صورت سرکشست
ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۲:۴۴ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
تا کي به تمناي وصال تو يگانه
اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ب.ظ
توسط Mamool
هر دم از اين باغ بري مي رسد
تازه تر از تازه تري مي رسد
ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۲:۳۴ ب.ظ
توسط arash_slayer
در صومعه سينه ما يار مقيم است
ما از نظرش صوفي صافي صفائيم
شاعر:شاه نعمت الله ولي
ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۵:۰۶ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
مزن بر سر ناتوان دست زور
که روزي در افتي به پايش چو مور
ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۵:۲۲ ب.ظ
توسط hamid_khapid
روز آمد و برکشید خورشید علم
شب کرد ازو هزیمت و برد حشم
گویی ز میان آن دو زلفین به خم
پیدا کردند روی آن شهره صنم
ببخشید اگه بد نوشتم
این جزو اولین پستهای منه تو این انجمن
وقت نکردم قوانینش رو هم بخونم