صفحه 55 از 448

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۵:۲۸ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
منم آن ماهي افتاده در خاک
تو را چون آب دريا دوست دارم

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۷:۲۲ ب.ظ
توسط arash_slayer
معشوق خوديم و عاشق خود
گفتيم حديث عشق خود فاش

شاعر:شاه نعمت الله ولي

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
شب بود شمع بود من بودم و غم
شب رفت شمع سوخت من ماندم و غم

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۷:۵۳ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
hamid_khapid, ورودت را به اين انجمن خوش آمد مي گويم . اميدوارم در اولين فرصت قوانين را مطالعه نماييد. و انشا الله شاهد فعاليت خوبت باشم.

ALIAGHAKHAN, طبق قوانين اين تاپيک هر کابر در هر روز تنها يک شعر مي تواند بنويسد.

با تشکر :D

شعر بعدي با حرف ( م )

ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۳۹ ب.ظ
توسط Leila
مي ترسم از خرابي ايمان كه مي برد
محراب ابروي تو حضور نماز من

ارسال شده: شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۱۳ ق.ظ
توسط arash_slayer
نعمت الله مي است و عالم جام
اينچنين جام مي مرا است مدام

شاعر:شاه نعمت الله ولي

ارسال شده: شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۲۳ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
من که عمرم را به پايت ريختم زندگي هارا به پايت ريختم
من که با خوب و بد تو ساختم آرزوها را به خاک انداختم
ديگر چه خواهي

ارسال شده: شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۵۶ ق.ظ
توسط arash_slayer
يا مکن با پيل بانان دوستي
يا بنا کن خانه اي در خوردپيل

شاعر:سعدي

ارسال شده: یک‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۲۱ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
لحظه اي آسمان تو بنگر جامه ارغواني ام
در پي عشق او خزان شد نوبهار جواني ام

ارسال شده: یک‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۲۶ ق.ظ
توسط Leila
منظور خردمند من ان ماه كه او را
با حسن ادب شيوه ي صاحب نظري بود

ارسال شده: یک‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۰۰ ق.ظ
توسط hamid_khapid
ARMIN جان چشم
خوندم
سعي مي کنم رعايت کنم
اينم سهم امروز بنده :-) :
دم بر نیار و دفتر بیهوده پاره کن
تا کی کلام بیهده گفتار نا صواب

ارسال شده: یک‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵, ۲:۱۶ ب.ظ
توسط arash_slayer
بشنو اين ني چون شکايت ميکند
از جداييها حکايت مي کند