صفحه 68 از 448

ارسال شده: دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۶, ۲:۳۸ ب.ظ
توسط DJ.HAMED
سعدی ره کعبه رضاگیر

ای مرد خدا در خداگیر

:grin:

ارسال شده: دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
توسط saeed123
روز مراد است
گرم بپاخیز
زخمه به تاری بزن ز ناله بپرهیز
زانکه زهر گوشه مژده ی ظفر آمد
عاشق غمگین
فصل بهار است
نرگس زیبا میان باغ خمارست
باغ پر از دختران نادره کارست
صبح نشاط است
زیر درختان طنین خنده ی یارست
کار به کام است
طرفه غزالان به دشت مست نشاطند
وقت شکارست
دوره ی غم رفت و فرصت دگر آمد
ای دل خلوت گزیده ناله میاموز
شب سفری شد

ارسال شده: دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۶, ۴:۳۱ ب.ظ
توسط DJ.HAMED
درویش و غنی بنده این خاک درند

وآنان که غنی ترند محتاج ترند

:grin:

ارسال شده: دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۱۸ ب.ظ
توسط saeed123
دید موری در رهی پیلی سترک
گفت باید بود چون پیلان بزرگ
من چنین خرد و نزارم زانسبب
که نه روز آسایشی دارم، نه شب

ب بده بابا :grin: :grin:

ارسال شده: دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۶, ۹:۵۵ ب.ظ
توسط DJ.HAMED
باطل است آنچه مدعی گوید

خفته را خفته کی کند بیدار

:grin:

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۱۰ ق.ظ
توسط Montana2100
saeed123, DJ.HAMED, naatamam دوستان عزيزم :razz: :razz:
جسارت نباشه ها... ولي شما كه از كاربران و مديران خوب اين سايت هستيد ديگه چرا؟! مگه چندين پست در اين تاپيك اونم در يك روز ممنوع نيست؟! :-( 8) :) :m:a

روزي گذشت پادشاهي از گذرگهي *** فرياد شوق بر سر هر كوي و بام خاست
پرسيد زان ميانه يكي كودكي يتيم *** كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست؟
آن يك جواب داد چه دانيم ما كه چيست *** پيداست آنقدر كه متاعي گرانبهاست
نزديك رفت پيرزني گوژپشت و گفت: *** اين اشك ديده من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شباني فريفته است *** اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست
آن پارسا كه دِه خَرَد وملك رهزن است *** آن پادشا كه مالِ رعيت خورد گداست
بر قطره سرشك يتيمان نظاره كن *** تا بنگري كه روشني گوهر از كجاست
پروين به كجروان سخن از راستي چه سود؟ *** كو آنچنان كسي كه نرنجد ز حرف راست

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۱۴ ق.ظ
توسط Leila
درسته
منم چندين مرتبه اشاره كردم فقط يك پست در روز
و شعرايي كه داراي غالب و وزن هستن
ولي دوستان كار خودشون رو مي كنن :-P
تا چند همچو شمع زبان اوري كني
پروانه ي مراد رسيد اي محب خموش

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۲۰ ق.ظ
توسط mahshid-banoo
درود

شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم وغم

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۶, ۹:۴۶ ق.ظ
توسط DJ.HAMED
سلام

من جدا شرمنده هستم من نمی دونستم که حتما یه پست حالا که شما تذکر دادید حتما رعایت می کنم :sad:

از شما Leila, و از شما Montana2100, معذرت خواهی می کنم :D

مرغ بریان بچشم مردم سیر ____ کمتر از برگ تره بر خوان است

وآنکهرادستگاهوقوت نیست ____ شلغم پخته مرغ بریان است

:grin:

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۶, ۴:۳۹ ب.ظ
توسط naatamam
تو آينه چشام هنوزم عكس تو پيداست
از بس كه هر روز هي گريه كردم اشكام يه درياست

ارسال شده: چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۱۱ ق.ظ
توسط Leila
تسبيح و خرقه لذت مستي بخشدت
همت در اين عمل طلب از مي فروش كن

ارسال شده: چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۴۵ ق.ظ
توسط Montana2100
نکته‌ها رفت و شکايت کس نکرد ** جانـب حرمـت فرونگذاشتيم
گفت خود دادي به ما دل حافظا ** ما محصل بر کسي نگماشـتيم