صفحه 73 از 448
ارسال شده: جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۸۶, ۵:۰۹ ب.ظ
توسط Montana2100
در اين درگـه، کـه گـَه گـَه،
کـَه کـُهُ و کـُه کـَه شود ناگـه ...
مشو غـرّه به امــروزت،
کـه از فــردا نئی آگـه! ...
ارسال شده: جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ب.ظ
توسط naatamam
هر چه بادا باد،هرچه شد که شد
سر به روی میز ،می پرسم زخود
ارسال شده: شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۶, ۲:۲۰ ق.ظ
توسط arash_slayer
دستشان کز پايشان کز چشم کز
مهرشان کز صلحشان کز خشم کز
دوستان لطفا اين ( ز ) ها را 3نقطه فرض کنيد

ارسال شده: شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۲۸ ب.ظ
توسط naatamam
زاهد ار راه به رندي نبرد معذور است
عشق کاريست که موقوق هدايت باشد
ارسال شده: شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۶, ۹:۵۸ ب.ظ
توسط Masoud
دل ميرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
ارسال شده: شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۶, ۱۰:۴۴ ب.ظ
توسط Leila
ايا در اين خيال كه دارد گداي شهر
روزي بود كه ياد كند پادشاه از او
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۵۹ ق.ظ
توسط arash_slayer
ور بود اين جبر , جبر عامه نيست
جبر ان اماره خودکامه نيست
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۳۵ ب.ظ
توسط saeede
تو از هر در که باز آيي بدين خوبي و زيبايي
دري باشد که از رحمت به روي خلق بگشايي
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۵۱ ب.ظ
توسط naatamam
يا رب سبي ساز که يارم به سلامت
باز آيد و برهاندم از بند ملامت
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۰۸ ب.ظ
توسط Masoud
تو وقف خراباتي،دخلت مِي و خرجت مِي
زين وقف به هشياران، بسپار يكي دانه
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶, ۱۱:۳۰ ب.ظ
توسط Leila
همچو جسم جرعه ي ما كش كه سر دو جهان
پرتو جام جهان بين دهدت اگاهي
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۲۰ ق.ظ
توسط naatamam
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نکني نا شادم