ارسال شده: چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵, ۶:۵۰ ق.ظ
سرگذشت جنیان
جن يا بنى جان»
اخوان الصفا در باره بنى جان در قسم طبيعيات ص 228 آرند:
بين آدميان و جنيان دشمنى عميقى وجود دارد باستانى و آن اينكه قبل از آدم ابوالبشر سكنه روى زمين بنى جان بودند در بر و بحر و داراى تمدنى عميق بودند و دين خاص و نعمت هاى فراوان ، و چون بر انبياء خود طغيان و نافرمانى و در روى زمين فساد كردند خداوند از آسمان فرشته گان را فرستاد تا آنها را از روى زمين براندند و خود ساكن زمين شدند و بسيارى از بنى جان را به اسارت در آوردند تا آن گاه كه خداوند تصميم گرفت انسان بسازد آدم را خلق كرد و همه فرشتگان را امر كرد كه بدو سجده كنند و آنها را به آسمانها فرا خواند سپس جريان خلقت آدم را به طور تفصيل بيان كرده اند و اينكه ريشه عداوت بين بنى جان و انسانها از اينجا ناشى مى شود، در اين داستان عزرائيل و شيطان و فرعون از يك جنس به حساب آورده شده اند و جريان خروج آدم را از بهشت شرح مى دهند و اينكه انسانها همواره در اين زمين مورد وسواس شياطين و جنيان بودند و آنها را گمراه مى كردند تا آن گاه كه خداوند ادريس يا هرمس را مأمور هدايت آنها كرد و وى يعنى هرمس سعى كرد كه بين جنيان و انسانها آشتى برقرار كند و تا ايام طوفان نوح با هم معاشر بودند و صلح و سازش كرده بودند تا آن گاه كه حضرت ابراهيم را با منجنيق در آتش انداختند در اين جا بين جنيان و آدمى زادها اختلاف شد ، انسانها گمان كردند كه ساختن منجنيق از القاآت بنى جان است كه به تحريك جنيان نمرود منجنيق را ساخت و ابراهيم را به آتش انداخت و اين اختلاف ادامه يافت تا حضرت موسى آمد و بين بنى جان و انسانها آشتى داد و همه جنيان به دين موسى گرويدند و در زمان سليمان جن و انس با او همكارى مى كردند و تحت فرمان او بودند كه داستان آن معروف است .
و در اواخر عهد سليمان بين جن و انس اختلاف شد و يك گروه از جنيان دربار سليمان را ترك كردند و رفتند و مورد عتاب و عذاب سليمان واقع شدند، تا زمان حضرت عيسى مجدداً همه به دين عيسى گرويدند، و تا زمان حضرت محمد صلى الله عليه و آله جريان را به طور تفصيل بيان كرده اند .
اخوان عقيده دارند كه جنيان بر دو گونه اند به مانند انسانها خوب و بد ، مسلم و كافر لكن همه در اطاعت پادشاهان خودند برخلاف انسانها كه تمرد مى كنند .
جن يا بنى جان»
اخوان الصفا در باره بنى جان در قسم طبيعيات ص 228 آرند:
بين آدميان و جنيان دشمنى عميقى وجود دارد باستانى و آن اينكه قبل از آدم ابوالبشر سكنه روى زمين بنى جان بودند در بر و بحر و داراى تمدنى عميق بودند و دين خاص و نعمت هاى فراوان ، و چون بر انبياء خود طغيان و نافرمانى و در روى زمين فساد كردند خداوند از آسمان فرشته گان را فرستاد تا آنها را از روى زمين براندند و خود ساكن زمين شدند و بسيارى از بنى جان را به اسارت در آوردند تا آن گاه كه خداوند تصميم گرفت انسان بسازد آدم را خلق كرد و همه فرشتگان را امر كرد كه بدو سجده كنند و آنها را به آسمانها فرا خواند سپس جريان خلقت آدم را به طور تفصيل بيان كرده اند و اينكه ريشه عداوت بين بنى جان و انسانها از اينجا ناشى مى شود، در اين داستان عزرائيل و شيطان و فرعون از يك جنس به حساب آورده شده اند و جريان خروج آدم را از بهشت شرح مى دهند و اينكه انسانها همواره در اين زمين مورد وسواس شياطين و جنيان بودند و آنها را گمراه مى كردند تا آن گاه كه خداوند ادريس يا هرمس را مأمور هدايت آنها كرد و وى يعنى هرمس سعى كرد كه بين جنيان و انسانها آشتى برقرار كند و تا ايام طوفان نوح با هم معاشر بودند و صلح و سازش كرده بودند تا آن گاه كه حضرت ابراهيم را با منجنيق در آتش انداختند در اين جا بين جنيان و آدمى زادها اختلاف شد ، انسانها گمان كردند كه ساختن منجنيق از القاآت بنى جان است كه به تحريك جنيان نمرود منجنيق را ساخت و ابراهيم را به آتش انداخت و اين اختلاف ادامه يافت تا حضرت موسى آمد و بين بنى جان و انسانها آشتى داد و همه جنيان به دين موسى گرويدند و در زمان سليمان جن و انس با او همكارى مى كردند و تحت فرمان او بودند كه داستان آن معروف است .
و در اواخر عهد سليمان بين جن و انس اختلاف شد و يك گروه از جنيان دربار سليمان را ترك كردند و رفتند و مورد عتاب و عذاب سليمان واقع شدند، تا زمان حضرت عيسى مجدداً همه به دين عيسى گرويدند، و تا زمان حضرت محمد صلى الله عليه و آله جريان را به طور تفصيل بيان كرده اند .
اخوان عقيده دارند كه جنيان بر دو گونه اند به مانند انسانها خوب و بد ، مسلم و كافر لكن همه در اطاعت پادشاهان خودند برخلاف انسانها كه تمرد مى كنند .


