صفحه 82 از 448
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۵۸ ب.ظ
توسط arash_slayer
رفتي و همچنان بخيال من اندري ******** گوئي که در برابر چشمم مصوري
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۹:۵۱ ب.ظ
توسط Montana2100
يا رب آن نوگل خندان كه سپردي به منش ××××× ميسپارم به تو از دسته حسود چمنش
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۱:۲۳ ب.ظ
توسط Leila
شود غزاله ي خورشيد صيد لاغر من
گر اهويي چو تو يكدم شكار من باشي
ارسال شده: دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۱۱ ق.ظ
توسط arash_slayer
يا بگذارم چو شمع , يا بکشندم بصبح ******* چاره همين بيش نيست: سوختن و ساختن
ارسال شده: دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۳:۲۹ ب.ظ
توسط naatamam
نارها زان نرگس مستانه اش بايد کشيد
اين دل شوريده تا آن جعد و کاکل بايدش
ارسال شده: دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۴۹ ب.ظ
توسط sir.mohammad
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی
ارسال شده: سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۰۷ ق.ظ
توسط Leila
يارب امان ده تا باز بيند
چشم محبان روي حبيبان
ارسال شده: سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۵۳ ق.ظ
توسط SY745
نیست در کس کرم و وقت طرب می گذرد
چاره آن است که سجاده به می بفروشیم
ارسال شده: سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۱۵ ق.ظ
توسط arash_slayer
نه اميد از دوستان دارم , نه بيم از دشمنان ***** تا قلندر وار شد در کوي عشق ائين من
ارسال شده: سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۱:۵۴ ق.ظ
توسط SY745
arash_slayer, جان
شما سوختي بايد با ميم شعرتون رو شروع ميكردين

ارسال شده: سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۳:۲۳ ب.ظ
توسط arash_slayer
روي چشم...
مثال عاشق و معشوق شمع و پروانه ست ****** سر هلاک نداري ؟ مگرد پيرامون
ارسال شده: سهشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۴۸ ب.ظ
توسط saeede
نردبان آدمي ما و مني است
نردبان ما و من افتادني است