صفحه 83 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۰۱ ق.ظ
توسط Leila
تا كي غم دنياي دني اي دل دانا
حيفست ز خوبي كه شود عاشق زشتي
ارسال شده: چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۸:۴۲ ق.ظ
توسط SY745
يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
ارسال شده: چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۱۴ ب.ظ
توسط saeede
راهزن با طبق زر چه کند ؟ آن کردي
گله با سبزه ي نوبر چه کند ؟ آن کردي
ارسال شده: چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۵۸ ب.ظ
توسط arash_slayer
ياران به نصيحتم چه گويند ؟ ****** بنشين و صبور باش و مخروش
ارسال شده: پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۵۳ ق.ظ
توسط Leila
شايد كه به آبي فلكت دست نگيرد
گر تشنه لب از چشمه ي حيوان به در آيي
ارسال شده: پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۴۰ ب.ظ
توسط saeede
يک آسمان ابر دارم در سينه ، از داغ گل ها
يک شب بيايد ببيند ، هر کس که باور ندارد
ارسال شده: جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۸:۴۶ ق.ظ
توسط naatamam
ديدم از رشته جان دست گسستن بود آسان
ليک مشکل بود اين رشته مهر تو گسستن
ارسال شده: شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۳۴ ق.ظ
توسط Leila
ندانم نوحه ي قمري بطرف جويباران چيست
مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي
ارسال شده: شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط saeede
يارب کجاست محرم رازي که يک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چها شنيد
ارسال شده: شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۰۴ ب.ظ
توسط arash_slayer
نگذرد بر من شبي , کز داغ روز افزون ننالم ,
همچو ني لبريز دردم , چون نسوزم , چون ننالم
ارسال شده: یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۲۷ ب.ظ
توسط saeede
مي خوانمت اگر چه در آيينه نيستي
امشب به خواب ناز تماشاي کيستي؟
ارسال شده: یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۴:۲۴ ب.ظ
توسط arash_slayer
يا خاطر خويشتن بما ده ***** يا خاطر ما ز دست بگذار