صفحه 84 از 448

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۴۴ ب.ظ
توسط saeede
رسم عاشقي نيست با يک دل دو دلبر داشتن
يا ز دلبر يا ز دل بايد که دل بر داشتن

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۴۰ ب.ظ
توسط Mamool
نا چشيده جرعه اي از جام او
عشق بازي مي كنم با نام او :)

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۲ ب.ظ
توسط saeede
واعظان کاين جلوه در محراب و منبر مي کنند
چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۳۵ ب.ظ
توسط arash_slayer
وگر شمشير بر گيري , سپر پيشت نيندازم
که بي شمشير خود کشتي بساعدهاي سيمينم

ارسال شده: جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۹:۳۸ ق.ظ
توسط naatamam
منم که ديده به ديدار دوست کردم باز
چه شکر گويمت اي کار ساز بنده نواز

ارسال شده: جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۴۷ ب.ظ
توسط SY745
:grin: :grin: :grin: :grin:
زاغ ميخـواست قــار قــار کنــد
تا که آوازش آشکـــــــــــار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود

ارسال شده: جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۴۲ ب.ظ
توسط arash_slayer
درد من بر من از طبيب منست ***** از که جويم دوا و درمانش؟

ارسال شده: جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ب.ظ
توسط Leila
شراب تلخ مي خواهم كه مرد افكن بود زورش
كه تا يكدم بياسايم ز دنيا و شر و شورش

ارسال شده: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۱:۳۰ ق.ظ
توسط hamed_1990
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم

شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله سازم

ارسال شده: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۰۴ ب.ظ
توسط Mamool
من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از او همه ناز

ارسال شده: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۰۷ ب.ظ
توسط saeede
مخور صائب فريب زهد از عمامه ي زاهد
که در گنبد ز بي مغزي صدا بسيار مي پيچد

ارسال شده: شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۱۸ ب.ظ
توسط mangorg
دي پير مي فروش كه ذكرش بخير باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ياد