صفحه 1 از 1

سازهاي موسيقي ايراني

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
توسط sir.mohammad
رباب

تصویر

[align=justify]رباب " به ضم اول بر وزن غراب " سازی باشد مشهور که می نوازند و آن طنبور مانندی بود بزرگ و دسته کوتاهی دارد و بر روی آن به جای تخته پوست آهو کشند.
شکل ظاهری:
رباب معمولا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده است.

شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است. سینه نیز جعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه هفت گوشی تعبیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر( سطح پائینی) پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است.
دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن حدود ده دستان بسته می شود و بلاخره در سر ساز مانند تار، جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است.
تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر همصوت کوک می شوند.
سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده در حالیکه امروزه آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.
مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است. رباب اساسا محلی است و بیشتر در نواحی خراسان وسیستان و بلوچستان و مرز افغانستان معمولاست.

رباب سوپرانو:

سازی است با مقیاس کوچکتر از رباب معمولی که به پیشنهاد حسین دهلوی آن را رباب سوپرانو نام گذاردند و رباب معمولی، تنها در هنریتان موسیقی ملی و در موارد همنوازی در ارکستر در مقابل رباب ساخته شده سوپرانو نام رباب آلتو به خود گرفت .  

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۵۵ ب.ظ
توسط sir.mohammad
دف

تصویر

[align=justify]قديمي ترين و اساسي ترين نمونه آلات موسيقي، سازهاي ضربه اي يا كوبه اي هستند .
بر طبق رواياتي كه در ادبيات ايران باستان آمده است، مراسم جشن نوروز و تحويل سال توسط نواي دف همراهي مي شده است. دف در ايران ساساني* همراه با سرودهاي خسرواني و به طور گروه نوازي مورد استفاده قرار مي گرفته است. هم چنين تصاويري از نوازندگان دف بر روي سفالها و نقاشيهاي بناهاي باقيمانده پيش از ميلاد مسيح بدست آمده است كه گواهي بر قدمت، اصالت و دست نخوردگي اين ساز دارد.
امروزه در ايران به شكل شگفت انگيزي علاقه مندي مردم به نواختن دف رواج پيدا كرده است كه دست كم در صد سال گذشته بي سابقه بوده است.
دف بويژه بيشتر در كردستان، كرمانشاهان، كرمان و يزد نواخته می شود .
مشخصات دف :
کمانه : حلقه چوبی مدور به عرض 5 تا 7 و قطر دایره 48 تا 53 سانتی متر که دهانه
کاملا مدور موجب یک نواختی صدا می گردد.
شستی : فرورفتگی منحنی شکل . محل استقرار انگشت شست دست چپ بر روی لبه پشتی کمانه .
پوست : پوست کهنه بز با ضخامت یکسان و به رنگ یکسان ( تگرکی با دانه و آهکی نباشد ) پوستی مناسب است البته پوست آهو – میش – بزکوهی و ماهی نیز مرسوم بوده است .
گل میخ : برای حفظ پوست دف . پونز هایی از برنج - مس یا آهن در جداره بیرونی کمانه روی پوست کوبیده میشود.
قلاب : از آهن یا مس در جداره داخلی کمانه استفاده می شود که حلقه ها روی قلاب نصب می شوند و فاصله هر قلاب از پوست 3.5 و از قلاب مجاور 3 سانتیمتر می باشد.
حلقه : از برنج - مس و گاهی آهن به قلاب های دیواره داخلی متصل است .4 حلقه آویزه به یک قلاب و قطر حلقه ها 1.5 سانتیمتر است .
تسمه چرمی : برای جلوگيری از خستگی مچ نوازنده برای دف نوازی های طولانی درقسمت داخلی کمانه نصب ميشود استفاده می کنند .  

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۵۶ ب.ظ
توسط sir.mohammad
اميدوارم ساير دوستان هم اطلاعات خودشون رو در اختيار بقيه بزارن

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۵۸ ب.ظ
توسط sir.mohammad
سنتور

تصویر

سنتور " سازی است جعبه ای به شکل ذوذنقه که بر روی سطح آن دو ردیف خرک تعبیه شده که از روی هر خرک چهار سیم هم کوک عبور داده شده ،9 خرک میباشد که همین سنتور 9 خرک وسعت صدایش قدری بیشتر از 3 اکتاو است و نوازنده در اجرای دستگاه های مختلف ،کوک ساز را تغییر می دهد و یا محل خرک را تغییر میدهد و یا محل خرک ها را پس و پیش می کند .
سنتور یا شاهان تور از جمله ساز های کامل شرقی است. شکل سنتور اقتباس از کشتی و تور اقتباس از تور ماهیگیری و صدا،صدای برخورد امواج دریا به صخره هاست. سنتور در ابعاد مختلف در زمان های گذشته ساخته شده تا امروز به شکل استاندارد سل کوک و لا کوک در آمده.
سنتور یک ساز صد درصد ایرانی است که ساخت آن را به ابو نصر فارابی نسبت میدهند که مانند بربط(عود)ساز دیگر ایرانی به خارج برده شد.
سازندگان قدیمی و بزرگ سنتوردر ایران عبارتند از : حاج محمد کریم خان، خاچیک، مار کار ، کریم سرخوش و مهدی ناظمی و . . .

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۰۱ ب.ظ
توسط sir.mohammad
عود ( بربط )

تصویر

ابن خلدون در قرن 8 هجري قمري آن را به ترکه هاي چوبيني که انعطاف پذيراست معني نموده.
اما چندي بر اين اعتقادند که لفظ عود را بر اين ساز معين بدان جهت انتخاب کرده اند که بين آن و بربط ايراني که در هزاران سال پيش از نظر ظاهري وجه اشتراک فراوان با اين ساز داشته افتراقي قائل شوند.
ايرانيان در گذشته اين ساز را رود هم مي ناميدند. اما در قرن اخیر گاه لفظ لوت را هم به عود اتلاق مي کنند.
از ديدگاه سازشناسي، ساز عود در طبقه سازهاي زهي و در رده لوتهاي دسته دار که آن به موازات صفحه روي ساز و نواختن آن از طريق مضراب باشد قرار مي گيرد، بررسي سرنوشت ديرينه اين ساز در گرو شناخت تاريخي لوت است.
پيدايش نياکانان آنها به روزگار شکارچي گري انسان و استفاده از کمان و زه باز مي گردد و اين پرسش که چنين سازهايی به کدام یک از تمدنهاي کهن بشري ايران، مصر، هند، بين النهرين و چين مربوط مي شود موضوعي است که باستان شناسي ابزار موسيقايي بدان خواهد پرداخت، اما قطعا سازهايي که براي توليد صدا با دسته هاي کوتاه يا بلند با اشکات متفاوت، کاسه اي شبيه به کد و دارندنياکان اصلي لوت هاي کنوني به حساب مي ايد. آثار باستاني بين النهرين متعلق به هزاره دوم قبل از ميلاد تصوير مردي ايستاده را نشان مي دهد که به نواختن بربط مشغول است.
بر پايه بعضي از اسناد ابن سريح ايراني نژاد نخستين کسي است که در عربستان در قرن اول هجري عود فارسي يا بربط را نواخته و نوازندگي ان را آموزش داده است.
الاغاني مي گويد:
آشنايي او با عود از آنجا شروع شد که عبدالله ابن زوبير جمعي که ايرانيان را به مکه دعوت کرده بود تا خانه کعبه را تعمير کنند ديوارگران ايراني عود مي زدند و اهل مکه از ساز و موسيقي ايشان لذت مي برند و آنرا تحسين مي کردند، ابن سريح پس به عود زدن پرداخت و در اين صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.
در روزگاه امويان عود نوازاني همچون يونس کاتب-نشيت و ابن محرز نواختن عود را به دوران طلایی هنر در ایام ابراهيم،زلزل و زرياب منتقل مي کنند.
در نيمه دوم قرن 8 ميلادي و اويل روزگار عباسيان موسيقيدان برجسته درباري عود جديدي ساخت که با استقبال زيادي روبه رو شد و به زودي جاي عود فارسي يا بربط ايراني را گرفت که عموم آن را مي نواختند.
این عود کامل را به زبان عرب عود شبوط مي گويند که دسته ان ذر قسمت بالا کم. عريضتر و باريکتر از نزديک کاسه بوده

شکل ظاهری: شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل، و دسته ان بسیار کوتاه است، به طوری که قسمت
اعظم طول سیم ها در امتداد شکم قرار گرفته است. سطح رویه شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره هایی مشبک ایجاد شده است. عود فاقد دستان و خرک ساز کوتاه و تا اندازه ای کشیده است. عود دارای ده سیم یا پنج سیم جفتی است. سیم های جفت با هم همصدا کوک می شوند، و بدیهی است که هر یک از سیم های دهگانه یک گوشی مخصوص به خود دارد گوشی ها در دو طرف جعبه گوشی سرساز قرار گرفته اند. عود بم ترین ساز بین سازهای زهی است، نت نویسی آن با کلیدسل است که صدای ان عملا یک اکتاو بم تر از نت نوشته شده حاصل می شود.

مضراب عود از پر مرغ یا پر طاووس تهیه شده است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می نوازد.
صدای عود کمی خفه، نرم و غم انگیز ولی نسبتا قوی است. این ساز نقش تکنواز و همنواز هر دو را به خوبی می تواند ایفا کند.

عود چنان که گفته شده از اخلاف سازی قدیمی به نام بربط است از سوی دیگرممکن است با نام عربی خود العود به اروپا راه یافته و در آنجا نام لوت گرفته باشد .

ارسال شده: چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸۵, ۱:۱۶ ب.ظ
توسط sir.mohammad
تنبک

تصویر

تنبک " از میان سازهای ضربی موسیقی ایران تنبک کاملترین سازی است که تاکنون ساخته شده و آن را از گل پخته و چوب می سازند معمولا روی ضرب(تنبک) پوست بره می کشند و نوع گلی بزرگ آن را در زورخانه به کار برده و می برند و برای استقامت بیشتر روی آن را پوست گوسفند می اندازند. این ساز از دو قسمت کلی و استوانه ای شکل تشکیل شده، قسمت اول( بالا و هنگام نواختن) به قطر تقریبی 25 تا 30 سانتی متر و به طول 45 سانتی متر،؛ که سطح بالائی آن پوست کشیده شده و در پائین به قسمت دوم متصل شده است و این قسمت عبارت است از استوانه باریکتری که در انتها( پائین) کمی گشادتر شده و به دهانه ای باز منتهی گشته است. جنس تمبک معمولی از چوب است.
تمبک به منظور نواختن به طور افقی روی ران نوازنده نشسته قرار می گیرد و او دست چپ خود را در بالا و دست راست را در کنار راست تمبک قرار می دهد و با انگشتان، نرمه و تمام دست خود بر قسمت های مختلف( مرکز، میان، کنار) پوست می کوبد .
از آنجا که وسیله کوبیدن روی ساز انگشتان انسان است و این وسیله قادر است بر روی تمبک ریزه کاری و شیرین کاری های فراوان اعمال کند می توان از آن به عنوان تکنواز استفاده های شایان و جالب کرد.
نقش همنوازی در این ساز نه فقط همراهی ساز یا آواز و تامین و نگهداری ضرب موسیقی است بلکه طی 25 سال اخیر به ابتکار حسین تهرانی و همکاری دیگران ارکستری مرکب از گروه تمبک نوازان تشکیل شده قطعه هائی اجرا کرده اند .

ارسال شده: چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸۵, ۱:۱۸ ب.ظ
توسط sir.mohammad
سه تار

تصویر

سه تار " شکل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچکتر است، سطح رویی کاسه سه تار نیز چوبی است، سه تار امروزی چهار سیم است.
خرک سه تار کوچکتر از خرک تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، سه تار فاقد جعبه گوشی است و گوشی های چهارگانه آن دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته (سرساز) و دوتای دیگر در سطح جانبی چپ ( در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند.
سه تار با ناخن انگشت اشاره ( و گاه توام با ناخن انگشت وسطای)دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر مضراب سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است و به همین دلیل و به علل اکوستیکی دیگر، صدای این ساز ضعیف بوده برای تکنوازی در جلوی جمعیت یا همنوازی در ارکستر مناسب نیست. چنین به نظر می رسد که سه تار در قدیم، سازی محلی بوده و آن زمان سه سیم داشته است ( کلمه سه تار دلالت بر همین نکته می کند) ولی بعدها شهری شده و سیمی بر آن افزوده اند. به روایت از ابوالحسن صبا نقل می کنند که سیم چهارم سه تار را درویشی سه تار نواز به نام مشتاق علیشاه به آن ساز افزوده است و نوازندگان قدیمی این سیم را به نام مشتاق می شناسند. سه تار در حال حاضر دارای 4 سیم است. سیم اول سفید است و حاد نامیده مي شود، موسوم به سیم دو و جنس آن از فولاد است . سیم دوم زرد و به نام سیم سل است ، سیم سوم موسوم به سیم زیر که با سیم سفید بسته می شود . سیم چهارم زرد و زنگ یا مشتاق نامیده می شود و جنس آن از فولاد است . این سیم را میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به مشتاق علی اضافه کرده است و به همین دلیل این سیم را مشتاق مي نامند.سیم چهارم مانند سیم دوم زرد ولی اندکی ضخیم تر است . معمولا برای کوک سه تار، سیم اول دو، سیم دوم سل و سیم سوم دو، کوک مي شود. روی کاسه صوتی سه تار از چوب پوشيده شده است و برای انعکاس صوت سوراخ هایی روی آن به وجود مي آورند.