صفحه 1 از 1

موسیقی در دوره ساسانی

ارسال شده: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۹:۲۶ ق.ظ
توسط gigi64
آشنايي ما درباره موسيقي و رقص در دوره ساساني بيشتر از هر دوره ديگر پیش از اسلام است.

زيرا از نوشته‌هاي تاريخي و همچنين پيدايش اشيا ذي‌قيمت اين دوره مانند جام‌هاي نقره‌اي و موزاييك‌هاي به دست آمده از نقاط مختلف به خصوص بيشاپور (شهر شاپور اول) كه منقوش به رقص بانوان (جام نقره‌اي ساساني) و بانوي چنگ‌نواز (موزاييك پيدا شده از بيشاپور) است توسط پروفسور گيرشمن فرانسوي مابين سال‌هاي 1312 تا 1320 خورشيدي در بيشاپور كشف شد.

همچنين موسيقي‌دانان و خوانندگان بزرگ مانند باربد _ نكيسا _ رامتين _ بامشاد _ سركش اكثرا در دربار خسروپرويز بودند ظهور كردند كه پايه‌گذار موسيقي ايران پس از اسلام و حتي بعضي كشورهاي اسلامي شدند.

مدارك مثبتي نشان مي‌دهد كه در زمان ساسانيان موسيقي بسيار غني بوده و در جامعه مقامي بس شايسته داشته است. چنانكه در آيين مزدك كه در زمان كواد (قباد) ظهور كرد موسيقي به عنوان يكي از نيروهاي معنوي چهارگانه، شعور _ عقل _ حافظه و شادي برابر خداوند جلو‌ه‌گر مي‌شود. اين چهار نيرو به دستياري شش وزير امور عالم را اداره مي‌كنند و وزيران ميان 12 روح در حركتند كه يكي از آنها خواننده و سراينده موسيقي است.

به دست آوردن اين مقام در تشكيلات آسماني آيين مزدك نشانه آن است كه موسيقي در زندگي مردم آن روز جز احتياجات روحي به شمار مي‌رفته.

به علاوه مسلم است كه موسيقي‌دانان، خوانندگان و نوازندگان در دربار شاهان و شاهزادگان ساساني منزلتي شايسته داشته‌اند. چنانكه در افتتاح سدي روي رودخانه دجله موسيقي‌دانان هم‌رديف فرمانداران (ساتراپ) از جانب خسروپرويز دعوت مي‌شدند.

دستگاه‌هاي منسوب به باربد شامل هفت‌ خسرواني _ سي سحن و سيصد و شصت داستان بوده كه با هفت روز هفته و سي‌ روز ماه و سيصد و شصت روز سال مطابقت داشته است.

در كتاب تاريخ منوچهري و ديگر نويسندگان ايراني و عرب نام‌هاي بي‌شماري از آوازها و قطعات موسيقي است كه تشخيص نوع و گام و كيفيت اجراي آنها ميسر نيست. مثلا يزدان آفريد شايد نام يك سروده مذهبي است.

بعضي داستان‌ها به وقايع تاريخي و آثار افتخارآميز قديم ايران منسوب است كه ساسانيان از آغاز مايل به يادآوري آن بودند. مثلا كين ايرج _ كين سياوش _ تخت اردشير و برخي قدرت خسروپرويز را نمايان مي‌سازد _ باغ شيرين _ باغ شهريار _ تخت تاكديس و بعضي ديگر ثروت او را به ياد مي‌آورند و در برخي جشن‌ها و عيدها در فصول مختلف به خصوص فرا رسيدن بهار و نوروز تشريح و توصيف مي‌شدند.

از آن جمله‌اند نوروز بزرگ _ گلزار _ سبز بهار _ راه گل _ آرايش خورشيد و ماه _ ابهر كوهان _ نوشين لبان _ روشن چراغ _ پاليزبان _ دل‌انگيزان كه در آنها مناظر زيباي طبيعت و نشاط زندگي توصيف شده است.

برخي از اين نام‌ها هنوز در بين گوشه‌هاي دستگاه‌هاي موسيقي كنوني ايران و ممالك اسلامي يافت مي‌شود مثلا زيرافكند _ نوروز _ نَهفت _ خسرواني و غيره. راست يكي از آنهاست كه امروز يكي از دستگاه‌هاي موسيقي ايران و عرب و تُرك است.

به نظر مي‌رسد باربد بزرگ‌ترين آهنگساز زمان خود بوده، نه تنها به سبب توانايي در خلق آهنگ‌هاي گوناگون و مهارت در نوازندگي بلكه به سبب تنوع احساساتي كه در قطعاتش در شنونده ايجاد مي‌كند.

در اين مورد حكايتي درباره قطعه‌اي از او به نام شبديز نقل شده است كه به وسيله شاعر عرب خالد فياض و ديگران به شعر درآمده است. معروف است كه خسروپرويز بين اسب‌هاي خود اسب باهوشي به نام شبديز (رنگ شب) را بيش از همه دوست مي‌داشت و چنان به اين اسب علاقه‌ داشت كه سپرده بود كه هر كس خبر مرگ شبديز را بر زبان راند مجازاتش اعدام باشد.

شبديز مُرد و كسي را جرأت نبود كه شاه را از واقعه آگاه سازد. رييس دواب (چهارپا) ناچار از باربد خواست كه به وسيله آهنگي اين خبر شوم را به شاه بفهماند. گويند باربد آهنگي ساخت و خسرو از شنيدن آن مرگ شبديز را دريافت. فرياد برآورد شبديز مرد. باربد پاسخ داد آري شاهنشاه و بدينگونه با آهنگ موسيقي خبر آن را به شاه دادند و بدين وسيله شاه را از عهد خود بازگردانيد.

بنا بر نوشته مورخين گام‌هاي موسيقي قديم ايراني در حقيقت پيش از باربد نيز وجود داشته است. در هر حال بايد آنها را ريشه و بنيان موسيقي ايران و عرب بعد از اسلام و ممالك اسلامي دانست.

[External Link Removed for Guests]

:D