پاداش عشق پاک

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با جامعه شناسي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 292
تاریخ عضویت: شنبه 30 مرداد 1389, 12:44 pm
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 263 بار
سپاس‌های دریافتی: 1209 بار
تماس:

پاداش عشق پاک

پست توسط !MOS » شنبه 20 بهمن 1397, 12:24 am

اعوذبالله من الشيطان الرجيم 
بسم الله الرحمن الرحيم 
سلام عليكم
پاداش عاشق پاك دامن
رسول اللّه صلي الله عليه و آله :
«مَن عَشِقَ فَكَتَمَ وَعَفَّ فَماتَ فَهُوَ شَهيدٌ .»
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
«آن كه عاشق شود و كتمان كند و پاك دامنى پيشه سازد تا از دنيا برود ، شهيد است.»
منبع حدیث:
کتاب کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال ، تالیف آقای علاءالدین علی بن حسام ، جلد ٣ ، صفحه٣٧٢ ، حدیث شماره ٧٠٠٠
_____________________
رسول الله صلي الله عليه و آله :
«العِشقُ مِن غَيرِ ريبَةٍ كفَارَّةٌ لِلذُّنوبِ .»
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
«عشقِ پاك ، كفّاره گناهان است .»
منبع حدیث :
کتاب الفردوس ، جلد ٣، صفحه ٩٤ ،حدیث ٤٢٦٦ 
_____________________
عن ابن عبّاس عَن رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله :
« خِيارُ اُمَّتِي الَّذينَ يَعِفّونَ إذا آتاهُمُ اللّه ُ مِنَ البَلاءِ شَيئا . 
قالوا : وأيُّ البَلاءِ؟ 
قالَ : العِشقُ . »
به نقل از ابن عباس ، از پيامبر خدا (ص) :« بهترين هاى امّت من ، كسانى هستند كه چون خداوند عز و جل آنان را به بلا گرفتار كند ، پاك دامنى ورزند .
گفتند : كدام بلا؟ 
فرمود : عشق! »
منبع حدیث:
کتاب کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال ، تالیف آقای علاءالدین علی بن حسام، جلد ٣،صفحه ٣٧٣، حدیث۷۰۰۱ و صفحه ۷۷۹، حدیث ۸۷۳۲
_____________________
 رسول الله صلي الله عليه و آله :
«مَن عَشِقَ وكَتَمَ وعَفَّ وصَبَرَ ، غَفَرَ اللّه ُ لَهُ وأدخَلَهُ الجَنَّةَ .»
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
«آن كه عاشق شود و كتمان كند و پاك دامنى پيشه سازد و پايدارى كند ، خداوند ، او را مى بخشد و او را به بهشت ، داخل مى كند .»
منبع حدیث:
کتاب کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال ، تالیف آقای علاءالدین علی بن حسام ، جلد ۳، صفحه ۳۷۳ ،حدیث ۷۰۰۲
_____________________
منظور از عشق در اينجا محبت شديد است. ممكن است انسان به كسي محبت شديد پيدا كند و عاشق وي گردد. گاهي عاشق مي تواند از طريق صحيح به معشوق برسد و تلاش صحيح براي رسيدن به وصال معشوق جايز بلكه لازم است تا بتواند در كنار معشوق آرام بگيرد و بهتر به وظايف بندگي قيام كند. طبيعي است كه در اينجا بايد از طريق صحيح تلاش كند به معشوق برسد و تا رسيدن به وصال هم صبر و تحمل كند ولي ديگر با تلاش براي وصال كتمان معنا ندارد.
ولي گاهي به كسي محبت و عشق پيدا مي كند كه شرعا راهي براي وصال نيست مثلا به همسر فرد ديگري دلبسته مي شود يا به پسري زيبا رو دلبسته مي گردد یا مبتلا به عشقی یک طرفه می شود. زيبايي جاذبه دارد و چه بسا فرد ناخودآگاه در دام عشقي گرفتار مي آيد كه عشق ممنوع است. در اينجا آشكار كردن عشق و تلاش براي رسيدن به وصال محبوب، گناه است و باعث بي آبرويي معشوق و متلاشي شدن زندگي او و ... مي گردد. حالا اگر عاشق بي پروا و بي تقوا باشد، عشق را آشكار مي كند و براي رسيدن به معشوق از هيچ تلاشي فروگذار نمي كند هر چند به جاهاي باريك برسد اما اگر با پروا و با تقوا باشد، اين عشق را كتمان مي كند و در برابر شعله هاي سركش آن صبر و مقاومت مي ورزد تا يا خدا او را از اين عشق ممنوع برهاند يا مرگ او را آزاد كند. طبيعي است كه اين فرد در جهادي عظيم است و اگر مرگ او در اين جهاد برسد، شهيد است و از قتيل ميدان جنگ با دشمنان حق كمتر نيست.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی 
_____________________
 رسول الله صلی الله علیه و آله :
«مَن قَدَرَ علَى امرَأةٍ أو جارِيَةٍ حَراما فتَرَكَها مَخافَةَ اللّه ِ حَرَّمَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ علَيهِ النّارَ ، و آمنَهُ اللّه ُ تعالى مِن الفَزَعِ الأكبَرِ و أدخَلَهُ اللّه ُ الجَنّةَ ، و إن أصابَها حَراما حَرَّمَ اللّه ُ علَيهِ الجَنّةَ و أدخَلَهُ النّارَ .»
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
«هر كس بر زن يا كنيزى به حرام دست پيدا كند و از ترس خداوند او را رها كند، خداوند عزّ و جلّ آتش را بر وى حرام گرداند و از آن وحشت بزرگ (روز قيامت) در امانش دارد و او را به بهشت برد. اما اگر با وى مرتكب حرام شود، خداوند بهشت را بر او حرام گرداند و به دوزخش برد.»
منبع حدیث:
کتاب شریف ثواب الاعمال ، تالیف آقای محمد بن علی ابن بابویه قمی (ره) ،جلد ١، صفحه ٣٣٤
_____________________
رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم:
« مَن عَرَضَت لَهُ فاحِشَةٌ أو شَهوَةٌ فَاجتَنَبَها مِن مَخافَةِ اللّه ِ عز و جل حَرَّمَ اللّه ُ عَلَيهِ النّارَ ، وآمَنَهُ مِنَ الفَزَعِ الأَكبَرِ ، وأنجَزَ لَهُ ماوَعَدَهُ في كِتابِهِ في قَولِهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ : «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ» 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
هر كس ، زنا يا شهوت جنسى [ديگرى] برايش فراهم آيد و او از ترس خداوند عز و جل از آن اجتناب ورزد، خداوند، آتش را بر او حرام مى گردانَد و از هراس روز قيامت، در امان مى دارد و آنچه را در كتابش در اين سخن وعده داده، به وى مى دهد: «و براى كسى كه از مقام پروردگار بترسد، دو بهشت است» .
 
منبع: کتاب شریف لایحضره الفقیه ،  تالیف آقای محمد بن علی ابن بابویه قمی (ره) ، جلد ۴، صفحه ۱۴، حدیث ۴۹۶۸ 
_____________________
الامام علی(عليه السلام):
«مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ؛ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ.»
امام علی علیه السلام :
«مجاهد شهيد در راه خدا پاداشش بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه داشته ولى خوددارى نموده. چنين انسان با عفّتى نزديك است فرشته اى از فرشتگان باشد.»
منبع حدیث:
 کتاب شریف نهج البلاغه، تالیف  آقای ابوالحسن محمد بن الحسین بن موسی( ره)، حکمت ۴۷۴
شرح و تفسیر:
همسان شهيدان
مى دانيم كه مقام شهيدان در اسلام بسيار والاست و مطابق حديث معروف نبوى كه در كتاب شريف كافى آمده است: «والاتر از هر كار نيكى كار نيك ديگرى وجود دارد تا به شهادت در راه خدا مى رسد كه بالاتر از آن، نيكى ديگرى نيست».
قرآن مجيد و روايات، درباره شهيدان راه خدا و مقام والاى آن ها سخن بسيار گفته اند. با اين حال، امام(عليه السلام) مسأله عفت و پاكدامنى و چشم پوشى از گناه را به هنگامى كه انگيزه هاى شديد آن در وجود انسان زنده مى شود كمتر از شهادت در راه خدا ندانسته است و اين نشان مى دهد كه اسلام براى مسائل اخلاقى مخصوصاً عفت نفس به ويژه در مقابل انگيزه هاى شديد جنسى چه اندازه اهميت قائل است.
امام علی(عليه السلام) در تأييد اين مطلب و تأكيد بر آن، در پايان اين سخن، عفيف و پاكدامن را همچون فرشته اى از فرشتگان خدا مى شمرد و مى فرمايد: چنين كسى نزديك است به مقام فرشتگان مقرب الهى برسد. بخشى از مقاماتى كه بسيارى از اوليا و انبيا پيدا كرده اند مرهون عفت نفس آن ها بوده است. حضرت يوسف(عليه السلام) گرچه به دليل عفت و پاكدامنى سال ها در زندان به سر برد و رنج هاى فراوانى تحمل كرد اما علاوه بر مقامات معنوى و اخروى، در دنيا سربلند و سرافراز شد و عزيز مصر، آن كشور پهناور و بزرگ گشت.
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم:
« مَنْ‌ سَلِمَ‌ مِنْ‌ أُمَّتِي [مِنْ‌] أَرْبَعِ‌ خِصَالٍ‌ فَلَهُ‌ اَلْجَنَّةُ‌ مِنَ‌ الدُّخُولِ‌ فِي الدُّنْيَا وَ اتِّبَاعِ‌ الْهَوَى وَ شَهْوَةِ‌ الْبَطْنِ‌ وَ شَهْوَةِ‌ الْفَرْجِ‌»
« كسى كه از چهارچيز خود را حفظ كند وارد بهشت مى شود، دنياپرستى، هواپرستى، شهوت شكم و شهوت جنسى».[۱]
در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم:
«مَا مِنْ‌ عِبَادَةٍ‌ أَفْضَلَ‌ عِنْدَ اللَّهِ‌ مِنْ‌ عِفَّةِ‌ بَطْنٍ‌ وَ فَرْج»
« هيچ عبادت الهى اى برتر از اين نيست كه انسان در مقابل شكم پرستى و شهوت پرستى عفيف و پاك بماند».[۲]
و در نقطه مقابل عفت و پاكدامنى، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
«أَكْثَرُ مَا تَلِجُ‌ بِهِ‌ أُمَّتِي اَلنَّارَ الْأَجْوَفَانِ‌ الْبَطْنُ‌ وَ الْفَرْجُ‌.»
« بيشترين چيزى كه امت مرا گرفتار آتش دوزخ مى كند دو چيز است: شكم و شهوت جنسى».[٣]
و اگر درست دقت كنيم مى بينيم كه سرچشمه بسيارى از گناهان كبيره و ظلم ها و ستم ها و خونريزى ها علاقه به اين دو چيز است.
در دنياى امروز به خوبى مى بينيم كه شهوت مال و شهوت جنسى انگيزه بسيارى از حوادث دردناك مى باشد و پرونده هاى جنايات در سايه آن ها رقم مى خورد و به همين دليل جهان خواران براى فريب و خريد وجدان ها از اين دو عامل استفاده مى كنند و بسيارند افراد ظاهراً سالمى كه در اين دو دام گرفتار مى شوند.
پی نوشت:
[۱]. کتاب شریف بحارالانوار،تالیف آقای محمدباقر مجلسی(ره)، جلد ۶۸، صفحه ۲۷۱، حدیث ۱۴.
[۲]. کتاب شریف بحارالانوار،تالیف آقای محمدباقر مجلسی(ره)، جلد ۶۸،صفحه ۲۷۰، حدیث ۷.
[٣].کتاب شریف بحارالانوار،تالیف آقای محمدباقر مجلسی(ره)، جلد ۶۸،صفحه ۲۶۹، حدیث ۵.
منبع شرح و تفسیر:
کتاب شریف پیام امیرالمومنین علیه السلام شرحی نوین بر کتاب شریف نهج البلاغه تالیف آقای مکارم شیرازی
والعاقبه للمتقين
التماس دعا
يا مهدي
hikmat313.blogfa.com

 

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 292
تاریخ عضویت: شنبه 30 مرداد 1389, 12:44 pm
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 263 بار
سپاس‌های دریافتی: 1209 بار
تماس:

Re: پاداش عشق پاک

پست توسط !MOS » سه شنبه 23 بهمن 1397, 9:11 am

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

رسول الله صَلَّى اللَّهُ‌ عَلَيْهِ‌ وَ آلِهِ‌ :

«إِنِّي لَأَعْلَمُ‌ آيَةً‌ لَوْ أَخَذَ بِهَا النَّاسُ‌ لَكَفَتْهُمْ‌ وَ مَنْ‌ يَتَّقِ‌ اللّٰهَ‌ الْآيَةَ‌ فَمَا زَالَ‌ يَقُولُهَا وَ يُعِيدُهَا.»

منبع حدیث:

کتاب شریف بحار الانوار ، تالیف آقای محمدباقر مجلسی (ره)،جلد ۶۷،صفحه ۲۸۱

در روایتی از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که حضرت فرمودند: یک آیه در قرآن هست که اگر همه مردم به این آیه متوسل بشوند این آیه برای آنها کافی است. وقتی پرسیدند کدام آیه است حضرت این آیه شریفه را خواندند «وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْرًا» این آیه سه فراز دارد. فراز اول، در شرایط سختی که همه چیز حکم می کند که انسان باید از تقوا و مسیر خدا جدا بشود و همه عوامل ظاهری به ما دیکته می کنند که حرف خدا را کنار بگذار تا از بن بست نجات پیدا بکنی، ما را به تقوا دعوت می کند. در این شرایط خدای متعال ما را دعوت به تقوا می کند و می فرماید که اگر در این شرایط تقوا داشتید خدای متعال دو کار را برای شما انجام می دهد: یکی اینکه شما را از بن بست بیرون می برد و راه را برای شما باز می کند و دوم اینکه شما را تأمین می کند و از آن جایی که فکر نمی کردید به شما روزی می دهد و از مسیری که گمان نمی کردید خدا رزق شما را می رساند.

خیلی وقتها گناهان ما به دلیل فقرمان است؛ مثلاً یک چیزی می خواهیم و برای رسیدن به آن خواسته فرمان خدا را زیر پا می گذاریم؛ خدای متعال می گوید اگر تقوا داشتید من خودم هدایتتان می کنم و از جایی که فکر نمی کنید شما را تامین می کنم. از این قسمت اول آیه استفاده می شود که خدای متعال در یک شرایط سخت که بحسب ظاهر راه خروج نداریم، ما را به تقوای خودش امتحان می کند و اصلاً جای تقوا اینجا است. غیبت نکردن خیلی وقت ها خیلی آسان است؛ اما آنجایی تقوا داشتن سخت است که انسان احساس می کند چاره ای ندارد که آبروی مومنی را بریزد تا بار خودش را ببندد، یعنی هر چقدر هم نگاه می کند می بیند راه های دیگر بسته و همین یک راه باز است؛ اگر همین یک کلمه را بگوید گرچه یک کس دیگر را گیر انداخته اما خودش خلاص می شود.

خدای متعال درعالم امتحان یک موقعی راه حلال را می بندد بطوری که هر چقدر این در آن در می زنی راه حلال باز نیست و تنها راه این است که العیاذ بالله حرف خدا را زیر پا بگذاری؛ مثلاً انسان احتیاج مالی دارد در همین شرایط احتیاج خدای متعال اتفاقاً راه حلال را می بندد و راه شبهه ناک به حرام را پیش روی انسان باز می کند. گاهی همه عوامل می گوید تو چاره نداری، این مال حرام را بگیر، این رشوه را بده، این یک دروغ را بگو، این رشوه یا این ربا را بگیر تا مشکلت حل شود؛ ولی خدای متعال به ما اجازه نمی دهد. تقوا اینجا معنا دارد که انسان در یک شرایطی قرار می گیرد که راه ها بسته هستند و اگر بخواهد راه خدا را برود بحسب ظاهر به نتیجه نمی رسد؛ ولی خدای متعال می فرماید که تقوا داشته باشید.

گاهی جامعه ای در شرایط سخت قرار می گیرد. دشمن غدار قوی از همه طرف جامعه را محاصره می کند و می خواهد جامعه را تسلیم کند و اگر تسلیمش شدی شما را تا گاو و ماهی می برد «وَلَنْ تَرْضَی عَنْک الْیهُودُ وَلَا النَّصَارَی حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»(سوره مبارکه بقره/آیه شریفه١٢٠) دست از سر ما که بر نمی دارد می گوید قدم به قدم به عقب برو و اسلام را تحویل بده کاری با تو نداریم. از طرفی هر طور که حساب کنیم واقعاً بن بست است؛ یعنی نه در موازنه اقتصادی و نه در سلاح اتمی بحسب ظاهر حریف آنها هستیم. بحسب ظاهر راه همین است که دست برداریم و تسلیم بشویم با دشمن کنار بیاییم ولی خدای متعال اجازه می دهد؟ نه اتفاقا امتحان همین جا است.

جوان نیاز غریزی دارد اما گاهی در یک شرایطی خدای متعال راه حلال را می بندد و راه حرام را باز می گذارد. یک نکته را هم اینجا تذکر بدهم که ساختارهای اجتماعی باید روان باشد و راه حلال همیشه باید باز باشد. این کاری که تمدّن غرب کرده خدا ریشه این تمدّن را بکند مثل باغی است که آب را به رو آن ببندی و بعد کبریت بکشی. شرایط استفاده را روی جوان های ما می بندد سن ازدواج تا سی سال می رود و بعد هم راه حلال بسته است؛ نه شغل دارد و نه کار. اینهـا را ساده نگیرید، اینهـا مدل های سرمایه داری است که در دوران بازسازی به اینهـا عمل کردیم و الان هم در حال احیاء شدن است. من از آن دفاع نمی کنم زیرا باید شرایط اجتماعی برای ازدواج روان باشد؛ ولی در همین شرایط روان خدای متعال یک جایی بنده اش را امتحان می کند یعنی باب حلال را می بندد و باب حرام را باز می کند. همه چیز می گوید گناه بکن؛ اما اگر طرف خدا را گرفتی دو نتیجه دارد: یکی جعل له مخرجا دوم و یرزقه من حیث لا یحتسب.

امداد الهی به اولیاء و انبیاء در نتیجه رعایت تقوا و انجام فرمان الهی

یوسف صدیق در شرایطی قرار گرفت که همه چیز می گفت: گناه کن، چون برده آن خانه آن هم در نظام برده داری مصر بود و همه درها هم بسته بود و زلیخا همه جور خودش را آرایش کرده بود. شرایط به گونه ای بود که می گفت: تسلیم باش؛ ولی خدا در قرآن می فرماید: «وَ اسْتَبَقَا الْبَابَ وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا إِلَّا أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»(سوره مبارکه یوسف/ آیه شریفه ۲۵) طوری فرار کرد که مانند مسابقه شد. در این مسابقه از دربند اول تا دربند هفتم باز شد. به دربند هفتم که رسیدند عزیز مصر پیدا شد. زلیخا رو کرد به همسرش و گفت: کسی که قصد سوء به همسر شما داشته باشد مجازاتش چیست؟ یا باید زندانی اش کنید یا یک عذاب الیم و مجازات سختی که عبرت بشود. حضرت یوسف فرمود: «هِيَ رَاوَدَتْنِي عَن نَّفْسِي»(سوره مبارکه یوسف/آیه شریفه۲۷)؛ یعنی من بنای مراوده نگذاشتم بلکه آغاز از او است و او مراوده کرد. زلیخا یک فرصتی را انتخاب کرده بود که همسرش منزل نباشد اما خدای متعال او را به طرف منزل می کشد که دربند هفتم با هم برخورد می کنند. در اینجا یک تعبیری قرآن دارد که می فرماید: «قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ»(سوره مبارکه یوسف/آیه شریفه26) یوسف فرار می کند و زلیخا دست انداخت که یوسف را بگیرد، از پشت سر پیراهن پاره شد. آن «یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» در اینجاست؛ زیرا قرآن می فرماید: «وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا»(سوره مبارکه یوسف/آیه شریفه26) دربند هفتم، زلیخا یوسف را متهم کرد اما یک طفلی از اهل خود زلیخا شهادت داد و کار را تمام کرد. گفت: نگاه کنید و ببینید پیراهن از کدام طرف پاره شده از پیش رو یا از پشت؛ سر اگر از پشت سر باشد یوسف راست می گوید و اگر از پیش رو باشد او راست می گوید.

نگاه کردن و دیدند که پیراهن از پشت سر پاره شده این می شود. یوسف تقوا را انتخاب کرد و دیگر بقیه اش با خدا است. خدا می داند که کار را چگونه درست کند؛ او می تواند یک مساله ای برای عزیز مصر ایجاد کند و او را به خانه بکشد؛ او می تواند دست زلیخا را به خطا بیاندازد تا پیراهن از پشت سر پاره بشود.

معنای تقوی و توکل در برابر هجوم ها و فشارهای درونی و دشمنان درونی

آنچه گفته شد یک معنای «و من یتق الله یجعل له مخرجا» است. معنای دقيق تر دیگري که نقل كرده اند اين است که آدمی اسیر غریزه است و غریزه امیر بر او است. در واقع انسان در بن بست غریزه خودش گرفتار است. وقتی از عهده امتحان برآمد؛ خدای متعال جای امير و اسير را عوض می کند و او می شود امیر و غریزه اسیر. این بن بست، از آن بن بست بيروني مهم تر است. وقتي این بن بست درون را خدا برای انسان باز كرد؛ آدمی که تحت فشار بود و نمی توانست مسلط بر غریزه خودش باشد، غریزه رام او می شود. نیازهایی که او را به حرکت در می آوردند را تحت فرمان او قرار می دهد و دیگر او تحت فرمان نیازهایش نیست. در قرآن دیده اید که وقتي جناب یوسف، آن امتحان را می دهد دیگر تمام زنان مصری بنای مراوده با او را می گذارند. کار به جایی می رسد که «رب السجن احب الیه مما یدعوننی»(سوره مبارکه یوسف/آیه شریفه ۳۳) این همان معناي دوم است. يعني خدایا، زندان از اجابت تقاضای اینها بهتر است. کار به جایی می رسد که او امیر بر خواسته های خودش می شود. آدمی که مي خواست برای یک لقمه نان تخلف کند، دیگر از این نیاز فارغ می شود. البته اين نیاز را هم خداوند مرتفع می کند، ولي به شکلی مرتفع می کند که آدم حساب و کتابش را نمی کرده است؛ از آنجایی که نمی دانسته خدا تأمین می کند و او را از حصار خواسته ها، نیازها، غرایض و تخیلات بیرون می برد.خیلی وقتها، فشارهایی که به ما وارد مي شود به خاطر خیالات ما است. اگر انسان از این عالم خیال عبور کند خیلی از فشارها برداشته می شود. آدم خیال می کند که این زمین و ماه و خورشید و ... کاره ای هستند. اگر از عالم خیالش عبور کرد می فهمد که همه به ید قدرت حضرت حق است. «ان بیدلک لا بید غیرک زیادتي و نقصی و نفعي و ضری ان حرمتنی فمن ذا الذی يرزقني و ان خذلتنی فمن ذا الذی ینصرنی»(فرازی از مناجات شعبانیه)

اگر انسان از عالم خیال عبور کرد، همه این قصه ها حل می شود. اگر کسی اهل تقوی شد خداوند متعال او را از عالم خیال عبور می دهد. بعضی فرموده اند تصرف شیطان همه اش مربوط به این عالم خیال آدمي است. خیال انسان را تحریک می کند. «لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين‏»(سوره مبارکه حجر/ آیه شریفه 39) خدای متعال انسان را از این وادی خیال عبور می دهد «یجعل له مخرجا» لذا یک معنای دیگری که برای «وَمَن يتَّقِ اللَّهَ يجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا» بیان کرده اند این است که اگر کسی اهل تقوای الهی بود از شرکهای خفی نجات پیدا می کند. ما در واقع اسیر شرکهای خودمان هستیم فلذا خیال می کنیم زمین و آسمان ما را اداره می کنند. با پول خدا، راحت راه می رویم ولی با خود خدا راحت راه نمی رویم. جیبمان اگر پر از پول باشد آرام مي گيريم، ولي اگر خالی باشد آرام نیستیم. این راه رفتن با پول خداست نه با خدا؛ ما خیال می کنیم اگر در کویر باشیم از تشنگی می میریم و اگر در دریا باشیم سیراب هستیم. به قول آن عزیزي كه می فرمود: «آدمی که اهل توحید است نه در کویر خودش را تشنه می بیند و نه در دریا سیراب» نه در کویر از گرسنگی می ترسد و نه بر سر غذای لذیذ از سيري مطمئن است. چه بسا لقمه هایی که بر سر سفره، گلوی انسانها را گرفته و آنها را از پا درآورده است و چه انسانهایی که خداوند متعال در کویر اداره شان کرده است.

خدای متعال در قرآن می فرماید: «لاَ تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یرْزُقُهَا وَإِیاکمْ»(سوره مبارکه عنكبوت/آیه شریفه 60) پرندگان مهاجر وقتی از خانه هايشان بیرون می آیند روزیشان را با خودشان برنمی دارند، با دست خاليِ خالي، مهاجرتهای طولانی می کنند، خودشان هستند و خودشان، مهاجرت هاي شش ماهه می کنند. «الله یرزقها» خداوند آنها را تأمین می کند. از چه می ترسید! به شما می گویند از مکه به مدینه بیایید می ترسید! پرنده هایی که هجرت می کنند ما حفظ شان می کنیم شما را رها کنیم؟ کرم زیر دریا را ما اداره می کنیم از جناب یوسف غافل شویم؟ این گونه نیست.

منبع: آقای سید محمد مهدی میرباقری

والعاقبه للمتقین

التماس دعا

یا مهدی
hikmat313.blogfa.com

 

Major II
Major II
پست: 137
تاریخ عضویت: دو شنبه 11 دی 1396, 9:34 am
سپاس‌های ارسالی: 66 بار
سپاس‌های دریافتی: 159 بار

Re: پاداش عشق پاک

پست توسط مهاجر تنها » سه شنبه 23 بهمن 1397, 2:43 pm

یا الله
سلام علیکم
به نظرم اگر کمی مختصرتر وکوتاهتر مطلب بگذارید مفیدتر می باشد
زیر سایه ی مرتضی علی موفق باشید

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1415
تاریخ عضویت: پنج شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 2840 بار
سپاس‌های دریافتی: 5198 بار

Re: پاداش عشق پاک

پست توسط shafagh 2 » یک شنبه 28 بهمن 1397, 6:20 pm

يادم افتاد به يك حكايتي البته عين حكايت يادم ندارم و لابدم كه با قلم خود بنويسم.

مي گويند روزي علي (ع) رفتند مسجدي نماز بخوانند. استر خود را به مردي كه جلو مسجد نشسته بود سپردندو قتي از نماز فارغ شده و از در مسجد بيرون مي امدند يك درهم (يا دينار) اماده كردند كه بعنوان پاداش به ان شخص بدهند. اما وقتي بيرون امدند ديدند ان مرد رفته و لجام و افسار استر را هم با خود برده. ان مرد به بازار رفته بود و لجام مركب امام را فروخته بود. به چه قيمتي؟ يك درهم!

حالا ببينيد رزق ان مرد در ان ساعت از روز يك درهم بوده كه قرار بوده از دست مبارك علي (ع)  دريافت كند اما ان شخص بدليل بي تقوايي و بي ديني همان يك درهم را از راه حرام بدست اورد!  تفاوت از كجاست تا به كجا؟  پول با بركتي كه انسان انهم از سيد اوصياء (ع) دريافت كند و پولي كه از برداشتن مال غير به حرام حاصل ايد.

بهر حال به دوستان توصيه مي كنم  ذكر  " لاحول و لا قوه الا بالله " را بكرات بگويند اعجاز اين ذكر انست كه فقر و پريشاني و درماندگي را بر طرف مي كند. (البته اين را خودم حسب تجربه اضافه مي كنم)  بصيرت و عقل و قدرت تشخيص با گفتن اين ذكر روز به روز بيشتر مي شود و حتي علمي و اطلاعاتي كه انسان دارد اما بدليل گرفتاري و پريشاني بخاطرش نمي ايد بازيابي شده بر زبان جاري ميشود و بدليل باز شدن فكر  و رفع هموم و غموم فراگيري علوم و مطالب اسان ميشود و خيلي موارد ديگر. حتي كساني كه كسب و كاري دارند با تكرار اين ذكر كسب و كارشان رونق بيشتري مي يابد.

عددي را كه بنده در مورد اين ذكر در احاديث ديدم عدد صد است:

در يك حديت مروي از امامان عليه السلام (يادم نمي ايد سخن كدام حضرت است ) گفته شده، كسي كه بعد از نماز صبح 100 مرتبه لا حول و لا قوه الا بالله بگويد در ان روز هيچ مكروهي در نفس و مال خود نخواهد ديد.

همچنين باز در روايت ديگري از امامان عليه السلام گفته شده:" تعجب ميكنم از كسي كه اراده مال دنيا دارد ولي لا حول و لا قوه الا بالله نمي گويد".

همچنين اين ذكر شيطان وسوسه گر را دور مي كند.

بنده سواي روايات و بر اساس تجربه شخصي ميگويم، روزي هزار مرتبه اين ذكر را بگوييد تا نتيجه ان را ببينيد!

من گاهي اوقات اين ذكر را بدون شمردن مي گويم  و البته يك نوشته بر جسته اين ذكر را كه خودم با خط نستعليق بصورت سه بعدي و رنگي ساخته ام در اسكرين سيور كامپيوتر گذاشته ام كه گاه بگاه ظاهر شده و دلم  و فكرم را جلا ميدهد و چند مرتبه اي ان را مي خوانم. الان اين دو تصوير را كه از اين ذكر شريف و لاريب فيه ساخته ام ارسال مي كنم تا دوستان گرامي هم در اسكرين سيور قرار دهند فقط بهتر است در قسمت تنظيمات اسكرين سيور صفحه را فول اسكرين كنيد


 
تصویر



 
تصویر
.


بلــغ العــلي بكــماله                 كشف  الدجي  بجماله
.
حسنت جميع خصاله                  صــــلوا  علـــيه و  الــه
 
 با كمال اش به درجه اعلي رسيد           با جمال اش ظلمت را شكافت
 صفات و خصائل او همه زيباست             بر  او  و  آل  او  صلوات  بفرستيد

.
:razz: :razz: :razz: :razz: :razz:

ارسال پست

بازگشت به “جامعه شناسي”