آب شهری وصل به اقیانوس نیست
ارسال شده: شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹, ۳:۰۰ ب.ظ
یک عده هرسال به سال نو که نزدیک می شوند فرش می شویند، لحاف و تشک و پتو و متکا و رویه انها را می شویند. بعضی ها حتی اتاق ها و در و دیوار و حیاط خانه را هم ذره به دره می شویند؛ ایا این ها می شود تمیزی و به استقبال سال نو رفتن؟
بدتر اینکه بعضی ها علیرغم ممنوعیت قانونی، برای مکیدن اب از لوله های شهری و پر فشار کردن اب درون خانه اشان موتور پمپ هم پشت کنتور اب وصل کرده اند و انوقت اب خانه مامان پیر من که نه موتور پمپ دارد نه منبع پشت بام کاملا قطع می شود.
ایا این انصاف است؟ ایا این ها مروت است؟ ایا اینها عدالت است؟
هر شهر بزرگ میلیونها نفر جمعیت و خانه دارد؛ اگر همه بخواهند این شستشوهای تشریفاتی و غیر ضروری و این نوع مصرف بی رویه اب داشته باشند چه می شود؟ مگر لوله های اب شهری به اقیانوس وصل است؟ من شیراز هستم ولی حالا من تواما تهران و کرج با ده ها میلیون جمعیت را مثال میزنم. دریاچه کرج پیش چنین مصارف عظیم و اسراف امیز زانو میزند! چه توقعی از یک چنین دریاچه مصنوعی محدودی وجود دارد که بتواند حجم سرسام اور اب عید مآب ها را با ان موارد غیر ضروری تامین کند؟! انهم در این فصول کم باران!!
می بینم همسایه کچل ما تاکسی قراضه پژو 405 اش را هر چند روز یکبار می شوید و در همان حال که شلنگ اب باز است سیگار می کشد و با دوستان گاراژی اش با تلفن صحبت می کند. این است ادراک یک فرد از سیستم ابرسانی یک شهر چند میلیونی. در پایایان این جمله خبری علامت تعجب که خوب است باید علامت تاسف گذاشت که البته هنوز چنین علامتی ابداع نشده است.
خوب، ساختمان های چندین طبقه و برج ها با طی مراحل کارشناسی شده مجبورند از موتور پمپ برای رساندن اب به طبقات بالا استفاده کنند اما خانه های هم کف چی ایا انها هم مجبورند؟ غیر قانونی است.
اما مشکل فقط موتور پمپ نیست بلکه طرز تفکر بعض ها در مصارف اسرافی و غیر ضروری است. چه ضرورتی دارد ما هر سال نزدیک به سال نو همه چیز خانه از فرش و پتوها و غیره که بعضا هم استفاده نشده اند بشوییم؟ این هم مثل اجیل خوردن است؛ چه ضرورتی دارد ما هرسال عید اجیل بخوریم و حالا از کرونا و گرانی اجیل که بگذریم مهمان ها بیایند و ترق و تروق پسته و فندق و تخمه بشکنند انهم با دندانهایشان! بعض سنت ها که ریشه در دوران قدیم زردشتی دارد اگر بخواهم نگویم غلط است اساس و منطق درستی ندارند.
خانه و بیشتر اسباب و اساس خانه از جمله فرش و لحاف و پتو و امثال ان را می توان براحتی گردگیری کرد انهم با امکانات این دوران مثل جارو برقی و واقعا نیازی به شستن هر ساله ندارند.
سیستم ابرسانی شهری تحمل بار این فشار مصرف ها را ندارد و منابع تامین اب قادر به پاسخگویی چنین مصارفی نیستند. این منابع به دریا ها و اقیانوس ها وصل نیستند.
در جایی در شرح حال زندگی امام خمینی خواندم ایشان اگر یک لیوان اب را شب بالای سرشان می گذاشتند و مقداری از ان صبح باقی می ماند و مورد مصرفی نداشت ایشان با وجود کهولت سن لیوان را بر می داشت می امد بیرون در حیاط و همان مقدار کم اب باقی مانده را در باغچه می ریختند. حوب، ما قادر نیستیم مثل امام خمینی انطور مقید و منظم و متعهدانه باشیم اما بالاخره می توانیم از این طور اسراف های بارز و قابل توجه دوری کنیم.
بعد یک عده ادم کم فکر و ساده لوح فیلم و عکس و پیام مربوط به قطع اب یا سایر موارد به رسانه های استعماری و استثماری مثل بی بی سی و امثالهم می نویسند و دولت و دستگاه های دولتی را مقصر جلوه می دهند. البته من قبول دارم که جزیی از این مشکلات هم مربوط به عدم کفایت برنامه ریزی های سازمانی و اداری است اما نوع و طریقه مصرف و تمایل به این اصطلاح لاکچری که اخیرا باب شده و خیلی ها می خواهند به ان مراتب برسند مشکل اصلی است.
قبل از کمیاب شدن روغن من رفته بودم فروشگاه نگین شیراز ( از ان جهت اسم این فروشگاه را می اورم که صاحبش مردی جوانمرد و مردم دوست است اگرچه تا حالا ایشان را ندیده ام اما از قیمت های همیشه تخفیفی و سرویس دهی عالی این فروشگاه متوجه شخصیت وی شدم همچنین زندگینامه وی را که با قلم صادقانه خودش نوشته بود که چطور عاری از حرص و طمع و با زحمت و تلاش و توجه به خواسته ها و نیازهای مردم از یک مغازه کوچک بدلیجات به انجا رسیده بود خواندم ) دو عدد سوسیس بخرم دیدم یک زن و شوهر یک چرخ دستی بزرگ پر از حلب های روغن از فروشگاه خریده اند که شاید حدود سی تایی می شد! با خودم گفتم این همه روغن را برای چه می خواهند و چند ماه بعد روغن کم شد.
لذا ما بایست مقداری از عادات و سنت های مشکل افرین را کنار بگذاریم انهم در چنین شرائط کمبودهایی که دشمن برای ما فراهم کرده است. اما یک عده هم در داخل در این ایجاد این کمبودها نقش دارند، بعضا دلال و محتکر و در تجارت سیاه هستند و بعضا هم عده ای از همین مردم عادی هستند که ترس از کمبود برنج و روغن و قند و شکر و امثالهم انها را وادار به انبارسازی نسبی می کند.
اما اینجا بحث ما اب است البته برق و گاز هم هست ولی فعلا مسئله اب است که منابع تامین اب شهری بی پایان نیست نه تنها در ایران بلکه همه کشورها. من از جمله درست مصرف کنیم خوشم نمی اید چون فقط حرف است که یا در تبلیغات تلوزیون و یا تیزرهای خیابان ها و جاده ها دیده می شود که معمولا خیلی به انها توجه نشده و تاثیر چندانی ندارد و هیچ حرکتی دیگری غیر از این برای بیداری و هشیاری افراد مشاهده نمی شود. من ندیدم جایی بحثی در مورد شستشوهای غیر ضروی ایام نزدیک به سال نو شود. ما صدها میز گرد و چهارگوش در صدا و سیما داریم که راجع به همه چیز حرف میزنند اما ندیدم (شاید حداقل من ندیده ام) برنامه های تداوم داری در موضوع مصرف اب در ایام نزدیک به سال نو تهیه شود. انچه می بینم برنامه شوتبال و خندوانه و انواع مسابقات عجیب و غریب در شبکه نسیم و یا فیلم های تکراری از نوع سایه دار و غمناک با زمینه نواخت ویولن سل و قره نی (برای افزودن بر غم تماشاچی) در شبکه آی فیلم و امثالهم است. البته قصد من زیر سوال بردن برنامه بعض شبکه های صدا و سیما نیست اما از نظر شخص من جای بخشیدن اگاهی های لازم به افراد از جمله جدیت (بقول امروزی) مصرف بهینه اب هم خالی است. حرف زیاد است اما بنده تا همین قدر بسنده می کنم ولی سفارش اینجانب بعنوان یکی از افراد جامعه ان است که مردم قدر نعمت های خدادادی در مملکت اشان را بدانند. ایران کشوری الز نظر منابع غنی است اما فعلا بدلیل ناکافی بودن بارندگی ها معذوریت هایی در مورد اب و برق وجود دارد و افراد زائد بر نیاز نبایست انها را هدر بدهند که یک مورد همین شستشوهای غیر ضروری ایام نزدیک به سال نو است. شستن ملحفه ها و چیزهایی امثال ان اشکالی ندارد اما شستن قالی ها یا چیزهایی امثال ان که سال گذشته شسسته شده و از انها استفاده چندانی هم نشده ضرورتی که ندارد هیچ بلکه ضروری است که بیهوده دوباره شسته نشوند جارو برقی و حتی جاروی دستی براحتی می تواند خانه ها را تمیز و گردگیری کند و به خانه ها در ایام سال نو جلا و درخشندگی ببخشد.
بدتر اینکه بعضی ها علیرغم ممنوعیت قانونی، برای مکیدن اب از لوله های شهری و پر فشار کردن اب درون خانه اشان موتور پمپ هم پشت کنتور اب وصل کرده اند و انوقت اب خانه مامان پیر من که نه موتور پمپ دارد نه منبع پشت بام کاملا قطع می شود.
ایا این انصاف است؟ ایا این ها مروت است؟ ایا اینها عدالت است؟
هر شهر بزرگ میلیونها نفر جمعیت و خانه دارد؛ اگر همه بخواهند این شستشوهای تشریفاتی و غیر ضروری و این نوع مصرف بی رویه اب داشته باشند چه می شود؟ مگر لوله های اب شهری به اقیانوس وصل است؟ من شیراز هستم ولی حالا من تواما تهران و کرج با ده ها میلیون جمعیت را مثال میزنم. دریاچه کرج پیش چنین مصارف عظیم و اسراف امیز زانو میزند! چه توقعی از یک چنین دریاچه مصنوعی محدودی وجود دارد که بتواند حجم سرسام اور اب عید مآب ها را با ان موارد غیر ضروری تامین کند؟! انهم در این فصول کم باران!!
می بینم همسایه کچل ما تاکسی قراضه پژو 405 اش را هر چند روز یکبار می شوید و در همان حال که شلنگ اب باز است سیگار می کشد و با دوستان گاراژی اش با تلفن صحبت می کند. این است ادراک یک فرد از سیستم ابرسانی یک شهر چند میلیونی. در پایایان این جمله خبری علامت تعجب که خوب است باید علامت تاسف گذاشت که البته هنوز چنین علامتی ابداع نشده است.
خوب، ساختمان های چندین طبقه و برج ها با طی مراحل کارشناسی شده مجبورند از موتور پمپ برای رساندن اب به طبقات بالا استفاده کنند اما خانه های هم کف چی ایا انها هم مجبورند؟ غیر قانونی است.
اما مشکل فقط موتور پمپ نیست بلکه طرز تفکر بعض ها در مصارف اسرافی و غیر ضروری است. چه ضرورتی دارد ما هر سال نزدیک به سال نو همه چیز خانه از فرش و پتوها و غیره که بعضا هم استفاده نشده اند بشوییم؟ این هم مثل اجیل خوردن است؛ چه ضرورتی دارد ما هرسال عید اجیل بخوریم و حالا از کرونا و گرانی اجیل که بگذریم مهمان ها بیایند و ترق و تروق پسته و فندق و تخمه بشکنند انهم با دندانهایشان! بعض سنت ها که ریشه در دوران قدیم زردشتی دارد اگر بخواهم نگویم غلط است اساس و منطق درستی ندارند.
خانه و بیشتر اسباب و اساس خانه از جمله فرش و لحاف و پتو و امثال ان را می توان براحتی گردگیری کرد انهم با امکانات این دوران مثل جارو برقی و واقعا نیازی به شستن هر ساله ندارند.
سیستم ابرسانی شهری تحمل بار این فشار مصرف ها را ندارد و منابع تامین اب قادر به پاسخگویی چنین مصارفی نیستند. این منابع به دریا ها و اقیانوس ها وصل نیستند.
در جایی در شرح حال زندگی امام خمینی خواندم ایشان اگر یک لیوان اب را شب بالای سرشان می گذاشتند و مقداری از ان صبح باقی می ماند و مورد مصرفی نداشت ایشان با وجود کهولت سن لیوان را بر می داشت می امد بیرون در حیاط و همان مقدار کم اب باقی مانده را در باغچه می ریختند. حوب، ما قادر نیستیم مثل امام خمینی انطور مقید و منظم و متعهدانه باشیم اما بالاخره می توانیم از این طور اسراف های بارز و قابل توجه دوری کنیم.
بعد یک عده ادم کم فکر و ساده لوح فیلم و عکس و پیام مربوط به قطع اب یا سایر موارد به رسانه های استعماری و استثماری مثل بی بی سی و امثالهم می نویسند و دولت و دستگاه های دولتی را مقصر جلوه می دهند. البته من قبول دارم که جزیی از این مشکلات هم مربوط به عدم کفایت برنامه ریزی های سازمانی و اداری است اما نوع و طریقه مصرف و تمایل به این اصطلاح لاکچری که اخیرا باب شده و خیلی ها می خواهند به ان مراتب برسند مشکل اصلی است.
قبل از کمیاب شدن روغن من رفته بودم فروشگاه نگین شیراز ( از ان جهت اسم این فروشگاه را می اورم که صاحبش مردی جوانمرد و مردم دوست است اگرچه تا حالا ایشان را ندیده ام اما از قیمت های همیشه تخفیفی و سرویس دهی عالی این فروشگاه متوجه شخصیت وی شدم همچنین زندگینامه وی را که با قلم صادقانه خودش نوشته بود که چطور عاری از حرص و طمع و با زحمت و تلاش و توجه به خواسته ها و نیازهای مردم از یک مغازه کوچک بدلیجات به انجا رسیده بود خواندم ) دو عدد سوسیس بخرم دیدم یک زن و شوهر یک چرخ دستی بزرگ پر از حلب های روغن از فروشگاه خریده اند که شاید حدود سی تایی می شد! با خودم گفتم این همه روغن را برای چه می خواهند و چند ماه بعد روغن کم شد.
لذا ما بایست مقداری از عادات و سنت های مشکل افرین را کنار بگذاریم انهم در چنین شرائط کمبودهایی که دشمن برای ما فراهم کرده است. اما یک عده هم در داخل در این ایجاد این کمبودها نقش دارند، بعضا دلال و محتکر و در تجارت سیاه هستند و بعضا هم عده ای از همین مردم عادی هستند که ترس از کمبود برنج و روغن و قند و شکر و امثالهم انها را وادار به انبارسازی نسبی می کند.
اما اینجا بحث ما اب است البته برق و گاز هم هست ولی فعلا مسئله اب است که منابع تامین اب شهری بی پایان نیست نه تنها در ایران بلکه همه کشورها. من از جمله درست مصرف کنیم خوشم نمی اید چون فقط حرف است که یا در تبلیغات تلوزیون و یا تیزرهای خیابان ها و جاده ها دیده می شود که معمولا خیلی به انها توجه نشده و تاثیر چندانی ندارد و هیچ حرکتی دیگری غیر از این برای بیداری و هشیاری افراد مشاهده نمی شود. من ندیدم جایی بحثی در مورد شستشوهای غیر ضروی ایام نزدیک به سال نو شود. ما صدها میز گرد و چهارگوش در صدا و سیما داریم که راجع به همه چیز حرف میزنند اما ندیدم (شاید حداقل من ندیده ام) برنامه های تداوم داری در موضوع مصرف اب در ایام نزدیک به سال نو تهیه شود. انچه می بینم برنامه شوتبال و خندوانه و انواع مسابقات عجیب و غریب در شبکه نسیم و یا فیلم های تکراری از نوع سایه دار و غمناک با زمینه نواخت ویولن سل و قره نی (برای افزودن بر غم تماشاچی) در شبکه آی فیلم و امثالهم است. البته قصد من زیر سوال بردن برنامه بعض شبکه های صدا و سیما نیست اما از نظر شخص من جای بخشیدن اگاهی های لازم به افراد از جمله جدیت (بقول امروزی) مصرف بهینه اب هم خالی است. حرف زیاد است اما بنده تا همین قدر بسنده می کنم ولی سفارش اینجانب بعنوان یکی از افراد جامعه ان است که مردم قدر نعمت های خدادادی در مملکت اشان را بدانند. ایران کشوری الز نظر منابع غنی است اما فعلا بدلیل ناکافی بودن بارندگی ها معذوریت هایی در مورد اب و برق وجود دارد و افراد زائد بر نیاز نبایست انها را هدر بدهند که یک مورد همین شستشوهای غیر ضروری ایام نزدیک به سال نو است. شستن ملحفه ها و چیزهایی امثال ان اشکالی ندارد اما شستن قالی ها یا چیزهایی امثال ان که سال گذشته شسسته شده و از انها استفاده چندانی هم نشده ضرورتی که ندارد هیچ بلکه ضروری است که بیهوده دوباره شسته نشوند جارو برقی و حتی جاروی دستی براحتی می تواند خانه ها را تمیز و گردگیری کند و به خانه ها در ایام سال نو جلا و درخشندگی ببخشد.