صفحه 1 از 1

مضرات سگ در امریکا و دیگر کشورهای غربی

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲, ۱:۴۵ ب.ظ
توسط shafagh
نگهداری حیوانات خانگی نه مربوط به امروز یا قرون اخیر بلکه سابقه ای چندین هزار ساله دارد که احتمالا به ابتدای تاریخ باز می گردد. نگهداری بعض حیوانات از ان زمان تا کنون دو جنبه داشته است، یکی برای رفع نیازهای انسان مثل تامین خوراک و پوشاک و حمل و نقل و انجام کارهای فیزیکی سنگین و گاه مسائل حفاظتی در مقابل حیوانات وحشی درنده و دیگری جنبه عاطفی مثل سرگرمی و انس با نمونه هایی از ان حیوانات. 

تا قبل از توسعه ی شهرنشینی به شکل امروزی و شیوع و گسترش صنعت و پیشرفت های مربوطه ان وجود حیوانات اهلی  در شهرها نیز به تعداد قابل توجه امری عادی و رایج بود، حیواناتی نظیر اسب و قاطر و خر برای سواری و حمل و نقل و دیگر کارهای فیزیکی مثل اسیاب کردن گندم و عصاره گیری از دانه ها و امثالهم یا حیواناتی مثل گاو و گوسفند و ماکیان برای تامین گوشت مورد نیازروزانه  مردم شهرها. لذا در شهر ها وجود مراکز نگهداری این نوع حیوانات مثل طویله های شخصی در جوار بعض خانه ها یا طویله ها و کاروانسراهای عمومی نیز وجود داشتند که در ان دوران ضرورت محسوب می شد. اگرچه گاو و گوسفند در تمام بلاد دنیا رایج ترین منبع تامین پروتئینی محسوب می شد اما بنا به شرائط طبیعی و نوع فرهنگ و مذهب ملل انواع دیگری از حیوانات هم بعنوان تامین گوشت برای مردم ان دیارها پرورش داده می شدند و استفاده می شد که بعضا در کشورهای اسلامی جزو حیوانات حرام گوشت بحساب می امدند که هنوز هم این روند در ان کشورها بخصوص استفاده از گوشت خوک و گراز در کشورهای غربی رایج است و سیستم کلیسا ان را از جمله حیوانات و گوشت های مباح می شمارد که در مناطق اسلامی بشدت مطرود و مذموم است. 

بهر حال در ان دوران صنعت و لوازم صنعتی بویژه صنعت نفت و انواع اتومبیل و دیگر وسائل حمل و نقل امروزی وجود نداشت و این وظایف کلا بر عهده حیوانات سواری و بارکش نظیر اسب و الاغ و قاطر و یا شتر بود و این حیوانات نه تنها در روستاها بلکه در شهرها با خیابان های خاکی و یا سنگفرش نیز به وفور وجود داشتند.

در بعض خانه ها حیواناتی بعنوان حیوان خانگی خاص بویژه برای کودکان انتخاب و نگهداری می شدند که سوای حیوانات مشابه دست آموز و مانوس با اهل خانه بوده و مورد محبت ویژه قرار داشتند که بره ، بزغاله، خروس، بوقلمون ،گوساله، و بعض دیگر پرندگان در دسترس مثل بلبل و قناری طوطی از ان جمله بودند اما بدلیل اعتقادات اسلامی و همچنین حالت حمله وری و گاز گرفتن و ایجاد جرح،  سگ در این لیست وجود نداشت مگر بعنوان نگهبان در بعض محل ها. البته ممکن بود در ان زمان، بعضی هم از سگ های شکاری در شکار استفاده می کردند که از نظر اسلامی شکاری که توسط این نوع سگ انجام می شد مباح بود و اشکال شرعی نداشت و اصولا این نوع سگ ها حالت حمله وری مانند دیگر سگ ها نداشتند.

امروزه گسترش صنعت در شهرها و شهر نشینی مدرن و مکانیزه چنان است که وجود حیوانات در شهرها همانند سابق یک مسئله کاملا غیر عادی و گاه غیر قانونی است و عامل بی نظمی و ایجاد مشکل در شهرها می شود اما هنوز در بعض خانه ها نگهداری حیوانات خانگی کوچک که سبب مشکل برای دیگر همسایگان و مردم نشود رایج است اما نگهداری حیوانات بزرگی مثل اسب و قاطر و شتر یا حیوانات حمله وری مثل سگ بویژه با زندگی آپارتمان نشینی که قسمت اعظمی از نوع اسکان شهری را تشکیل می دهد ممکن نیست و خارج از فوانین شرائط محیطی شهری است.

متاسفانه در کشورها و شهرهای غربی نگهداری انواع غیر معمول حیوانات خانگی مثل سگ، تمساح، مار پیتون و امثال ان رایج است اگرچه ادعا می شود قوانین قویمی برای نگهداری انها از جانب دولت های غربی وضع شده که از جانب صاحبان انها بایست رعایت شود اما آمار خسارت های جسمی و جانی که این حیوانات بویژه سگ ها بصورت روزانه و ماهانه و سالانه در شهر های غربی ایجاد می کنند عدم کارایی ان قوانین را اثبات می کند و بنظر میرسد ان قوانین بیشتر جنبه تشریفاتی و تبلیغاتی دارند و ان دولت ها از شیوع نگهداری سگ در خانه ها همانند ازادی سلاح راضی هستند طوریکه پادشاه انگلستان یا رییس جمهور امریکا خودشان چندین و چند سگ گردن کلفت دارند!

چند سال قبل در یک مقاله آماری که توسط خود محققان امریکایی انتشار یافته بود خواندم که سالانه همین سگ ها خطرناک خانگی در جلو منازل یا کوچه پس کوچه ها، شب یا روز، جان حدود 3000 امریکایی را می گیرند و البته این موارد غیر از امار مجروحان حمله سگ در امریکاست که احتمالا به چند ده هزار میرسد!

اخیرا برای تحقیق در رفتار پرخاشگرانه سگ ها ویدئوهای سایت "آپارات" با عنوان " حمله سگ به انسان" را جستجو و یکایک ویدئوها را با دیده تحقیق روانشناختی و رفتار شناسی بررسی کردم اما در جمع بندی نتایج به یک نتیجه متقن نرسیدم و نتوانستم بفهمم چرا فلان سگ که در فاصله دوری قرار دارد بدون دلیل یکباره به یک کودک هشت ساله که در حال عبور از یک خیابان خلوت است حمله کرده او را گاز گرفته روی زمین می غلطاند و حتی وقتی چند نفر به کمک کودک می ایند و با لگد مرتب به ان سگ میزنند کودک را رها نمی کند!

در ویدئوهای دیگری وضع بهمین صورت بود. یک سگ مردی را در خیابان گرفته بود. مردم با چوب و دیگر وسائل هرچه ان سگ را میزدند سگ مرد را رها نمی کرد و هرچه صاحب سگ هم سعی می کرد قلاده او را بکشد بی حاصل بود. حدود دو دقیقه مردان ان سگ را میزدند ولی ان سگ دندان هایش ر ا در گوشت مرد قفل کرده بود و رها نمی کرد تا بالاخره بعد از کتک های بسیار مرد را رها کرد اما همچنان با دم لوله کرده بر پشت خود اطراف می گشت تا به مرد حمله کند که مردم ان را دور کردند.

در یک ویدئوی دیگر سگی ساعد دست مردی را در حیاط باز یک منزل بشدت به دندان گرفته بود طوریکه خون به مقدار دو متر مربع موزاییک های حیاط را پوشانده بود و معلوم بود که سگ رگ هر دو ساعد او را پاره کرده بود ان مرد بیچاره که از نوع لباسش معلوم بود صاحب همان خانه است حتی سعی نمی کرد یکی دو تا مشت به چشم و کله سگ بزند بلکه رها کند و فقط گاهی با فریاد به سگ می گفت "no!, no!" افرادی هم دور نرده حیاط ایستاده بودند و تماشا می کردند! بخشی از ویدئو نشان داده نشد و فقط اخر ویدئو دیدم مرد بی حرکت روی زمین افتاده و سگ هم طرف دیگر و احتمالا سگ مرد را از بین برده بود و یکنفر یا پلیس هم سگ را از پا در اورده بود.

قضیه نگهداری سگ در اماکن شهری چنین است. تنها نتیجه ای که گرفتم انکه سگ بنا بر یک عامل که معلوم نشد حمله ور می شود، مثلا یک کیف یا ساک که دست یکنفر در حال عبور است یا نوع را رفتن یک شخص که سگ گمان  می کند  دزدکی را می رود، یا مثلا نوعی بو که شخص چند دقیقه قبل چیزی یا یک گربه را لمس کرده باشد و امثال این موارد. لذا عکس العمل سگ بهیچ وجه و محل های رفت و امد مردم قابل پیش بینی نیست حتی برای صاحبش که همراه اوست. در یکی دو ویدئو حتی سگ که قلاده اش  دست یک زن بود به شخص دیگری در فاصله حمله کرد و صاحبش را زمین زد و روی زمین می کشید تا خود را به ان شخص مورد حمله برساند. 

کسی که در شهرهای امریکا مقیم است چند سفارش تاکیدی به او دارم. با وجود و حضور صدها هزار انواع سگ درشت و ریزدر امریکا، هرگز بعنوان ورزش صبحگاهی در خیابان یا پارک ندوید! اگر کلید خانه نقلی اتان را گم کردید و خواستید از دیوار بالا بروید و اگر بالا رفتن برایتان سخت باشد و تاخیر کنید بعید نیست که یک سگ قویهیکل بالا بپرد و پاچه اتان را بگیرد و اگر زمین افتادید...
شب ها قدم زدن در خیابان های خلوت امریکا خالی از خطر نیست. سگ های خانه های اطراف که گاه مهار نشده اند به نوع صدای قدم رهگذر گوش می کنند و ممکن است به سمت چنین رهکذری حمله ور شوند! توصیه موثری ندارم جز اینکه فکر کنم اگر با قدم های محکم راه بروید خیال سگ ها راحت تر شود!

سالانه میلیاردها دلار در امریکا صرف غذا و نگهداری سگ ها می شود و معلوم نیست چقدر فضولات تولید می کنند اما با یک حساب سر انگشتی شاید روزانه صدها تن! اغلب سگ ها هر جا شد مدفوع می کنند حتی روی چمن و پای درخت پارک ها و دیگر اماکن. معلوم نیست ان مدفوعات توسط گارگران بیچاره شهرداری های امریکا جمع اوری می شود یا همانجا برای مدت ها باقی می ماند. مدفوع حیوانات گوشتخوار می تواند عامل انتشار باکتری های شناخته شده یا ناشناخته بیماری های مختلف باشد.

یکی چند مرکز در امریکا که مسئول امور سگ ها هستند سگ هایی را که پرخاشگری در انها تثبیت شده در یک مرکز جمع اوری می کنند و بعد از مدتی انها را معدوم می کنند شاید این تنها اقدام کوچک این زیر مجموعه های دولتی امریکا در ایجاد امنیت جانی و جسمی شهروندان ان کشور باشد اما با وجود میلیون ها سگ که نیمی از انها بواقع خطرناک هستند و سالانه هزاران نفر را کشته یا مجروح می کنند کار قابل توجهی نیست و بقولی، ایده اشان از پای بست ویران است. 

Re: مضرات سگ در امریکا و دیگر کشورهای غربی

ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۴۰۲, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط shafagh
اما در ایران سگ بازی بشکلی که در کشورهای غربی متداول است اصلا سابقه نداشته است و این رویه که برای مدتی توسط بعض افراد معدود جامعه ما شکل گرفت و با قانون ممنوعیت سگ گردی که توسط مسئولین شهری و انتظامی از شایع شدن ان جلوگیری شد یکی ره آورد های غرب برای دور کردن بعض افراد جامعه  از فرهنگ اصیل ایرانی و سوق دادن انها به سمت عادات و رفتارهای غربی بود که مواردی مثل سگ بازی یکی از مقدمات یا مکمل های ان نوع گرایش است که در کنار دیگر الگوهای غلط غربی مثل بد لباسی و بد حجابی و بیتل گری و هیپی گری یا بعبارتی زندگی ولنگاری (ول انگاری) قرار دارد.

البته این ها بعلاوه موارد بسیاری دیگر فرهنگ غرب در ایران را تکمیل می کند. یکی چند جوان بیچاره که فقط به دلخوشی های روزانه و یک زندگی هیپی وار فکر می کنند، ارزش و هدف زندگی خود را در نمی یابند و از عمق و عاقبت سوء فرهنگ غربی خبر ندارند، مثل بعض گداهای غربی کنار خیابان می ایستند گیتار و و دف و ارگ و تومبا میزنند تا رهگذران یک اسکناس ریز یا درشت در جلد گیتار جلو انها بیندازند!
اگر نگوییم چنین افرادی تعمدا برای القاء و انتشار چنین فرهنگی در دیگران چنین می کنند جای تاسف است که کورکورانه دنبال عده ای هیپی غربی می روند که یا انس به مخدرات و اعتیاد به الکل و روابط جنگلی دارند و یا حداقل دزر جامعه ای زاده شده اند که مسیحی هستند و در چنان فضای فرهنگی رشد کرده اند که یک ایرانی اصیل از جزییات ان که غالبا از دیدگاه های صرفا مادی و آزادی های بی در و دروازه نشئت می گیرد خبر ندارند، مثل طوطی که به چیزی تکلم می کند اما نمی داند چیست!

متاسفانه سگ بازی (حالا بطور محدود و زیرکی)  در طبقه مرفه رواج بیشتری یافته است و باز جای تاسف است که این رویه " با کلاس بودن" پنداری می شود و این " با کلاس" بودن با نوع سگ که از نمونه های معروفتر خارجی باشد و قیمت افزونتری داشته باشد رتبه بالاتری پیدا می کند اما من هیچوقت ندیدم یکی از این ها حداقل یک سگ ایرانی را بعنوان "کلاس" انتخاب کند!

تقلید خوب، خوب است و گاهی فردی با همان تقلید های خوب به جاهای خوب میرسد. یک دوستی داشتم که خصلت و رفتار مدیریتی داشت. یک روز من خیال کردم تکبر می کند و وقتی در یک جمع او را ملاقات کردم خودم را کنار کشیدم تا با او مقابل نشوم اما یکدفعه در میان ان همه افراد دیدم یکی دست بر شانه ام گذاشت و گفت اقای شفق لطف شما شامل حال ما نمی شود؟!
وقتی برگشتم دیدم ان اقاست که با لبخندی صمیمانه و محبت امیز به من نگاه می کند! هول شده و شرم کردم و گفتم نه من ارادت دارم (البته احتمالا دروغ میگفتم چون هنوز حس منفی من بر طرف نشده بود)!

بعدها ایشان رییس یک قسمت اداری شد اما معترف هستم نه به نیت ریاست و بزرگی بلکه بنا بر شایستگی اخلاقی و مدیریتی، اما از انجا که من همیشه از روسا فاصله میگیرم (من شخصا اینطور راحت ترهستم) گاهی که برای کاری به ان اداره می رفتم، وقتی از جلو اتاق او رد می شدم قدم هایم را تندتر می کردم تا مرا نبیند!

بهر حال صحبت تقلید خوب و تقلید بد است.

اگر کسی هنر نوشتن نداشته باشد، اما خود را شبیه به نویسندگان کند مطمئنا و حتما روزی یک نویسنده خواهد شد!

و تقلید بد و شبیه سازی بد هم همین اثر را دارد. و اینکه عارف رومی چنین شعری می گوید، منظورش تقلید بد است:
 
خلق را تقلیدشان بر باد داد   ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

ادامه دارد...