حسادت
ارسال شده: سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۵, ۱:۰۸ ق.ظ
یکی از شایعترین واکنشهایی است که اغلب در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود و همیشه موقعی بروز می کند که عامل رقابت یا همچشمی مطرح باشد. حسادت واکنش تضادها و کشمکشهای کاملاً ناشناخته و مهمی است که از دوران کودکی در شخص به وجود آمده و باقی می ماند و از لحاظ اجتماعی برای شخص حائز کمال اهمیت است. زیرا علاوه بر ایجاد عصبانیت، تنفر و احساس خود کم بینی در کودک باعث می شود که در سنین بالاتر شخص تماس خود را با محیط و افراد اجتماع از دست بدهد و تنها بماند. حسادت غالباً با ترس درونی و خشم توام است.
اکثر قریب به اتفاق پژوهشگران عقیده دارند که حسادت در دختران به مراتب بیشتر از پسران مشاهده شده است. از سوی دیگر بیشتر روان شناسان عقیده دارند حسادت معقول یا کمی حسادت مانند اضطراب جهت پیشرفت در امور زندگی ضروری است و باعث فعالیت و تلاش فرد شده و او را به هدف می رساند. حسادت بیش از حد مانند اضطراب زیاد جنبه مرضی پیدا می کند و در تطبیق و سازش کودک اختلال ایجاد می نماید. بین سنین 1 تا 5 سالگی حسادت واکنش طبیعی است و تقریباً در همه کودکان دیده می شود. محرک اصلی حسادت در کودکان تمایل به داشتن مادر به طور انحصاری است و موقعی به چشم می خورد که مادر کودک دیگری به دنیا می آورد. مهمترین علت خانوادگی وجود رقابت و هم چشمی یا کوشش برای برابری بین برادر و خواهر است.
البته رقابت بین برادر و خواهر همیشه باعث ایجاد حسادت نمی شود. در مطالعات«لوی» بین 844 کودک در موسسه حمایت کودکان پرورش می یافتند فقط 30% موارد گزارش شده است. حسادت برای کودک نورسیده ممکن است به صور مختلف مانند شب ادراری، حالت غیظ و خشم، اضطراب و افسردگی و حتی برگشت به عادات دوران کودکی تظاهر نماید. برخی عقیده دارند این نوع حسادت بیشتر موقعی به چشم می خورد که کودک بین 2 تا 4 سالگی است. چون قبل از 2 سالگی کودک هنوز آن قدر عاقل نیست که حسادت بورزد و از طرف دیگر معمولاً همراه با کودکان دیگر در خانواده بزرگ می شود و بعد از 4 سالگی هم چون کودک بزرگ شده و به کودکستان می رود و دوستانی در آنجا دارد حسادت کمتر مشاهده می شود. ولی در فاصله 2 تا 4 سالگی کودک به علت وابستگی بیش از حد به مادر بیشتر ناراحت می شود. «راس» در بررسی خود حسادت خواهران و برادران را در 3 سالگی 23% و در 16 سالگی 3% گزارش می دهد. بعضی از متخصصان خودخواهی و کله شقی را از نشانه های افراد حسود می دانند.
بهترین روش پی بردن به حسادت، نقاشی و بازی درمانی است. به عنوان مثال وقتی از یک کودک مبتلا به حسادت درخواست شد که اسامی اعضای خانواده را بنویسد، کودک نام فردی را که دوست نداشت یادداشت نکرد و حتی وقتی به وی یادآوری شد که به نظر می رسد کسی را فراموش کرده است، با قدری تامل جواب داد که «نه» من اسم همه کسانی را که دوست داشتم، نوشتم.
از کودک مبتلا به حسادت تقاضا شد که ساختمان خانه خودشان را نقاشی کند و اتاقهای افراد خانواده را مشخص نماید. کودک پس از نقاشی محلی برای فرد مورد تنفر تعیین نکرد.
کودک در بازی با عروسکهای مختلف به عروسکی به نام شخص مورد تنفر نامگذاری شده توجهی نمی کند یا آن را پاره می کند، کتک می زند و حتی دیده شده که آن را در آتش بخاری سوزانده است. بعضی عقیده دارند که بازی درمانی و نقاشی ضمن این که یک روش تشخیصی و پی بردن به علت حسادت است یک روش درمانی نیز هست زیرا فرد به وسیله آن احساساتش را بیان و خود را تخلیه می کند. در خانواده هایی که بیش از 2 یا 3 فرزند دارند حسادت بیشتر به چشم می خورد. در این خانواده ها حمایت مادر از یک کودک باعث ایجاد حسادت یا شدت آن در کودکان دیگر می شود. بنابراین والدین در بروز، شدت یا کاهش حسادت و رقابت بین کودکان خود نقش مهمی به عهده دارند. والدین باید حسادت کودکان خود را بپذیرند، تحمل داشته باشند و کوشش کنند که با محبت، صرف وقت بیشتر و متقاعد ساختن کودک بزرگتر واکنش حسادت را کاهش داده و مجرای صحیحی برای بروز آن جستجو نمایند. تنبیه کودک به علت حسادت باعث می شود احساس رقابت کم کم به دشمنی و انتقام جویی تبدیل گردد.
بدیهی است که نوزاد بیشتر اوقات را در خواب می گذراند و مادر وقت اضافی دارد که به کودک بزرگتر خود برسد. اگر مادر به طور مثال مشغول شیر دادن یا نظافت کودک کوچکتر است پدر می تواند با کودک بزرگتر بازی کند یا طوری او را مشغول کند که احساس طردشدگی، نکند. وظیفه مادر است که قبل از زایمان با بیان این مطلب که نورسیده ای به جمع خانوادگی آنها اضافه خواهد شد کودک بزرگتر، نوزاد را مسبب وقایع ناگوار نداند و با او به رقابت نپردازد.