توصيههايي براي كاهش و كنترل عصبانيت
ارسال شده: جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵, ۴:۴۸ ق.ظ
هايي براي كاهش و كنترل
در اصل عصبانيت مشكل اصلي نيست بلكه نحوه بيان و كنترل آن است كه مشكلساز ميشود. شايد شما هم دوست داشته باشيد به شكلي معقول و مناسب عصبانيت خودتان را كنترل كنيد.عصبانيت حس ناراحتي يا خشونت است. عصبانيت موضوعي كاملا طبيعي است و اجزاي مختلفي دارد: 1) فيزيولوژيكي كه نحوه پاسخ بدن به عصبانيت است مثل تنش عضلات و افزايش ضربان قلب و فشار خون 2) رواني كه جزء عاطفي عصبانيت است، اينكه در اين حالت چه حسي داريد مثل غم، نااميدي يا درماندگي 3) شناختي، يعني حين عصبانيت چه تفكري داريد اينكه آيا اين حس واقعا صحيح است يا دنيا به آخر رسيده و شما بايد گليمتان را از آب بيرون بكشيد!
در اصل بايد بدانيد عصباني شدن به خودي خود امري منفي و بد نيست و حتي باعث ميشود آدمها انگيزهاي پيدا كنند كه به نگرانيهاي فردي كه عصباني شده گوش كنند.
بعضيها به شدت از عصبانيت ديگران وحشتزده ميشوند. معمولا اين آدمها در محيطهايي بزرگ شدهاند كه عصبانيت به طور دائم وجود داشته و از آن براي كنترل خانواده استفاده ميشده است.
معمولا يك اتفاق محرك، جرقه عصبانيت را ميزند مثل به توافق نرسيدن در محل كار، گير كردن در ترافيك يا به هم ريختن اتاقي كه تازه مرتب شده توسط فرزند كوچك! گاهي شرايط فردي باعث عصبانيت آدمها ميشود مثلا ممكن است يك نفر از وضعيت مالي خودش رضايت نداشته باشد.
آدمها عصباني متولد نشدهاند. نحوه بروز عصبانيت، رفتاري اكتسابي است كه گاهي باعث ميشود بعضيها هميشه عصباني باشند.
درست است كه احساساتي مثل درماندگي، خستگي، آسيب ديدگي روحي، آزار و اذيت و نااميدي باعث عصبانيت آدمها ميشود اما بسته به اينكه اين حس چطور بيان شود، ميتواند مضر و يا مفيد باشد. فراموش نكنيد اگر عصبانيت سركوب شده و به طور صحيح تخليه نشود باعث اضطراب و افسردگي و حتي به هم خوردن روابط آدمها شده، روي الگوهاي فكري و رفتاري آنها تاثير گذاشته و مشكلات جسمي مختلفي را بهوجود ميآورد. عصبانيت مزمن سركوب شده باعث افزايش فشارخون و بروز مشكلات قلبي، سردرد، مشكلات پوستي و گوارشي ميشود. حالا كه قرار است نه عصبانيتمان را سركوب كنيم و نه به شكل مشكلساز آن را تخليه كنيم، بايد چه بكنيم؟
حتما شما هم آدمهايي را ديدهايد كه فوري به ديگران ميپرند و با كوچكترين محركي به شدت عصباني و با ديگران درگير ميشوند.
نكته كليدي اين است كه واكنشهايي كه آدمها در مقابل عصبانيت از خودشان بروز ميدهند در اصل آني و لحظهاي نيست.
حتي وقتي يك نفر فوري از كوره در ميرود در اصل موارد زياد احساسي پشت اين واكنش وجود دارد كه او را به نقطه جوش ميرساند. اينها افرادي هستند كه قبل از انفجار اصلا به احساسات خودشان فكر نميكنند و نميخواهند بفهمند آيا واكنش آنها صحيح است يا خير.
تاريخچه و سابقه شخصيتي آدمهاست كه نوع واكنش آنها را در شرايط عصبانيت تعيين ميكند. به همين دليل بعضيها وقتي جاي پارك پيدا نميكنند، عصباني شده ولي بعضي ديگر با سهولت و خنده مسأله را حل ميكنند.
شايد سالهاي سال است كه احساسات شما شنيده نشده، ناديده گرفته شده، غمگين و يا درمانده شدهايد و يا به شما احترام گذاشته نشده است. در اين شرايط وقتي واقعهاي باعث شروع عصبانيت شما ميشود، به سمت يك زنجيرهاي حركت ميكنيد كه احساسات مختلفي در آن خانه كرده است و بعد از گذر از اين زنجيره، محرك در شما بزرگنمايي ميشود و بعد سابقه شخصيتي شما وارد عمل شده و شما منفجر ميشويد، بهخصوص اگر در مورد اينكه عصبانيت شما از كجا شروع شده است فكر نكرده باشيد. در ضمن اگر به شما اينطور ياد داده باشند كه عصباني شدن يك موضوع منفي و بد است پس هيچ وقت فرصت نداشتهايد راه بيان مناسب آن را ياد بگيريد.
اگر شما هم زود جوش ميآوريد بايد يادتان باشد همه زيردست شما نيستند و قرار نيست هيچكس مخالف شما نباشد. سعي كنيد همانطور كه دوست داريد ديگران با شما رفتار كنند شما هم با ديگران رفتار كنيد.
ضمنا بد نيست گاهي با ناملايمات كنار بياييد و اجازه دهيد بعضي از مشكلات و ناراحتيها در همان نقطه بماند و با شما حركت نكند.
منبع : هفته نامه سلامت
در اصل عصبانيت مشكل اصلي نيست بلكه نحوه بيان و كنترل آن است كه مشكلساز ميشود. شايد شما هم دوست داشته باشيد به شكلي معقول و مناسب عصبانيت خودتان را كنترل كنيد.عصبانيت حس ناراحتي يا خشونت است. عصبانيت موضوعي كاملا طبيعي است و اجزاي مختلفي دارد: 1) فيزيولوژيكي كه نحوه پاسخ بدن به عصبانيت است مثل تنش عضلات و افزايش ضربان قلب و فشار خون 2) رواني كه جزء عاطفي عصبانيت است، اينكه در اين حالت چه حسي داريد مثل غم، نااميدي يا درماندگي 3) شناختي، يعني حين عصبانيت چه تفكري داريد اينكه آيا اين حس واقعا صحيح است يا دنيا به آخر رسيده و شما بايد گليمتان را از آب بيرون بكشيد!
در اصل بايد بدانيد عصباني شدن به خودي خود امري منفي و بد نيست و حتي باعث ميشود آدمها انگيزهاي پيدا كنند كه به نگرانيهاي فردي كه عصباني شده گوش كنند.
بعضيها به شدت از عصبانيت ديگران وحشتزده ميشوند. معمولا اين آدمها در محيطهايي بزرگ شدهاند كه عصبانيت به طور دائم وجود داشته و از آن براي كنترل خانواده استفاده ميشده است.
معمولا يك اتفاق محرك، جرقه عصبانيت را ميزند مثل به توافق نرسيدن در محل كار، گير كردن در ترافيك يا به هم ريختن اتاقي كه تازه مرتب شده توسط فرزند كوچك! گاهي شرايط فردي باعث عصبانيت آدمها ميشود مثلا ممكن است يك نفر از وضعيت مالي خودش رضايت نداشته باشد.
آدمها عصباني متولد نشدهاند. نحوه بروز عصبانيت، رفتاري اكتسابي است كه گاهي باعث ميشود بعضيها هميشه عصباني باشند.
درست است كه احساساتي مثل درماندگي، خستگي، آسيب ديدگي روحي، آزار و اذيت و نااميدي باعث عصبانيت آدمها ميشود اما بسته به اينكه اين حس چطور بيان شود، ميتواند مضر و يا مفيد باشد. فراموش نكنيد اگر عصبانيت سركوب شده و به طور صحيح تخليه نشود باعث اضطراب و افسردگي و حتي به هم خوردن روابط آدمها شده، روي الگوهاي فكري و رفتاري آنها تاثير گذاشته و مشكلات جسمي مختلفي را بهوجود ميآورد. عصبانيت مزمن سركوب شده باعث افزايش فشارخون و بروز مشكلات قلبي، سردرد، مشكلات پوستي و گوارشي ميشود. حالا كه قرار است نه عصبانيتمان را سركوب كنيم و نه به شكل مشكلساز آن را تخليه كنيم، بايد چه بكنيم؟
حتما شما هم آدمهايي را ديدهايد كه فوري به ديگران ميپرند و با كوچكترين محركي به شدت عصباني و با ديگران درگير ميشوند.
نكته كليدي اين است كه واكنشهايي كه آدمها در مقابل عصبانيت از خودشان بروز ميدهند در اصل آني و لحظهاي نيست.
حتي وقتي يك نفر فوري از كوره در ميرود در اصل موارد زياد احساسي پشت اين واكنش وجود دارد كه او را به نقطه جوش ميرساند. اينها افرادي هستند كه قبل از انفجار اصلا به احساسات خودشان فكر نميكنند و نميخواهند بفهمند آيا واكنش آنها صحيح است يا خير.
تاريخچه و سابقه شخصيتي آدمهاست كه نوع واكنش آنها را در شرايط عصبانيت تعيين ميكند. به همين دليل بعضيها وقتي جاي پارك پيدا نميكنند، عصباني شده ولي بعضي ديگر با سهولت و خنده مسأله را حل ميكنند.
شايد سالهاي سال است كه احساسات شما شنيده نشده، ناديده گرفته شده، غمگين و يا درمانده شدهايد و يا به شما احترام گذاشته نشده است. در اين شرايط وقتي واقعهاي باعث شروع عصبانيت شما ميشود، به سمت يك زنجيرهاي حركت ميكنيد كه احساسات مختلفي در آن خانه كرده است و بعد از گذر از اين زنجيره، محرك در شما بزرگنمايي ميشود و بعد سابقه شخصيتي شما وارد عمل شده و شما منفجر ميشويد، بهخصوص اگر در مورد اينكه عصبانيت شما از كجا شروع شده است فكر نكرده باشيد. در ضمن اگر به شما اينطور ياد داده باشند كه عصباني شدن يك موضوع منفي و بد است پس هيچ وقت فرصت نداشتهايد راه بيان مناسب آن را ياد بگيريد.
اگر شما هم زود جوش ميآوريد بايد يادتان باشد همه زيردست شما نيستند و قرار نيست هيچكس مخالف شما نباشد. سعي كنيد همانطور كه دوست داريد ديگران با شما رفتار كنند شما هم با ديگران رفتار كنيد.
ضمنا بد نيست گاهي با ناملايمات كنار بياييد و اجازه دهيد بعضي از مشكلات و ناراحتيها در همان نقطه بماند و با شما حركت نكند.
منبع : هفته نامه سلامت