زماني براي ازدواج نكردن
ارسال شده: چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۰:۰۷ ب.ظ
درست همانطور كه نشانه هايي براي آماده بودن شخص براي ازدواج وجود دارند، نشانه هايي هم هستند كه ميگويند: زمان ازدواج نرسيده است. بسياري از افراد ميتوانند با نگاهي به گذشته بگويند كه چرا در آن زمان آماده ازدواج نبوده اند و اينكه اين آماده نبودن چگونه به جدايي آنها منجر شده است.
بررسي انگيزه هاي ازدواج، قبل از آغاز زندگي مشترك كمك ميكند تا اشتباه نكنيد. در اينجا به چند انگيزه نادرست براي ازدواج اشاره شده است و پرهيز از ازدواجي كه به دنبال چنين عواملي صورت بگيرد، شايد كار عاقلانه اي باشد. در هر مورد به راه حلهايي نيز اشاره كرده ايم كه شايد راه گشا باشند.
اگر به هر حال راضي به ازدواج در اين شرايط هستيد، لااقل ميدانيد كه به چه ريسكي دست زده ايد و با چشم بازتري وارد زندگي مشترك خواهيد شد.
1 ) براي فرار از يك خانواده فقير، آشفته يا شوربخت. به جاي ازدواج به تحصيل در جايي دور از خانه و يا كار كردن در شهر ديگر بپردازيد. بر روي ساختن يك شخصيت مستقل و با رواني سالم متمركز شويد تا بتوانيد يك زندگي سالم و سعادتمند داشته باشيد. هرچه خانواده شما ناهنجارتر باشد، شما به كوشش بيشتري نياز داريد تا اشتباه والدين خود را تكرار نكنيد.
2) هنگامي كه بسيار جوان و ناپخته هستيد. از دوران نوجواني خود لذت ببريد و تا زماني كه به بلوغ فكري لازم نرسيده ايد و سنتان بالاتر نرفته است، به ازدواج نينديشيد.
3) هنگامي كه در معاشرت با جنس مخالف بي تجربه هستيد. معاشرتهاي ساده و دوستانه با جنس مخالف به شما كمك ميكند تا تيپهاي مختلفي از افراد را بشناسيد و به نيازها و خواسته هاي خود از شريك زندگي بيشتر پي ببريد و افراد سازگار با خود را از افراد ناسالم و ناسازگار تشخيص دهيد.
4 ) هنگامي كه تازه فارغ التحصيل شده ايد، هرگز خودكفا نبوده ايدو به عنوان يك آدم مجرد روي پاي خود نايستاده ايد، هيچ شغل يا درآمد مشخصي نداريد، از تنها ماندن ميترسيد و دوستانتان دارند به سراغ زندگي خود ميروند. به جاي اينكار، تحصيلات و تخصص خود را كامل كنيد. حرفه اي را انتخاب كنيد كه قابليتهاي متعددي داشته و بتواند شما و خانواده تان را براي همه عمر حمايت كند. به عنوان يك فرد مجرد (حتا در خانه والدين) بياموزيد كه مسئوليت زندگي خود را بر عهده بگيريد، صورت حسابها را پرداخت كنيد، پس انداز كنيد و زندگي متعادلي داشته باشيد. بياموزيد كه بدون احساس بي كسي، تنها بمانيد و در عالم تجرد شاد باشيد.
5 ) اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد. خود را درگير چنين ازدواجي نكنيد! به جاي آن به مطالعه كتابهاي روانشناسي و يا مشورت با روانكاو بپردازيد و تا از نظر احساسي به بلوغ برسيد. تا زماني كه به بلوغ فكري نرسيده ايد با هيچ كس ازدواج نكنيد. شما بايد رفتارهاي بزرگسالان را فرا بگيريد و بتوانيد با مهارت از صدمه ديدن خود جلوگيري كنيد.از طريق مشاوره يا شركت در كلاسهاي مربوطه، بياموزيد كه به جاي رفتارهاي شديد و خصمانه، مشكلات را به طور دوستانه و با گفتگو حل كنيد.
اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد، هرگز خود را درگير ازدواج نكنيد!
6 ) ازدواج براي به دست آوردن عزت نفس. با مشاوره و مطالعه روانشناسي، با افكار مثبت، عزت نفس خود را افزايش دهيد. تا زماني كه از خودتان مطمئن نشده و با خود روراست و راحت نيستيد، ازدواج نكنيد. در آن زمان هم كسي را انتخاب كنيد كه با شما سازگار باشد و شما از روي كمبود عاطفي به دنبالش نرفته باشيد.
7 ) چون همه ازدواج كرده اند...با مطالعه و مشاوره به بلوغ بيشتري دست يابيد و تا زماني كه شخص مناسب و مورد علاقه خود را پيدا نكرده ايد ازدواج نكنيد.
8 ) ازدواج با كسي كه با او آشنا هستيد و با وجودي كه رابطه شما خسته كننده و فاقد جذابيت است، به دليل بالا رفتن سن و يا اينكه تصور ميكنيد شخص مناسبتري پيدا نميكنيد، به زندگي مشترك فكر ميكنيد. با يك فرد آگاه و دنيا ديده و يا يك روان كاو مشورت كنيد و ماجراي خودتان را برايش تعريف كنيد تا بدانيد واقعا تا چه حد با اين شخص سازگار هستيد. تا زماني كه كاملا از توافق بينابين و امكان ايجاد يك ازدواج موفق مطمئن نشده ايد، ازدواج نكنيد. اگر شخصي كه در زندگي شما وجود دارد چندان با شما سازگاري ندارد، وقت هيچ كدامتان را تلف نكنيد و به دنبال شخصي مناسب باشيد.
9 ) اگر زمان كافي با يكديگر نگذرانده ايد و نميدانيد كه با هم توافق داريد يا خير. اگر شخص مورد نظر، زمان كافي براي پرداختن به اين رابطه ندارد و آنرا در اولويتهاي خود قرار نميدهد، موضوع را با او درميان بگذاريد و ببينيد كه ميتوانيد به يك توافق دو جانبه برسيد يا خير. اگر به تازگي با شخصي آشنا شده ايد، مدتي به خودتان زمان بدهيد تا يكديگر را بشناسيد. اگر اين شخص از شما دور است و شما بيشتر از نامه، تلفن و اي• ميل استفاده ميكنيد، تا زماني كه يكديگر را از نزديك نشناخته ايد و اين رابطه محكم نشده است، تن به ازدواج ندهيد.
10) هنگامي كه مدت زيادي از جدايي يا بيوه شدن يكي يا هردو شما نگذشته است. به جاي عجله در ازدواج، بيشتر با يكديگر معاشرت كنيد و درك كنيد كه به خاطر شرايط خاص احساسي خودتان يا طرف مقابل، اين آشنايي ممكن است در هر لحظه به پايان برسد. زيرا هنگامي كه رنج جدايي از شريك قبلي التيام يافت، هر يك از شما ممكن است متوجه ناهماهنگيها و ناسازگاريهايي شويد كه ديگر تمايلي به ادامه رابطه نداشته باشيد.
11 ) اگر يك نفر يا هردو شما از مشكلات حاد رواني يا شخصيتي رنج ميبريد. با يك روانشناس به درمان خود بپردازيد و اگر طرف مقابل شما مشكل دارد، با او نزد مشاور خانواده يا روان كاو برويد و بر قضاوت اين افراد مبني بر امكان پذير بودن رابطه، اعتماد كنيد. اگر شخص مورد نظر شما اعتياد دارد، انگيزه اي براي درمان شدن ندارد يا سوءاستفاده گر است، به كمك روانكاو يا مشاور به سرعت به رابطه خاتمه دهيد.
12 ) اگر يك يا هردو شما به رفتارهاي خشن تمايل داريد يا داراي سابقه خشونت جسمي، جنسي يا كودك آزاري هستيد. اگر اين سابقه و تمايل در خود شما وجود دارد، به سرعت به دنبال درمان خود باشيد و در باره اين تمايلات خود براي او بگوييد تا درمان شما را در اولويت قرار دهد.
13 ) اگر اين شما هستيد كه قرباني خشونت شده ايد هم بايد براي كمك به خود با يك روانپزشك مشورت كنيد و تا زماني كه بتوانيد از سلطه شريك خشونت طلب خود آزاد شويد، تحت درمان و احتمالا مراقبت مراجع قانوني باقي بمانيد
بررسي انگيزه هاي ازدواج، قبل از آغاز زندگي مشترك كمك ميكند تا اشتباه نكنيد. در اينجا به چند انگيزه نادرست براي ازدواج اشاره شده است و پرهيز از ازدواجي كه به دنبال چنين عواملي صورت بگيرد، شايد كار عاقلانه اي باشد. در هر مورد به راه حلهايي نيز اشاره كرده ايم كه شايد راه گشا باشند.
اگر به هر حال راضي به ازدواج در اين شرايط هستيد، لااقل ميدانيد كه به چه ريسكي دست زده ايد و با چشم بازتري وارد زندگي مشترك خواهيد شد.
1 ) براي فرار از يك خانواده فقير، آشفته يا شوربخت. به جاي ازدواج به تحصيل در جايي دور از خانه و يا كار كردن در شهر ديگر بپردازيد. بر روي ساختن يك شخصيت مستقل و با رواني سالم متمركز شويد تا بتوانيد يك زندگي سالم و سعادتمند داشته باشيد. هرچه خانواده شما ناهنجارتر باشد، شما به كوشش بيشتري نياز داريد تا اشتباه والدين خود را تكرار نكنيد.
2) هنگامي كه بسيار جوان و ناپخته هستيد. از دوران نوجواني خود لذت ببريد و تا زماني كه به بلوغ فكري لازم نرسيده ايد و سنتان بالاتر نرفته است، به ازدواج نينديشيد.
3) هنگامي كه در معاشرت با جنس مخالف بي تجربه هستيد. معاشرتهاي ساده و دوستانه با جنس مخالف به شما كمك ميكند تا تيپهاي مختلفي از افراد را بشناسيد و به نيازها و خواسته هاي خود از شريك زندگي بيشتر پي ببريد و افراد سازگار با خود را از افراد ناسالم و ناسازگار تشخيص دهيد.
4 ) هنگامي كه تازه فارغ التحصيل شده ايد، هرگز خودكفا نبوده ايدو به عنوان يك آدم مجرد روي پاي خود نايستاده ايد، هيچ شغل يا درآمد مشخصي نداريد، از تنها ماندن ميترسيد و دوستانتان دارند به سراغ زندگي خود ميروند. به جاي اينكار، تحصيلات و تخصص خود را كامل كنيد. حرفه اي را انتخاب كنيد كه قابليتهاي متعددي داشته و بتواند شما و خانواده تان را براي همه عمر حمايت كند. به عنوان يك فرد مجرد (حتا در خانه والدين) بياموزيد كه مسئوليت زندگي خود را بر عهده بگيريد، صورت حسابها را پرداخت كنيد، پس انداز كنيد و زندگي متعادلي داشته باشيد. بياموزيد كه بدون احساس بي كسي، تنها بمانيد و در عالم تجرد شاد باشيد.
5 ) اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد. خود را درگير چنين ازدواجي نكنيد! به جاي آن به مطالعه كتابهاي روانشناسي و يا مشورت با روانكاو بپردازيد و تا از نظر احساسي به بلوغ برسيد. تا زماني كه به بلوغ فكري نرسيده ايد با هيچ كس ازدواج نكنيد. شما بايد رفتارهاي بزرگسالان را فرا بگيريد و بتوانيد با مهارت از صدمه ديدن خود جلوگيري كنيد.از طريق مشاوره يا شركت در كلاسهاي مربوطه، بياموزيد كه به جاي رفتارهاي شديد و خصمانه، مشكلات را به طور دوستانه و با گفتگو حل كنيد.
اگر قصد داريد حسادت كسي را برانگيزيد، هرگز خود را درگير ازدواج نكنيد!
6 ) ازدواج براي به دست آوردن عزت نفس. با مشاوره و مطالعه روانشناسي، با افكار مثبت، عزت نفس خود را افزايش دهيد. تا زماني كه از خودتان مطمئن نشده و با خود روراست و راحت نيستيد، ازدواج نكنيد. در آن زمان هم كسي را انتخاب كنيد كه با شما سازگار باشد و شما از روي كمبود عاطفي به دنبالش نرفته باشيد.
7 ) چون همه ازدواج كرده اند...با مطالعه و مشاوره به بلوغ بيشتري دست يابيد و تا زماني كه شخص مناسب و مورد علاقه خود را پيدا نكرده ايد ازدواج نكنيد.
8 ) ازدواج با كسي كه با او آشنا هستيد و با وجودي كه رابطه شما خسته كننده و فاقد جذابيت است، به دليل بالا رفتن سن و يا اينكه تصور ميكنيد شخص مناسبتري پيدا نميكنيد، به زندگي مشترك فكر ميكنيد. با يك فرد آگاه و دنيا ديده و يا يك روان كاو مشورت كنيد و ماجراي خودتان را برايش تعريف كنيد تا بدانيد واقعا تا چه حد با اين شخص سازگار هستيد. تا زماني كه كاملا از توافق بينابين و امكان ايجاد يك ازدواج موفق مطمئن نشده ايد، ازدواج نكنيد. اگر شخصي كه در زندگي شما وجود دارد چندان با شما سازگاري ندارد، وقت هيچ كدامتان را تلف نكنيد و به دنبال شخصي مناسب باشيد.
9 ) اگر زمان كافي با يكديگر نگذرانده ايد و نميدانيد كه با هم توافق داريد يا خير. اگر شخص مورد نظر، زمان كافي براي پرداختن به اين رابطه ندارد و آنرا در اولويتهاي خود قرار نميدهد، موضوع را با او درميان بگذاريد و ببينيد كه ميتوانيد به يك توافق دو جانبه برسيد يا خير. اگر به تازگي با شخصي آشنا شده ايد، مدتي به خودتان زمان بدهيد تا يكديگر را بشناسيد. اگر اين شخص از شما دور است و شما بيشتر از نامه، تلفن و اي• ميل استفاده ميكنيد، تا زماني كه يكديگر را از نزديك نشناخته ايد و اين رابطه محكم نشده است، تن به ازدواج ندهيد.
10) هنگامي كه مدت زيادي از جدايي يا بيوه شدن يكي يا هردو شما نگذشته است. به جاي عجله در ازدواج، بيشتر با يكديگر معاشرت كنيد و درك كنيد كه به خاطر شرايط خاص احساسي خودتان يا طرف مقابل، اين آشنايي ممكن است در هر لحظه به پايان برسد. زيرا هنگامي كه رنج جدايي از شريك قبلي التيام يافت، هر يك از شما ممكن است متوجه ناهماهنگيها و ناسازگاريهايي شويد كه ديگر تمايلي به ادامه رابطه نداشته باشيد.
11 ) اگر يك نفر يا هردو شما از مشكلات حاد رواني يا شخصيتي رنج ميبريد. با يك روانشناس به درمان خود بپردازيد و اگر طرف مقابل شما مشكل دارد، با او نزد مشاور خانواده يا روان كاو برويد و بر قضاوت اين افراد مبني بر امكان پذير بودن رابطه، اعتماد كنيد. اگر شخص مورد نظر شما اعتياد دارد، انگيزه اي براي درمان شدن ندارد يا سوءاستفاده گر است، به كمك روانكاو يا مشاور به سرعت به رابطه خاتمه دهيد.
12 ) اگر يك يا هردو شما به رفتارهاي خشن تمايل داريد يا داراي سابقه خشونت جسمي، جنسي يا كودك آزاري هستيد. اگر اين سابقه و تمايل در خود شما وجود دارد، به سرعت به دنبال درمان خود باشيد و در باره اين تمايلات خود براي او بگوييد تا درمان شما را در اولويت قرار دهد.
13 ) اگر اين شما هستيد كه قرباني خشونت شده ايد هم بايد براي كمك به خود با يك روانپزشك مشورت كنيد و تا زماني كه بتوانيد از سلطه شريك خشونت طلب خود آزاد شويد، تحت درمان و احتمالا مراقبت مراجع قانوني باقي بمانيد