صفحه 1 از 1

فرشيد اعرابي سازنده نخستين آلبوم Heavy metal ايران

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۶:۱۷ ق.ظ
توسط amiraliof
فرشيد اعرابي
تصویر
متولد سال 1349
از سال 68 همزمان با بابك پور شريف (نوازنده گيتار باس در گروه فارياب)آموزش گيتار الكتريك را خدمت آقاي كوروش
موحد شروع كرد.كار حرفه اي را با آهنگ سازي درسال 72-73 شروع كرد از جمله اين فعاليتها نتظيم اركستر
براي كنسرت و شركت دربرنامه هاي خوانندگان وگروهاي مختلف بودهمزمان گروهي تشكيل دادبه نام فارياب
به اتفاق نيما پورشاعف نوازنده گيتار باس و نيما نواپور نوازنده درام.10 سال در اين گروه مشغول ساخت موزيكهاي
بدون كلام هاردراك و متال بود و با خوانندگان پاپ هم همكاري مي كرد.سال79 باقاسم افشار گروه ياران راتشكيل
داد.از جمله ديگر كارها ساخت موسيقي براي تاتري به نام آخرين بازي و فيلم بادامهاي تلخ
و در نهايت ساخت اولين آلبوم Heavy metal ايران به نام پنهان :) :) :) :) :) :)

آلبوم پنهان شامل ده قطعه و يك قطعه بدون كلام

1- داد ز بي داد شاعر عباس روشن زاده [External Link Removed for Guests]
2- كافران شاعر مولانا [External Link Removed for Guests]
3- پنهان شاعر مولانا [External Link Removed for Guests]
4- خزان قصه ها شاعر عباس روشن زاده [External Link Removed for Guests]
5- خط آخر شاعر محمود استاد محمد [External Link Removed for Guests]
6- افسانه شو شاعر مولانا [External Link Removed for Guests]
7- رقص بهار شاعر عباس روشن زاده [External Link Removed for Guests]
8- قفل بي نشون شاعر محمود استاد محمد [External Link Removed for Guests]
9- تبار من شاعر عباس روشن زاده [External Link Removed for Guests]
10- مولا علي بي كلام [External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

طرح روي جلد : محسن عزيزي

آهنگسازي و تنظيم : فرشيد اعرابي
گيتار الكتريك ، گيتار باس : فرشيد اعرابي
برنامه ريزي درامز : فرشيد اعرابي
ساز هاي الكترونيك : فرشيد اعرابي
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

منابع:saharmusic.comوfarshidarabi.com

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۶:۵۰ ق.ظ
توسط amiraliof
با اينكه اين آلبوم چند ساليست آمده و احتمالا اكثر دوستان با آن آشنايي دارند ولي واقعا حيف بود در اين
سايت وجود نداشت آلبوم جديد فرشيد اعرابي هم در دست تكميل مي باشد به اميد تكميل آن :AA: :AA:
اين هم يك نقد جالب درباره پنهان اميدوارم مورد توجه قرار بگيرد.

نگاهي به آلبوم پنهان اثر فرشيد اعرابي
هوي متال ايراني

ديگر كم كم مي توان تلاش هاي علاقه مندان موسيقي راك، هارد راك و هوي متال در ايران را جدي گرفت. آلبوم پنهان با آهنگسازي، تنظيم و صداي فرشيد اعرابي يكي از اين جدي گرفتني هاست. آلبوم پنهان شايد اولين تلاش آشكار نسل جوان موسيقي ايران در ارائه موسيقي هوي متال با رعايت اصول و قواعد اين سبك غربي و تلفيق آن با فرهنگ موسيقايي و شعري ايراني است، كه بالاخره به سرانجامي رسيده و منتشر شده است.
تصویر
فرشيد اعرابي كه نوازندگي گيتار را از سال ۱۳۶۸ آغاز كرده و در نوازندگي، تنظيم اركستر، آهنگسازي، تنظيم، ترانه و خوانندگي و حتي ساخت موسيقي براي تئاتر و سينما فعاليت داشته، نخستين آلبوم متال ايراني را توسط استوديو بم آهنگ تهيه و به بازار عرضه كرده است.ده قطعه شامل يك قطعه بي كلام در آلبوم پنهان ضبط شده است. اين قطعات كافران، پنهان و افسانه شو (با اشعار مولانا) داد ز بي داد، خزان قصه ها، رقص بهار و تبار من (عباس روشن زاده) و خط آخر و فصل بي نشون (محمود استاد محمد) نام دارند.تقليد يا بهتر بگوييم گرته برداري، در هر پديده هنري وارداتي كه نمونه بومي آن موجود نباشد امري است اجتناب ناپذير و مرسوم. در اينجا وام گرفتن از مايه هاي اساسي و اوليه از نمونه هاي موفق و غربي موسيقي امري بديهي به نظر مي رسد.

اين تقليد اگر در درازمدت به ورطه تكرار نيفتد مي تواند به تقويت بن مايه هاي اين شاخصه اساساً غربي موسيقي و پرورش اين بن مايه ها با ذهنيت و خلاقيت احتمالي اينجايي و در نهايت دست يافتن به يك موسيقي داراي هويت مشخص و تعريف شده و شسته رفته بي انجامد. در آلبوم پنهان به نظر مي رسد كه اعرابي طيف وسيعي از مايه هاي موسيقي متال از آيرن ميدن گرفته تا سيستم آواِدان و از گانزن رزز تا متاليكا را دستمايه كار خود قرار داده است كه البته با افزودن مايه هاي شخصي و تجربي كاري تازه و نه تكرار و تقليد صرف را به انجام رسانده است. حالا مي توان اين كار را در كنار آثار گروه هاي هوي متال مثلاً تركيه اي و لهستاني (كه اين روزها موسيقي متال در اين كشورها خواهان و مخاطب فراوان دارد) گذاشت و مقايسه كرد و احتمالاً اميدوار هم شد.
تصویر
قطعه داد زبي داد در ابتداي آلبوم با حال و هواي كارهاي اوليه گانزن رزز آغاز مي شود. ريف هاي گيتار برقي و ناله هاي بيس از پي هم مي آيند تا با همراهي شعري با مايه هاي عارفانه، اولين برخورد را با آنچه با اندكي اغماض موسيقي متال با صفت ايراني مي ناميم تجربه كنيم. آهنگ بدي نيست. اعرابي هم با گيتار الكتريك در تمام قطعه ها فوق العاده است. او يك نوازنده توانا و مسلط بر ژانر متال به نظر مي رسد.در اورتور قطعه كافران با ناله هاي گيج و گنگ گيتار و بيس ياد شروع بعضي از آهنگ هاي متاليكا مي افتيم. در ادامه با پاساژهاي خوب درام و شعر موزون كافران مولانا، اين قطعه به ذكرهاي رايج دراويش با ريتم هفت يازدهم نزديك مي شود.

تكنوازي هاي قدرت مند گيتار از نكات قابل ذكر اغلب آهنگ هاي اين مجموعه به شمار مي رود.پنهان نام سومين قطعه اين مجموعه است كه عنوان آلبوم نيز از همين قطعه گرفته شده و با فضايي روياگون و غنايي آغاز مي شود و با تكرار يك مايه شرقي كه ناگهان با غرش بيس وطنين درام همراه مي شود، شعر مولانا و مضامين عرفاني اش به خوبي روي موسيقي اعرابي نشسته و هماهنگ به نظر مي رسد. خزان قصه ها با شعر زيباي عباس روشن زاده بهترين آهنگ آلبوم پنهان است كه با آكوردهاي محكم و جان دار بيس شبيه آثار گروه سيستم آواِدان شروع مي شود و همين تم تا پايان راهبري موسيقي را بر عهده دارد.
تصویر
فريادهاي اعرابي در اين قطعه و صداي بم و ويژه اش، اقتدار و تشخص فردي صداي او را نشان مي دهد. اعرابي به خوبي با تحريرهاي متناسب موسيقي متال آشناست. باز هم تك نوازي هاي فوق العاد ه گيتار اين ترانه را در ذهن ماندگار مي سازد.خط آخر اثري شعاري است كه با شعري ضعيف در باب مبارزه با موادمخدر سخن مي راند. خط آخر چه به لحاظ شعر و چه به لحاظ موسيقي ضعيف ترين اثر اين مجموعه است. افسانه شو با شعر مشهور مولانا حيلت رها كن عاشقا... احتمالاً يكي از پرطرفدارترين اشعار آن رند بزرگ خراباتي نزد موسيقيدانان، آهنگسازان و خوانندگان ايراني است. بسياري از خوانندگان پاپ و راك اين سال ها (و آن سال ها!) اين شعر را با آهنگ و تنظيمي متفاوت از ديگران خوانده اند.

«پنهان» يك نقطه ضعف دارد و آن اينكه تمامي سازهاي آلبوم را خود اعرابي نواخته است، حتي از درام استفاده نشده و خود اعرابي با استفاده از درام الكترونيك به تنظيم اين ساز محوري و اساسي موسيقي متال پرداخته است. در واقع اين آلبوم حاصل يك كار انفرادي و يك گروه تك نفره است. البته تنظيم مناسب و هماهنگي سازها در جاي خود قابل ذكر و تقدير است، اما نوازندگان خوبي در سطح كشور يافت مي شوند كه با موسيقي متال آشنايي كافي دارند و مي توانند در آثاري از اين دست حضور مثبت داشته باشند. قطعه بي كلام مولا علي نيز از قطعات شنيدني اين مجموعه به شمار مي آيد. در ادامه تم عرفاني بعضي از قطعات آلبوم، اين قطعه آخري حسن ختامي است بر آلبومي قابل قبول از اولين تجربه گرايي هاي موسيقي متال كه حال و هوايي آييني يافته است. مي توان از طراحي جلد كاست و عكس هاي آن با فضاي تيره و تار و رنگ هاي غالب مشكي و خاكستري ياد كرد كه جز عكس ها بقيه موارد چندان به لحاظ گرافيكي جذاب و چشمگير نيستند.
تصویر
اگر آلبوم پنهان را اولين قدم در راه دستيابي به گونه اي از موسيقي متال در ايران قلمداد كنيم، مي توان انتشار اين آلبوم را به فال نيك گرفت و به انتظار گام هاي بعدي در اين راه نشست. ظاهراً موسيقي متال آرام آرام دارد جاي خود را در موسيقي نسل جديد ايراني باز مي كند و از حالت كنسرت هاي گهگاهي گروه هايي كه هنوز مجوز انتشار رسمي آثارشان را دريافت نكرده اند بيرون مي آيد.

منابع farshidarabi.comوsharghnewspaper.com

سعي مي كنم يكي از آهنگهاي اين آلبوم را در صورتي كه اين dialupديزلي اجازه بده uploadكنم و گرنه
از وب برايتان پيدا مي كنم.

با تشكر

مولانا هدبنگ مي زند

ارسال شده: چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۸ ق.ظ
توسط amiraliof
با اينكه اين تايپيك مورد استقبال زيادي قرار نگرفت ولي به علت اينكه من به كارهاي فرشيد اعرابي
بسيار علاقمندم به ادامه مطالب مي پردازم تا اندك دوستان بيننده از آن لذت ببرند.
يك نقد جالب ديگر درباره پنهان

[External Link Removed for Guests] تصویر

مولانا هدبنگ مي زند !

چه باك اگر سماع درويشان به جاي آهنگ دف و ني و رباب و عود و تنبور و كمان و تار با گيتار الكترونيك و گيتار بيس و يك ست كامل درامز باشد؟ يا مثلاً دراويش به جاي چرخ زدن، سر تكان دهند و هدبنگر باشند؟ در پايان مراسم هم درويش دعاگو بخواند كه «بارك الله و بركات كلام الله را. سماع را. صفا را. وفا را. وجد و حالات مردان خدا را.» و همه «هاي» شده باشند.

بر اين رويا، فرشيد اعرابي رنگ حقيقت نشانده است، با آلبوم «پنهان». او در واپسين روزهاي زمستان گذشته متال بازها را دلشاد كرد. چرا كه، آلبوم او اولين تلاش قابل توجه براي ارائه موسيقي متال در ايران به شمار مي رود. بالاخره نخستين آلبوم Heavy metal به گنجينه موسيقي ايراني افزوده شد. اعرابي در اين آلبوم تسلط خود را بر گيتار الكترونيك و بيس و ساير سازهاي الكترونيك به رخ كشيده و فضاسازي هاي متناسبي نيز با جوهره دلهره آور و توهم برانگيز موسيقي متال به وجود آورده است. بماند كه صداي خش دار او بي اوج و فرودهاي مخصوص اين موسيقي و خالي از هيجان و عصياني كه نيازمندش هست به زمزمه مزامير تبديل شده است.موسيقي متال چنان كه از نامش هويدا است، ناسره است و آلوده، ناسوتي است و آكنده از دردهاي خاكي. صداي گيتارهاي آن شبيه كشيده شدن و برخورد قطعات تيرآهن است و به همين دليل متال نام دارد. موسيقي متال، موسيقي عرق و خون و اشك است، موسيقي طغيان و عصيان و اعتراض. موسيقي يأس از ناچاري حضور در قفس آهنين مدرنيته. اين موسيقي با لاهوت و عالم بالا كاري ندارد، بلكه مرثيه سرا و عزادار مرگ اسطوره هاست. به زبان دنياي ماشيني بر آن اقامه دعوا مي كند.

صداهاي خشن آن براي بيان حس عصبانيت و هيجان بسيار توانا هستند. نغمه هاي موسيقي متال آكنده از خشم و نفرت است از اين حضور بي چاره زميني. اعتراضي است عليه بودن خويش و چنين بودني، و افسرده از اينكه نردباني براي تعالي نيست. موسيقي هبوط است. عليه هنجارها و تصورات اجتماعي مي شود و اين هنجارستيزي را تا مرز نامتعارفي به پيش مي برد.

اين راديكاليسم به گفتار هم كشانيده مي شود و از رك گفتن الفاظ ركيك ابايي ندارد.ششاز پوچي آمال و اهداف اين جهاني سرخورده و عصباني است. تمام فلسفه آن در يكي از آهنگ هاي گروه متاليكا خلاصه مي شود با نام «كه چي؟» (So What) و اين پرسش لعنتي بنيان هر كنشي را دود مي كند و به هوا مي فرستد.

حالا فرشيد اعرابي آمده و به جاي هبوط دنبال تعالي است. روي جلد كاست خود ستاره پنج سر شيطاني را به ستاره هشت پر شيعي تبديل كرده است. در كنار تصاوير ابزورد و گوتيك و فضاي دلهره آور و گروتسك وار، از يك دياگرام سنتي جهت آموزش مخرج تلفظ حروف قرآني استفاده كرده است و بي آن كه كاري به كار دردهاي اين جهاني داشته باشد و فرياد اعتراض نسل جوان را در آهنگ هاي خود سر دهد، سراغ مولانا رفته و اشعار آن جهاني او را به ميان آورده است. به جاي باروت و شلاق و تفنگ از دير و دار و مسجد مي گويد و از «رقص بهار» حرف مي زند.

انگار كه به جنگ پيامبران متال رفته باشد و با جيمز هتفيلد و لارس اولريش مناظره كند، از زبان مولانا مي گويد كه «اي كافران قفل شما را واكنم.» شگفتي آور اينكه سه شعر مولانا همان هايي هستند كه در آلبوم سال گذشته خوانندگان ايراني لس آنجلسي نيز حضور داشتند. آلبوم آنان تقليدي از كارهاي گروه «انيگما» بود و اكنون همين اشعار عارفانه مولوي در قالب متال ريخته مي شوند. مولانا البته شايد بتواند با انيگما كنار آيد و حتي خواهر مدونا ترجمه انگليسي آن را به آلبومي پرفروش تبديل كند. همچنان كه Axiom of choice سراغ خيام مي روند و گروه «اوهام» اشعار حافظ را در سبك پاپ راك اجرا مي كنند. اما آيا مولانا مي تواند هدبنگ هم بزند و هاي و هايپر هم شود و مگر جيمز هتفيلد و لارس اولريش مي توانند چرخان شوند و به وجد و حالت برسند؟

اين كيمياگري انگار از كبريت اعظم اعرابي برمي آيد. فعلاً كه او موسيقي يأس و حرمان و عصيان را با شعر شور و وله و رضا پيوند داده است. از موسيقي ناسوتي براي اتصال با عالم لاهوت سود جسته، آهن سرد و تيره متال را به زر پرعيار عرفان ماليده و خلاصه باز هم يك تركيب ژنتيكي تازه پديد آمده است كه شير است و شرزه نيست و آهو هست و خوش خط و خال نيست و با اين حال هم شير است و هم آهو. هم متال است و هم به درد محافل اهل حال مي خورد. دنيا، دنياي التقاط هاست و ما ايراني ها همچنان كه سمند را با موتور پژو توليد مي كنيم مي توانيم سماع را به زه گيتار وصل كنيم. هرچه باشد، مگر نه اين كه هر دو _ آن سماع و اين موسيقي متال _ موسيقي آئيني هستند و براي از خود بي خود شدن، و مگر نه اين كه مولانا هم مي گويد: «من خسته گرد عالم، درمان از كس نديدم.» و مولانا رقص را به تنهايي ادامه داد از صلوه ظهر تا نماز عصر.

به زمانهايي كه در مقاله اشاره شده توجه نكنيد آلبوم پنهان و اين مقاله چند ساليست كه منتشر شده است.

منابع farshidarabi.comوmetalex.blogfa.comوsharghnewspaper.com

دانلود آهنگ شماره 4 آلبوم پنهان خزان قصه ها

ارسال شده: چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۶, ۸:۱۴ ق.ظ
توسط amiraliof
براي اينكه بتوانيد بيشتر با آلبوم پنهان آشنا شويد با تمامي مشكلات dialup براي آپلود فايلهاي بزرگ
خزان قصه ها را به طور كامل براي شما آپلود كردم با bite rate 80kbps اميدوارم لذت ببريد.

[External Link Removed for Guests]

شعر خزان قصه ها

چرا به سر نمي شود خزان قصه هاي من
چرا نمي رسد به گوش طنين نعره هاي من
رها نمي كند مرا اين تن خشك حقير
رسيده ام به انتها مرا تو از تنم بگير
چه سرنوشت مبهمي نوشته شد براي من
نمي رسد به داد دل گريه هاي هاي من
بيا بيا عطش شكن بيا بيا كه تشنه ام
بيا هنوز ياد آن سينه ريش و دشنه ام
مرا به خلوتي رسان ترانه اي ساز كن
اين شب بي ستاره را تا سحر آغاز كن
مرا بخوان اميد جان كه در سكوت خوانده ام
گوشه نشين غربتم در انتظار مانده ام
كجاي اين دربه دري به شور و حال مي رسم
پرسه زنان و بي اميد من به زوال مي رسم

شاعر عباس روشن زاده

Re: دانلود آهنگ شماره 4 آلبوم پنهان خزان قصه ها

ارسال شده: جمعه ۴ خرداد ۱۳۸۶, ۴:۱۵ ب.ظ
توسط Deep Impact
amiraliof نوشته شده:براي اينكه بتوانيد بيشتر با آلبوم پنهان آشنا شويد با تمامي مشكلات dialup براي آپلود فايلهاي بزرگ
خزان قصه ها را به طور كامل براي شما آپلود كردم با bite rate 80kbps اميدوارم لذت ببريد.


انقدر از اين آلبوم تعريف كردي كه ديروز رفتن از جلوي دانشگاه آلبومشو خريدم.. 3-4 تا آهنگشو بيشتر وقت نكردم بشنوم . البته كه هنوز با اون استانداردهاي كه از اين سبك مبشناسيم فاصله داره اما معجزه شعر مولاناست كه در هر زبان و با هر سبكي بوي خدا رو ميده. ايراد مهمش اينه كه Lyrics نداره . متن آهنگاش تو كاست نبود .

آلبوم خوبي بود.

ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ق.ظ
توسط amiraliof
دوست عزيز Deep Impact خيلي خوشحالم كه اين مطالب باعث شد شما از اين آلبوم خريداري كنيد.
اميدوارم لذت ببريد من چندساليست كه بسيار گوش مي كنم خيلي به دل من نشسته اميدوارم كار
جديدفرشيداعرابي زودترمنتشرشودمن هم قبول دارم آلبوم پنهان داراي ايراداتي مي باشدولي براي اولين
تجربه در ايران معجزه است.اين هم اضافه كنم تقريبا تمامي كارهاي اين آلبوم با خود فرشيد اعرابي
بوده واين خيلي جالب است.
مشخصات كامل آلبوم را در اينجا مي گذارم.

( Penhan )
Cassette & CD ( Iranian POP Music )
Singer : Farshid Aerabi
Musician & Composer : Farshid Aerabi
Lyrics : Molana , Abas Roshanzadeh , mahmoud Ostad Mohamad
Players :
Guitar ( Electric & Bass ) : Farshid Aerabi
Electronical Voice : Farshid Aerabi
Mastering : Bam Ahang Studio
Mix : Mehrzad Mehraban Poor
Photography : Behrouz Raii
Designer : Mohsen Azizi
Digital Duplication : Tanin - Taha Co.
Web Designer : Iran Music 2002
Produced in Tehran - Iran

ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۵:۵۴ ق.ظ
توسط amiraliof
در اينجا شعرهاي آلبوم پنهان را مي گذارم

1.داد ز بي داد شاعر:عباس روشن زاده

قلندران رهگذر از اين زمانه داد بي داد
به جرم شعر و شاعري دمي ست رفته ام ز ياد
قصه پر غصه دل زود گذشت و سر رسيد
بي سر و بي پا دل من بس كه به پاي سر دويد
در عطش شعله شدن سوختم و دم نزدم
دودم و خاكستريم شعله بر عالم نزدم
هر چه نوشتم به ورق مرثيه هاي خاك بود
سوي زمين و آسمان زمزمه هاي پاك بود
رخ سياه خانه را هيچ ستاره اي نبست
بغض ترانه هاي من كهنه شدن را نشكست
واژه به واژه خط به خط از شب و اشك گفته ام
شب به ستاره ها رسيد در دل اشك خفته ام

2.كافران شاعر:مولانا

ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
ای مطربان ای مطربان دف شما پر زر کنم

ای تشنگان ای تشنگان امروز سقايي کنم
این خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم

تو نطفه بودی خون شدی
وانگه چنين موزون شدی
سوی من آی ای آدمي تا ز اينت نيکوتر کنم
من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم
من گرگ را يوسف کنم من زهر را شکر کنم
ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
زيرا که مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم

ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
زيرا که مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم

ای بيکسان ای بيکسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته ی غم ديده را سلطان کنم سنجر کنم

ای کيميا ای کيميا در من نگر زيرا که من
صد دير را مسجد کنم صد دار را منبر کنم

تو نطفه بودی خون شدی
وانگه چنين موزون شدی
سوی من آی ای آدمي تا ز اينت نيکوتر کنم
من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم

3.پنهان شاعر:مولانا

اينجا کسی است پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس کشيده
پيشان من گرفته
اينجا کسی است پنهان
چون جان خوشتر از جان
باغی به من نموده
ايوان من گرفته
اينجا کسی است پنهان
همچون خيال در دل
اما فروغ رويش ارکان من گرفته

اينجا کسی است پنهان
همچون خيال در دل
اما فروغ رويش ارکان من گرفته

من خسته گرد عالم درمان زكس نديدم
تا درد عشق ديدم درمان من گرفته
بشكن طلسم صورت بگشا چشم سيرت
تا شرق و غرب بيني سلطان من گرفته
اينجا کسی است پنهان
همچون خيال در دل
اما فروغ رويش ارکان من گرفته
ياران دلشکسته ،بر صدر دل نشسته
مستان و می پرستان ميدان من گرفته

اينجا کسی است پنهان ،دامان من گرفته
خود را سپس کشيده ،پيشان من گرفته
اينجا کسی است پنهان ،چون جان خوشتر از جان
باغی به من نموده ،ايوان من گرفته
اينجا کسی است پنهان
همچون خيال در دل
اما فروغ رويش ارکان من گرفته
ياران دلشکسته ،بر صدر دل نشسته
مستان و می پرستان ميدان من گرفته

4.خزان قصه ها شاعر عباس روشن زاده

چرا به سر نمي شود خزان قصه هاي من
چرا نمي رسد به گوش طنين نعره هاي من
رها نمي كند مرا اين تن خشك حقير
رسيده ام به انتها مرا تو از تنم بگير
چه سرنوشت مبهمي نوشته شد براي من
نمي رسد به داد دل گريه هاي هاي من
بيا بيا عطش شكن بيا بيا كه تشنه ام
بيا هنوز ياد آن سينه ريش و دشنه ام
مرا به خلوتي رسان ترانه اي ساز كن
اين شب بي ستاره را تا سحر آغاز كن
مرا بخوان اميد جان كه در سكوت خوانده ام
گوشه نشين غربتم در انتظار مانده ام
كجاي اين دربه دري به شور و حال مي رسم
پرسه زنان و بي اميد من به زوال مي رسم

5.خط آخر شاعر: محمود استاد محمد
متاسفانه پيدا نكردم

6.افسانه شو شاعر:مولانا

حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن
وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان ميشوي مستانه شو مستانه شو

بايد جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان ميشوي مستانه شو مستانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شيرين ما
فاني شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

تو ليله القبري برو تا ليله القدري شوي
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دل هاي ما
مفتاح شو، مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفي آن استن حنانه را
کمتر ز چوبي نيستي حنانه شو حنانه شو

حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن
وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان ميشوي مستانه شو مستانه شو

بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي

7.رقص بهار شاعر:عباس روشن زاده

از اين خزان رسيده باد شبانه كوچ مي كنم
به يك اشاره هر چه را كه مانده پوچ مي كنم
بسان عابران مست پر از ترانه مي شوم
حماسه ساز رويش سبز جوانه مي شوم
رقص بهار مي كنم به باغ غنچه هاي شاد
سپرده ام پيكر خود به تازيانه هاي باد

رقص بهار مي كنم به باغ غنچه هاي شاد
سپرده ام پيكر خود به تازيانه هاي باد

اون همه انتظار را گور به گور مي كنم
از دل راه كوره ها ساده عبور مي كنم
نغمه ناشنيده اين شبانه بوده ام
عارف محنت زده گوشه خانه بوده ام
زورق تشنگي من گر چه به جايي نرسيد
در تن من جاي عطش روح صبورانه دميد
رقص بهار مي كنم به باغ غنچه هاي شاد
سپرده ام پيكر خود به تازيانه هاي باد

8.فقل بي نشون:محمود استاد محمد
متاسفانه پيدا نكردم

9.تبار من شاعر:عباس روشن زاده

من از غروب خسته ام من از چراغ مردگي
از اين ستاره كشتن و رواج سرسپردگي
بر آسمان نظاره كن حادثه ايست در كمين
چگونه بركنم من اين غبار از دل غمين
چه ظلمتي گرفته اين شب بهار مرده را
تو بي بهانه مي بري بهار نورسيده را
شب از ستاره ها تهي من به اميد روشني
چه بي صدا نشسته ام به انتظار روزني
صداي خسته اي مرا به اوج مي كشاندم
به چلچراغ روشن ترانه مي نشاندم
من از نژاد نور و از تبار روشناييم
من آخرين مسافر ديار آشناييم
به صبح رفتنم نگر چه شادمانه مي روم
پي ستاره اي شدن چه مومنانه مي روم
من از غروب خسته ام خسته ام خسته ام

10.مولا علي(بي كلام)

آهنگهاي 2و3و4 اين آلبوم حرف ندارد از هر لحاظي زيبا هستند :) :) :) :)

اميدوارم لذت ببريد.

ارسال شده: شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶, ۹:۱۵ ق.ظ
توسط Deep Impact
amiraliof نوشته شده:در اينجا شعرهاي آلبوم پنهان را مي گذارم

1آهنگهاي 2و3و4 اين آلبوم حرف ندارد از هر لحاظي زيبا هستند :) :) :) :)

اميدوارم لذت ببريد.

مرسی
کار جدیدش اگر بیرون اومد یه خبری بده.

ارسال شده: یک‌شنبه ۵ آبان ۱۳۸۷, ۶:۰۴ ق.ظ
توسط alimetallica_2
سلام.
ميشه دوباره آلبوم پنهان استاد رو براي دانلود بگذاريد يا هر آهنگي که ازش موجوده؟