همچون نوابغ بينديشيد
ارسال شده: سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۰۴ ق.ظ
نوابغ
در مواجهه با مسائل و مشکلات چه مي کنيد؟ از آن ها فرار مي کنيد يا سعي مي کنيد آن ها را حل کنيد؟ فکر مي کنيد صرفا افراد باهوش قادرند مسائل را به بهترين شکل ممکن حل کنند يا اين که هر کسي مي تواند اين کار را بکند؟ آيا دقت کرده ايد چقدر تجربيات گذشته شما در رويکرد شما به مسائل موثر است؟
از گذشته، مطالعات زيادي راجع به هوش و خلاقيت در جهان انجام شده است و زندگي نوابغ به صورت جدي و عميق مورد بررسي قرار گرفته است. اما هنوز به قطع نمي توان گفت که فرمول کلي براي طرز تفکر آنان وجود دارد. به علاوه اکثر مردم فکر مي کنند که آنان، افرادي با توانايي هاي ژنتيکي کاملا متفاوت هستند يا اين که از ضريب هوشي بسيار بالايي برخوردارند .
مطالعات نشان مي دهد که الزاما هوش و خلاقيت، رابطه مشخصي با يکديگر ندارند و يک فرد خلاق الزاما باهوش نيست و بالعکس. ما عموما ياد مي گيريم که چگونه براساس روش هاي حل مساله اي که آموخته ايم و تجربيات گذشته خود، به سرعت راه حلي تضمين شده را براي مساله ي پيش رو بازآفريني نماييم. اما نوابغ، براساس تفکري واگرا، تمامي راه حل هاي ممکن براي يک مساله را در ذهن خود خلق و مورد ارزيابي قرار مي دهند و ابدا نمي کوشند صرفا براساس يک راه حل متداول به جواب برسند. آنان سعي مي کنند راه حلي جديد بيافرينند . از مطالعه گسترده الگوهاي فکري نوابغ و ابرخلاقان جهان، هشت راهبرد فکري مشترک بدست آمده است که ما هم مي توانيم در زندگي خود بکار بگيريم و به ديگران آموزش دهيم :
1 ) نوابغ از دريچه هاي مختلف به مساله نگاه مي کنند (نگرشي نو و متفاوت)
2 ) نوابغ، افکار خود را به تصوير مي کشند (در قالب يک طرح، نمودار، فرمول يا شکل)
3 ) نوابغ بسيار توليد مي کنند (توليد فراوان و مستمر ايده ها)
4) نوابغ، ترکيباتي بديع و جديد مي آفرينند (راهکارها را ترکيب مي کنند)
5 ) نوابغ، روابط را تقويت مي کنند (ارتباط دهي موضوعات نامربوط)
6 ) نوابغ، به تضادها مي انديشند (اعتقاد هم زمان به مواضع متضاد و شناوري ذهن)
7 ) نوابغ، استعاري مي انديشند (کشف تشابهات مقولات متفاوت)
8 ) نوابغ، خود را براي فرصت ها مهيا مي کنند (نهراسيدن از شکست و رويارويي با شرايط جديد)
در مواجهه با مسائل و مشکلات چه مي کنيد؟ از آن ها فرار مي کنيد يا سعي مي کنيد آن ها را حل کنيد؟ فکر مي کنيد صرفا افراد باهوش قادرند مسائل را به بهترين شکل ممکن حل کنند يا اين که هر کسي مي تواند اين کار را بکند؟ آيا دقت کرده ايد چقدر تجربيات گذشته شما در رويکرد شما به مسائل موثر است؟
از گذشته، مطالعات زيادي راجع به هوش و خلاقيت در جهان انجام شده است و زندگي نوابغ به صورت جدي و عميق مورد بررسي قرار گرفته است. اما هنوز به قطع نمي توان گفت که فرمول کلي براي طرز تفکر آنان وجود دارد. به علاوه اکثر مردم فکر مي کنند که آنان، افرادي با توانايي هاي ژنتيکي کاملا متفاوت هستند يا اين که از ضريب هوشي بسيار بالايي برخوردارند .
مطالعات نشان مي دهد که الزاما هوش و خلاقيت، رابطه مشخصي با يکديگر ندارند و يک فرد خلاق الزاما باهوش نيست و بالعکس. ما عموما ياد مي گيريم که چگونه براساس روش هاي حل مساله اي که آموخته ايم و تجربيات گذشته خود، به سرعت راه حلي تضمين شده را براي مساله ي پيش رو بازآفريني نماييم. اما نوابغ، براساس تفکري واگرا، تمامي راه حل هاي ممکن براي يک مساله را در ذهن خود خلق و مورد ارزيابي قرار مي دهند و ابدا نمي کوشند صرفا براساس يک راه حل متداول به جواب برسند. آنان سعي مي کنند راه حلي جديد بيافرينند . از مطالعه گسترده الگوهاي فکري نوابغ و ابرخلاقان جهان، هشت راهبرد فکري مشترک بدست آمده است که ما هم مي توانيم در زندگي خود بکار بگيريم و به ديگران آموزش دهيم :
1 ) نوابغ از دريچه هاي مختلف به مساله نگاه مي کنند (نگرشي نو و متفاوت)
2 ) نوابغ، افکار خود را به تصوير مي کشند (در قالب يک طرح، نمودار، فرمول يا شکل)
3 ) نوابغ بسيار توليد مي کنند (توليد فراوان و مستمر ايده ها)
4) نوابغ، ترکيباتي بديع و جديد مي آفرينند (راهکارها را ترکيب مي کنند)
5 ) نوابغ، روابط را تقويت مي کنند (ارتباط دهي موضوعات نامربوط)
6 ) نوابغ، به تضادها مي انديشند (اعتقاد هم زمان به مواضع متضاد و شناوري ذهن)
7 ) نوابغ، استعاري مي انديشند (کشف تشابهات مقولات متفاوت)
8 ) نوابغ، خود را براي فرصت ها مهيا مي کنند (نهراسيدن از شکست و رويارويي با شرايط جديد)